طاووس
از ویکیگفتاورد
«طاووس را به نقش و نگاری که هست، خلق// تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش» - سعدی
فهرست مندرجات |
[ویرایش] گفتاورد
- «اما هرکه را آزمایی به کردار آزمای نه به گفتار که گنجشکی به نقد به که طاووسی.»
[ویرایش] ضربالمثل
- «از آشیان غراب طاووس نپرد.»
- «جوان مجرد، طاووس را ماند؛ دوران نامزدی به سان شیر است؛ تأهل که گزید خری بیش نیست.» ضربالمثل اسپانیایی
- «گنجشک نقد به از طاووس نسیه.»
- «هرکه را طاووس باید جور هندوستان کشد.»
[ویرایش] طاووس در شعر فارسی
- «ای به دیدار فتنه چون طاووس// وی به گفتار غرّه چون کفتار// عالمت غافلست و تو غافل// خفته را خفته کی کند بیدار»
- «بگفتش کوتهی افسوس افسوس// تو پا میبینی و من پر طاووس»
- «پای مبین، پایه طاووس بین// جیفه مبین، کرکس کاووس بین»
- «دشمن طاووس آمد پر او// ای بسی شه را بکشته فر او»
- «طاووس جان به جلوه درآید ز خرمی// گر طوطی لبت به حدیثی زبان دهد»
- «طاووس را به نقش و نگاری که هست، خلق// تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش»
- «طاووس رخش چو کرد یک جلوه// عقلم چو مگس دو دست بر سر زد»
[ویرایش] پیوند به بیرون