مجنون

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری, جستجو

دیوانه، مجنون، ابله، احمق و ناقص‌العقل نیز گویند.

فهرست مندرجات

[ویرایش] گفتاورد

  • «احمق را ستایش خوش آید.»
  • «افراد دانا کوشش دارند خود را همرنگ محیط سازند ولی اشخاص دیوانه سعی می‌کنند محیط را به شکل خود درآورند، به همین جهت تحولات و پیشرفت اجتماع به دست دیوانگان بوده است.»
  • «این شهوت سیری‌ناپذیرِ ِسودجویی و این اشتیاق ِمداوم به صرافی، خصلتی است مشترک بین سرمایه‌دار و کسی که نقدینه خودرا زیر لحاف پنهان داشته است؛ ضمن اینکه، ذخیره‌کننده، سرمایه‌دار ِدیوانه‌است و سرمایه‌دار، ذخیره‌کنندهٔ عاقل
  • «بارها مشاهده کرده‌ام که برای کسب موفقیت در این جهان، هوشمند در نهان و دیوانه در عیان باید بود.»
  • «بهتر که چیزی ندانیم تا اینکه از همه چیز فقط نیمی را بدانیم! بهتر که به ذوق خویش دیوانه، تا به سلیقه دیگران عاقل باشیم.»
    • نیچه، چنین گفت زرتشت، زالو، بخش چهارم
  • «خارج شوید! آخرین کلمات مال دیوانگان است که به اندازه کافی حرف نزده‌اند.»
  • «دوقلوها، مینا و مرجان مثل دوتا گنجشک جیرجیر می‌کردند و دور میز صبحانه می‌پلکیدند. برای به دنیا آوردن آنها و برادرشان خسرو بود که زری نذر کرده بود، هرشب جمعه برای زندانی‌ها و دیوانه‌های دارالمجانین نان و خرما ببرد.»
  • «مگر خداوند گم‌شده؟ دو دیگر پرسید: مگر چون کودکان راهش را گم‌کرده یا پنهان شده؟ مگر از ما می‌هراسد؟ یا به سفر رفته یا هجرت کرده است؟ و پس از فریادها می‌خندیدند. دیوانه در میان آنها پرید و با نگاهی عمیق فریاد برآورد خدا کجا رفته است؟ به شما خواهم گفت. ما او را کشتیم (من و شما او را کشتیم) اما چه‌سان؟ چگونه یارای نوشیدن دریا را داشتیم و با کدامین ابر سراسر افق را می‌خواستیم زدود؟ و آنگاه که زمین را از آفتاب جدا کردیم، چه‌کردیم؟»
    • نیچه، حکمت شادان، بند ۱۲۵

[ویرایش] ضرب‌المثل

  • «ابله به ابلهی خوش است.»
  • «جواب ابلهان خاموشی است.»
  • «جواب احمقان خاموشی است.»
  • «جواب جاهلان باشد خموشی.»
  • «حرف راست را از دیوانه باید شنید.»
  • «دانا به اشاره ابرو کار کند و نادان به زخم چوگان.»
  • «دانا هم داند و هم پرسد، نادان نداند و نپرسد.»
  • «دنیا به کام ابلهان است.»
  • «دیوانه به کار خویش هشیار است.»
  • «دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید.»
  • «دیوانه را مپرس که از ماه چند شد.»
  • «زن و شوهر جنگ کنند، ابلهان باور کنند.»
  • «کسی که بار شیشه دارد به دیوانه سنگ نمی‌اندازد.»
  • «یک دیوانه سنگی به چاه می‌اندازد که صد عاقل نمی‌توانند درآورند.»
  • «یک دیوانه سنگی به چاه اندازد و دوصد عاقل بیرون نتوانند آورد.»

