رقص

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری, جستجو

رقص


آ - الف - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی

[ویرایش] آ

[ویرایش] الف

  • «ای دختر! سخنانم را خوب به‌گوش بسپار و پایت را این‌همه تکان نده، برای رقصیدن تنها یک‌جفت کفش قرمز کافی نیست.»
  • «این اندرز من است: هرکه می‌خواهد پرواز را بیاموزد باید ابتدا ایستادن و رفتن و دویدن و بالارفتن و رقصیدن را بیاموزد. پرواز را نمی‌توان پرید.»

[ویرایش] ب

[ویرایش] ت

[ویرایش] د

[ویرایش] ر

  • «رقص ِآدم ِپیر خیلی گَرد و خاک به ‌پا می‌کند.»
  • «رقص به ‌مثابه تلگرافی است که به‌زمین فرستاده می‌شود و تقاضای خنثی‌کردن جاذبه زمین را دارد.»
  • «رقص تمرین خوبی است برای دختران جوان، آن ها یاد می‌گیرند که درست حدس بزنند مردان چند لحظه دیگر چه خواهند کرد.»
  • «رقص مرکب مبین که رهوار است// راه بین تا چگونه دشوار است»
  • «رقصنده ایمان دارد که هنرش چیزی برای گفتن دارد که با هیچ روش دیگری غیر از رقص نمی‌توان بیان کرد... بعضی وقت‌ها سادگی وقاری که در یک حرکت موجود است می‌تواند عملکردی به حجم کلمات داشته باشد. حرکاتی وجود دارد که می‌توانند با قدرتی بی‌همتا بر اعصاب بتازند، حرکاتی که توانایی تحریک احساسات و هیجانات را دارند، و خود بی‌نظیرند. این بهانه‌ی رقصنده برای آغاز است، و دلیل او برای جستجوی بیشتر در اعماق هنر خویش.»

[ویرایش] س

  • «سه چیز برای سه کس خسته کننده نیست: پسربچه‌ای که در کوچه بازی می‌کند- دختری که مشغول رقصیدن است- کشیشی که مراسم قربانی را به جای می‌آورد.»

[ویرایش] ش

[ویرایش] ع

[ویرایش] ک

[ویرایش] م

  • «من فقط به خدائی اعتقاد خواهم داشت که رقصیدن را بداند.»

من رقص دختران هندی را از نماز اطرافیانم بیشتر دوست دارم زیرا انان با عشق می رقصند اما اینان از روی عادت نماز می خوانند…«دکتر شریعتی»

[ویرایش] ن

[ویرایش] هـ

[ویرایش] پیوند به بیرون

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
رقص
دارد.

ابزارهای شخصی
گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
پیوندهای ویکی‌گفتاورد
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر