پرش به محتوا

کسایی مروزی

از ویکی‌گفتاورد

کسایی مروزی، کنیه او ابوالحسن یا ابواسحاق و لقبش مجدالدین است. در اواخر عهد سامانی و اوایل عهد غزنوی می‌زیسته است. زادروز: (۳۴۱ هجری قمری) در مرو. تاریخ وفات او مشخص نیست.

دارای منبع

[ویرایش]

گنج بازیافته، جلد دوم، گردآورده دبیرسیاقی

[ویرایش]
  • «به سیصدوچهل و یک رسید نوبت سال// چهارشنبه و سه‌روز باقی از شوال// بیامدم به جهان تا چه گویم و چه کنم// سرود گویم و شادی کنم به نعمت و مال»
  • «ستوروار بدین سان گذاشتم همه عمر// که برده‌گشتهٔ فرزندم و اسیر عیال»
  • «دریغ فر جوانی دریغ عمر لطیف// دریغ صورت نیکو دریغ حسن و جمال// کجا شد آن‌همه خوبی کجا شد آن‌همه عشق// کجا شد آن‌همه نیرو کجا شد آن‌همه حال»
  • «گذاشتیم و گذشتیم و بودنی همه بود// شدیم و شد سخن ما فسانه اطفال»
  • «گل نعمتی است هدیه فرستاده از بهشت// مردم کریم‌تر شود اندر نعیم گل// ای گلفروش گل چه فروشی برای سیم؟// وز گل عزیزتر چه ستانی به سیم گل؟»

بدون منبع

[ویرایش]
  • «به مدحت کردن مخلوق روح خویش بشخودم// نکوهش را سزاوارم که جز مخلوق نستودم»

درباره کسایی

[ویرایش]
  • «کرد عتبی با کسای همچنان کردار خوب// ماند عتبی از کسایی تا قیامت زنده نام»
  • «گر بخواب اندر کسایی دیدی این دیبای من// سوده کردی شرم و خجلت مر کسایی را کسا»

پیوند به بیرون

[ویرایش]
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