پوریای ولی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

بدون منبع [ویرایش]

  • «گر مرد رهی ، به ره نظر باید داشت / خود را نگه از هزار خطر باید داشت
در خانه دوستان چو گشتی محرم / دست و دل و دیده را نگه باید داشت »


  • «افتادگی آموز اگر طالب فیضی// هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است»


Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ


دیشب ز سر صدق و صفای دل من /

       در میکده آن هوش ربای دل من   

جامی به کفم داد که بستان و بنوش /

       گفتم نخورم، گفت برای دل من


تا بر سر نفس خود امیری مردی /

      گر بر دگری خرده نگیری مردی     

مردی نبود فتاده را پای زدن /

      گر دست فتاده را بگیری مردی


ما آنیم که پیل برنتابد لت ما /

      بر چرخ زنند نوبت دولت ما

گر مورچه ای در صف ما گیرد جای /

    آن مورچه شیر گردد از هیبت ما