ویکی‌گفتاورد:نقل‌قول روز/۲۰۰۷

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

دسامبر ۲۰۰۷[ویرایش]

  • «شیرین‌سخن باش! شاید این گفتار آخرینت باشد.» ژان پل ۳۱
  • «ترقی، مولود فعالیت دایمی است زیرا استراحت چیزی جز انحطاط در بر ندارد.» گوستاو لوبن ۳۰
  • «غرور ناشی از خودخواهی، گران‌تر از تشنگی و گرسنگی و بی‌لباسی است.» توماس جفرسون ۲۹
  • «به فضل و خوی پسندیده جست باید نام// دگر، به دادن نان و به بذل کردن زر» فرخی سیستانی ۲۸
  • «نگذارید تا خشم تمامی وجود شما را فرا گیرد یا شما را بیازارد و یا به شما آسیب رساند. خشم فقط انرژی شما را گرفته و مانع از عشق و محبت نسبت به دیگران می‌گردد.» لئو بوسکالیا ۲۷
  • «جایی‌که مردم از دولتشان بترسند، ظلم حاکم است؛ جایی‌که دولت از مردم بترسد، آزادی وجود دارد.» توماس جفرسون ۲۶
  • «بر گام‌های برداشته شده و بر مرگ‌های به وقوع پیوسته نباید اسف خورد.» هرمان هسه ۲۴
  • «بسا سپاه گرانا که در زمانه شدند// ز جنبش قلمی تار و مار و زیر و زبر» فرخی سیستانی ۲۳
  • «انسان به مرور تبدیل به فولاد می‌شود، آن‌گاه که پس از هر گُرگرفتنی به سردی می‌گراید.» ژان پل ۲۲
  • «از ابتدای پیدایش جهان بزرگترین شرط بقاء، آمادگی برای دفاع بوده‌است، هر موجودی که مسلح نباشد محکوم به فنا است.» گوستاو لوبن ۲۰
  • «برتر ز خوی‌ها، خرد است و هنر// مردم بی این دوچیز نیاید به کار» فرخی سیستانی ۱۹
  • «افراد شجاع و باشخصیت همیشه از نظر دیگران گمراه‌کننده و فاسد هستند.» هرمان هسه ۱۸
  • «گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن// شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمّار داشت» حافظ ۱۷
  • «هر حکایت دلنشینی و هر شعر زیبایی، سرشار از آموزش است.» ژان پل ۱۶
  • «آن‌چه را که ما رمز شادی می‌نامیم، سرّی نیست مگر خواستهٔ‌ ما برای انتخاب زندگی.» لئو بوسکالیا ۱۵
  • «به یونان این مثل معروف باشد// که ربع‌النوع روزی کور باشد» ایرج‌میرزا ۱۴
  • «طول عمر انسان از روی اعمال و افکار او سنجیده می‌شود، نه از تعداد سال‌هایی که زندگی می‌کند.» ساموئل اسمایلز ۱۳
  • «سخن راست توان دانست از لفظ دروغ// باد نوروزی پیدا بود از باد خزان» فرخی سیستانی ۱۲
  • «شاعر، مانند سیم تار است که هنگام لرزش و طنین‌افکندن، از دیده پنهان می‌شود.» ژان پل ۱۱
  • «نه قهرمانان واقعی، بلکه قهرمانان افسانه‌ای، تودهٔ مردم را تحت تأثیر قرار داده‌اند.» گوستاو لوبن ۱۰
  • «نصیب ما از جامعهٔ بشری بیماری روح‌خراش تکنیک و ناسیونالیسم است.» هرمان هسه ۹
  • «تا زمانی که تفنگ و تفنگ‌سالاری حاکم باشد، ما هرگز نمی‌توانیم در انتظار آینده‌ای درخشان در کشورمان باشیم.» ملالی جویا ۸
  • «دوش ایران را به هنگام سحر دیدم به خواب// وه چه ایرانی! سراسر چون دل عاشق خراب» فرخی یزدی ۵
  • «خدای عبوس و چهره درهم کشیده، یک تضاد، بلکه خود شیطان است.» ژان پل ۴
  • «رهبران بزرگ تمام ادوار، به ویژه رهبران انقلاب، افق دیدشان بسیار محدود بوده‌است، از این‌رو نفوذ خود را گسترش دادند.» گوستاو لوبن ۳
  • «مردان بزرگ در نظر جوانان مانند کشمش‌های روی کیک تاریخ هستند.» هرمان هسه ۲
  • «چوبینی که یاران نباشند یار// هزیمت ز میدان غنیمت شمار» سعدی ۱

نوامبر ۲۰۰۷[ویرایش]

  • «شما می‌توانید گل‌ها را قطع کنید اما از آمدن بهار نمی‌توانید جلوگیری کنید.» ملالی جویا ۳۰
  • «خواجه در ابریشم و ما در گلیم// عاقبت ای دل همه یکسر گلیم» اهلی شیرازی ۲۹
  • «دوچیز بی‌پایان است: اول «کهکشان»، دوم «حماقت بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.» آلبرت اینشتین ۲۸
  • «خاطره، تنها بهشتی است که نمی‌توانند ما را از آن طرد کنند.» ژان پل ۲۷
  • «تودهٔ مردم فقط به کسانی روی می‌آورند که از حقیقت مطلق برای آن‌ها سخن گوید، دیگران برای او وجهه‌ای ندارند.» گوستاو لوبن ۲۶
  • «لطافت، نیرومندتر از خشونت است و آب قوی‌تر از صخره و عشق تواناتر از بی‌رحمی.» هرمان هسه ۲۵
  • «اهل ادب را ادیب داند مقدار// قدر گهر جز گهرفروش نداند» فرخی سیستانی ۲۴
  • «انسان باید در مقابل هرمشکلی با صبر و بردباری و زبان خوش روبرو شود.» توماس جفرسون ۲۳
  • «اگر قرار باشد کسی برای عاشق شدن صبر کند تا از دریافت میزان عشقی مساوی مطمئن گردد، شاید ناگزیر باشد همه عمر در انتظار بماند.» لئو بوسکالیا ۲۱
  • «اگر انسان‌ها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معده‌شان بود، اکنون کرهٔ زمین تعریف دیگری داشت.» آلبرت اینشتین ۲۰
  • «تا زمانی‌که نام خداوند بر زبان ملتی جاری است، چشم انسان به آسمان دوخته‌است.» ژان پل ۱۹
  • «تجربه‌های به دست آمده در یک نسل، عمومأ برای نسل ِ بعدی مفید واقع نمی‌شود، از این‌رو، به شهادت گرفتن ِ براهین تاریخی بی نتیجه‌است.» گوستاو لوبن ۱۸
  • «با وقت بود بسته همه‌کار و همه‌چیز// بی وقت بود کار بسر بردن دشوار» فرخی سیستانی ۱۷
  • «در غروب جوانی، نفس‌پرستی به پایان می‌انجامد؛ در طلوع پیری، خدمت به خلق آغاز می‌گردد.» هرمان هسه ۱۶
  • «برق اندیشه‌های درخشان را در تیمارستان‌ها، که به فراوانی می‌درخشد، باید جستجو کرد.» شارل دو مونتسکیو ۱۵
  • «وقتی بیشتر از ۵۰ درصد جمعیت یک کشور ساکت هستند، این کشور چطور می‌تواند ترقی کند؟ چنین کشوری شبیه به پرنده‌ای است که تنها یک بال دارد.» ملالی جویا ۱۴
  • «زندگی گره‌ای نیست که در جستجوی گشودن آن باشیم؛ زندگی واقعیتی است که باید آن را تجربه کرد.» سورن کیرکه‌گارد ۱۳
  • «غرق خون بود و نمی‌مرد ز حسرت فرهاد// خواندم افسانهٔ شیرین و به خوابش کردم» فرخی یزدی ۱۲
  • «اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیت‌ها را تغییر بده.» آلبرت اینشتین ۱۱
  • «بدبختی، می‌تواند مانند عقرب در هرگوشه و کناری بخزد.» ژان پل ۱۰
  • «باوری را به انسانی هدیه کردن، یعنی نیروی او را ده‌برابر کردن.» گوستاو لوبن ۹
  • «تا هرچه بیشتر «ممکن‌ها» خلق شوند، بی‌وقفه باید به بررسی «غیرممکن‌ها» پرداخت.» هرمان هسه ۸
  • «عشق تنها وقتی عشق است که بی‌چشم‌داشت ارزانی شود. مثلاً نمی‌توانی اصرار داشته باشی کسی‌را که دوست می‌داری حتما عاشق تو باشد.» لئو بوسکالیا ۷
  • «این رقص موزون «آب» است که پیکر «ریگ» را به زیبایی می‌آراید؛ نه ضربه سخت چکش.» رابیندرانات تاگور ۶
  • «کسی‌که مبارزه کند، ممکن است شکست بخورد، ولی آنکه مبارزه نکند، شکست‌خورده هست.» برتولت برشت ۵
  • «خواه از لب مسیحا، خواه از زبان ناقوس// صاحبدلان شناسند، آواز آشنا را» اهلی شیرازی ۴
  • «اگر به راستی عاشق باشی، چاره‌ای نداری جز این‌که به راستی مومن باشی، اعتماد کنی، بپذیری و امیدوار باشی که عشق تورا پاسخی هست.» لئو بوسکالیا ۳
  • «سعی نکن انسان موفقی باشی، بلکه سعی کن انسان ارزشمندی باشی.» آلبرت اینشتین ۲
  • «آن‌که در پی منافع خویش است، از نادانی دیگران رنج نمی‌برد.» ژان پل ۱

اکتبر ۲۰۰۷[ویرایش]

  • «به‌شنیدن عادت کن، خواهی دید که از سخن ابلهان نیز سود خواهی جست.» افلاطون ۳۱
  • «زیاده از خود گفتن، می‌تواند به‌عنوان پرده‌ای برای پنهان شدن در پشت آن، مورد استفاده قرار گیرد.» فریدریش نیچه ۳۰
  • «اگر بقراط جولاهی نداند// نیفزاید از او بر قدر جولاه» سعدی ۲۹
  • «فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان// آن‌گه شود پدید که نامرد و مرد کیست.» انوری ۲۸
  • «آن‌که با میل و رغبت خاطراتش را به یاد می‌آورد، دوبار زندگی می‌کند.» فرانکا ماگنانی ۲۷
  • «خواست طبیعت اینست که کودکان پیش از رسیدن به‌سن بلوغ، کودک باشند.» ژان ژاک روسو ۲۶
  • «درون کلبهٔ من، نور آفتاب هم‌چو طلاست// به شهر جدایی چو رخت افکندم// تنم به داغ لعنت این سرزمین یخ‌زده سوخت.» لنگستن هیوز ۲۵
  • «زحمت ِ کاری را که به تنهایی قادر به‌ انجام آن هستی، به دیگران تحمیل مکن.» توماس جفرسون ۲۳
  • «هنر را نمی‌توان با سفارش پدید آورد، تنها چکمه را میتوان سفارش داد.» برتولت برشت ۲۲
  • «به سودای روزهای دل‌انگیز گذشته اشک مریز، به خاطر حضور کوتاه‌شان تبسم کن.» رابیندرانات تاگور ۲۱
  • «نبود چاره حسودان دغا را ز حسد// حسد آن است که هرگز نپذیرد درمان» فرخی سیستانی ۲۰
  • «افسردگی تنها معشوقهٔ باوفایی است که من می‌شناسم، بی‌جهت نیست اگر به عشق روی‌آورم.» سورن کیرکه‌گارد ۱۹
  • «آری، برای شناکردن در جهت مخالف جریان رود، قدرت و جرأت لازم است؛ هر ماهی مرده‌ای می‌تواند همسو با جریان آب حرکت کند.» ساموئل اسمایلز ۱۸
  • «شادی، کمیاب‌ترین چیزی است که در افراد هوشمند یافته‌ام.» ارنست همینگوی ۱۷
  • «هزیمت به هنگام، بهتر ز جنگ// چو تنها شدم، نیست جای درنگ» فردوسی ۱۶
  • «متأسفانه بسیاری از مردم پس از این‌که به دامان شوربختی درافتادند، به سعادت از دست‌رفته خویش پی می‌برند.» برتراند راسل ۱۲
  • «هرکسی را نتوان گفت که صاحب‌نظر است// عشق‌بازی دگر و نفس‌پرستی دگر است» سعدی ۱۱
  • «این ادعا که حکومت نمایندهٔ مردم است، رؤیایی پوچ و دروغی است باطل.» لئو تولستوی ۱۰
  • «کسی که ترس از حقیقت ندارد، از دروغ نیز ترسی نخواهد داشت.» توماس جفرسون ۹
  • «زدشمنان چه‌غم ایدل، چو دوست با تو بود// زمانه گو، همه آفاق با تو دشمن کن» اهلی شیرازی ۸
  • «سرزمین فلاکت‌بار سرزمینی است که قهرمانی نپرورد.» برتولت برشت ۷
  • «یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟ // ای نور دیده، صلح به از جنگ و داوری است.» ~ حافظ ۳
  • «آن‌که حقیقت را نمی‌داند نادان است، آن‌که حقیقت را می‌داند ولی انکار می‌کند تبهکار است.» ~ برتولت برشت ۲
  • «طویله و باغ‌وحش هم بهتر از پارلمان ما (افغانستان) است، به خاطر این‌که در طویله گاو است که شیر می‌دهد، خر است که بار می‌کشد، سگ است که نگهبانی می‌کند...» ~ ملالی جویا ۱