[ویرایش] دیوانه در شعر فارسی

  • «ابلهی که روز روشن شمع کافوری نهد// زود بینی کش به شب روغن نباشد در چراغ»
  • «اگر دانش به روزی بر فزودی// ز نادان تنگ‌روزی‌تر نبودی»
  • «پس خموشی به دهد آن را ثبوت// پس جـواب احمقان آمد سکوت»
  • «پند گفتن با جهول خوابناک// تخم‌افکندن بود در شوره‌زار»
  • «تا که احمق باقی است اندر جهان// مرد مفلس کی شود محتاج نان»
  • «چون جواب احمق آمد خامشی// این درازی سخن چون می‌کشی»
  • «حذر کن ز نادان ده‌مرده گوی// چو دانا یکی گوی و پرورده گوی»
  • «خواب احمق لایق عقل وی است// هم چو او بی‌قیمت است و لاشیئ است»
  • «درست و راست صفات تو گویم و نشکفت// درست و راست شنیدن ز مردم شیدا»
  • «دشمن دانا بلندت می‌کند// بر زمین‌ات می‌زند نادان دوست»
  • «دوستی ابله بتر از دشمنی است// او به هر حیله که دانی راندنی است»
  • «ز هشیار دانا نزیبد که دست// زند بر گریبان نادان مست»
  • «عاقل به کنار آب تا پل می‌جست// دیوانه پابرهنه از آب گذشت»
  • «عقل از سودای او کور است و کر// نیست از عاشق کسی دیوانه‌تر»
  • «علم چندان که بیشتر خوانی// چون عمل در تو نیست نادانی»
  • «فلک به مردم نادان دهد زمام امور// تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس»
  • «کار بی‌استاد خواهی ساختن// جاهلانه جان بخواهی باختن»
  • «کیمیاگر به غصه مرده و رنج// ابله اندر خرابه یافته گنج»
  • «گه بود کز حکیم دانشمند// بر نیاید درست تدبیری// گاه باشد که کودکی نادان// به غلط بر هدف زند تیری»
  • «مرغ بی‌وقتی! سرت باید برید// عذر احمق را نمی‌باید شنید»
  • «مهر ابله مهر خرس آمد یقین// کین او مهر است و مهر اوست کین»
  • «نردبان خلق این ما و من است// عاقبت زین نردبان افتادن است// هرکه بالاتر رود ابله‌تر است// کاستخوان او بتر خواهد شکست»
  • «نصیحت همه عالم چو باد در قفس است// به گوش مردم نادان و آب در غربال»

[ویرایش] انجیل عهد عتیق

[ویرایش] امثال سلیمان

  • «راه احمق در نظر خودش راست است اما هرکه نصیحت را بشنود حکیم است.» ۱۲، ۱۵
  • «اما چوب به جهت پشت مرد ناقص‌العقل است.» ۱۰، ۱۴
  • «کسی که زمین خود را زرع کند از نان سیر خواهد شد، اما هرکه اباطیل را پیروی نماید ناقص‌العقل است.» ۱۲، ۱۱
  • « اما اجتناب از بدی مکروه احمقان می‌باشد. با حکیمان رفتار کن و حکیم خواهی شد. اما رفیق جاهلان ضرر خواهد یافت.» ۱۳، ۱۹-۲۰
  • «مرد احمق نیز چون خاموش باشد او را حکیم می‌شمارند. و هرکه لب‌های خود را می‌بندد فهیم است.»
    • ۱۷، ۲۸

[ویرایش] کتاب ایوب

  • «مشیران را غارت‌زده می‌رباید و حاکمان را احمق می‌نماید.» ۱۲، ۱۷

[ویرایش] کتاب مزامیر

  • «مرا از همه گناهانم برهان و مرا نزد جاهلان عار مگردان.» ۳۹، ۸

[ویرایش] کتاب جامعه سلیمان

  • «و به افراط شریر مباش و احمق مشو مبادا پیش از اجلت بمیری.» ۷، ۱۷


[ویرایش] انجیل عهد جدید

[ویرایش] انجیل متی

  • «آنگاه دیوانه، کور و گُنگ را نزد او آوردند و او را شفا داد چنان‌که آن کور و گنگ گویا و بینا شد...لیکن فریسیان شنیده گفتند این شخص دیوها را بیرون نمی‌کند مگر بیاری «بَعلزَبول» رئیس دیوها.»
    • ۱۲، ۲۲-۲۴

[ویرایش] جستارهای وابسته

جنون يعني ديوانه...كسي كه اختيارش دست خودش نيست..و بنابر متون ديني اختيار عقل را به دست هوس سپرده باشد.كسي كه از پيش كاري كه ميكند انديشه نمي كند.

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
پیوندهای ویکی‌گفتاورد
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر