فیل
از ویکیگفتاورد
«از تنگی چشم فیل معلومم شد// کانان که غنیترند محتاجترند» - سعدی
فیل، حیوانی است بزرگجثه از راسته خرطومداران.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] گفتاورد
- «گاندی، فیل بزرگ و سیاهی بود که سوار موش کوچک و سفیدی شده بود. کینگ، موش کوچک و سیاهی است که برپشت فیل بزرگ و سفیدی سوار است.»
[ویرایش] ضربالمثل
- «آشنایی با فیلبان خانه به خورد لازم دارد.»
- «دشمن اگر پشه است فيل بشمارش.»
- «فیل روی پلک چشمان دیده نمیشود اما مورچه آن طرف رودخانه دیده میشود.» ضربالمثل اندونزیایی
[ویرایش] فیل در شعر فارسی
- «از تنگی چشم فیل معلومم شد// کانان که غنیترند محتاجترند»
- «سر چشمه شاید گرفتن به بیل// چو پر شد نشاید گذشتن به پیل»
- «دیگران کی به پایه تو رسند// پشه را کی بود مهابت پیل»