سپتامبر ۲۰۰۷[ویرایش]

  • «هرکجا ظلم رخت افکنده است// مملکت را ز بیخ برکنده‌است» سنایی ۳۰
  • «حکیمان گفته‌اند اگر آب حیات فروشند فی‌المثل به آب‌روی، دانا نخرد که مردن به علت به، که زندگانی به مذلت» سعدی ۲۶
  • «هرچه داری شب نوروز به می‌ساز گرو// غم روزی چه خوری روز نو و روزی نو» صالح طوسی ۲۲
  • «عشق در کوه‌کنی داد نشان قدرت خویش// ورنه این مایه هنر تیشه فرهاد نداشت» فرخی یزدی ۱۸
  • «رندی که بخورد و بدهد به از عابدی که روزه دارد و بنهد.» سعدی ۱۷
  • «بسان موج سراب است مردم نادان// بسان کوه بلند است مرد دانشمند// که هرچه پیش شوی بیش در نظرت آید// یکی عظیم حقیر و یکی عظیم بلند» رشید یاسمی ۱۶
  • «به اخلاق با هرکه بینی بساز// اگر زیردست است و گر سرفراز» سعدی ۱۴
  • «نه در هر سخن بحث‌کردن رواست// خطای بزرگان گرفتن خطاست» سعدی ۱۲
  • «بسیار بخوردند و نبردند گمانی// کز خوردن بسیار شود مردم بیمار» فرخی سیستانی ۱۰
  • «یک روز خرج مطبخ تو قوت سال ماست// یک سال مردمی کن و یک روز روزه گیر» ناشناس ۹
  • «من در آرزوی انجام خدمتی بزرگ و پرشکوه زندگی می‌کنم، اما مبرم‌ترین وظیفه من انجام خدمات کوچکی است که در کسوتی بزرگ و شکوهمند ظاهر شوند.» هلن کلر ۸
  • «کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود// که علم بی‌خبر افتاد و عقل بی‌حس شد» حافظ ۵
  • «بر شعر من مخند به خشکی که خواجه گفت// کی شعر تر تراود از خاطر حزین» ایرج‌میرزا ۲
  • «نابینا بودن یعنی جداشدن از اشیاء، ناشنوا بودن یعنی جدایی از انسان‌ها.» هلن کلر ۱

اوت ۲۰۰۷[ویرایش]

  • «هرکس که آن کند که نباید کردن، آن بیند که نباید دیدن.» قابوس‌نامه ۲۹
  • «از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن// از دوستان جانی مشکل توان بریدن» حافظ ۲۸
  • «چنین است رسم سرای درشت// گهی پشت زین و گهی زین به پشت» فردوسی ۲۷
  • «گلی که تربیت از دست باغبان نگرفت// اگر به چشمه خورشید سر زند خودروست» ناشناس ۲۶
  • «به هم چون بود مهر و کین گاه جنگ// ابا آبگینه کجا ساخت سنگ» اسدی طوسی ۲۵
  • «دوست را کس به یک بلا نفروخت// بهر کیکی گلیم نتوان سوخت» سنایی ۲۲
  • «بهرام که گور می‌گرفتی همه‌عمر// دیدی که چگونه گور بهرام گرفت» خیام ۱۹
  • «حسب و نسب زن و شوهر از رفتاری که موقع پرخاش و جدل با هم می‌کنند، معلوم می‌شود.» جورج برنارد شاو ۱۷
  • «به شاگردی هرآن‌کو شاد گردد// بود روزی که هم استاد گردد» ناصرخسرو ۱۶
  • «برای داشتن یک زندگی آرام و بدون مخمصه، شوهر باید کر و زن باید لال باشد.» سروانتس ۱۴
  • «به شمشیرم زد و با کس نگفتم// که راز دوست از دشمن نهان به» حافظ ۱۳
  • «زمانه به نیک و بد آبستن است// ستاره گهی دوست، گه دشمن است» نظامی ۱۰
  • «تا یقین چهره بر تو بنماید// شک کن اندر درستی هرچیز» رشید یاسمی ۹
  • «در طبیعت و اخلاق انسان هیچ ضعف و انحرافی نیست که با تعلیم مناسب اصلاح نشود.» فرانسیس بیکن ۸
  • «ازدواج مثل شهر محاصره‌شده‌است، کسانی‌که داخل شهر هستند سعی می‌کنند از آن خارج، و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند.» بنیامین فرانکلین ۷
  • «به جویی که یک‌بار بگذشت آب// نسازد خردمند از او جای خواب» فردوسی ۶
  • «به خُلق و لطف توان کرد صید اهل نظر// به بند و دام نگیرند مرغ دانا را» حافظ ۵
  • «تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب انتخاب کنید!» ضرب‌المثل چینی ۴
  • «بهترین میراثی که پدران برای فرزندان خود باقی می‌گذارند، تربیت خوب است.» سیسرو ۳
  • «بزرگش نخوانند اهل خرد// که نام بزرگان به زشتی برد» سعدی ۱

