جنون
از ویکیگفتاورد
جنون، دیوانگی، جهالت، حماقت و نادانی نیز گویند. در ادبیات فارسی گاه معنایی متفاوت با معنای روانشناختی آن (روانپریشی) دارد.
فهرست مندرجات |
گفتاورد [ویرایش]
- «آه ای برادران، این خدایی که من آفریدهام، چون همهٔ خدایان، ساختهٔ انسان بود و جنون انسان.»
- فریدریش نیچه، چنین گفت زرتشت، دربارهٔ اهل آخرت
- «اغلب رهبران، اندیشمند نیستند بلکه مردِ عمل هستند. [...] نام آنها را در فهرست اشخاص عصبی، تحریکپذیر و نیمهدیوانهای که بهمرز جنون رسیدهاند، میتوان دید.»
- «انسان به مقداری جنون هم نیاز دارد، وگرنه هرگز به پارهکردن بندهایش برای کسب آزادی خطر نمیکند.»
- «برنایی دیوانگیگونه است.»
- «شعر عطار، آنگونه که خودش آنرا درک میکند شعر درد، شعر جنون، و شعر بیخودی است. چیزی است که به قول خودش عقل با آن بیگانگی دارد و با اینحال شعر حکمت است - حکمت دینی نه حکمت عقلی.»
- عبدالحسین زرینکوب - صدای بال سیمرغ، بخش ۱۷
- «عشق : نوعی جنون موقت که با ازدواج یا خارج کردن بیمار از شرایطی که تحت آن به این نارسایی دچار شدهاست، درمان میگردد.»
- «گریه ما وقت تولد از آن رو است که به صحنه بزرگ جنون و حماقت وارد شدهایم.»
- «لحظهای دچار حالت هیستری شد. با عجله و بدخط شروع به نوشتن کرد: منو میکشن من اهمیتی نمیدم به پشت گردنم شلیک میکنن اهمیتی نمیدم مرگ بر برادر بزرگ اونا همیشه به پشت گردن آدم شلیک میکنن باشه من اهمیتی نمیدم مرگ بر برادر بزرگ...»
- «منظور آنها نه فقط این بود که غریزهٔ جنسی دنیای دیگری برای خود پدید میآورد که حزب قادر به کنترل آن نیست و تا حد ممکن باید آن را تأیید کند، بلکه نکته مهمتر آن بود که محرومیت جنسی باعث افزایش شور و جنون میشود که بسیار مطلوب است، زیرا میتوان آن را به اشکال دیگری نظیر علاقه به جنگ و پرستش رهبر تغییر داد.»
- جورج اورول، کتاب ۱۹۸۴
ضربالمثل [ویرایش]
- «بدتر از کوری، بی شعوری.»
- «غضب اولش دیوانگی است و آخرش پشیمانی»
- «کوری به از نادانی.»
جنون در شعر فارسی [ویرایش]
- «آنکس که نداند و نداند که نداند// در جهل مرکب ابدالدهر بماند»
- «آنکه به زندان جهالت گم است// هست گدا ور چه زرش صد خم است»
- «پای دیوانگیاش برد و سر شوق آورد// منزلت بین که به پا رفت و به سر بازآمد»
- «چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون// به جنون صلابت صخره کوهسار بشکن»
- «کاری که به عقل بر نیاید// دیوانگیاش گره گشاید»
- «نیکنامی خواهی ایدل با بدان صحبت مدار// خودپسندی جان من برهان نادانی بود»
جستارهای وابسته [ویرایش]
پیوند به بیرون [ویرایش]