دین

از ویکی‌گفتاورد
(تغییرمسیر از مذهب)
پرش به: ناوبری، جستجو

دین


آ - الف - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی


آ[ویرایش]

  • «آدم‌های سربراه و پرکاری وجود دارند که مذهب را همچون نشانی از انسان برتر به‌سینه خود نصب کرده‌اند، این افراد کاملأ پای‌بند مذهب خواهند ماند زیرا باعث زیبائی آن‌ها است.»
  • «آن‌چه در آئین مسیحیت رایج است به همان اندازه نیز در بودائیسم اعتبار دارد. [...] جامعه راهبان بودایی - به عنوان مثال در تبت - به شدت مخالف آموزش، ضدبشر و ستم‌پیشه است.»
  • «آنها اسلامی را می‌خواستند که آزادی را ولنگاری می‌دانست. اسلامی را می‌خواستند که مردم‌سالاری را شرک می‌دانست و مخالف را معاند و معاند را برانداز و برای نابودی آن برانداز هر عملی را مجاز می‌دانست. آنها اسلامی را می‌شناختند که تحمل و مدارا را ضد دین می‌دانست و با تحریک احساسات دین‌داران و تئوریزه کردن خشونت و ترور، جوانان متدین و دین‌دار را به اعمال‌خشونت در جامعه ترغیب می‌کرد.»

الف[ویرایش]

  • «از طریق بسم الله الرحمن الرحیم می تواند همۀ ادیان و فرهنگ ها و تمدن ها را به یکدیگر پیوند زد . بسم الله الرحمن الرحیم قادر است پیوند گاه همۀ تمدن ها باشد. این رویای بزرگ و کامل است برای آیندۀ تمدن های بشری.»
  • «ازدواج تمدنها و پيوند اديان امري حتمي است و اين پيوند در ابعاد مختلف رخ داده و رخ ميدهد. چگونگي اين پيوند سرنوشت جهان را رقم خواهد زد.»
  • «اراده‌ای هست که می‌خواهد اختلافات را در منطقه ما ریشه‌ای‌تر کند. به همین دلیل به اختلافات قومی و مذهبی عجیب دامن زده می‌شود و هر روز بیشتر برای ما احساس ترس ایجاد می‌کند.»
  • «از این روست که از عالمان همهٔ ادیان و متفکران و دانشمندان و هنرمندان سراسر جهان و از همهٔ نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای مجدّانه می‌خواهم که برای پیشبرد این مهم، در برابر امواج غیریت‌سازیی‌های مصنوعی که ابزار دست قدرت‌های خشونت‌گراست بایستند و بخصوص برای بیرون بردن حریم قدسی پیامبران و مقدسات همهٔ ادیان از عرصهٔ منازعات سیاسی و فرهنگی به‌اقدامات مؤثر بین‌المللی و تلاش‌های جدید حقوقی بیندیشند.»
  • «اکثر مذهب‌ها تأثیری در بهبودی انسان ندارند ولی به‌آن‌ها هشدار می‌دهند. آیا این بی‌فایده است؟»
  • «اگر کلیهٔ مذهب‌ها را عمیقأ بررسی نمائیم خواهیم دید که ساختار همگی آن‌ها بر اساس افکاری کم و بیش متضاد که در افسانه‌ها به چشم می خورد، بنا شده است؛ باور کردنی نیست اگر انسانی باعقل سالم و نگاهی انتقادی به‌آن ها بنگرد و به‌نادرستی آن‌ها پی‌نبرد.»
  • «امثال و حکم بخش مهمی از گنجینه زبان است. ضرب‌المثل خزانه‌ای است مملو از جهان‌بینی، آرا و عقاید، قوانین و احکام، آموخته‌ها و تجارب، ادیان و آداب و رسوم تمام انسان‌ها و مبین ذکاوت و درایت آن‌هاست.»
  • «امروز وقتی به‌تاریخ می‌نگریم حکومت‌هایی را می‌بینیم که منتسب به‌ دین هستند و نیز از تمدن اسلامی، معارف، علوم و فرهنگ ِپاگرفته در دنیای اسلام، نشان می‌بینیم. در شاخه‌ها و شعبه‌های اسلام متحقق در تاریخ، شاهد آراء، سلیقه‌ها و تجربه‌های گوناگونی هستیم که جملگی خود را اسلامی می‌دانند و بر باور خویش چنان استوارند که گاه به‌کشاکش‌ها و درگیری‌های خونین نیز تن می‌دهند.»
  • «انسان به‌لحاظ ساختار بدنی خود، یک حیوان مذهبی است.»
  • «انسان در مذهب، ارضاء نفس خویش را می‌جوید؛ مذهب بالاترین نقدینه اوست.»