ژوئیه ۲۰۰۷[ویرایش]

  • «به آهو میکنی غوغا که بگریز// به تازی هی زنی اندر دویدن» ناصرخسرو ۳۰
  • «جهان بزرگتر از آن است که تو بتوانی آنرا بخود مخصوص کنی.» سعید نفیسی ۲۹
  • «دلال‌های اتومبیل، اتومبیل می‌فروشند، شرکت بیمه، بیمه می‌فروشد؛ و نمایندگان مردم؟» استانیسلاو یرسی لخ ۲۸
  • «دزد اگر شب، گرم یغماکردن است// دزدی حکام، روز روشن است» پروین اعتصامی ۲۶
  • «شاید این‌را شنیده‌ای که زنان// در دل «آری» و «نه» به لب دارند// ضعف خودرا عیان نمی‌سازند// رازدار و خموش و مکارند» فروغ فرخزاد ۲۴
  • «امتی را یک نبی بس، ملتی را یک کتاب// عالمی را یک ملک بس، لشکری را یک امیر» امیرمعزی ۲۳
  • «نسبت بین فلسفه و آموختن جهان حقیقی، مانند نسبت بین استمناء و همخوابگی است.» کارل مارکس و فریدریش انگلس ۲۲
  • «عقیده‌ایی که مردم از ترس جانشان بپذیرند، پایدار نیست.» سعید نفیسی ۲۱
  • «با سنتگرایان بحث کردن، مثل شرکت در مسابقهٔ طناب‌کشی است که گروه مخالف سر طناب خود را به درخت تنومندی بسته باشد.» هانس کاسپار ۲۰
  • «آزادی اندیشه و قلم و زبان و مجامع و شغل و منزل و غیره موجب آبادی و عمران ممالک است.» علی‌اکبر دهخدا ۱۹
  • «گِرد در ِپادشاهان نگردید و عطای ایشان به لقای دربانان ِایشان بخشید!» عبید زاکانی ۱۸
  • «پرواز را به خاطر داشته باش، پرنده مردنی است!» فروغ فرخزاد ۱۶
  • «هرکه در شوره زار کشت کند// نبود از کار خویش برخوردار» پروین اعتصامی ۱۵
  • «کسانی که از زمان خود پیشی گرفتند، می‌بایستی در اقامتگاه‌های نامساعد در انتظار رسیدن زمان سکونت کنند.» استانیسلاو یرسی لخ ۱۳
  • «رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز// تا داد خود از مهتر و کهتر بستانی» عبید زاکانی ۱۲
  • «فیلسوفان، تنها جهان را به شیوه‌های گوناگون تعبیر کرده‌اند. مسأله اما برسر دگرگون کردن جهان است.» ولادیمیر لنین ۱۱
  • «علم چبود، فرق‌دانستن حقی از باطلی// نی کتاب زرق شیطان جمله ازبرداشتن» سنائی ۱۰
  • «پریدن، بی‌پر تدبیر مستی است// جهان را گه بلندی، گاه پستی است» پروین اعتصامی ۷
  • «هم‌چو کتابی‌ست جهان، جامع احکام نهان// جان تو سردفتر آن، فهم کن این مسأله را» مولوی ۶
  • «تا زمانی‌که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.» آلبرت اینشتین ۵
  • «طرفی ز کتاب خود نبستم// شد رهن شراب دفتر ما» جودت ۴
  • «سرمایه‌داران طنابی را که برای حلق‌آویز کردن‌شان لازم داریم، به ما خواهند فروخت.» ولادیمیر لنین ۳
  • «فروشندگان تمدن که برروی شهرهای بی‌دفاع گلوله‌های آتشین شلیک می‌کنند و علاوه‌بر کشتار مردم، از تجاوز به زنان نیز خودداری نمی‌کنند، چنین شیوه‌هایی (جنگ مردمی) را می‌توانند پست، بربر و فجیع قلمداد کنند.» فریدریش انگلس ۲

