فیل

از ویکی‌گفتاورد

پرش به: ناوبری, جستجو
«از تنگی چشم فیل معلومم شد// کانان که غنی‌ترند محتاج‌ترند» - سعدی
«از تنگی چشم فیل معلومم شد// کانان که غنی‌ترند محتاج‌ترند» - سعدی

فیل، حیوانی است بزرگ‌جثه از راسته خرطوم‌داران.

فهرست مندرجات

[ویرایش] گفتاورد

  • «گاندی، فیل بزرگ و سیاهی بود که سوار موش کوچک و سفیدی شده بود. کینگ، موش کوچک و سیاهی است که برپشت فیل بزرگ و سفیدی سوار است.»

[ویرایش] ضرب‌المثل

  • «آشنایی با فیل‌بان خانه به خورد لازم دارد.»
  • «دشمن اگر پشه است فيل بشمارش.»

[ویرایش] فیل در شعر فارسی

  • «از تنگی چشم فیل معلومم شد// کانان که غنی‌ترند محتاج‌ترند»
  • «سر چشمه شاید گرفتن به بیل// چو پر شد نشاید گذشتن به پیل»
  • «یا مکن با پیل‌بانان دوستی// یا بنا کن خانه‌ای در خورد پیل»
  • «گاو از من و تو فراخ‌تر دارد چشم// پیل از من و تو بزرگ تر دارد گوش»
  • «پشه چو پر شد بزند پیل را// با همه تندی و صلابت که اوست»
  • «پشه از پیل کم زید بسیار// زانکه کوته بقا بود خونخوار»
  • «پشه ز چه یک‌روز زید پیل به صدسال// زيرا ز پشه پیلان در رنج و عنایند»

[ویرایش] پیوند به بیرون

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
فیل
دارد.

این نوشتار ناتمام است. با گسترش آن به ویکی‌گفتاورد کمک کنید.

زبان‌های دیگر