ضربالمثلهای فارسی
از ویکیگفتاورد
آ - الف - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - ه - ی
[ویرایش] آ
- «آب از دستش نمیچکه.»
- «آب از سرچشمه گلآلوده.»
- «آب از آب تکان نمیخوره.»
- «آب از سرش گذشته.»
- «آب از آب تکان نخورد.»
- «آب پاکی روی دستش ریخت.»
- «آب در کوزه و ما تشنهلبان میگردیم.»
- «آب را گلآلود میکنه که ماهی بگیره.»
- «آب را باید از سرچشمه بست.»
- «آب زیر پوستش افتاده.»
- «آب که یه جا بمونه، میگنده.»
- «آبکش رو نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری.»
- «آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه صد نی.»
- «آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب.»
- «آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه.»
- «آب نمیبینه و گرنه شناگر قابلیه.»
- «آبی از او گرم نمیشه.»
- «آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد.»
- «آخر شاه منشی، کاهکشی است.»
- «آخوندنباتی یعنی کشک»
- «آخوند نباشد درد و غم»
- «آدم، آ هست و دم.»
- «آدم از کوچکی بزرگ میشود.»
- «آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه.»
- «آدم بد حساب، دوبار میده.»
- «آدم بهکیسهاش نگاه میکند.»
- «آدم پول پیدا میکند، پول، آدم را پیدا نمیکند.»
- «آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره.»
- «آدم خودش بمیرد هوادارش نمیرد.»
- «آدم خوش معامله، شریک مال مردمه.»
- «آدم دانا به نیشتر نزند مشت»
- «آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه.»
- «آدم دست پاچه دوبار میشاشه.»
- «آدم زنده، زندگی میخواد.»
- «آدم زنده وکیل وصی نمیخواد.»
- «آدم گدا، اینهمه ادا؟»
- «آدم گرسنه، خواب نان سنگک میبینه.»
- «آدم گرسنه، یاد پلوی عروسیش میافته.»
- «آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه.»
- «آردها مونو بیختیم، الکها مونو آویختیم.» (آرد خود را بیختیم، آردبیز را آویختیم.)
- «آرزو بر جوانان عیب نیست.»
- «آستین نو، پلو بخور»
- «آسوده کسی که خر نداره// از کاه و جوش خبر نداره.»
- «آسیاب به نوبت.»
- «آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه.»
- «آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بینمک.» (آشپز که دوتا شد ،آش یا شور میشه یا بینمک )
- «آش با جاش.»
- «آش نخورده و دهن سوخته.»
- «آش اینجا لواش اینجا کجا برم به از اینجا.»
- «آفتابه خرج لحیمه.»
- «آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی.»
- «آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه.»
- «آمدم ثواب کنم، کباب شدم.»
- «آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد.»
- «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» شهریار
- «آنان که غنیترند، محتاجترند.» ~ سعدی
- «آنچه دلم خواست نه آن شد// آنچه خدا خواست همان شد.»
- «آنرا که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟»
- «آنقدر بارکن که بکِشد، نه آنقدر که بکُشد»
- «آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه.»
- «آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه.»
- «آنقدر مار خورده که افعی شده.»
- «آن ممه را لولو برد.»
- «آنوقت که جیکجیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود؟»
- «آن یکی میگفت اشتر را که هی// از کجا میآیی ای فرخندهپی// گفت: از حمام گرم کوی تو// گفت: خود پیداست از زانوی تو»
- «آنکه به ما نریده بود کلاغ کون دریده بود.»
- «آواز دهل شنیدن از دور خوشه.»
[ویرایش] الف
- «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار اند// تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری» سعدی
- «اجاره نشین خوش نشینه.»
- «ارث خرس به کفتار میرسه.»
- «ارزان خری، انبان خری.»
- «از آب کره میگیره.»
- «از آب گذشتهاست.»
- «از آب گل آلود ماهی میگیره.»
- «از اسب افتادهایم، اما از اصل نیفتادهایم.»
- «از اونجا مونده، از اینجا رونده.»
- «از اون نترس کههای و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره.»
- «از این امامزاده کسی معجزه نمیبینه.» یا «این امامزاده کور میکنه ولی شفا نمیده.»
- «از این دم بریده هر چی بگی برمیاد.»
- «از این ستون به آن ستون فرجه.»
- «از بیکفنی زندهایم.»
- «از تو حرکت، از خدا برکت.»
- «از حق تا ناحق چهار انگشت فاصلهاست.»
- «از خر افتاده، خرما پیدا کرده.»
- «از خرس موئی کندن، غنیمته.»
- «از خر میپرسی چهارشنبه کیه؟»
- «از خودت گذشته، خدا عقلی به بچههات بده.»
- «از درد لاعلاجی به خر میگه خانمباجی.»
- «از دور دل و میبره، از جلو زهره رو.»
- «از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه.»
- «از شما عباسی، از ما رقاصی.»
- «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» ((گر دایره کوزه ز گوهر سازند))
- «از کیسه خلیفه میبخشه.»
- «از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند.»
- «از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد.»
- «از ماست که بر ماست.»
- «از مال پس است و از جان عاصی.»
- «از مردی تا نامردی یک قدم است.»
- «از من بدر، به جوال کاه.»
- «از نخورده بگیر، بده به خورده.»
- «از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن.»
- «از هر چه بدم اومد، سرم اومد.»
- «از هول هلیم افتاد توی دیگ.»
- «از یک گل بهار نمیشه.»
- «از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه.»
- «اسباب خونه به صاحبخونه میره.»
- «اسب پیشکشیرو، دندوناشو نمیشمرند.»
- «اسب تازی در طویله گر ببندی پیش خر// رنگشان همگون نگردد، طبعشان همگون شود» میرزا حبیب روحی
(اسب و خر را که یک جا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند.)
- «اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور.»
- «اسب دونده جو خود را زیاد میکنه.»
- «اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده.»
- «اسبها را نعل میکردند، کک هم پایش را بلند کرد.»
- «استاد علم!- این رنگ بهعلم نبود.» (اوسا علم! این یکی رو بکش قلم!)
- «استخری که آب نداره، این همه قورباغه میخواد چهکار؟»
- «استخوان لای زخم گذاشتن.»
- «اصل کار بر و روست، کچلی زیر موست.»
- «افادهها طبق طبق سگها به دورش وق وق.»
- «افتادگی آموز اگر طالب فیضی// هرگز نخورد آب زمینی که بلند است» پوریای ولی
- «اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد.»
- «اگر بیلزنی، باغچه خودت را بیل بزن.»
- «اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره.»
- «اگر چاه آب ندارد، برای مقنی نان دارد.»
- «اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد.»
- «اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه میبینمت بچشم آن وختی.»
- «اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش به آسمان میرسید.»
- «اگر تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم.»
- «اگر جراحی، پیزی خودتو جا بنداز.»
- «اگر خدا بخواهد، از نر هم میدهد.»
- «اگه خالهام ریش داشت، آقا دائیم بود.»
- «اگه خیر داشت، اسمشو میگذاشتند خیرالله.»
- «اگر دانی که نان دادن ثواب است// تو خود میخور که بغدادت خرابست.»
- «اگه دعای بچهها اثر داشت، یک معلم زنده نمیموند.»
- «اگه زاغی کنی، زیقی کنی، میخورمت.»
- «اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی.»
- «اگر علی ساربان است، میداند شتر را کجا بخواباند.»
- «اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد.»
- «اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره.»
- «اگه لر به بازار نره بازار میگنده.»
- «اگه مردی، سر این دسته هونگ (هاون) و بشکن.»
- «اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه.»
- «اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو میکشه.»
- «اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم.»
- «اگه نشاشیدی، شب درازه.»
- «اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد.»
- «اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یکساعته شوهر میده.»
- «اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر.»
- «امان از خانهداری، یکی میخری دو تا نداری.»
- «امان از دوغ لیلی، ماستش کم بود آبش خیلی.»
- «اندک اندک جمع گردد وانگهي دريا شود» سعدی
- «انگور خوب، نصیب شغال میشه.»
- «اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام.»
- «اول بچش، بعد بگو بینمکه.»
- «اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن.»
- «اول بقالی و ماست ترشفروشی.»
- «اول جلو خونه خودت جارو کن بعد خونه همسایه.»
- «اول پیاله و بد مستی.»
- «اول، چاه را بکن، بعد منار را بدزد.»
- «اونی که به ما نریده بود کلاغ کون دریده بود.»
- «ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک.»
- «این بو که میاید بوی کباب نیست بلکه خر داغ میکنند.»
(اینجا گوشت کباب نمیکنند بلکه خر داغ میکنند.) (از دور بوی کباب میاد، از نزدیک خر داغ میکنند.)
- «این تو بمیری، از آن تو بمیریها نیست.»
- «اینجا کاشان نیست که کپه با فعله باشد.»
- «این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه.»
- «این قافله تا به حشر لنگ است.»
- «اینکه برای من آوردی، ببر برای خالهات.»
- «اینو که زائیدی بزرگ کن.»
- «این هفتصد دینار، غیر از آن چاردهشاهی است.»
- «اینهمه چریدی دنبهات کو؟»
- «اینهمه خر هست و ما پیاده میریم.»
[ویرایش] ب
- «با آل علی هرکه در افتاد، ور افتاد.»
- «با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت.»
- «با این ریش میخواهی بری تجریش؟»
- «با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه.»
- «با خوردن سیر شدی با لیسیدن نمیشی.»
- «باد آورده را باد میبرد.»
- «با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه.»
- «بادنجان بم آفت ندارد.»
- «بادمجان دور قاب چین.»
- «بارون آمد، ترکها بههم رفت.»
- «بار کج به منزل نمیرسد.»
- «با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هیچکدام هر دو.»
- «بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره.»
- «بازی بازی، با ریش بابا هم بازی.»
- «با سیلی صورت خودشو سرخ نگه میداره.»
- «با کدخدا بساز، ده را بچاپ.»
- «بالا بالاها جاش نیست، پائین پائینها راش نیست.»
- «بالاتو دیدیم، پائینتم دیدیم.»
- «با مردم زمانه سلامی و والسلام.»
- «با نردبان به آسمون نمیشه رفت.»
- «با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین؟"
- «باید گذاشت در کوزه آبش را خورد.»
- «با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت.»
- «با یک گل بهار نمیشه.»
- «ببینیم و تعریف کنیم.»
- «بچه سر پیری زنگوله پای تابوته.»
- «بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد.»
- «بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه.»
- «بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد// یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید.»
- «بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه.»
- «برادران جنگ کنند، ابلهان باور کنند.»
- «برادر پشت، برادرزاده هم پشت؛ خواهرزاده را با زر بخر با سنگ بکش»
- «برادری بجا، بزغاله یکی هفتصنار.»
- «برای شکار بچهببر به مغاک ببر باید رفت.»
- «بر آن کدخدا زار باید گریست که دخلش بود نوزده خرج بیست»
- «برای کسی بمیر که برات تب کنه.»
- «برای همه مادره، برای ما زنبابا.»
- «برای یک بینماز، در مسجدو نمیبندند.»
- «برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه.»
- «بر عکس نهند نام زنگی کافور.»
- «برو کشکتو بساب.»
- «بزک نمیر بهار میاد// کنبزه با خیار میاد.»
- «بز گر از سر چشمه آب میخوره.»
- «بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده.»
