گوسفند

از ویکی‌گفتاورد

(تغییر مسیر از بره)
پرش به: ناوبری, جستجو
ترحم بر پلنگ تیزدندان// ستم‌کاری بود بر گوسفندان

گوسفند، بره - میش پستان‌داری است اهلی از خانواده گاوسانان، دسته ذوج‌سمان و گروه نشخوارکنندگان.

فهرست مندرجات

[ویرایش] گفتاورد

  • «او مظلوم شد اما تواضع نموده دهان خود را نگشود، مثل بره که برای ذبح می‌برند و مانند گوسفندی که نزد پشم‌بُرَنده‌اش بی‌زبان است هم‌چنان دهان خود را نگشود.»
  • «بره‌ها برای لباس تو و بزها به جهت اجارهٔ زمین به کار می‌آیند.»
  • «به حالت گله خود نیکو توجه نما و دل خود را به گوسفندان خود مشغول ساز.»
  • «جمیع ما مثل گوسفندان گمراه شده بودیم و هریکی از ما به راه خود برگشته بود و خداوند گناه جمیع ما را بر وی نهاد.»
  • «در بازی زندگی، انسان ابتدا گول‌خور است و در پایان، گول‌زن؛ به عبارت دیگر او بره به دنیا می‌آید و روباه از دنیا می‌رود.»
  • «و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری باهم و طفل کوچک آن‌ها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچه‌های آن ها باهم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد.»

[ویرایش] ضرب‌المثل

  • «برای گرگ دنبه بردن و برای میش ضجه زدن.»
  • «بره‌كشان است!»
  • «بز به میش می‌گوید: دیدم، دیدم!»
  • «بز را به پای خودش می‌آویزند، میش به پای خود.»
  • «گرگ در لباس ميش.»
  • «گرگ و میش باهم آب خوردن.»
  • «گوسفند امام رضا را هم تا چاشت نمی‌چراند.»
  • «گوسفند به فکر جان، قصاب به فکر پیه.»
  • «گوسفند ششماه چاق است، شش ماه لاغر.»
  • «مثل گوسفندان كه چون یکی به جوی گذرد، دیگران نیز بر پی او گذر كنند.»
  • «مثل گوسفند، يكی كه از آب جست، همه می‌جهند.»
  • «میش بخوره پیشواز گرگ میره.»

[ویرایش] بره در شعر فارسی

  • «بزرگان به بازی به باغ آمدند// همه میش و آهو به راغ آمدند»
  • «ترحم بر پلنگ تیزدندان// ستم‌كاری بود بر گوسفندان»
  • «در برابر چو گوسفند سليم// در قفا همچو گرگ مردم خوار»
  • «دگر سو سرخس و بيابان به پيش// گله گشته بر دشت آهو و میش»
  • «سركه از دست‌رنج خویش و تره// بهتر از نان دهخدا و بره»
  • «سر گرگ باید هم اول برید// نه چون گوسفندان مردم درید»
  • «شبان بره آن به كه دارد نگاه// از آن سگ كه با گرگ شد آشنا»
  • «گرگ را با میش کردن قهرمان باشد زجهل// گربه را با پیه کردن پاسبان باشد خطا»
  • «گر گرگ مرا شیر دهد میش من است// بیگانه اگر وفا کند خویش من است»
  • «نیاید به نزدیک دانا پسند// شبان خفته و گرگ در گوسفند»

[ویرایش] پیوند به بیرون

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
گوسفند
دارد.

Incomplete list.svg این نوشتار ناتمام است. با گسترش آن به ویکی‌گفتاورد کمک کنید.

زبان‌های دیگر