گوسفند
از ویکیگفتاورد
(تغییر مسیر از بره)
ترحم بر پلنگ تیزدندان// ستمکاری بود بر گوسفندان
گوسفند، بره - میش پستانداری است اهلی از خانواده گاوسانان، دسته ذوجسمان و گروه نشخوارکنندگان.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] گفتاورد
- «او مظلوم شد اما تواضع نموده دهان خود را نگشود، مثل بره که برای ذبح میبرند و مانند گوسفندی که نزد پشمبُرَندهاش بیزبان است همچنان دهان خود را نگشود.»
- انجیل عهد عتیق، اشعیا - ۵۳، ۷
- «برهها برای لباس تو و بزها به جهت اجارهٔ زمین به کار میآیند.»
- انجیل عهد عتیق، امثال سلیمان - ۲۷، ۲۶
- «به حالت گله خود نیکو توجه نما و دل خود را به گوسفندان خود مشغول ساز.»
- انجیل عهد عتیق، امثال سلیمان - ۲۷، ۲۳
- «جمیع ما مثل گوسفندان گمراه شده بودیم و هریکی از ما به راه خود برگشته بود و خداوند گناه جمیع ما را بر وی نهاد.»
- انجیل عهد عتیق، اشعیا - ۵۳، ۶
- «در بازی زندگی، انسان ابتدا گولخور است و در پایان، گولزن؛ به عبارت دیگر او بره به دنیا میآید و روباه از دنیا میرود.»
- «و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری باهم و طفل کوچک آنها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آن ها باهم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد.»
- انجیل عهد عتیق، کتاب اشعیاء نبی - ۱۱، ۶
[ویرایش] ضربالمثل
- «برای گرگ دنبه بردن و برای میش ضجه زدن.»
- «برهكشان است!»
- «بز به میش میگوید: دیدم، دیدم!»
- «بز را به پای خودش میآویزند، میش به پای خود.»
- «گرگ در لباس ميش.»
- «گرگ و میش باهم آب خوردن.»
- «گوسفند امام رضا را هم تا چاشت نمیچراند.»
- «گوسفند به فکر جان، قصاب به فکر پیه.»
- «گوسفند ششماه چاق است، شش ماه لاغر.»
- «مثل گوسفندان كه چون یکی به جوی گذرد، دیگران نیز بر پی او گذر كنند.»
- «مثل گوسفند، يكی كه از آب جست، همه میجهند.»
- «میش بخوره پیشواز گرگ میره.»
[ویرایش] بره در شعر فارسی
- «بزرگان به بازی به باغ آمدند// همه میش و آهو به راغ آمدند»
- «ترحم بر پلنگ تیزدندان// ستمكاری بود بر گوسفندان»
- «در برابر چو گوسفند سليم// در قفا همچو گرگ مردم خوار»
- «دگر سو سرخس و بيابان به پيش// گله گشته بر دشت آهو و میش»
- «سركه از دسترنج خویش و تره// بهتر از نان دهخدا و بره»
- «سر گرگ باید هم اول برید// نه چون گوسفندان مردم درید»
- «شبان بره آن به كه دارد نگاه// از آن سگ كه با گرگ شد آشنا»
- «گرگ را با میش کردن قهرمان باشد زجهل// گربه را با پیه کردن پاسبان باشد خطا»
- «گر گرگ مرا شیر دهد میش من است// بیگانه اگر وفا کند خویش من است»
- «نیاید به نزدیک دانا پسند// شبان خفته و گرگ در گوسفند»