- «بعد از هفت کره، ادعای بکارت.»
- «بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمیتونم.»
- «بگیر و ببند بده دست پهلوون.»
- «بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سیسکه، یکیش بلبل.»
- «بمیر و بدم.»
- «بنگر که چه میگوید، منگر که، که میگوید!»
- «بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده.»
- «به اشتهای مردم نمیشود نان خورد.»
- «به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ؟ گفت: اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ.»
- «به جای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد.»
- «بهر خران چه کاه برند چه زعفران»
- «به درویشه گفتند بساطتو جمع کن، دستشو گذاشت در دهنش.»
- «به روباهه گفتند: شاهدت کیه؟ گفت: دمبم.»
- «به زبون خوش مار از سوراخ در میاد.»
- «به شتره گفتند: شاشت پسه، گفت: چی چیم مثل همه کسه؟»
- «به کچله گفتند: چرا زلف نمیزاری؟ گفت: من از این قرتیگریها خوشم نمیاد.»
- «به کک بنده که رقاص خداست.»
- «به کیشی آمدند به فیشی رفتند.»
- «به گربه گفتند: گهت درمونه، خاک پاشید روش.»
- (به گنجشک گفتند منار تو کونت گفت یه چیزی بگو بگنجه)
- «به مالت نناز که به یک شب بنده، به حسنت نناز که به یک تب بنده.»
- «به ماه میگه تو در نیا من در میام.»
- «به مرغشان کیش نمیشه گفت.»
- «به مرگ میگیره تا به تب راضی بشه.»
- «به هرکجا که روی آسمان همین رنگه.»
- «به یکی گفتند: بابات از گرسنگی مُرد. گفت: داشت و نخورد؟»
- «به یکی گفتند: سرکه هفتساله داری؟ گفت: دارم و نمیدم، گفتند: چرا؟ گفت: اگر میدادم هفت ساله نمیشد.»
- «بیله دیگ، بیله چغندر.»
[ویرایش] پ
- «پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد.»
- «پای خروستو ببند، به مرغ همسایه هیز نگو.»
- «پایینپایینها جاش نیست، بالابالاها راش نیست.»
- «پز عالی، جیب خالی.»
- «پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمیشناسه.»
- «پس از قرنی شنبه به نوروز میافته.»
- «پستان مادرش را گاز گرفته.»
- «پسرخاله دسته دیزی.»
- «پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان.»
- «پسر کو ندارد نشان از پدر// تو بیگانه خوانش نخوانش پسر.»
- «پشت تاپو بزرگ شده.»
- «پنج انگشت برادرند، برابر نیستند.»
- «پوست خرس نزده میفروشه.»
- «پول است نه جان است که آسان بتوان داد.»
- «پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله.»
- «پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور.»
- «پولدارها به کباب، بیپولها به بوی کباب.»
- «پول ما سکه عُمَر داره.»
- «پیاده شو با هم راه بریم.»
- «پیاز هم خودشو داخل میوهها کرده.»
- «پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه.»
- «پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه.»
- «پیرزنه دستش به درخت گوجه نمیرسید، میگفت: ترشی بمن نمیسازه.»
- «پیش از آخوند منبر نرو.»
- «پیش رو خاله، پشت سر چاله.»
- «پیش قاضی و معلق بازی.»
[ویرایش] ت
- «تا ابله در جهانه، مفلس درنمیمانه.»
- «تابستون پدر یتیمونه.»
- «تا پریشان نشود کار به سامان نرسد.»
- «تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد.»
- «تا تنور گرمه نونو بچسبون.»
- «تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر میکنی ننه.»
- «تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون.»
- «تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود.»
- «تا کرکس بچهدار شد، مردار سیر نخورد.»
- «تا گفتهای غلام توام، میفروشنت.»
- «تا مار راست نشه توی سوراخ نمیره.»
- «تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن.»
- «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.»
- «تا هستم به ریش تو بستم.»
- «تب تند عرقش زود در میاد.»
- «تخممرغ دزد، شتر دزد میشه.»
- «تخم نکرد، وقتی هم کرد توی کاهدون کرد.»
- «ترب هم جزء مرکبات شده.»
- «ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد.»
- «تره به تخمش میره، حسنی به باباش.»
- «تعارف کم کن و بر مبلغ افزا.»
- «تغاری بشکنه ماستی بریزد// جهان گردد به کام کاسه لیسان.»
- «تف سر بالا، بر میگرده به ریش صاحبش.»
- «تلافی غوره رو سر کوره در میاره.»
- «تنبان مرد که دو تا شد به فکر زن دوم میافته.»
- «تنبل مرو به سایه، سایه خودش میآیه.»
- «تنها به قاضی رفته خوشحال برمیگرده.»
- «تو از تو، من از بیرون.»
- «تو بگو ف من میگم فرحزاد.»
- «توبه گرگ مرگه.»
- «تو که نیزن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد.»
- «تومون خودمونو میکشه، بیرونمون مردم را.»
- «توی دعوا نون و حلوا خیر نمیکنند.»
- «توی کونش عروسیه»
[ویرایش] ث
- «ثنای خویش گفتن بود از تهیمیانی» (پس از اینهمه مناقب، خجلم خجل پشیمان که...) نظامی
- «ثوابت باشد ای دارای خرمن// اگر رحمی کنی بر خوشهچینی» حافظ
- «ثواب راه بهخانه صاحب خود میبرد.»
[ویرایش] ج
- «جا تره و بچه نیست.»
- «جاده دزد زده تا چهل روز امنه.»
- «جایی نمیخوابه که آب زیرش بره.»
- «جایی که میوه نیست چغندر، سلطان مرکباته.»
- «جلوی آب رودخانه را می شود گرفت، جلوی حرف (دهن) مردم را نه.»
- «جواب ابلهان خاموشیست.»
- «جوابهای، هویه.»
- «جوانی کجائی که یادت بخیر.»
- «جوجه را آخر پائیز میشمرند.»
- «جوجه همیشه زیر سبد نمیمونه.»
- «جون به عزرائیل نمیده.»
- «جهود، خون دیده.»
- «جهود، دعاش را آورده.»
- «جیبش تار عنکبوت بسته.»
- «جیگر جیگره، دیگر دیگره.»
- «جهان ديدن به از جهان خوردن است.»
[ویرایش] چ
- «چار دیواری اختیاری.»
- «چاقو دسته خودشو نمیبره.»
- «چاهکن همیشه ته چاهه.»
- «چاه مکن بهر کسی، اول خودت، دوم کسی.»
- «چاه نکنده منار دزدیده.»
- «چرا توپچی نشدی.»
- «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.»
- «چراغی را که ایزد برفروزد هر آنکس پف کند ریشش بسوزد.»
- «چشیده خور بدتر از میراث خوره.»
- «چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی.»
- «چشمش آلبالو گیلاس میچینه.»
- «چشمش هزار کار میکنه که ابروش نمیدونه.»
- «چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه.»
- «چنار در خونهشونو نمیبینه.»
- «چنین است رسم سرای درشت»
- «چوب خدا صدا نداره، هر کی بخوره دوا نداره.»
- «چوب دو سر طلاست.»
- «چوب را که برداری، گربه دزده فرار میکنه.»
- «چوب معلم گله، هر کی نخوره خله.»
- «چو به گشتی، طبیب از خود میازار// چراغ از بهر تاریکی نگهدار.» (...که بیماری توان بودن دگر بار) سعدی
- «چو دخلت نیست خرج آهستهتر کن// که میگویند ملاحان سرودی// اگر باران به کوهستان نبارد// به سالی دجله گردد خشک رودی»
- «چه خوشست دوشاب فروشی، هیچکس نخرد خودت بنوشی.»
- «چه عزائیست که مردهشور هم گریه میکنه.»
- «چه علی خواجه، چه خواجه علی.»
- «چه مردی بود کز زنی کم بود.» (چو از راستی بگذری خم بود...) عنصری
- «چیزی که شده پاره، وصله ور نمیداره.»
- «چیزی که عوضداره گلهنداره.»
[ویرایش] ح
- «حسنی به مکتب نمیرفت وقتی میرفت جمعه میرفت.»
- «حرف حق تلخ است.»
- «حرف ٫حرف می اره .اسمان برف می اره»
[ویرایش] خ
- «خار را در چشم دیگران میبینه و تیر را در چشم خودش نمیبینه.»
- «خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود.»
- «خاک خور و نان بخیلان مخور.» ((خار نهای زخم ذلیلان مخور...)) نظامی
- «خاک کوچه برای باد سودا خوبه.»
- «خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه// هر دو جانسوزند اما این کجا و آن کجا؟»
- «خالهام زائیده، خالهزام هو کشیده.»
- «خاله را میخواهند برای درز و دوز و گرنه چه خاله چه یوز.»
- «خاله سوسکه به بچهاش میگه: قربون دست و پای بلوریت.»
- «خانهای را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست.»
- «خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالی باشه.»
- «خانه خرس و بادیه مس؟»
- «خانه داماد عروسیست، خانه عروس هیچ خبری نیست.»
- «خانه قاضی گردو بسیاره اما شماره داره.»
- «خانه کلیمی نرفتم وقتی هم رفتم شنبه رفتم.»
- «خانه نشینی بیبی از بیچادریست.»
- «خانه همسایه آش میپزند بمن چه؟»
- «خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسی.»
- «خدا برف را به اندازه بام میده.»
- «خدا جامه میدهد کو اندام؟ نان میدهد کو دندان؟»
- «خدا خر را شناخت، شاخش نداد.»
- «خدا داده بما مالی، یک خر مانده سه تا نالی (نعلی).»
- «خدا دیرگیره، اما سختگیره.»
- «خدا را بنده نیست.»
- «خدا روزیرسان است، اما اِهنی هم میخواد.»
- «خدا سرما را بقدر بالاپوش میده.»
- «خدا شاهدیواری خراب کنه که این چالهها پر بشه.»
- «خدا گر ببندد زحکمت دری// بهرحمت گشاید در دیگری.»
- «خدا میان دانه گندم خط گذاشته.»
- «خدا میخواهد بار را به منزل برساند من نه، یک خر دیگه.»
- «خدا نجار نیست اما در و تخته رو خوب بهم میندازه.»
- «خدا وقتی بخواد بده، نمیپرسه تو کی هستی؟»
- «خدا وقتیها میده، ور ور جماران هم،ها میده.»
- «خدا همه چیز را به یک بنده نمیده.»
- «خدا همونقدر که بنده بد داره، بنده خوب هم داره.»
- «خدایا آنکه را عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی؟» ~ خواجه عبدالله انصاری
- «خدا یه عقل زیاد بتو بده یه پول زیاد بمن.»
- «خر، آخور خود را گم نمیکنه.»
- «خراب بشه باغی که کلیدش چوب مو باشه.»
- «خر است و یک کیله جو.»
- «خر از لگد خر ناراحت نمیشه.»
- «خربزه شیرین مال شغاله.»
- «خربزه که خوردی باید پای لرزش هم بشینی.»
- «خربزه میخواهی یا هندوانه: هر دو وانه.»
- «خر بیارو باقلا بار کن.»
- «خر، پایش یک بار به چاله میره.»
- «خرج که از کیسه مهمان بود// حاتم طایی شدن آسان بود.»
- «خر چه داند قیمت نقل و نبات؟»
- «خر خالی یرقه میره.»
- «خر، خسته؛ صاحب خر، ناراضی.»
- «خر خفته جو نمیخوره.»
- «خر را با آخور میخوره، مرده را با گور.»