ب[ویرایش]

  • «باز در دین چون خر لنگ آید او// دست زیر سنگ، بی‌سنگ آید او»
  • «بشر دوپا، دارای دو بینش است: بینش اول برای دوران خوب زندگی و بینش دوم برای دوران ناخوشی؛ بینش دوم نامش مذهب است.»
  • «به‌تمام مذاهب باید به‌دیدهٔ احترام و اغماض نظر داشت و حکومت باید مراقبت نماید تا کسی مزاحم دیگری نشود، چون در این‌جا باید هرفردی مطابق با عمل و ایمان خود به‌آرامش ِ جاودانی بپیوندد.»
  • «به‌سختی می‌توان در بین مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یک نوع احساس مذهبی مخصوص به‌خود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عادی فرق دارد.»
  • «به‌طور کلی تعلیات مذهبی ژاپن، روح فضیلت، ثبات و شجاعت و تحمل و امانت و تسلط بر نفس را در تمام افراد از مرد و زن پدید می‌آورد و همین صفات ملت ژاپن را در شمار ملل معظم دنیا در آورده است.»
  • «به‌ محض این‌که مذهب طمع در فلسفه کند، انحطاطش حتمی است.»
  • «به نظر من بزرگ‌ترین مطالبه زنان (افغانستان) بازتعریف احکام و دستورهای دینی است. زنان می‌خواهند هویت و جایگاه خود را در بطن دین بازیابند. باید با تأویل بنیادگرایانه و زن‌ستیزانه از دین مبارزه کرد.»
  • «به نظر من تمام چالش‌های ما از تعابیر نادرست از سنت، مذهب و مدرنیته نشأت می‌گیرد.»
  • «به نیروتر آن‌کس که از راه دین// کند بردباری گه خشم و کین»
  • «به‌وظایف خود عمل کن: این جمله حاوی مفاد آموزشی تمام مذاهب است.»
  • «بی‌آزاری بهترین دین است.»

پ[ویرایش]

  • «پيوند تمدنها، ازدواج فرهنگها و نزديكي اديان، اين تمدن جهان و انديشه انسان جهاني است. هشت تمدن براي بشر تكثرگرا و تنوع طلب كنوني كافي نيست، پس تمدنهاي بيشتري زاييده و ظاهر خواهند شد؛ بلكه شدهاند.»

ت[ویرایش]

  • «تعامل ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند زيرا ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است.»
  • «تا کی ز خُم هوس شوی رنگارنگ// روزت شب اسلام و شبت شهر فرنگ// زین مذهب تردید به جایی نرسی// یا رومی روم باش یا زنگی زنگ»
  • « تا زمانی که انسان به گرد خود بچرخد، مذهب فقط خورشیدی تخیلی است که به گرد انسان می چرخد.»

ث[ویرایش]

ج[ویرایش]

  • «جائی که آموزش عفت و ایمان به‌سادگی انجام‌پذیر نیست، آموزش مذهب به‌مراتب مشکل‌تر است.»
  • «جهان را بی‌ثباتی رسم و دین است// همیشه عادت دنیا همین است»
  • «جهان، روز خوش نخواهد دید مگر وقتی که از خداپرستی دست بدارد.»

چ[ویرایش]

  • «چراغ مذهب یکی پس از دیگری خاموش می‌شود اما تفکر مذهبی که خالق آن‌ها است، هرگز نابود نخواهد شد.»

ح[ویرایش]

  • «حماقت انسان دین را آورد و دین حماقت انسان را جاودانه کرد.»