ژوئن ۲۰۰۷[ویرایش]

  • «من به این موضوع اعتقاد راسخ دارم که تنها یک راه برای خلاصی از شرّ سرمایه‌داری وجود دارد و آن‌هم برقراری اقتصاد سوسیالیستی است.» آلبرت اینشتین ۲۹
  • «در میان کشورهای استبدادی بینواتر از همه، آن کشوری است که پادشاهش تاجر باشد.» منتسکیو ۲۸
  • «سخن در میان دودشمن چنان گوی که چون دوست گردند شرم‌زده نگردی.» سعدی ۲۷
  • «یک فرد بی‌علاقه به جامعهٔ خود، کمتر از حیوان است.» محمد خیابانی ۲۶
  • «بدون کار، هرنوع زندگی به فساد می‌انجامد.» آلبر کامو ۲۵
  • «هر گفتار و کرداری را با ترازوی عقل بسنجید و آن‌گاه اگر نیک آمد به پیروی از آن بپردازید.» زرتشت ۲۴
  • «تقدیر، ارباب مردان ترسو است و بردهٔ مردمان شجاع.» بزرگمهر ۲۱
  • «سر و زر و جانم فدای آن محبوب// که حق صحبت و مهر و وفا نگهدارد» حافظ ۱۹
  • «سخنی گویید که از اندیشه پاک سرچشمه گرفته‌است و کاری کنید که با کوشش و پارسایی از دست و بازو برآمده باشد.» زرتشت ۱۸
  • «مرا به علت بی‌گانگی زخویش مران// که دوستان وفادار بهتر از خویش‌اند» سعدی ۱۷
  • «عشق، تنها دردی است که بیمار از آن لذت می‌برد.» افلاطون ۱۶
  • «پیر پیمانه‌کش ما که روانش خوش باد// گفت: پرهیز کن از صحبت پیمان‌شکنان» حافظ ۱۵
  • «بدست‌آوردن خوشبختی بزرگترین پیروزی در زندگی است.» آلبر کامو ۱۴
  • «از مخالفت نهراسید! بادبادک زمانی اوج می‌گیرد که با باد مخالف روبرو شود.» وینستون چرچیل ۱۳
  • «گر بمیری و دشمنان بخورند// به که محتاج دوستان باشی» سعدی ۱۲
  • «سعادت جامعه به مراتب مهم‌تر از سعادت فرد می‌باشد.» افلاطون ۱۱
  • «هرچه کنی کشت، همان بدروی// کار بد و نیک چو کوه و صداست» پروین اعتصامی ۱۰
  • «جهان، روز خوش نخواهد دید مگر وقتی که از خداپرستی دست بردارد.» لامتری ۹
  • «نبض تهی‌دست نگیرد طبیب// درد فقیران همه‌جا بی‌دواست» پروین اعتصامی ۷
  • «هرکه را زر در ترازوست، زور دربازوست.» سعدی ۶
  • «ای حافظ، خود را با تو مقایسه‌کردن عجیب جنونی است! تو دریایی و ما در مقابل تو قطره‌ای بیش نیستیم.» یوهان ولفگانگ گوته ۵
  • «این اندرز من است: هرکه می‌خواهد پرواز را بیاموزد باید ابتدا ایستادن و رفتن و دویدن و بالارفتن و رقصیدن را بیاموزد. پرواز را نمی‌توان پرید.» فریدریش نیچه ۴
  • «راه یکی است و آن راستی است، دیگر راه‌ها همه بیراهه‌اند.» زرتشت ۳
  • «عیسی به عنوان روشن‌بینی غیب‌گوی معرفی می‌شود که اگر در روزگار ما زاده می‌شد جایش در گوشه دارالمجانین و تیمارستان‌ها بود.» فریدریش نیچه ۱

مه ۲۰۰۷[ویرایش]

  • «نمی‌دانم چه سری در هنرمندان واقعی وجود دارد که هیچ‌کدام به دنیا روی خوش نشان نمی‌دهند.» بتهوفن ۳۱
  • «من به ارزش سکوت کاملأ پی‌برده‌ام و حاضرم روزانه ساعت‌ها در وصف آن صحبت کنم.» برنارد شاو ۳۰
  • «مغز ابلهان علم را به اوهام، فلسفه را به بلاهت و هنر را به فضل‌فروشی مبدل می‌کند.» برنارد شاو ۲۷
  • «میانجی مانند کسی است که به تمساح غذا می‌دهد و امیدوار است آخرین کسی باشد که طعمه او می‌شود.» وینستون چرچیل ۲۶
  • «مردی که در نبرد زندگی می‌خندد قابل ستایش است.» برنارد شاو ۲۵
  • «آن‌چه به خویشتن روا نداری به دیگران روا مشمار.» بزرگمهر ۲۴
  • «فضیلت، پرهیز از رذیلت نیست بلکه بی‌میلی نسبت به آن است.» برنارد شاو ۲۲
  • «آن‌چه هستید شما را بهتر معرفی می‌کند تا آن‌چه می‌گویید.» بزرگمهر ۲۱
  • «هنر و دانش، برگزیده‌ترین و بزرگوارترین مردم را به هم مربوط می‌سازد.» بتهوفن ۲۰
  • «هنر من باید در خدمت سعادت بی‌چارگان قرار گیرد.» بتهوفن ۱۸
  • «موسیقی از فکر تراوش می‌کند و به دل می‌نشیند.» بتهوفن ۱۶
  • «بخیل برای ثروت خود نگهبان است و برای وارث انباردار.» بزرگمهر ۱۴
  • «نادان‌ترین افراد کسانی هستند که به مصلحت دیگران ازدواج می‌کنند.» آرتور شوپنهاور ۱۳
  • «مردان بزرگ مانند عقاب هستند و آشیانه خود را روی قلهٔ بلند تنهایی می‌سازند.» آرتور شوپنهاور ۱۱
  • «آن دیو بود نه آدمی‌زاد// کز اندُه دیگران شود شاد» امیر خسرو ۱۰
  • «مرد باید که بوی داند برد// ورنه عالم پر از نسیم صباست» ناشناس ۸
  • «اگر بقراط جولاهی نداند// نیفزاید از او بر قدر جولاه» سعدی ۷
  • «زمان ناخوشی را به حساب عمر نشمرید.» افلاطون ۶
  • «ثروتمندان، طلا را بر شایستگی ترجیح می‌دهند.» ژان ژاک روسو ۵
  • «همیشه و همه‌جا کوچک‌ترها باید تاوان حماقت و نادانی بزرگترها را بدهند.» ژان دو لافونتن ۴
  • «من می‌خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم، او نمی‌تواند سرم را در برابر زندگی خم کند.» بتهوفن ۳
  • «دزد مال اغنیا را، پولدار مال فقرا را می‌دزدد.» برنارد شاو ۲
  • «ما به ندرت در باره آن‌چه که داریم، فکر می‌کنیم، در حالی‌که پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم.» آرتور شوپنهاور ۱

آوریل ۲۰۰۷[ویرایش]

  • «من برای شادمانی به دنیا نیامده‌ام، آمده‌ام کارهای بزرگ انجام دهم.» بتهوفن ۲۸
  • «اگر رفیق شفیقی درست‌پیمان باش// رفیق حجره و گرمابه و گلستان باش» حافظ ۲۷
  • «هرکه را در خاک غربت پای در گل ماند، ماند// گو دگر در خواب خوش بینی دیار خویش را» سعدی ۲۴
  • «عشق وقتی که به سراغ پیرها می‌رود آن‌ها را جوان می‌کند.» برنارد شاو ۲۳
  • «زمانی جامعه دارای فضیلت اخلاقی است، که قانون همه افراد آن جامعه را با یک چوب براند.» فرانسوا ولتر ۲۲
  • «تندرستی اگر کامل نباشد، لذایذ زندگی هم‌چون نوشابه‌های گواراست که با دهان آلوده به زهر نوشیده شود.» آرتور شوپنهاور ۲۰
  • «اگر زمانه به گرگی دهد زمام امور// بر او زبهر سلامت سلام باید کرد» ناشناس ۱۸
  • «بل‌که خدا جاهلان جهان را برگزید تا حکیمان را رسوا سازد.» انجیل عهد جدید ۱۷
  • «چندروزی که در این مرحله مهلت داری// خوش بیاسای زمانی، که زمان این‌همه نیست» حافظ ۱۶
  • «مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد// که نهادست به هر مجلس وعظی دامی» حافظ ۱۴
  • «ای مردم آتن، چه مرا بی‌گناه شمارید و آزاد کنید، و چه نکنید، من هرگز از راه خویش باز نمی‌گردم، حتی اگر صدبار کشته شوم.» سقراط ۱۳
  • «هنگامی‌که مصمم به عمل شدید، باید درهای تردید را کاملأ مسدود سازید.» فریدریش نیچه ۱۲
  • «بی‌سوادی نه تنها فاقد هرگونه سوء‌تأثیر بر پاک‌دامنی و آداب و سنن است، بل‌که در تقویت آن نیز مؤثر واقع می‌شود.» ژان ژاک روسو ۱۱
  • «طمع در سود بیشتر، بی‌دغدغه زیان، میسر نخواهد بود.» لافونتن ۱۰
  • «سه چیز خیلی سخت‌است: فولاد، الماس، خودشناسی.» فرانکلین ۹
  • «در هر ملت چراغی است که به عموم افراد نور می‌دهد، و آن معلم است.» ویکتور هوگو ۶
  • «آرزوی تجدید حیات آدمی یک آرزوی ابلهانه‌است زیرا بوجودآمدن انسان یک اشتباه و یک حادثه غم‌انگیز است و بهتر آن‌که تجدید نشود.» آرتور شوپنهاور ۵
  • «فرصت کردار بد روزی صدبار به دست می‌آید، فرصت کردار نیک سالی یک بار.» فرانسوا ولتر ۴

