سید حسن امین

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Colored dice with white background
عنوان تمدن اسلامی -اگر موضوع تمدن و مفهوم تمدن را خوب بشکافیم- خواه‌ناخواه برمی‌گردد به اینکه تمدن اسلامی هم از صفر شروع نشده بلکه از جهت فکری، علمی و فرهنگی، سرچشمه‌های مختلفی داشته که با نهضت ترجمه -هم از سریانی و یونانی و هم از پهلوی و سانسکریت و هم بعدها از چین- منابع مختلف تمدنی جهان آمده‌اند و کار عظیمی که تمدن اسلامی کرد این بود که مرزهای بین تمدن‌ها و ملت‌های مختلف را از میان برداشت و با آزادی حرکت، آزادی سفر و آزادی بحث و مناظره، موجب تقویت و تحکیم و ارتقای تمدن‌های موجود شد.
Colored dice with white background
من به این عقیده نیستم که برای رسیدن به اهداف و آرمان‌های انسانی و تمدنی، ضرورتاً ما باید تمام مشکلات و راه‌های متنوعی که ملل دیگر طی کرده‌اند را طی کنیم. ما قطعاً این تفکرات را در کشور خودمان قبل از مشروطه و از دوره ناصرالدین‌شاه داشتیم و عده‌ای خواسته‌اند که نظام حقوقی ما کاملاً نظامی عرفی و لائیک باشد و عده‌ای آمدند و گفتند که ما می‌خواهیم حتماً مشروعه باشد و بینابین آن؛ همان نظام احسنی بوده‌است که واقعاً موجب افتخارماست. مثل قانون مدنی که این قانون با اینکه قانون مدرنی هست اما با تفکر ما و فقه امامی [هماهنگ است] و می‌شود گفت اکثر آنها یک ترجمه مدرن و یک برداشت آبرومندانه و متفکرانه و منسجم از کتاب شرایع محقق حلی است؛ بنابراین ما یک قانون مدنی نوشتیم که از تصویب مجلس گذشته و کاملاً مدرن و تا امروز هم جواب داده‌است.

سیدحسن امین (۷ آذر ۱۳۲۷ در سبزوار) حقوقدان، فیلسوف، نویسنده، مترجم، شاعر و ادیب ایرانی است.

گفتاوردها[ویرایش]