- «خر را جایی میبندند که صاحب خر راضی باشه.»
- «خر را که به عروسی میبرند، برای خوشی نیست برای آبکشی است.»
- «خر را گم کرده پی نعلش میگرده.»
- «خر، رو به طویله تند میره.»
- «خر سواری را حساب نمیکنه.»
- «خرس، تخم میکنه یا بچه؟ از این دم بریده هر چی بگی برمیاد.»
- «خرس در کوه، بو علی سیناست.»
- «خرس شکار نکرده رو پوستشو نفروش.»
- «خر، سی شاهی، پالون دوزار.»
- «خر کریم را نعل کردن.»
- «خر که جو دید، کاه نمیخوره.»
- «خر، که علف دید گردن دراز میکنه.»
- «خر گچکش روز جمعه از کوه سنگ میاره.»
- «خر لخت را پالانشو بر نمیدارند.»
- «خر ما از کرگی دم نداشت.»
- «خر نر را از تخمش میشناسند.»
- «خر ناخنکی صاحب سلیقه میشود.»
- «خروار نمکه، مثقال هم نمکه.»
- «خر وامانده معطل چشه.»
- «خر، همان خره پالانش عوض شده.»
- «خرسواری بلد نیست، سواره اسب میشه»
- «خریت ارث نیست بهره خدادادهس.»
- «خری که از خری وابمونه باید یال و دمشو برید.»
- «خوشبخت آنکه خورد و کِشت، بدبخت آنکه مرد و هِشت.»
- «خواب پاسبان، چراغ دزده.»
- «خواست زیر ابروشو برداره، چشماشو کور کرد.»
- «خواهر شوهر، عقرب زیر فرشه.»
- «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.»
- «خوبی لر به آنست که هر چه شب گوید روز نه آنست.»
- «خودتو خسته ببین، رفیقتو مرده.»
- «خودشو نمیتونه نگهداره چطور منو نگه میداره؟»
- «خودم کردم که لعنت بر خودم باد.»
- «خوردن خوبی داره، پس دادن بدی.»
- «خوشا به حال کسانی که مردند و آواز ترا نشنیدند.»
- «خوشا چاهی که آب از خود بر آرد.»
- «خوش بود گر محک تجربه آید به میان// تا سیهروی شود هرکه در او غش باشد»
- «خوش زبان باش در امان باش.»
- «خولی بکفم به که کلنگی بهوا.»
- «یک ده آباد به از صد شهر خراب.»
- «خونسار است و یک خرس.»
- عاقبت / بالاخره «خیاط هم در کوزه افتاد.»
- «خیر در خانه صاحبش را میشناسد.»
- «خیک بزرگ، روغنش خوب نمیشه.»
- «خیلی خوش کت و کونه، راست خیابون هم میره.»
- «خیلی خوش چسه جلوی باد هم میشینه.»
[ویرایش] د
- «دادن به دیوانگی گرفتن به عاقلی.»
- «دارندگیست و برازندگی.»
- «داری طرب کن، نداری طلب کن.»
- «داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه.»
- «دانا گوشت میخورد نادان چغندر.»
- «دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه// هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا»
- «دایه از مادر مهربانتر را باید پستان برید.»
- «دختر، تخم ترتیزک است.»
- «دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره.»
- «دختر میخواهی مامش را ببین، کرباس میخواهی پهناش را ببین.»
- «دختر همسایه هر چه چلتر برای ما بهتر.»
- «دختری که مادرش تعریف بکنه برای آقادائیش خوبه.»
- «درازی شاهخانم به پهنای ماهخانم در.»
- «در بیابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام.»
- «در بیابان لنگه کفشکهنه، نعمت خداست.»
- «در جنگ، حلوا تقسیم نمیکنند.»
- «در جوانی مستی، در پیری سستی، پس کی خدا پرستی؟»
- «در جهان هرکس که دارد نان مفت// میتواند حرفهای خوب گفت»
- «در جیبش را تار عنکبوت گرفتهاست.»
- «در چهل سالگی طنبور میآموزد در گور استاد خواهد شد.»
- «در خانهات را ببند همسایه تو دزد نکن.»
- «در خانه اگر کس است یکحرف بس است.»
- «در خانه بیعارهها نقاره میزنند.»
- «در خانه مور، شبنمی طوفانست.»
- «در خانه هرچه، مهمان هرکه.»
- «درخت پربار، سنگ میخوره.»
- «درخت کاهلی بارش گرسنگی است.»
- «درخت کج جز به آتش راست نمیشه.»
- «درخت گردکان بهاین بزرگی، درخت خربزه اللهاکبر.»
- «درخت هر چه بارش بیشتر شود، افتادهتر شود.»
- «درد دل خودم کم بود، اینهم غرغر همسایه.»
- «درد، کوه کوه میاد، مومو میره.»
- «در دروازه را میشه بست، اما در دهن مردمو نمیشه بست.»
- «در دنیا همیشه به یک پاشنه نمیچرخه.»
- «در دنیا یه خوبی میمونه یه بدی.»
- «در دیزی وازه، حیای گربه کجا رفته.»
- «در زمستان، الو، به از پلوه.»
- «در زمستان یه جل بهتر از یه دسته گل.»
- «درزی در کوزه افتاد.»
- «در زیر این گنبد آبنوسی، یکجا عزاست یکجا عروسی.»
- «درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی// جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را» نظیری نیشابوری
- «در شهر کورها یه چشمی پادشاست.»
- «در شهر نیسواران باید سوار نی شد.»
- «در عفو لذتیست که در انتقام نیست.»
- «در کف هریک اگر شمعی بدی// اختلاف از گفتشان بیرون شدی» مولوی
- «در مجلس خود راه مده همچو منی را// کافسردهدل افسرده کند انجمنی را»
- «درم داران عالم را کرم نیست// کریمان را بدست اندر درم نیست» سعدی
- «در مسجده، نه کندنیست نه سوزوندنی.»
- «در نمک ریختن توی دیگ باید به مرد پشت کرد.»
- «درویش از ده رانده، ادعای کدخدایی کند.»
- «درویش مومیایی، هی میگی و نمیایی.»
- «درویش را گفتند: در دکانتو ببند دهنشو هم گذاشت.»
- «در، همیشه به یک پاشنه نمیگرده.»
- «در هفت آسمان یک ستاره نداره.»
- «دزد، آب گرون میخوره.»
- «دزد بازار آشفته میخواهد.»
- «دزد باش و مرد باش.»
- «دزد به یک راه میرود، صاحب مال به هزار راه.»
- «دزد حاضر و بز حاضر.»
- «دزد ناشی به کاهدون میزنه.»
- «دزدی آنهم شلغم؟»
- «دزدی که نسیم را بدزدد دزد است.»
- «دست از سر کچل ما بردار.»
- «دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده.»
- «دست بریده قدر دست بریده را میدونه.»
- «دست بشکند در آستین، سر بشکند درکلاه.»
- «دست بیچاره چون بجان نرسد// چاره جز پیرهن دریدن نیست» سعدی
- «دست بیهنر کفچه گدائیست.»
- «دست پشت سر نداره.»
- «دست پیش را گرفته که پس نیفته.»
- «دستت چربه، بمال سرت.»
- «دستت چو نمیرسد به بیبی// دریاب کنیز مطبخی را»
- «دستت چو نمیرسد به کوکو، خشکه پلو را فرو کو.»
- «دستتنگی بدتر از دلتنگی است.»
- «دست خالی برای تو سر زدن خوبه.»
- «دست در کاسه و مشت در پیشانی.»
- «دست، دست را میشناسه.»
- «دست دکاندار تلخ است.»
- «دست راست را از چپ نمیشناسه.»
- «دستش به خر نمیرسه پالانش را میزند.»
- «دستش به دم گاو بند شده.»
- «دستش به عرب و عجم بند شدهاست.»
- «دستش به دهنش میرسه.»
- «دستش در کیسه خلیفهاست.»
- «دستش را به کمرش گرفته که از بیگی نیفته.»
- «دستش شیرهایست یا دستش چسبناک است.»
- «دستش را توی حنا گذاشت.»
- «دست شکسته به کار میره، دل شکسته بکار نمیره.»
- «دست شکسته وبال گردنه.»
- «دستش نمک نداره.»
- «دست کار دلو نمیکنه و دل کار دستو نمیکنه.»
- «دستش کجه.»
* «دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف بو میده.»
- «دست که بسیار شد برکت کم میشود.»
- «دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.» (پای ما لنگ است و منزل بس دراز) حافظ
- «دست ننت درد نکنه.»
- «دست و روت را بشور منم بخور.»
- «دست و رویش را با آب مردهشور خانه شستهاست.»
- «دسته گل به آب داده.»
- «دستی را که حاکم ببره خون نداره یا دیه نداره.»
- «دستی را که نمیتوان برید باید بوسید.»
- «دشمنان در زندان با هم دوست شوند.»
- «دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد.» (دانی که چه گفت زال با رستم گرد...) سعدی
- «دعا خانه صاحبش را میشناسد.»
- «دعا کن الفبا بمیره یا دعا کن بابات بمیره» ((...وگرنه معلم بسیار است.))
- «دعوا سر لحاف ملانصرالدین بود.»
- «دلاکها که بیکار میشوند سر هم را میتراشند.»
- «دل بیغم دراین عالم نباشد// اگر باشد بنیآدم نباشد»
- «دل سفره نیست که آدم پیش هرکس باز کنه.»
- «دلش درو طاقچه نداره.»
- «دلم خوشه زن بگم اگر چه کمتر از سگم.»
- «دلو همیشه از چاه درست در نمیاد.»
- «دماغش را بگیری جانش در میاد.»
- «دم خروس از جیبش پیداست.»
- «دمش را توی خمره زدهاست.»
- «دندون اسب پیشکشی را نمیشمارند.»
- «دنیا دمش درازه.»
- «دنیا جای آزمایش است، نه جای آسایش.»
- «دنیا، دار مکافاته.»
- «دنیا را آب ببره او را خواب میبره.»
- «دنیا را هر طور بگیری میگذره.»
- «دنیایش مثل آخرت یزیده.»
- «دنیا محل گذره.»
- «دو تا در را پهلوی هم میگذارند برای اینست که به درد هم برسند.»
- «دو خروسبچه از یک مرغ پیدا میشوند، یکی ترکی میخونه یکی فارسی.»
- «دود از کنده بلند میشه.»
- «دود، روزنه خودشو پیدا میکنه.»
- «دو دستماله میرقصه.»
- «دور اول و بدمستی؟»
- «دور دور میرزا جلاله، یک زن به دو شوهر حلاله.»
- «دوری و دوستی.»
- «دوست همهکس، دوست هیچکس نیست.»
- «دوستی به دوستی در، جو بیار زردآلو ببر.»
- «دوستی دوستی از سرت میکنند پوستی؟»
- «دوصد گفته چو نیم کردار نیست.» (برزگی سراسر بهگفتار نیست...) فردوسی
- «دو صد من استخوان باید که صدمن بار بردارد.»
- «دوغ در خانه ترش است.»
- «دوغ و دوشاب در نظرش یکیست.»
- «دو قرت و نیمش باقیه.»
- «دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو// دوتای جامه اگر کهنهاست و گر از نو// چهارگوشه دیوار خود بهخاطر جمع// که کس نگوید از اینجا بخیز و آنجا رو// هزار مرتبه بهتر بنزد ابن یمین// زفر مملکت کیقباد و کیخسرو» ابن یمین
- «ده انگشت را خدا برابر نیافریده.»