خ[ویرایش]

د[ویرایش]

  • «دین همه اش پند دادن و راستی است [نصیحت]؛ برای خدا و کتابش و پیامبرش، و برای پیشوایان و عامهٔ مسلمانان.»
  • «دین شناخت معنای جهان، معنای زندگانی و زیستن به آیین خرد است.»
  • «در حال حاضر، هرگونه اعتراضی به‌دولت چین مبنی‌بر اعمال فشار بر فرهنگ مردم تبت، قابل قبول و مورد تأیید می‌باشد. اما نباید فراموش کرد که منشأ و مبدأ فرهنگ تبت، مذهبی است که بیش از هر پدیده دیگری ظالمانه و مردم تبت را به شیوه منحط‌ترین دیکتاتوری‌ها تحت ستم قرار داده بود. از این رو، باید از ابراز احساساتِ غیر منقدانه به‌سود دالای لاما و ترسایان ِ تبتی، دوری جست.»
  • «درحالی که بسیاری از روشنفکرانی که گرایش دینی دارند، به آن چیزی می‌آویزند که او را «مابعدالطبیعه‌ای فردی» می‌نامد، کارتر یکی از اعضای کلیسای پروتستان، دین را به عنوان سنت عبادت گروهی تعریف می‌کند.»
  • «در حکومت‌های عادله، یعنی حکومت‌های مشروطه و جمهوری، مبنای حکومت‌ها بر تقواست. تقوای دینی نه، تقوای مدنی.»
  • «در دوران جهالت، مذهب بهترین راهنمای ملت‌ها بود، همان‌طور که در شب‌های تاریک و ظلمانی یک‌نفر نابینا، بهترین راهنما است؛ او، راه را بهتر از بینایان از چاه تمیز می‌دهد. اما، احمقانه خواهد بود که پس از طلوع خورشید، از آن کور پیروی کنیم.»
  • «دین بدون علم کور است و علم بدون دین لنگ است.»
  • «دین برای فراغت خاطر و آرامش خیال بیشتر از آنچه بتوانیم تصور کنیم مفید است، در روزگار بدبختی و بیچارگی، دین بهترین وسیله‌ای است که ما را تسلیت داده، فشار ناراحتی‌ها را سبک‌تر می‌سازد.»
  • «دین بهترین وسیله‌است برای ساکت نگه‌داشتن مردم.»
  • «دین عبارت است از شناختن تکالیف بشری در شکل اوامر خدائی.»
  • «دین فقط یکی است، اما عقیده ممکن است انواع زیادی داشته باشد.»
  • «دین مسیح و تبلور آن در تشکیلات کلیسایی، دشمن اصلی و بازدارنده رشد اخلاقی بوده و می‌باشد.»
  • «دین ناشی از عقل محدود و قاصر بشری است.»
  • مردم همیشه در ثروت و آرامش به خدا شک می‌کنند ولی وقتی که کاسه‌ها و کیسه‌ها خالی شد خداپرستی شروع می‌شود.
  • « دیانت با فطرتِ انسان سازگار است و بدبخت‌ترین انسان ، کسی است که دین ندارد. حتّی از لحاظِ جامعه‌شناسی هم ، حذفِ عنصرِ دین از جامعه یعنی گرفتنِ مهم‌ترین اساسِ هویّتِ جمعی از یک جامعه... . »
    • سید محمد خاتمی سخنرانی در دیدار با اعضای شورای مرکزی جمعیّتِ مؤتلفه اسلامی ، ۱۸/۵/۱۳۷۷ ، برگرفته از کتابِ « احزاب و شوراها ، نشرِ طرحِ نو ، ۱۳۸۸ ، ص ۲۰

ز[ویرایش]

  • «زیان کسان از پی سود خویش // بجویند و دین اندر آرند پیش»

س[ویرایش]

ش[ویرایش]

ص[ویرایش]

ض[ویرایش]

ط[ویرایش]

ظ[ویرایش]

ع[ویرایش]

