طالب آملی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

محمّدِ طالبِ آمُلی (۱۵۸۵، آمل - ۱۶۲۶، لاهور) شاعر فارسی ایرانی در سبک هندی بود.

دارای منبع[ویرایش]

دیوان اشعار[ویرایش]

  • «طالب گل این چمن ببستان بگذار// بگذار که می‌شوی پریشان بگذار// هند و نبرد تحفه کسی جانب هند// بخت سیه خویش به ایران بگذار»
  • «وینک عدد فنم از آلاف زیاد است// بر هندسه و منطقی و حکمت و هیئت// دستی است مرا کش ید بیضا زعباد است// وین جمله چو طی شد نمکین علم حقیقت»
  • «ز اشک شام و سحر دیده چند تر ماند// خوشدل زخمی که ناز مرهم نکشید// من بلبل آن گلم که در گلشن دهر// پژمرده شد و منت شبنم نکشید»
  • «عمر ما، عمر شراب کهنه را ماند که هست// اولش بسیار شیرین، آخرش بسیار تلخ»
  • «به پیش‌اندر آمدش آهو دو جفت// جوانمرد خندان به آزاده گفت// کدام آهو افکنده خواهی به تیر// که ماده جوان است و همتاش پیر// چنین گفت آزاده کای شیرمرد// به آهو نجویند مردان نبرد// وزآن پس هیون را برانگیز تیز// چو آهو ز جنگ تو گیرد گریز»
  • «به بال و پر چو هزبری به خشم و کین چو پلنگ// بخال و خط چو تذروی بدست و پا چو غزال»
  • «افروختن و سوختن و جامه دریدن// پروانه ز من، شمع ز من، گل ز من آموخت»
  • «روی گردان می‌شود از صحبتش فیض شراب// همچو طالب هرکه او معتاد افیون می‌شود»
  • «امشب قلمم سیر نشد از تحریر// مانند دلم ز نالهای بم و زیر// تا صحبدم این دو مرغ را دم نگهست// این داد صریر داد و آن داد صفیر»

اشعار مازندرانی[ویرایش]

  • به نومِ نومیِ اون ربِ اعلی / محمد رسول، علی ولیِ اِلله[۱]

پیوند به بیرون[ویرایش]

  1. نیاکی، جعفر و پوران‌دخت حسین‌زاده. نسرین اقتداری. بابل (شهر زیبای مازندران). ج. ۱. چاپ دوم. تهران: نشر سالمی، ۱۳۸۳. ۲. شابک ‎۹۶۴-۶۹۴۷-۷۴-۳.