- «ده، برای کدخدا خوبه و برادرش.»
- «ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.» سعدی
- «دهنش آستر داره.»
- «دهنش چاک و بست نداره.»
- «دهن مردم را نمیشود بست.»
- «دهنه جیبش را تار عنکبوت گرفته.»
- «دیده میبینه، دل میخواد.»
- «دیر آمده زود میخواد بره.»
- «دیر زائیده زود میخواد بزرگ کنه.»
- «دیشب همه شب کمچه زدی کو حلوا؟»
- «دیگ به دیگ میگه روت سیاه، سه پایه میگه صل علی.»
- «دیگران کاشتند ما خوردیم، ما میکاریم دیگران بخورند.»
- «دیگ ملا نصرالدین است.»
- «دیگی که واسه ما نمیجوشه سر سگ توش بجوشه.»
- «دیوار حاشا بلنده.»
- «دیوار موش داره، موش هم گوش داره.»
- «دیواری از دیوار ما کوتاهتر ندیده.»
- «دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید.»
[ویرایش] ذ
- «ذات نایافته از هستی بخش// کی تواند که شود هستی بخش؟» عبدالرحمن جامی
- «ذره ذره کاندرین ارض و سماست// جنس خود را همچو کاه و کهرباست» مولوی
[ویرایش] ر
- «راستی هیبتاللهی یا میخواهی منو بترسونی؟»
- «راه دزد زده تا چهل روز امنه.»
- «راه دویده، کفش دریده.»
- «رحمت به کفن دزد اولی.»
- «رخت دو جاری را در یک طشت نمیشه شست.»
- «رستم است و یکدست اسلحه.»
- «رستم در حمام است.»
- «رستم صولت و افندی پیزی.»
- «رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت.» ((نریخت درد میومحتسب زدیر گذشت ...)) آصفی هروی
- «رطب خورده منع رطب چون کند.»
- «رفت زیر ابروش را برداره چشمش را هم کور کرد.»
- «رفت بهنان برسه بهجان رسید.»
- «رفتم ثواب کنم کباب شدم.»
- «رفتم خونه خاله دلم واشه، خاله خسبید دلم پوسید.»
- «رفتم شهر کورها، دیدم همه کور، من هم کور.»
- «رقاصه نمیتونست برقصه میگفت زمین کجه.»
- «رند را بند و قحبه را پند سود نکند.»
- «رنگم ببین و حالمو نپرس.»
- «روبرو خاله و پشت سر چاله.»
- «روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد.»
- «روز از نو، روزی از نو.»
- «روز گار آئینه را محتاج خاکستر کند.»
- «روزگار است اینکه گه عزت دهد گه خوار دارد// چرخ بازیگر از این بازیچهها بسیار دارد» قائممقام فراهانی
- «روزه خوردنشو دیدم، ولی نماز کردنش را ندیدهام.»
- «روزی به قدمه.»
- «روزی ِ گربه دست زن شلختهاست.»
- «روضهخوان پشمه چال است.»
- «روغن چراغ ریخته وقف امامزاده.»
- «روغن روی روغن میره، بلغور، خشک میمونه.»
- «رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز// تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی» عبید زاکانی
- «روی گدا سیاهه ولی کیسهاش پره.»
- «ریسمان سوخت و کجیش بیرون نرفت.»
- «ریش و قیچی هر دو در دست شماست.»
[ویرایش] ز
- «زاغم زد و زوغم زد، پس مانده کلاغ کورم زد.» (زوغم زد و زاغم زد، پس مانده کلاغم زد!)
- «زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم// به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم» سعدی
- «زبان خر را خلج میدونه.»
- «زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون میآورد.»
- «زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد.» (بهپای شمع شنیدم زقیچی پولاد...) امیرخسرو دهلوی
- «زبان گوشت است به هر طرف که بچرخانی میچرخه.»
- «زخم زبان از زخم شمشیر بدتره.»
- «زدی ضربتی ضربتی نوش کن.»
- «زردآلو را میخورند برای هستهاش.»
- «زرنگی زیاد فقر میآره.»
- «زرنگی زیاد مایه جوانمرگیست.»
- «زعفران که زیاد شد بخورد خر میدهند.»
- «زکات تخم مرغ یک پنبهدونهاست.»
- «زمانهایست که هر کس بخود گرفتار است» (تو هم در آینه حیران حسن خویشتنی...) آصفی هروی
- «زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز.»
- «زمستان رفت و رو سیاهی به زغال موند.»
- «زن آبستن گل میخوره اما گل داغستان.»
- «زن از غازه سرخ رو شود و مرد از غزا.»
- «زن بد را اگر در شیشه هم بکنند کار خودشو میکنه.»
- «زن بلاست، اما الهی هیچ خانهای بیبلا نباشه.»
- «زن بیوه را برای میوهاش میخواهند.» ((یعنی برای ثروتش))
- «زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره.»
- «زن جوان را تیری به پهلو نشیند به که پیری.»
- «زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی.»
- «زن سلیطه سگ بیقلادهاست.»
- «زنگوله پای تابوت.»
- «زن نجیب گرفتن آسونه، ولی نگهداریش مشکله.»
- «زنی که جهاز نداره، اینهمه ناز نداره.»
- «زورش به خر نمیرسه پالونش را برمیداره.» (...پالونش را میزنه)
- «زور داری، حرفت پیشه.»
- «زور دار پول نمیخواد، بیزور هم پول نمیخواد.»
- «زهر طرف که شود کشته، سود اسلام است.»
- «زیراندازش زمین است و رواندازش آسمون.»
- «زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن.»
- «زیر دمش سست است.»
- «زیر دیگ آتش است و زیر آدم آدم.» (همانطور که آتش آب دیگ را بهجوش میآورد، آدم نیز به وسوسه و تحریک دیگری برانگیخته میشود.)
- «زیر سرش بلنده.»
- «زیر شالش قرصه.»
- «زیر کاسه نیمکاسه ایست.»
- «زیره به کرمان میبره.»
[ویرایش] س
- «سال به دوازده ماه ما میبینیم یکدفعه هم تو ببین.»
- «سال به سال دریغ از پارسال.»
- «سالها میگذره تا شنبه به نوروز بیفته.»
- «سالی که نکوست از بهارش پیداست.»
- «سبوی خالی را به سبوی پر مزن.»
- «سبوی نو آب خنک دارد.»
- «سبیلش آویزان شد.»
- «سبیلش را باید چرب کرد.»
- «سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزم ز درآید.»
- «سخن خودتو کجا شنیدی، اونجا که حرف مردمو شنیدی.»
- «سر بریده سخن نگوید.»
- «سر بزرگ بلای بزرگ داره.»
- «سر بشکنه در کلاه، دست بشکنه در آستین.»
- «سر بیصاحب میتراشه.»
- «سر بیگناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره.»
- «سر پیری و معرکهگیری.»
- «سر تراشی را از سر کچل ما میخواد یاد بگیره.»
- «سر حلیم روغن میرود.»
- «سر خر باش، صاحب زر باش.»
- «سر را با پنبه میبرد.»
- «سر را قمی میشکنه تاوانش را کاشی میده.»
- «سر زلف تو نباشد سر زلف دگری.»
- «سرش از خودش نیست.»
- «سرش به تنش زیادی میکنه.»
- «سرش به کلاش میارزه.»
- «سرش بوی قورمه سبزی میده.»
- «سرش توی حسابه.»
- «سرش توی لاک خودشه.»
- «سرش جنگه اما دلش تنگه.»
- «سرش را پیراهن هم نمیدونه.»
- «سر قبری گریه کن که مرده توش باشه.»
- «سر قبرم کثافت نکن از فاتحه خواندنت گذشتم.»
- «سر کچل را سنگی و دیوانه را دنگی.»
- «سر کچل و عرقچین.»
- «سرکه مفت از عسل شیرینتره.»
- «سرکه نقد بهتر از حلوای نسیهاست.»
- «سر که نه در راه عزیزان بود// بار گرانیست کشیدن بدوش» سعدی
- «سر گاو توی خمره گیر کرده.»
- «سرگنجشکی (کلهگنجشکی) خورده.»
- «سر گندهاش زیر لحافه.»
- «سرم را میشکنه نخودچی جیبم میکنه.»
- «سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی// که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی.»
- «سرنا را از سر گشادش میزنه.»
- «سرناچی کم بود یکی هم از غوغه اومد.»
- «سری را که درد نمیکند دستمال مبند.»
- «سری که عشق ندارد کدوی بیبار است.» (لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است ...)
- «سزای گرانفروش نخریدنه.»
- «سسک هفت تا بچه میآره یکیش بلبله.»
- «سفره بینان جله، کوزه بیآب گله.»
- «سفره نیفتاده (نینداخته) بوی مشک میده.»
- «سفره نیفتاده یک عیب داره؛ سفره افتاده هزار عیب.»
- «سفید سفید صدتومن، سرخ و سفید سیصدتومن، حالا که رسید به سبزه هرچی بگی میارزه.»
- «سقش سیاه است.»
- «سگ بادمش زیر پاشو جارو میکنه.»
- «سگ باش، کوچک خونه نباش.»
- «سگ پاچه صاحبش را نمیگیره.»
- «سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو میگرفت.»
- «سگ چیه که پشمش باشه.»
- «سگ در حضور به از برادر دور.»
- «سگ داد و سگ توله گرفت.»
- «سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه.»
- «سگ را که چاق کنند هار میشه.»
- «سگست آنکه با سگ رود در جوال.»
- «سگ سفید ضرر پنبهفروشه.»
- «سگ سیر دنبال کسی نمیره.»
- «سگش بهتر از خودشه.»
- «سگ که چاق شد گوشتش خوراکی نمیشه.»
- «سگ گر و قلاده زر؟»
- «سگ نازی آباده، نه خودی میشناسه نه غریبه.»
- «سگ نمکشناس به از آدم ناسپاس.»
- «سگی به بامی جسته گردش به ما نشسته.»
- «سگی که برای خودش پشم نمیکند برای دیگران کشک نخواهد کرد.»
- «سگی که پارس کنه، نمیگیره.»
- «سلام روستائی بیطمع نیست.»
- «سنده را انبر دم دماغش نمیشه برد.»
- «سنگ به در بسته میخوره.»
- «سنگ بزرگ علامت نزدنه.»
- «سنگ بنداز بغلت واشه.»
- «سنگ خاله قورباغه را گرو میکشه.»
- «سنگ کوچک سر بزرگ را میشکنه.»
- «سنگ مفت، گنجشک مفت.»
- «سنگی را که نتوان برداشت باید بوسد و گذاشت.»
- «سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه.»
- «سودا، به رضا، خویشی بخوشی.»
- «سودا چنان خوشست که یکجا کند کسی.» (دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم) قصاب کاشانی
- «سوداگر پنیر از شیشه میخوره.»
- «سودای نقد بوی مشک میده.»
- «سوراخ دعا را گم کرده.»
- «سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته.»
- «سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت: قربون دست و پای بلوریت.»
- «سهره (سیره) رنگ کرده را جای بلبل میفروشه.»
- «سیب سرخ برای دست چلاق خوبه؟»
- «سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده.»
- «سیبی که بالا میره تا پائین بیاد هزار چرخ میخوره.»
- «سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد.» (تعلیم معلم بکسی ننگ ندارد)
- «سیلی نقد به از حلوای نسیه.»
[ویرایش] ش
- «شاگرد اتوکشم، سرد میارم حرفه، گرم میارم حرفه.»