  • «عارفان، فیلسوفان، متکلمان، محدثان، فقیهان و اهل ظاهر و اصحاب تأویل و باطن هرکدام با زاویه دید خود به‌سراغ دین و قرآن رفته‌اند و برداشت‌های خاص خود را داشته‌اند که این اختلاف اگر به‌تنازع نیانجامد و اگر انسان برداشت محدود و تغییرپذیر خود را با حقیقت جاودان دین یکی نداند منشأ خیر و پویایی است.»
  • «عیسی به‌عنوان روشن‌بینی غیب‌گوی معرفی می‌شود که اگر در روزگار ما متولد می‌شد جایش گوشه دارالمجانین و تیمارستان‌ها بود.»
  • «عده‏اي به سوي قله روان شدند، همه از يك جهت بالا نرفتند. بعضي از غرب كوه و بعضي از شرق كوه و بعضي از نقاط ديگر. اندكي از آنان به قله رسيدند و بسياري در بالا رفتن تا دامنه‏ها و صخره‏ها موفق شدند. در آخر هر كس شرحي از صعود خود را بيان كرد. عجيب نيست كه اين شرح‏ها به هم شبيه‏اند. همه آنها به زبانهاي مختلف درباره يك حقيقت گفتند. گرچه روش‏هايشان گاهي با يكديگر متفاوت بود اما منظور همه صعود بود و به قله رسيدن. و اين چنين، روايتهاي گوناگوني از حقيقت و اسرار حق پديدار شد كه همه به هم شبيه‏اند.»

غ[ویرایش]

ف[ویرایش]

  • «فرانسوی‌ها فکر کردند: اگر با ادبیات زیبای ما الفتی گرفتند، به شناخت واقعی آلمان دست می‌یابند. از این رو، در وضعیتی کاملأ جاهلانه فقط به درکی قشری نائل شدند. تا زمانی‌که به مفهوم واقعی مذهب و فلسفه آلمان پی‌نبرند، ادبیات زیبای ما همچون گُلی بی‌بو و مجموعه اندیشه‌های آلمانی برای آن‌ها معمائی بیگانه‌گداز خواهد ماند.»

ق[ویرایش]

  • «قدرت در روزگار ما بی‌مقصد، بی‌مسؤولیت و حتی بی‌خواست و آرزو است. قدرت چیزی جز خود را نمی‌خواهد و قدرتی که در پی دستیابی به‌قدرت است، مصداق بارز «نهیلیسم» است و این است فاجعه بزرگ روزگار ما که در جنگ‌ها، اشغال‌ها، آوارگی انسان‌ها، پایمال کردنِ حق و حقوق ملت‌ها و ترور و خشونت تجلی می‌کند و این است راز و رمز مصیبتی که در اثر استخدام علم، هنر و دین توسط قدرت و اشتهای سیری‌ناپذیر قدرت‌های ریز و درشت روزگار ما برای استیلا برآنچه آن را «غیرخودی» و «دیگری» می‌دانند نصیب ما شده‌است و جهان ما را ناامن و از نعمت محبت و همدلی محروم کرده‌است.»
  • «قومی زپی مذهب و دین می‌سوزند// قومی زبرای حور عین می‌سوزند// من شاهد و می دارم و باغی چو بهشت// ویشان همه در حسرت این می‌سوزند»

ک[ویرایش]

  • «کسی که فقط یک دین را می‌شناسد دین دار نیست.»
  • «کلیسا بود که پرینلی را به خاطر این سخن که: "ستارگان از جای خود نمی‌افتند!" با ضربات شلاق مجروح کرده، کامپانلا را به خاطر آن که از وجود دنیاهای بیشمار دم زده بود، به جرم دخالت در امر آفرینش بیست و هفت بار به زندان و شکنجه محکوم کرد. گالیله را به خاطر اعتقادش به گردش زمین به زندان افکند، کریستف کلمب را به خاطر کشف سرزمینی که در تورات ذکر نشده بود زندانی ساخت و پاسکال را به نام مبانی مذهب، مونتنیه را به نام مبانی اخلاق ومولیر را به نام مبانی مذهب و اخلاق تکفیر کرد.»
  • «که ارباب معانی نیک دانند// که دین و ملک باهم توأمانند»

گ[ویرایش]

  • «گناه، حاصل تفکرات مذهبی است، تقصیر، از مقوله اخلاقیات است.»

