معجزه
از ویکیگفتاورد
آ - الف - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی
الف [ویرایش]
- «از این امامزاده کسی معجزه نمیبینه.»
ب [ویرایش]
- «بزرگترین معجزه در جهان آن است که تو هستی، من هستم. بودن بزرگترین معجزهاست؛ و مکاشفه، درهای این معجزهٔ بزرگ را برویت میگشاید.»
ت [ویرایش]
- «تنها معجزه بزرگ و نابودنشدنی، اعتقاد بشر به معجزه است.»
چ [ویرایش]
- «چشمان مرا بگشا تا از شریعت تو معجزه ببینم.»
- انجیل عهد عتیق، کتاب مزامیر، ۱۱۹، ۱۸
م [ویرایش]
- «معجزه خیلی راحت اتفاق میافتد، به نظر من، ایمان انسانهاست که معجزه را میسازد.»
پیوند به بیرون [ویرایش]