  • «سیستم قانون مشروطیت ایران عبارت از این بود که مجلس، قانون را تصویب کند و پس از آنکه قانون به توشیح پادشاه وقت رسید، مسوولیت اجرای آن بر دوش وزرا باشد. سیستم قضایی هم که کاملاً جدا از این دستگاه بود؛ بنابراین اصل اصیل قانون اساسی مشروطه این بود که پادشاه، مقامی تشریفاتی است و حق دخالت در حاکمیت ندارد. مجلس تصمیم می‌گیرد و شاه تنها این تصمیم را برای اجرا به دولت ابلاغ می‌کند. قانون اساسی ما در آن زمان بسیار مترقی بوده و ما در آسیا، اولین کشوری بودیم که چنین قانون منظم و مدونی داشته‌ایم. البته گفته شده که در آن زمان، کشورهایی نظیر عثمانی و ژاپن هم دارای قوانین اساسی بوده‌اند. عثمانی از این نظر که فتوحاتی در قاره اروپا داشت و قوانین خودش را باید مانند اروپایی‌ها تنظیم می‌کرد، یک فرمانی به نام فرمان گلخانه داشت. گلخانه جایی مانند کاخ گلستان ما بود. در ژاپن هم تقریباً همزمان با ایران، نهضت تدوین قانون و نوشتن قانون اساسی آغاز شد اما نظام قانون اساسی ایران، سیاسی‌تر و منظم‌تر ازدیگر بخش‌ها بود. یعنی قوانینی که در این کشورها گردآوری شد، مانند همان چیزی بود که ما در دوره ناصرالدین‌شاه داشتیم. تفاوت مهم قانون اساسی مشروطه ایران با این نمونه‌ها این بود که در قانون اساسی ایران، شاه به‌طور کامل از آن حالت استبداد سیاه و مطلقی که فرنگی‌ها می‌گویند در کشورهای آسیایی حاکم بوده، به کلی تطهیر می‌شود و او را در یک جایگاه تشریفاتی قرار می‌دهد.»
    • انجمن هم اندیشان ایران فرهنگی، ۱۳۹۷[۱]
  • «۱۴۰۰ سال از تمدن اسلام و آغاز آن می‌گذرد، اما همان‌طور که استحضار دارید تمدن در همه این جوامع بشری قرن‌ها و هزاره‌های خیلی درازی پیشینه دارد و آنها هیچ‌کدام از بین نمی‌روند بلکه به فرهنگ‌ها و تمدن‌های دیگر منتقل می‌شود و بعد هم متأثر می‌شوند و هم تاثیرگذارند. اما اینکه تمدن اسلامی قابل احیاست یا نه؛ قطعاً برای هر ملتی پیشینه تاریخی او و اوج فرهنگ و تمدن و پیشرفت او، می‌تواند نقطه‌ای برای پیشرفت، احیا، رنسانس و نوزایی باشد. هنگامی که افرادی مانند من به پیشینه فرهنگی و تمدنی نیاکان خودمان چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام نگاه می‌کنیم، این فقط به‌منظور فخرفروشی و تفاخر نیست بلکه یک مفهوم و یک پیام خیلی جدی دارد که اگر روزی کتاب قانون ابن‌سینا -که جد همه مردم این ایران بزرگ فرهنگی بود- به‌عنوان درسنامه پزشکی در دانشگاه پاریس تدریس می‌شد، این به این معناست که نسل‌های بعدی، نسل ما و نسل‌های آینده ما هم این استعداد و توانمندی را دارند که از نو با رستاخیز فرهنگی و تمدنی شرایطی را ایجاد کنند در تولید علم در تولید تمدن، در ارتقای تفکر، به‌طور جهانشمول باز بتوانند در سطح بالاتری از قطعاً سطح فعلی تولید علم در ایران بلکه در مقام مقایسه برتر از بقیه ملل باشند. اما خصوصاً در طول این ۱۰۰ سال گذشته [سراغ نداریم] اتفاقی افتاده باشد که این امید را در ما زنده کند -که می‌توانیم دل به یک رنسانس، به یک رستاخیز عظیم فرهنگی که ما را به مرحله جدیدی از تاریخ برساند- ببندیم.»[۲]
  • «اگر ما نتوانسته‌ایم شهروندان خوبی بسازیم و افراد پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه‌ها، در مقاماتی قرار گرفته‌اند که آن‌ها را متهم به نقض حقوق شهروندی و حقوق بشر می‌کنیم، در وهله اول نوک پیکان نقد به طرف خود ما بازمی‌گردد که وظیفه‌مان را درست انجام نداده‌ایم. اگر مراجع فرهنگی و تربیتی خوبی باشیم، جامعه‌مان باید فاقد افرادی بود که ناقض حقوق بشر باشند. از الان شروع کنیم و بگوییم هر شهروند ایرانی باید مطابق انصاف و عدالت از حق تبعیت کند و مقابل ظلم بایستد؛ همه ما می‌توانیم از فردا انسان‌های بهتری باشیم.»
    • در برنامه شوکران، ۱۳۹۷[۳]
  • «به عنوان استاد راهنمای رئیس‌جمهور (روحانی) از رای دادن به او پشیمانم. من به عنوان یک نفر از ۲۵ میلیون رای‌دهنده به ایشان اعتماد کردم و رای دادم چون به وعده‌هایی که به ملت ایران دادند اعتماد کردم اما اگر می‌دانستم نتیجه و حاصل این است که به آن وعده‌ها وفا نخواهد شد… پشیمان هستم. فکر می‌کردم با حضور ایشان می‌توانیم از این مراحل سختی که در چند دهه اخیر گرفتار بودیم و حتی می‌شود گفت از زمان مشروطیت گرفتارشان بودیم به طرف آزادی و آبادی و رفاه و فلاح حرکت کنیم.
  • مردم ایران ۱۰۰ سال است دنبال این هستند که مشکلاتشان حل شود. فکر می‌کردم کسی مثل آقای روحانی که توانست طی ۵۰ سال خودش را از یک طلبه شهرستانی به ریاست جمهوری ارتقا دهد می‌تواند وضعیت عامه مردم را بالاتر ببرد. من امیدوار بودم این به دست شخصیتی مانند ایشان گشوده شود خودش هم گفت کلیدی دارد که قفل‌ها را باز می‌کند امیدوارم بتواند به اهدافی که می‌گفت برسد. او تحصیل کرده انگلستان است و آنجا چشم و گوشش را نبسته و دیده که حقوق شهروندی و آزادی و دموکراسی آنجا در جریان است و وظیفه مسئولانی که خودشان را جلو می‌اندازند و وارد گود سیاست می‌شوند این است که مردم را به خواسته‌هایشان برسانند.»
  • در برنامه فرمول یک، ۱۳۹۷[۴]
  • «با اینکه مشروطه جنبشی عدالت محور بود، اما در قانون اساسی آن می‌نویسند تعدادی از افراد از جمله زنان حق انتخاب شدن و انتخاب کردن ندارند. وی افزود: ۱۱۳ سال عقل جمعی قانون نویسان به اینجا رسیده که زنان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن ندارند و ۶۳ سال بعد و پس از انقلاب سفید یعنی در سال ۴۲ و ۴۳ به خانم‌ها اجازه ورود به انتخابات داده شد، اما امروز شرکت زنان در انتخابات نهادینه شده‌است.»
  • «اگر چه نقدهایی هنوز به قانون‌های این حوزه وارد است، اما در قانون اساسی ما گفته شده حقوق زنان به دلیل ستم بیشتری که در گذشته دیده‌اند باید بیشتر استیفا شود و در اصل سوم قانون اساسی می‌گوید دولت به رفع تبعضات نابه جا موظف است. در قانون اساسی از تأمین حقوق همه‌جانبه افراد اعم از زن و مرد و تساوی عموم در برابر قانون سخن گفته شده‌است؛ یعنی در قانون اساسی موجود ما اصل عدم تبعیض تغنین شده و جزء قوانین موجود است.