- «شاه خانم میزاد، ماه خانم درد میکشه.»
- «شاه میبخشه شیخ علیخان نمیبخشه.»
- «شاه میبخشه ولی شاه قلی نمیبخشه.»
- «شاهنامه آخرش خوشه.»
- «شب دراز است و قلندر بیدار.»
- «شب سمور گذشت و لب تنور گذشت.»
- «شب عید است و یار از من چغندر پخته میخواهد// گمانش میرسد من گنج قارون زیر سر دارم»
- «شبهای چهارشنبه هم غش میکنه.»
- «شپش توی جیبش سه قاب بازی میکنه.»
- «شپش توی جیبش منیژه خانومه.»
- «شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه.»
- «شتر پیر شد و شاشیدن نیاموخت.»
- «شتر در خواب بیند پنبه دانه// گهی لف لف خورد گه دانه دانه»
- «شتر دیدی ندیدی؟»
- «شتر را چه به علاقهبندی؟»
- «شتر را گفتند: چرا شاشت از پسه؟ گفت: چهچیزم مثل همهکسه.»
- «شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟ گفت: کجام راسته.»
- «شتر را گفتند: چکارهای؟ گفت: علاقهبندم. گفتند: از دست و پنجه نرم و نازکت پیداست.»
- «شتر را گم کرده پی افسارش میگرده.»
- «شتر سواری دولا دولا نمیشه.»
- «شتر که نواله میخواد گردن دراز میکنه.»
- «شتر کجاش خوبه که لبش بده؟»
- «شتر مرد و حاجی خلاص.»
- «شتر با پیغام آب نمی خورد»
- «شراب مفت را قاضی هم میخوره.»
- «شریک اگر خوب بود خدا هم شریک میگرفت.»
- «شریک دزد و رفیق قافله.»
- «شست پات توی چشمت نره.»
- «شش ماهه به دنیا اومده.»
- «شعر چرا میگی که توی قافیهاش بمونی؟»
- «شغال بیشه مازندران را// نگیرد جز سگ مازندرانی»
- «شغال، پوزش به انگور نمیرسه میگه ترشه.»
- «شغال ترسو انگور خوب نمیخوره.»
- «شغال که از باغ قهر کنه منفعت باغبونه.»
- «شغالی که مرغ میگیره بیخ گوشش زرده.»
- «شکمت گوشت نو بالا آورده.»
- «شکم گشنه، گوز فندقی.»
- «شلوار نداره، بند شلوارش را میبنده.»
- «شمر جلودارش نمیشه.»
- «شنا بلد نیست زیر آبی هم میره.»
- «شنونده باید عاقل باشه.»
- «شنیدی که زن آبستن گل میخوره اما نمیدونی چه گلی.»
- «شوهر کردم وسمه کنم نه وصله کنم.»
- «شوهر برود کاروانسرا، نونش بیاد حرمسرا.»
- «شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد.»
[ویرایش] ص
- «صابونش به جامه ما خورده.»
- «صبر کوتاه خدا سی ساله.»
- «صداش صبح در میاد.»
- «صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر.»
- «صد تا گنجشک با زاق و زوقش نیم منه.»
- «صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره.»
- «صد تومن میدم که بچهام یکشب بیرون نخوابه وقتی خوابید، چه یکشب چه هزار شب.»
- «صد رحمت به کفن دزد اولی.»
- «صد سال گدائی میکنه هنوز شب جمعه را نمیدونه.»
- «صد سر را کلاه است و صد کور را عصا.»
- «صد من پرقو یک مشت نیست.»
- «صد من گوشت شکار به یک چس تازی نمیارزه.»
- «صفراش به یک لیمو میشکنه.»
- «صنار جیگرک سفره قلمکار نمیخواد.»
- «صنار میگیرم سگ اخته میکنم، یه عباسی میدم غسل میکنم.»
[ویرایش] ض
- «ضرب خورده جراحه.»
- «ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته.»
- «ضامن روزی بود روزیرسان.»
- «ضرر به موقع بهتر از منفعت بیموقعه.»
- «ضرر کارکن، کار نکردنه.»
[ویرایش] ط
- «طاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است.»
- «طالع اگر اری برو دمر بخواب.»
- «طبل تو خالیست.»
- «طبیب بیمروت، خلق را رنجور میخواهد.»
- «طشت طلا رو سرت بگیر و برو.»
- «طعمه هر مرغکی انجیر نیست.»
- «طمع آرد به مردان رنگزردی.»
- «طمع پیشه را رنگ و رو زرده.»
- «طمع را نباید که چندان کنی// که صاحب کرم را پشیمان کنی»
- «طمع زیاد مایه جونممرگی (جوانمرگی) است.»
- «طمعش از کرم مرتضیعلی بیشتره.»
[ویرایش] ظ
- «ظالم پای دیوار خودشو میکنه.»
- «ظالم دست کوتاه.»
- «ظالم همیشه خانه خرابه.»
- «ظاهرش چون گور کافر پر حلل// باطنش قهر خدا عزوجل» مولوی
[ویرایش] ع
- «عاشقان را همه گر آب برد// خوبرویان همه را خواب برد» ایرجمیرزا
- «عاشق بیپول باید شبدر بچینه.»
- «عاشقم پول ندارم کوزه بده آب بیارم.»
- «عاقبت جوینده یابنده بود.» مولوی
- «عاقل به کنار آب تا پل میجست// دیوانه پا برهنه از آب گذشت»
- «عاقل گوشت میخوره، بیعقل بادمجان.»
- «عالم بیعمل، زنبور بیعسله.»
- «عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشکل.»
- «عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعلهدار.»
- «عبادت بجز خدمت خلق نیست// به تسبیح و سجاده و دلق نیست» سعدی
- «عجب کشکی سابیدیم که همش دوغ پتی بود.»
- «عجله، کار شیطونه.»
- «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.»
- «عذر بدتر از گناه.»
- «عروس بیجهاز، روزه بینماز، دعای بینیاز، قورمه بیپیاز.»
- «عروس تعریفی عاقبت شلخته درآمد.»
- «عروس که به ما رسید شب کوتاه شد.»
- «عروس میاد وسمه بکشه نه وصله بکنه.»
- «عروس نمیتونست برقصه میگفت: زمین کجه.»
- «عروس را که مادرش تعریف کنه برای آقادائیش خوبه.»
- «عروس که مادر شوهر نداره، اهل محل مادرشوهرشند.»
- «عزیز کرده خدا را نمیشه ذلیل کرد.»
- «عزیز پدر و مادر.»
- «عسس بیا منو بگیر.»
- «عسل در باغ هست و غوره هم هست.»
- «عسل نیستی که انگشتت بزنند.»
- «عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند.»
- «عقد پسرعمو و دخترعمو را در آسمان بستهاند.»
- «عقلش پارهسنگ برمیداره.»
- «عقل که نیست جون در عذابه.»
- «عقل مردم به چشمشونه.»
- «عقل و گهش قاطی شده.»
- «علاج بکن کز دلم خون نیاید.» (سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل ...) میر والهی
- «علف به دهان بزی باید شیرین بیاد.»
- «عیدت را اینجا کردی نوروزت را برو جای دیگه.»
[ویرایش] غ
- «غاز میچرونه.»
- «غربال را جلوی کولی گرفت و گفت: منو چطور میبینی؟ گفت: هر طور که تو منو میبینی.»
- «غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو.»
- «غلیان بکشیم یا خجالت.» ((مائیم میان این دو حالت ...))
- «غم مرگ برادر را برادر مرده میداند.»
- «غوره نشده مویز شدهاست.»
[ویرایش] ف
- «فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان// آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست؟» ناصرخسرو
- «فرزند بیادب مثل انگشت ششمه، اگر ببری درد داره، اگر هم نبری زشته.»
- «فرزند عزیز نور دیده// از دبه کسی ضرر ندیده»
- «فرزند کسی نمیکند فرزندی// گر طوق طلا به گردنش بربندی»
- «فرزند عزیز دردونه، یا دنگه یا دیونه.»
- «فرشش زمینه، لحافش آسمون.»
- «فرش، فرش قالی، ظرف، ظرف مس، دین، دین محمد.»
- «فضول را به جهنم بردند گفت: هیزمش تره.»
- «فقیر، در جهنم نشستهاست.»
- «فکر نان کن که خربزه آبه.»
- «فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه.»
- «فلک فلک، بهمه دادی منقل، به ما ندادی یک کلک.»
- «فواره چون بلند شود سرنگون شود.»
- «فیل خوابی میبیند و فیلبان خوابی.»
- «فیلش یاد هندوستان کرده.»
- «فیل و فنجان.»
- «فیل زندهاش صدتومنه، مردهاش هم صدتومنه.»
[ویرایش] ق
- «قاپ قمارخونهاست.»
- «قاتل بپای خود پای دار میره.»
- «قاچ زین را بگیر اسبدوانی پیشکشت.»
- «قاشقسازی کاری نداره، مشت میزنی توش گود میشه، دمش را میکشی دراز میشه.»
- «قاشق نداری آش بخوری نونتو کج کن بیل کن.»
- «قاطر پیشآهنگ آخرش توبرهکش میشه.»
- «قبا سفید قبا سفیده.»
- «قبای بعد از عید برای گل منار خوبه.»
- «قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری.»
- «قرآن کنند حرز و امام مبین کشند» (یاسین کنند ورد و به طاها کشند تیغ ...)
- «قربون برم خدارو، یک بام و دو هوارو، اینور بام گرما را اون ور بام سرمارو.»
- «قربون بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم.»
- «قربون سرت آقا ناشی، خرجم با خودم آقام تو باشی.»
- «قربون چشمهای بادومیت - ننه من بادوم میخوام.»
- «قربون چماق دود کشت کاه، بده جوش پیشکشت.»
- «قرض که رسید به صدتومن، هر شب بخور قیمهپلو.»
- «قسمت را باور کنم یا دم خروس را؟»
- «قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را؟»
- «قسم نخور که باور کردم.»
- «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.»
- «قلم، دست دشمنه.»
- «قم بید و قنبید، اونهم امسال نبید.»
- «قوم و خویش، گوشت هم را میخورند استخوان هم را دور نمیندازند.»
[ویرایش] <<کبک در چنگ باز خفتن>>
- «کاچی بهتر از هیچی است.» یا «کاچی به ز هیچی.»
- «کار از محکمکاری عیب نمیکنه.»
- «کار بوزینه نیست نجاری.»
- «کارد، دسته خودشو نمیبره.»
- «کار نباشه زرنگه.»
- «کار، نشد نداره.»
- «کار نیکو کردن از پر کردن است.»
- «کاری بکن بهر ثواب؛ نه سیخ بسوزه نه کباب.»
- «کاسه جایی رود که قدح بازآید.»
- «کاسه داغتر از آش.»
- «کاسه را کاشی میشکنه، تاوانش را قمی میده.»
- «کاشکی را کاشتند سبز نشد.»
- «کاشکی ننم زنده میشد؛ این دورانم دیده میشد.»
- «کافر همه را به کیش خود پندارد.»
- «کاه از خودت نیست کاهدون که از خودته.»
- «کاه بده، کالا بده، دو غاز و نیم بالا بده.»
- «کاه را در چشم مردم میبینه کوه را در چشم خودش نمیبینه.»
- «کاهل به آب نمیرفت، وقتی میرفت خمره میبرد.»
- «کباب پخته نگردد مگر به گردیدن.»
- «کپه هم با فعله است؟»
- «کجا خوشه؟ اونجا که دل خوشه.»