ل[ویرایش]

م[ویرایش]

  • «ما بزرگترین چشمه قدرت را دیدیم و او را خدا خواندیم. ما می‌توانستیم هر لقب دیگری که مایل بودیم به او بدهیم، مانند: ژرفنا، تاریکی مطلق، روشنایی مطلق، ماده، روح، امید نهایی و یا سکوت. اما هرگز فراموش مکن که ما اسمش را تعیین کردیم.»
  • «متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست// گروهی این، گروهی آن پسندند»
  • «مذاهب خواهند مرد وقتی‌که واقعیت آن‌ها برملا شود.»
  • «مذهب، آه ِ شکسته در گلوی محرومان رنج‌دیده و ریشخند دنیای سنگ‌دلی است که زائیدهٔ روح بی‌جان شرایط اجتماعی می‌باشد. دین افیون ملت‌ها است.»
  • «مذهب، انسان را نمی سازد؛ انسان مذهب را می سازد. مذهب ساخته انسانی است که در شرایط و جامعه معینی می زیست. دین در واقع تئوری عام، دائره المعارف، معیارهای اخلاقی و بطور کل منطق آن جامعه معین به زبانی عامیانه است. محصولات تئوریک جامعه و اشکالی که آگاهی (شعور) بخود می گیرد (در شکل مذهب، فلسفه، اخلاقیات وغیره) همه از مناسبات تولیدی و اجتماعی میان انسانها سرچشمه گرفته است.»
    • کارل مارکس (نقل به معنی از "در آمدی بر نقد فلسفه حق هگل")
  • «مذهب تمثیلی از خوشبختی تخیلی مردم است و از بین بردنش تمثیلی از مطالبه کردن خوشبختی واقعی»
  • «مذهب با آنکه حقیقتأ دائمأ در تغییر است، معتقدین و پیشوایان آن، آن را جامد و دائمأ صحیح و لایتغییر می‌دانند. اما مذهب مطابق با معلومات زمان اصلاح می‌گردد. ولی دیگر «مذهب اصلاح‌شده» آخرین درجه ترقی مذهب است. ظهور طبقه روحانیون نیز مانند طبقات دیگر برحسب طبیعت خودِ هیئت جامعه بوده و به مجرد اینکه تاریخ، وجود آنها را نالازم دانست ضعیف شده و به خودی خود از میان رفته‌اند. عقاید آنها که خود هم مانند عموم معتقد بوده‌اند، عقاید عمومی و مناسب با درجه تمدن زمان بوده‌است. ممالکی که رو به ترقی می‌باشند مذهب را از حکومت جدا می‌نمایند.»
  • «مذهب به‌مثابه یوغی ذهنی است که توده‌های زحمت کش را در همه‌جا به‌قبول یک زندگی فقیرانه و منزوی محکوم و مورد تعدی و استثمار دیگران قرار می‌دهد. [...] دین، افیون ملت هاست. مذهب همانند مسکری مجازی است که برده‌گان ِ سرمایه، در نیمه راه تحقق حیثیت انسانی و یک زندگی شرافتمندانه، می‌نوشند.»
    • لنین - سوسیالیسم و مذهب
  • «مذهب، بیش از هرچیز متکی به ترس بوده و بر مبنای ترس استوار است.»
  • «مذهب بیمارستان روح است، روحی که دنیا آنرا مجروح کرده است.»
  • «مذهب تنها پدیده ماوراء الطبیعه ای است که توده ها قادر به درک و پذیرش آنند.»
  • «مذهب توهینی به حرمت بشریت است. انسان‌های نیکوکار به‌عمل خیر خود و شیطان‌صفتان به زشتکاری خود ادامه می‌دهند، خواه متدین خواه مرتد. اما انسان نیک برای ریاکار شدن، نیاز به دین دارد.»
  • «مذهب چیز مفیدی است حتی برای انسان‌ها هم لازم است.»
  • «مذهب، چیزی نیست بجز سایه‌ای که کهکشان بر عقلانیت انسان افکنده است.»
  • «مذهب‌داشتن وظیفه انسان‌ها است برای محافظت خود.»
  • «مذهب شاهکار خدا است ولی شیطان آن‌را کامل کرده است.»
  • «مذهب متکی به‌تفاوت‌های اساسی بین انسان و حیوان است - حیوانات فاقد مذهب‌اند.»
  • «مذهب نیروی بزرگی است، تنها نیروی محرکه واقعی جهان، اما شما بایستی دیگران را از طریق مذهب خودشان به‌حرکت وادارید نه از طریق مذهب خودتان.»
  • «مسخرگی و قوادی و دف‌زنی و غمازی و گواهی به دروغ‌دادن و دین به دنیا فروختن و کفران نعمت پیشه سازید تا پیش بزرگان عزیز باشید و از عمر برخوردار گردید.»
  • «مسلمانان باید امروز با تمسک به‌ کتاب آسمانی و سنت دینی خود، مبشّران صلح و امنیت و آزادی و عدالت باشند و قدرت‌های بزرگ نیز نباید با تحریک گروهی که جز حقد و کینهٔ مسلمانان را در سینه ندارند جنگ تبلیغاتی و نظامی علیه مسلمانان را ادامه دهند.»
  • «ملتی که همیشه در فقر، بی‌سوادی و ناآگاهی نگه داشته شده، خریدار متاع بنیادگرایی مذهبی است. از طرف دیگر سیاستمداران ما هم از این دور باطل جنگ و خشونت سود جسته و بر قدرت و ثروت خود می‌افزایند. جهالت باعث لجاجت ما شده و لجاجت ما باعث خشونت ما شده است.»
  • «من به‌این دلیل مخالف مذهب هستم که مارا به‌راضی‌بودن و سرسپردگی تعلیم می‌دهد تا از درک علمی جهان ناتوان باشیم.»
  • «من تحت هیچ شرایطی نمی‌توانم بپذیرم که فردی- هرکه می خواهد باشد- آرزو کند که تعالیم دین مسیح واقعی باشد؛ اگر چنین آرزویی به حقیقت بپیوندد، آیات انجیل مبین این است که بی‌ایمان‌ها، که من پدر، برادر و بیشتر دوستانم را جزو این گروه می‌دانم، به عذاب جاودانی گرفتار خواهند شد. این آموزشی است نفرت‌انگیز.»
  • «من دین را به دیده یک بیماری و منشأ رنج‌های بی‌شمار می‌نگرم.»
  • «من لامذهب هستم!»