این اصل به صراحت تمام به عدم تبعیض قائل است و می‌گوید همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند. تفسیر من به عنوان یک حقوقدان این است که با این اصل هر قانون عادی که با این اصل در تعارض باشد از درجه قانونیت خارج است. یعنی اگر نگاه قانونی به قوانین گذرنامه یا ارث داشته باشیم باید بگوییم برابر این اصل قوانین تبعیض آمیز باید کنار بروند. قانون باید از نظر اکثریت جامعه، مشروعیت داشته باشد. اگر قانونی فقط در کتاب قانون وجود داشته باشد چه فایده دارد؟ الان زن اگر بخواهد گذرنامه بگیرد موظف است پوشش کامل داشته باشد اما همان زمان که عکس را عرضه می‌کند پوشش مطابق با آنچه که در عکس گفته شده ندارد. از نظر فقهی نگاه نمی‌کنم از نظر قانونی نگاه می‌کنم. سخن این است که حقوق خانم‌ها در ایران به تصریح قانون بیشتر از بقیه ضایع شده و به استناد همین قانون باید به تساوی حقوق قائل باشیم. در اصل بیستم به تساوی و برابری حقوق حکم کرده، اما قوانین جاری در باب دیه، ارث، قصاص، شهادت و رسیدن به مناصب مهم کشوری حرف دیگری می‌زند. اگر بنا باشد حق را به حقدار بدهیم با همین قوانین موجود هم می‌شود کاری کرد که حق همه مردم ادا شود. وقتی انقلاب سفید شد و به زنان حق رأی دادند برخی از مردان گفتند مگر ما آزادی در انتخابات داریم که شما این حق را به زنان هم داده‌اید. سخن این است که قانون باید با حس نیت اجرا شود. اخیراً پدری شکایت می‌کند که دخترم با مردی ازدواج کرده و من راضی نیستم. دادگاه حکم به ابطال عقد می‌دهد. بعد این دختر و پسر مجدداً ازدواج می‌کنند. پدر شکایت می‌کند. اما این بار می‌گویند عقد دوم بوده و نیاز به اذن ولی ندارد. این رای یک راهکار ایجاد می‌کند درحالی که ما باید با حسن نیست مشکلات را حل کنیم.»

  • دومین نشست چالش‌های حقوق زنان در فقه، ۱۳۹۷[۵]

دربارهٔ او[ویرایش]

  • «داریوش فرهود: فروتنی علمی این استاد برجسته از این جهت قابل تقدیر بیشتر است که وی بیش از اینکه در خصوص کار خود صحبت کند از فردوسی بزرگ و اثر سترگ او، شاهنامه یاد کرد و بیشتر از او گفت تا اثر خود.»
  • در نشست هفتگی انجمن هم اندیشان ایران فرهنگی، 1396[۶]
باغ سخن طراوت شور آفرین نداشت / گر باغبان نادره همچون «امین» نداشت
  • مشفق کاشانی،[۷]

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