- «کج میگه اما رج میگه.»
- «کچلی را گفتند: چرا زلف نمیگذاری؟ گفت: من از این قرتیگریها خوشم نمیاد.»
- «کچل نشو که همه کچلی بخت نداره.»
- «کچلیش کم، آوازش.»
- «کدخدا را ببین، ده را بچاپ.»
- «کرایه نشین، خوش نشینه.»
- «کرمداران عالم را درم نیست// درمداران عالم را کرم نیست»
- «کرم درخت از خود درخته.»
- «کژدم را گفتند: چرا به زمستان در نمیآیی؟ گفت: به تابستانم چه حرمت است که در زمستان نیز بیرون آیم؟»
- «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.»
- «کسی دعا میکنه زنش نمیره که خواهرزن نداشته باشه.»
- «کسی را در قبر دیگری نمیگذارند.»
- «کسی که از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نمیشه.»
- «کسی که با مادرش زنا کنه، با دیگران چها کنه.»
- «کسی که به ما نريده بود، کلاغ کوندريده بود.»
- «کسی که در کشتی سوار است، با ناخدا نمیجنگد.»
- «کسی که منار میدزده، اول چاهش را میکنه.»
- «کسی که خربزه میخوره، پای لرزش هم میشینه.»
- «کشته از بسکه فزونست کفن نتوان کرد.»
- «کفاف کی دهد این باده به مستی ما// خم سپهر تهی شد ز میپرستی ما»
- «کف دستی که مو نداره از کجاش میکنند؟»
- «کفتر صناری، یاکریم نمیخونه.»
- «کفتر چاهی جاش توی چاهه.»
- «کفشات جفت، حرفات مفت.»
- «کفشاش یکی نوحه میخونه، یکی سینه میزنه.»
- «کفگیرش به ته دیگ خورده.»
- «کلاغ آمد چریدن یاد بگیره پریدن هم یادش رفت.»
- «کلاغ از وقتی بچهدار شد، شکم سیر به خود ندید.»
- «کلاغ از باغمون قهر کرد، یک گردو منفعت ما.»
- «کلاغ، روده خودش درآمده بود اونوقت میگفت: من جراحم.»
- «کلاغ سر لونه خودش قارقار نمیکنه.»
- «کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی.»
- «کلاه را که به هوا بیندازی تا پائین بیاید هزار تا چرخ میخوره.»
- «کلاه کچل را آب برد گفت: برای سرم گشاد بود.»
- «کلفتی نون را بگیر و نازکی کار را.»
- «کلوخانداز را پاداش سنگ است// جواب است ای برادر این نه جنگ است»
- «کلهاش بوی قورمهسبزی میده.»
- «کلهپز برخاست سگ جایش نشست.»
- «کلهگنجشکی خورده.»
- «کمال همنشین در من اثر کرد// وگر نه من همان خاکم که هستم» سعدی
- «کم بخور همیشه بخور.»
- «کمم گیری کمت گیرم؛ نمرده ماتمت گیرم.»
- «کنار گود نشسته میگه لنگش کن.»
- «کنگر خورده لنگر انداخته.»
- «کور از خدا چی میخواهد؟ دو چشم بینا.»
- «کور خود و بینای مردم.»
- «کورشه اون دکانداری که مشتری خودشو نشناسه.»
- «کور را چه به شبنشینی.»
- «کور کور را میجوره آب گودال را.»
- «کور هرچی توی چنته خودشه خیال میکنه توی چنته رفیقش هم هست.»
- «کوری دخترش هیچ، داماد خوشگل هم میخواهد.»
- «کوری دگر عصاکش کور دگر بود» (سنی که روز حشر شفیعش عمر بود...)
- «کوزه خالی، زود از لب بام میافته.»
- «کوزهگر از کوزه شکسته آب میخوره.»
- «کوزه نو آب خنک داره.»
- «کوزه نو دو روز آب را سرد نگه میداره.»
- «کوسه دنبال ریش رفت سیبیلشم از دست داد.»
- «کوسه و ریش پهن.»
- «کو فرصت؟»
- «کونی که گشت تو رودخونه نی میشینه توی خونه»
- «کوه بکوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه.»
- «کوه، موش زاییده.»
[ویرایش] گ
- «گابمه و آبمه و نوبت آسیابمه.»
- «گاو پیشانی سفیده.»
- «گاوش زاییده.»
- «گاو نه من شیر.»
- «گاه باشد که کودکی نادان// به غلط بر هدف زند تیری» سعدی
- «گاهی از سوراخ سوزن تو میره گاهی هم از دروازه تو نمیره.»
- «گدارو که رو بدی صاحبخونه میشه.»
- «نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت// هر طفل نیسوار کند تازیانهاش» صائب تبریزی
- «گذر پوست به دباغخانه میافته.»
- «گر به دولت برسی مست نگردی مردی.»
- «گر بری گوش و گر زنی دمبم// بنده از جای خود نمیجنبم.»
- «گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده.»
- «گربه را دم حجله باید کشت.»
- «گربه را اگر در اطاق حبس کنی پنجه بروت میزنه.»
- «گربه را گفتند: گهت درمونه خاک پاشید روش.»
- «گربه روغن میخوره، بیبی دهن منو بو میکنه.»
- «گربه شب سموره.»
- «گر تو بهتر میزنی بستان بزن.»
- «گر تو قرآن بدین نمط خوانی// ببری رونق مسلمانی» سعدی
- «گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را» (در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند ...) حافظ
- «گر جمله کائنات کافر گردند// بر دامن کبریاش ننشیند گرد»
- «گر حکم شود که مست گیرند// در شهر هر آنچه هست گیرند»
- «گر در همه شهر یک سر نیشتر است// در پای کسی رود که درویشتر است»
- «گر در یمنی چو با منی پیش منی// ور پیش منی چو بیمنی در یمنی»
- «گرد نام پدر چه میگردی؟// پدر خویش باش اگر مردی»
- «گرز به خورند پهلوون.»
- «گر زمین و زمان بهم دوزی// ندهندت زیاده از روزی»
- «گر صبر کنی زغوره حلوا سازیم.»
- «گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟»
- «گرگ دهنآلوده و یوسف ندریده.»
- «گرگزاده آخرش گرگ میشه.»
- «گرگ که پیر میشه رقاص سگ میشه.»
- «گرهی که با دست باز میشه نباید با دندان باز کرد.»
- «گفت: پیغمبر که چون کوبی دری// عاقبت زآن در برون آید سری» مولوی
- «گفت: چشم تنگ دنیادار را// یا قناعت پر کند یا خاک گور» سعدی
- «گفت: خونه قاضی عروسیست. گفت: به تو چه؟ گفت: مرا هم دعوت کردهاند. گفت: به من چه؟»
- «گفت: استاد؛ شاگردان از تو نمیترسند. گفت: من هم از شاگردها نمیترسم.»
- «گفتند: خرس تخم میذاره یا بچه؟ گفت: از این دم بریده هرچی بگی برمیاد.»
- «گفتند: خربزه و عسل با هم نمیسازند. گفت: حالا که همچین ساختهاند که دارند منو از وسط برمیدارند.»
- «گفتند: خربزه میخوری یا هندوانه؟ گفت: هردوانه.»
- «گفت: نوری خونه است؟ گفتند: علاوه بر نوری دخترش هم خونهاست. گفت: نور علی نور.»
- «گل بود به سبزه نیز آراسته شد.»
- «گِل زن و شوهر را از یک تغار برداشتهاند.»
- «گلهگیهات به سرم ایشالاه عروسی پسرم.»
- «گنج بیرنج ندیدهست کسی// گل بیخار نچیدهست کسی» عبدالرحمن جامی
- «گنجشک امسالی رو باش که گنجشک پارسالی را قبول نداره.»
- «گنجشک با زاغ زوغش بیست تاش یه قرونه، گاومیش یکیش صدتومنه.»
- «گندم از گندم بروید جو ز جو» (از مکافات عمل غافل نشو...) مولوی
- «گندم خوردیم از بهشت بیرونمان کردند.»
- «گنه کرد در بلخ آهنگری// به شوشتر زدند گردن مسگری»
- «گوز در بازار مسگری.»
- «گوز به شقیقه چه ربطی داره.»
- «گوساله بسته را میزنه.»
- «گوسفند امامرضا را تا چاشت نمیچرونه.»
- «گوسفند بفکر جونه، قصاب به فکر دنبه.»
- «گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من// آنچه البته به جایی نرسد فریاد است» یغمای جندقی
- «گوشت جوان لب طاقچهاست.»
- «گوشت را از ناخن نمیشه جدا کرد.»
- «گوشت را از بغل گاو باید برید.»
- «گوشت رانم را میخورم منت قصاب رو نمیکشم.»
- «گوهر پاک بباید که شود قابل فیض// ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ مرجان نشود» حافظ
- «گه جن خورده.»
- «گیسش را توی آسیا سفید نکرده.»
[ویرایش] ل
- «لاف در غریبی، گوز در بازار مسگرها.»
- «لالائی میدونی چرا خوابت نمیبره.»
- «لب بود که دندون اومد.»
- «لقمان حکیم را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت: از بیادبان.» سعدی
- «لگد به گور حاتم زده.»
- «لولهنگش آب میگیره.»
- «لیلی را از دریچه چشم مجنون باید دید.»
[ویرایش] م
- «ما از خیک دست برداشتیم خیک از ما دست برنمیداره.»
- «ما اینور جوب تو اونور جوب.»
- «ما اینور جوب تو اونور جوب، فحش بده فحش بستون، پیراهن یکی شانزده تومنه.»
- «مادر را دل سوزد، دایه را دامن.»
- «مادرزن خرم کرده، توبره بر سرم کرده.»
- «مادر که نیست با زنبابا باید ساخت.»
- «مادرمرده را شیون میاموز.»
- «مارا باش که از بز دنبه میخواهیم.»
- «مار پوست خودشو ول میکنه اما خوی خودشو ول نمیکنه.»
- «مار تا راست نشه بهسوراخ نمیره.»
- «مار خورده افعی شده.»
- «مار خیلی از پونه خوشش میاد دم لونهاش سبز میشه.»
- «مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه.»
- «مارگیر را آخرش مار میکشه.»
- «مارمهره، هر ماری نداره.»
- «مار هرکجا کج بره توی لونه خودش راست میره.»
- «ماست را که خوردی کاسهشو زیر سرت بزار.»
- «ماستها را کیسه کردند.»
- «ماستمالی کردن.»
- «ماستی که ترشه از تغارش پیداست.»
- «ماست نیستی که انگشتت بزنند.»
- «ما صدنفر بودیم تنها، اونها سهنفر بودند همراه.»
- «ما که خوردیم اما نگی یارو خر بود، سیرابیت نپخته بود.»
- «ما که در جهنم هستیم یک پله پائینتر.»
- «ما که رسوای جهانیم غم عالم پشمه.»
- «مال است نه جان است که آسان بتوان داد.»
- «مال بد بیخ ریش صاحبش.»
- «مال به یکجا میره ایمون به هزار جا.»
- «مالت را خار کن خودت را عزیز کن.»
- «مال خودت را محکم نگهدار همسایه را دزد نکن.»
- «مال خودم مال خودم مال مردمم مال خودم.»
- «مال دنیا و بال آخرته.»
- «مال ما گل مناره، مال مردم زیر تغاره.»
- «مال مفت صرافی نداره.»
- «پول باد آورده چند و چون نداره.»
- «مال ممسک میراث ظالمه.»
- «مال همه ماله، مال من بیتالماله.»