ن[ویرایش]

  • «نخستین قانون، خداشناسی است. نخستین قانون را که اجرا کنی، به‌هیچ قانون دیگری نیاز نخواهی داشت.»

و[ویرایش]

هـ[ویرایش]

  • «هالهٔ مذهب، پوششی است که لامذهبی را می‌پوشاند.»
  • «هرکه صاحب علم و هنر است، دین هم دارد؛ هرکه فاقد آن دو باشد، مذهبی است.»
  • «همهٔ ما، در یک مذهب مشترک هستیم و آن هم ثروت است.»
  • «همهٔ مذاهب بطور مساوی در نظر فیلسوفان باطل است، اما بطور مساوی برای سیاست‌مداران مفید.»
  • «هیئت‌های مذهبی وقتی که به‌سرزمین ما آمدند، دارای آئین مقدس بودند و ما صاحب زمین، اکنون آنها مالک زمین هستند و ما دارای آئین مقدس.»
  • «هیچ جنگی غیرانسانی‌تر و ننگ‌آورتر از جنگ‌های متعصبانهٔ مذهبی و تنفرآور حزبی، که در داخل یک کشور شعله‌ور می‌شود، نیست.»
  • «هر نظم اجتماعی ارتجاعی به دو چیز نیاز دارد: جلاد و روحانی!»

ی[ویرایش]

  • «یک پادشاه لامذهب اغلب به‌صورت یک دیکتاتور به‌نظر می‌آید.»
  • «یکی از والاترین اهداف هنر موسیقی نشر مذهب و ترغیب ارواح جاودان است.»
  • «یک ملّتِ بدون دین ، مانند انسانِ بدون تنفّس است.»

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
دین
دارد.
  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ http://www.fidh.org/fa/ بشر تمایز خود با حیوانات دیگر را با ساخت ابزار به کمال رساند و دین هم ابزاری است برای مقابله با حس دردناک فنا پذیریش سعید حاتمی %D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A7/%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/14902-%D8%B5%D8%AF%DB%8C%D9%82-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DA%A9%D8%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B7-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%B7