- «ماماآورده را مردهشور میبره.»
- «ماما که دوتا شد سر بچه کج در میاد.»
- «ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون// او به مطلبها رسید و ما هنوز آوارهایم»
- «مهر درخشنده چو پنهان شود// شبپره بازیگر میدان شود»
- «ما هم تون را میتابیم هم بوق را میزنیم.»
- «ماه همیشه زیر ابر پنهان نمیمونه.»
- «ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازهاست.»
- «ماهی، ماهی رو میخوره، ماهیخوار هر دو را.»
- «ماهی و ماست؟ عزرائیل میگه بازم تقصیر ماست؟»
- «مبارک خوشگل بود آبله هم درآورد.»
- «مثقال نمکه خروار هم نمکه.»
- «مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشند.»
- «مثل سگ پشیمونه.»
- «مثل کنیز ملا باقر.»
- «مرد چهل ساله تازه اول چلچلیشه.»
- «مرد آنست که در کشاکش دهر// سنگ زیرین آسیا باشد»
- «مرد خردمند هنر پیشه را// عمر دو بایست در این روزگار// تا به یکی تجربه آموختن// با دگری تجربه بردن به کار» سعدی
- «مرد که تنبوتش دو تا شد بفکر زن نو میافته.»
- «مرده را رو که بدی بکفن خودش میرینه.»
- «مردی را پای دار میبردند زنش میگفت: یه شلیته گلی برای من بیار.»
- «مردی که نون نداره اینهمه زبون نداره.»
- «مرغ بیوقتخوان را باید سر برید.»
- «مرغ زیرک که میرمید از دام؛ با همه زیرکی به دام افتاد.»
- «مرغ گرسنه ارزن در خواب میبینه.»
- «مرغ، هم تخم میکنه هم چلغوز.»
- «مرغ همسایه غازه.»
- «مرغی را که در هواست نباید به سیخ کشید.»
- «مرغ یه پا داره.»
- «مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه.»
- «مرگ برای من، گلابی برای بیمار.»
- «مرگ به فقیر و غنی نگاه نمیکنه.»
- «مرگ خوبه اما برای همسایه.»
- «مرگ میخواهی برو گیلان.»
- «مرگ یه بار شیون یه بار.»
- «مزد خرچرونی خرسواریست.»
- «مزد دست مهتر چس یابو است.»
- «مسجد نساخته گدا درش ایستاده.»
- «مسجد جای گوزیدن نیست.»
- «مسلمانان در گور و مسلمانی در کتاب.»
- «مشتری آخر شب خونش پای خودشه.»
- «مشک خالی و پرهیز آب.»
- «معامله با خودی غصه داره.»
- «معامله نقد بوی مشک میده.»
- «معما چو حل گشت آسان شود.»
- «مغز خر خورده.»
- «مفرداتش خوبه اما مردهشور ترکیبشو ببره.»
- مگس به فضلهش بشینه تا مورچهخورت دنبالش میدوه.»
- «مگه سیب سرخ برای دست چلاق خوبه؟»
- «مگه کاشونه که کپه با فعله است؟»
- «ملا شدن چه آسون، آدم شدن چه مشکل.»
- «ملا نصرالدین صنار میگرفت سگ اخته میکرد یکعباسی میداد میرفت حموم.»
- «من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم// تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال» سعدی
- «من از بیگانگان هرگز ننالم// که با من هرچه کرد آن آشنا کرد» حافظ
- «من کجا و خلیفه در بغداد.»
- «من میگم خواجهام تو میگی چند تا بچه داری؟»
- «من میگم نره تو میگی بدوش.»
- «من میگم انف، تو نگو انف، تو بگو انف.»
- «من نمیگویم سمندر باش یا پروانه باش// چون بفکر سوختن افتادهای مردانه باش» مرتضی قلیخان شاملو
- «من نوکر حاکمم نه نوکر بادنجان.»
- «موریانه همه چیز خونه را میخوره جز غم صاحبخونه را.»
- «موش تو سوراخ نمیرفت جارو به دمبش میبست.»
- «مورچه چیه که کله پاچش چی باشه.»
- «مهتاب نرخ ماست را میشکنه.»
- «مهره مار داره.»
- «مهمون باید خندهرو باشه اگر چه صاحبخونه، خون گریه کنه.»
- «مهمون تا سه روز عزیزه.»
- «مهمون خر صاحبخونهاست.»
- «مهمون که یکی شد صاحبخونه گاو میکشه.»
- «مهمون، مهمونو نمیتونه ببینه صاحبخونه هردو را.»
- «مهمون ناخونده خرجش پای خودشه.»
- «مهمون هرکی، در خونه هرچی.»
- «میون حق و باطل چهار انگشته.»
- «میون دعوا حلوا خیر نمیکنند.»
- «میون دعوا نرخ معین میکنه.»
- «می بخور، منبر بسوزان، مردمآزاری مکن.»
- «میخوای عزیز بشی یا دور شو یا کور شو.»
- «میراث خرس به کفتار میرسه.»
- «میراثخوار بهتر از چشتهخوره.»
- «میوه خوب نصیب شغال میشه.»
- «میهمان سخت عزیز است ولی همچو نفس// خفقان آرد اگر آید و بیرون نرود»
- «مو از ماست کشیدن»
[ویرایش] ن
- «نابرده رنج گنج میسر نمیشود// مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد» سعدی
- «ناخوانده به خانه خدا نتوان رفت.»
- «ناز عروس به جهازه.»
- «نازکش داری ناز کن، نداری پاهاتو دراز کن.»
- «نبرد رگی تا نخواهد خدای» (اگر تیغ عالم بجنبد ز جای ...)
- «نخود توی شلهزرد.»
- «نخودچی توی جیبم میکنی اونوقت سرم را میشکنی؟»
- «نخودچی شو دزدیده.»
- «نخود همه آش.»
- «ندید بدید وقتی بدید به خود برید.»
- «نذر میکنم واسه سرم خودم میخورم و پسرم.»
- «نردبون، پله به پله.»
- «نردبون دزدها.»
- «نزدیک شتر نخواب تا خواب آشفته نبینی.»
- «نزن در کسی را تا نزنند درت را.»
- «نسیه، نسیه آخر به دعوا نسیه.»
- «نشاشیدی شب درازه.»
- «نشسته پاکه.»
- «نفسش از جای گرم در میاد.»
- «نکرده کار نبرند بکار.»
- «نگاه به دست ننه کن مثل ننه غربیله کن.»
- «نوشدارو بعد از مرگ سهراب.»
- «نوکر باب، شیش ماه چاقه شیش ماه لاغر.»
- «نوکر بیجیره و مواجب تاج سر آقاست.»
- «نو که اومد به بازار کهنه میشه دلآزار.»
- «نون اینجا آب اینجا؛ کجا بروم به از اینجا؟»
- «نون بدو، آب بدو، تو به دنبالش بدو.»
- «نون بده، فرمون بده.»
- «نون به همهکس بده، اما نان همهکس مخور.»
- «نونت را با آب بخور منت آبدوغ نکش.»
- «نون خونه رئیسه، سگش هم همراهشه.»
- «نون خودتو میخوری حرف مردمو چرا میزنی؟»
- «نون خودتو میخوری حلیم حاج عباسو هم میزنی؟»
- «نون را به اشتهای مردم نمیشه خورد.»
- «نون را باید جوید توی دهنش گذاشت.»
- «نونش توی روغنه.»
- «نونش را پشت شیشه میماله.»
- «نون نامردی توی شکم مرد نمیمونه.»
- «نون نداره بخوره پیاز میخوره اشتهاش واشه.»
- «نون نکش آب لوله کش.»
- «نه آب و نه آبادانی نه گلبانگ مسلمانی.»
- «نه آفتاب از این گرمتر میشود و نه غلام از این سیاهتر.»
- «نه از من جو، نه از تو دو، بخور کاهی برو راهی.»
- «نه به اون خمیری نه به این فطیری.»
- «نه به اون شوری شوری نه به این بینمکی.»
- «نه بباره نه به داره، اسمش عمو موندگاره.»
- «نه بر مرده، بر زنده باید گریست» (گر این تیر از ترکش رستمی است ...) فردوسی
- «نه پسر دنیائیم نه دختر آخرت.»
- «نه پشت دارم نه مشت.»
- «نه پیر را برای خر خریدن بفرست نه جوان را برای زن گرفتن.»
- «نه خانی اومده نه خانی رفته.»
- «نه چک زدم نه چونه، عروس اومد به خونه.»
- «نه خود خوری نه کس دهی گنده کنی به سگ دهی.»
- «نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم// الهی بخت برگردد از این طالع که من دارم»
- «نه دزد باش نه دزد زده.»
- «نه راه پس دارم نه راه پیش.»
- «نه سر پیازم نه ته پیاز.»
- «نه سر کرباسم نه ته کرباس.»
- «نه سرم را بشکن نه گردو توی دومنم کن.»
- «نه سیخ بسوزه نه کباب» (کاری بکن بهر ثواب ...)
- «نه عروس دنیا نه داماد آخرت.»
- «نه شیر شتر نه دیدار عرب.»
- «نه قم خوبه نه کاشون لعنت به هر دوتاشون.»
- «نه مال دارم دیوان ببره نه ایمان دارم شیطان ببره.»
- «نه نماز شبگیر کن نه آب توی شیر کن.»
- «نه هرکه سر بتراشد قلندری داند» (هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست...) حافظ
- «نیش عقرب نه از ره کین است// اقتضای طبیعتش این است»
- «نیکی و پرسش؟»
- «نیمطبیب خطر جان، نیمفقیه خطر ایمان»
[ویرایش] و
- «وای به باغی که کلیدش از چوب مو باشه.»
- «وای به خونی که یک شب از میونش بگذره.»
- «وای به کاری که نسازد خدا.»
- «وای به مرگی که مردهشور هم عزا بگیره.»
- «وای به وقتی که بگندد نمک.»
- «وای به وقتی که چاروادار راهدار بشه.»
- «وای به وقتی که قاچاقچی گمرکچی بشه.»
- «وعده سر خرمن دادن.»
- «وقت خوردن، خاله، خواهرزاده را نمیشناسه.»
- «وقت مواجب سرهنگه، وقت کارکردن سربازه.»
- «وقتی که جیک جیک مستونت بود یاد زمستونت نبود؟»
- «وقتی مادر نباشه با زنبابا باید ساخت.»
[ویرایش] ه
- «هادی، هادی، اسم خودتو به ما نهادی.»
- «هر آن کس که دندان دهد نان دهد» سعدی
- «هر جا آشه، کچلک فراشه.»
- «هر جا خرسه، جای ترسه.»
- «هر جا سنگه به پای احمد لنگه.»
- «هر جا که پریرخیست دیوی با اوست.»
- «هر جا که گندوم نده مال من دردمنده.»
- «هر جا که نمک خوری نمکدون نشکن.»
- «هر جا مرغ لاغره، جایش خونه ملا باقره.»
- «هر جا هیچ جا، یک جا همه جا.»
- «هر چه از دزد موند، رمال برد.»
- «هر چه بخود نپسندی به دیگران نپسند.»
- «هر چه بگندد نمکش میزنند// وای به وقتی که بگندد نمک»
- «هر چه به همش بزنی گندش زیادتر میشه.»
- «هر چه پول بدی آش میخوری.»
- «هر چه پیش آید خوش آید.»
- «هر چه خدا خواست همان میشود// هر چه دلم خواست نه آن میشود»
- «هر چه خورده نریده.»
- «هر چه دختر همسایه چلتر، برای ما بهتر.»
- «هر چه در دیگ است به چمچه میاد.»
- «هر چه دیر نپاید دلبستگی را نشاید.»
- «هر چه رشتم پنبه شد.»
- «هر چه سر بزرگتر، درد بزرگتر.»
- «هر چه عوض داره گله نداره.»
- «هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی.»
- «هر چه که پیدا میکنه خرج اتینا میکنه.»
- «هر چه مار از پونه بدش میاد بیشتر در لونهاش سبز میشه.»
- «هر چه میگم نره، بازم میگه بدوش.»
- «هر چه نصیب است نه کم میدهند// ور نستانی به ستم میدهند»
- «هر چه هست از قامت ناساز بیاندام ماست// ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست» حافظ
- «هر چی سنگه مال پای لنگه»
- «هر چیز به دیده خوار آید عاقبت روزی به کار آید.»
- «هر خری را به یک چوب نمیرونند.»
- «هر دم از این باغ بری می رسد// تازهتر از تازهتری میرسد» نظامی
- «هر دودی از کباب نیست.»
- «هر رفتی، آمدی داره.»
- «هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد.»
- «هر سرازیری یک سر بالایی داره.»
- «هر سرکهای از آب، ترشتره.»
- «هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی.»
- «هرکس از هر جا روندهاست با ما برادرخوندهاست.»
- «هرکسی پنج روزه نوبت اوست» (دور مجنون گذشت و نوبت ماست...) حافظ
- «هرکسی از ظن خود شد یار من// از درون من نجست اسرار من» مولوی
- «هرکسی کار خودش ، بار خودش ،آتیش به انبار خودش.»
- «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش// بازجوید روزگار وصل خویش» مولوی
- «هرکه با مادر خود زنا کنه با دگران چها کنه.»
- «هرکه بامش بیش، برفش بیشتر.»
- «هرکه به یک کار، به همهکار؛ هرکه به همهکار به هیچکار.»
- «هرکه به امید همسایه نشست گرسنه میخوابه.»
- «هرکه تنها قاضی رفت خوشحال برمیگرده.»
- «هرکه خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه.»
- «هرکه خری نداره غمی نداره.»
- «هرکه خیانت ورزد دستش در حساب بلرزد.»
- «هرکه دست از جان بشوید هر چه در دل دارد گوید.»
- «هرکه در این بزم مقربتر است// جام بلا بیشترش میدهند»
- «هرکه را زر در ترازوست، زور در بازوست.»
- «هرکه را طاووس باید جور هندوستان کشد.»
- «هرکه را مال هست و عقلش نیست// روزی آن مال مالشی دهدش// وآنکه را عقل هست و مالش نیست// روزی آن عقل بالشی دهدش» عمادی شهریاری
- «هرکه را میخواهی بشناسی یا باهاش معامله کن یا سفر کن.»
- «هرکه شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد.»
- «هرکه نان از عمل خویش خورد// منت از حاتم طائی نبرد»
- «هرکی به فکر خویشه کوسه بفکر ریشه.»
- «هرکی خر شد، ما پالونیم.»
- «هرکی که زن نداره، آروم تن نداره.»
- «هر گردی گردو نیست.»
- «هر گلی زدی سر خودت زدی.»
- «هزار تا چاقو بسازه یکیش دسته نداره.»
- «هزار تا دختر کورو یکروزه شوهر میده.»
- «هزار دوست کمه، یک دشمن بسیار.»
- «هزار وعده خوبان یکی وفا نکند.»
- «هشتش گرو نهاست.»
- «هلو برو تو گلو.»
- «هم از توبره میخوره هم از آخور.»
- «هم از شوربای قم افتادیم هم از حلیم کاشون.»
- «همان آش است و همان کاسه.»
- «همان خر است و یک کیله جو.»
- «هم چوب را خوردیم هم پیاز را و هم پول را دادیم.»
- «هم حلوای مردههاست هم خورش زندهها.»
- «هم خدا را میخواهد هم خرما را.»
- «همدون دوره، کردوش نزدیک.»
- «همسایه نزدیک، بهتر از برادر دور.»
- «همسایهها یاری کنید تا من شوهرداری کنم.»
- «هم فاله و هم تماشا.»
- «همکار همکارو نمیتونه ببیند.»
- «هم لحافه و هم تشک.»
- «هم میترسم هم میترسونم.»
- «همنشین به بود تا من از او بهتر شوم.»
- «همه چیز را همگان دانند.»
- «همه ابری هم بارون نداره.»
- «همه خرها رو به یک چوب نمیرونند.»
- «همه رو مار میگزه مارو خرچسونه.»
- «همه سرو ته یه کرباسند.»
- «همه قافله پس و پیشیم.»
- «همهکاره و هیچکاره.»
- «همه ماری مهره نداره.»
- «همه ماهی خطر داره بدنامیشو صفر داره.»
- «هر مرغی انجیر نمیخوره.»
- «همیشه آب در جوی آقا رفیع نمیره یه دفه هم در جوی آقا شفیع میره.»
- «همیشه خره خرما نمیرینه.»
- «همیشه روزگار به انسان رو نمیکنه.»
- «همیشه شعبان، یک بار هم رمضان.»
- «همیشه ما میدیدیم یه دفعه هم تو ببین.»
- «همینو که زائیدی بزرگش کن.»
- «هنوز آش خوره»
- «هنوز باد به زخمش نخورده.»
- «هنور دهنش بوی شیر میده.»
- «هنوز سر از تخم در نیاورده.»
- «هنوز گرسنگی نکشیدی تاعاشقی یادت بره٫هنوز تنگت نگرفته تا دوتاش یادت بره»
- «هنوز غوره نشده مویز شده.»
- «هنوز دو قورت و نیمش باقی مانده.»
- «هوو هوو را خوشگل میکنه جاری جاری را کدبانو.»
- «هیچ ارزونی بیعلت نیست.»
- «هیچ انگوری دوبار غوره نمیشه.»
- «هیچ بدهی را به هیچ بستانی کاری نیست.»
- «هیچ بدی نرفت که خوب جاش بیاد.»
- «هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه.»
- «هیچ تقلبی بهتر از راستی نیست.»
- «هیچ چراغی تا به صبح نمیسوزه.»
- «هیچچیز شرط هیچچیز نیست.»
- «هیچ دوئی نیست که سه نشه.»
- «هیچ دودی بیآتش نیست.»
- «هیچ عروس سیاه بختی نیست که تا چهل روز سفید بخت نباشه.»
- «هیچکاره، رقاص پای نقاره.»
- «هیچکاره و همهکاره.»
- «هیچکس از پیش خود چیزی نشد// هیچ آهن خنجر تیزی نشد// هیچ قنادی نشد استادکار// تا که شاگرد شکرریزی نشد»
- «هیچکس را توی گور دیگری نمیگذارن.»
- «هیچکس روزی دیگری را نمیخوره.»
- «هیچکس نمیگه ماست من ترشه.»
- «هیچ گرونی بیحکمت نیست.»
[ویرایش] ی
- «یابو برش داشته.»
- «یابوی اخته و مرد کوسه سن و سالشون معلوم نیست.»
- «یابوی پیشآهنگ آخرش توبرهکش میشه.»
- «یا خدا یا خرما.»
- «یار بد، بدتر بود از مار بد.»
- «یارب مبادا که گدا معتبر شود» (...گر معتبر شود ز خدا بیخبر شود)
- «یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم.»
- «یار قدیم، اسب زینکردهاست.»
- «یار، مرا یاد کنه ولو با یک هل پوک.»
- «یا زنگی زنگ باش یا رومی روم.»
- «یا علی غرقش کن منهم روش.»
- «یا کوچهگردی یا خانهداری.»
- «یا مرگ یا اشتها.»
- «یکی رو تو ده راه نمیدادند سراغ کدخدا رو میگرفت.»
- «یک ارزن از دستش نمیریزه.»
- «یک مرده به نام به که صد زنده به ننگ.»
- «یک انار و صد بیمار.»
- «یک بار جستی ملخی، دو بار جستی ملخی، آخر به دستی ملخی.»
- «یک بز گر گله را گر میکند.»
- «یک داغدل بس است برای قبیلهای.»
- «یکدم نشد که بی سر خر زندگی کنیم.»
- «یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب.»
- «یک ذره شاخ بهتر از هزار ذرع دمه.»
- «یک من ماست چقدر کره میده/ کره داره.»
- «یکی به نعل و یکی به میخ.»
- «یکی کمه، دو تا غمه، سه تا خاطر جمه.»
- «یکی مرد و یکی مردار شد یکی به غضب خدا گرفتار شد.»
- «یکی میبره یکی میدوزد.»
- «یکی می گفت مادرم را می فروشم! پرسیدند مادر را چگونه فروشی؟ گفت نرخی نهم که کس نخرد.»
- «یکی میمرد ز درد بینوایی؛ یکی میگفت: خانوم زردک میخواهی؟»
- «یکی نون نداشت بخوره پیاز میخورد که اشتهاش واشه.»
- «یکییهدونه یا خل میشه یا دیوونه.»
- «یهبام و دوهوا.»
- «یهپا چارق، یه پا گیوه.»
- «یهپاش این دنیا یه پاش اون دنیاست.»
- «یهپول جیگرک سفرهقلمکار نمیخواد.»
- «یهتب یه پهلوانو میخوابونه.»
- «یهتختهاش کمه.» (خل و کمعقل است)
- «یهجا میل و مناره را نمیبینه یه جا ذره رو در هوا میشماره.»
- «یهچیز بگو بگنجه.»
- «یهحموم خرابه چهلتا جومهدار نمیخواد.»
- «یهخونه داریم پنبهریسه، میون هفتاد ورثه.»
- «یهدست به پیش و یهدست به پس.»
- «یهدست صدا نداره.»
- «یهدستم سپر بود، یهدستم شمشیر، با دندونام که نمیتونم بجنگم.»
- «یهدیوانه سنگی به چاه میندازه که صدتا عاقل نمیتونن بیرون بیارن.»
- «یهروده راست توی شیکمش نیست.»
- «یهروزه مهمونیم و صدساله دعاگو.»
- «یهروز حلاجی میکنه سهروز پنبه از ریش ورمیچینه.»
- «یهسال بخور نون و تره صدسال بخور نون و کره.»
- «یهسال روزه بگیر آخرش با فضله سگ افطار کن.»
- «یهسوزن بخودت بزن و یهجوالدوز به مردم.»
- «یهسیب و که به هوا بندازی تا بیاد پایین هزارتا چرخ میخوره.»
- «یهشکم سیر بهتر از صدشکم نیمسیر.»
- «یهعمر گدایی کرده هنوز شب جمعه رو نمیدونه.»
- «یهکاسهچی صدتا سرناچی.»
- «یهکفش آهنی میخواد و یهعصای فولادی.»
- «یهکلاغ و چهلکلاغ.»
- «یهگوشش دره یهگوشش دروازه.»
- «یهلاش کردیم نرسید دولاش میکنیم که برسد.»
«یک دست صدا ندارد.»
- «یهلقمه نون بربری من بخورم یا اکبری.»
- «یهمرید خر بهتر از یهده شیشدانگ.»
- «یهمو از خرس کندن غنیمته.»
- «یهمویز و چلقلندر.»
- «یهنه بگو، نهماه رو دل نکش.»
- «یهوقت از سوراخ سوزن تو میره یهوقت از در دروازه تو نمیره.»
- یه دکمه آورده میگه یه دست کت و شلوار از روش بدوز