مارس ۲۰۰۷[ویرایش]

  • «هیچ‌چیزی نمی‌توان به کسی یاد داد اما می‌توان به او کمک کرد تا پاسخ‌ها را در درون خویش بیابد.» گالیله ۳۱
  • «پول و تقوا دوکفه ترازویند، یکی که بالا رفت دیگری حتمأ پایین می‌آید.» افلاطون ۳۰
  • «شکست‌هایی هست که بیش از پیروزی، ظفربخش است.» مونتنیه ۲۹
  • «ریاست باده‌ای است که هرکس نوشید نمی‌تواند از مستی آن مصون باشد.» هیپولیت تن ۲۷
  • «شتاب بی‌حاصل است، به‌هنگام، راه‌افتادن شرط است.» لافونتن ۲۵
  • «به همان اندازه که یک بقال به کاسبی علاقمند است، هنرمند از معامله بیزار است.» بالزاک ۲۴
  • «برای فریب‌دادن چشم دیگران خود را دچار رنج و محنت مکن.» فرانکلین ۲۳
  • «دوری از مردم شریر دریچه سعادت و نیک‌بختی است.» بتهوفن ۲۲
  • «تمدن بعدی بشر تمدن سیاه‌پوستان خواهد بود، نژاد سفید در حال از میان رفتن است، خودش هم می‌داند که کارش ساخته‌است لذا به سرعت مشغول انتحار است.» برنارد شاو ۲۱
  • «خدمت به وطن نیمی از وظیفه، و خدمت به بشریت نیم دیگر آن است.» ویکتور هوگو ۲۰
  • «آیا این جهالت نیست که آدمی ساعات شیرین امروز را فدای روزهای آینده نماید؟» آرتور شوپنهاور ۱۹
  • «عشق وسیله‌ای است برای تبدیل تمام دردسرهای کوچک به یک دردسر بزرگ.» ولتر ۱۸
  • «غذای مرد خسیس، پول و حقارت است.» بالزاک ۱۷
  • «اگر می‌خواهی رازی را از دشمنانت پنهان داری، آن‌را هرگز برای دوستانت فاش مکن.» فرانکلین ۱۶
  • «شک، حالت مطبوعی نیست اما یقین مطلق نیز مسخره‌است.» ولتر ۱۱
  • «مردی که در درون خویش موسیقی ندارد و ندای خوش و دل‌نشین، او را دگرگون نسازد، برای خیانت، توطئه و غارتگری مناسب می‌باشد و هیچ‌کس نباید به او اعتماد کند.» شکسپیر ۱۰
  • «به دنیا نیامدن بهتر از تعلیم نیافتن است زیرا جهالت ریشه همه بدبختی‌هاست.» افلاطون ۹
  • «افراد دانا کوشش دارند که خود را همرنگ محیط سازند ولی اشخاص دیوانه سعی می‌کنند که محیط را به شکل خود درآورند، به همین جهت تحولات و پیشرفت اجتماع به دست دیوانگان بوده‌است.» آندره موروا ۸
  • «قضاوت فوری در چیزهایی که جنبه‌های مختلف دارند دلیل سفاهت و دیوانگی‌است.» مونتنیه ۷
  • «انسان باید بگوید و بیندیشد، که چیزی هست؛ زیرا «بودن» یعنی موجودیت، نه «نبودن».» برمانیدس ۶
  • «بدترین پاداش برای یک استاد این است که شاگردانش تا ابد در حال شاگردی وی باقی بمانند.» فریدریش نیچه ۵
  • «اگر دروغ ناجی ماست، دیگر همه‌چیز نابود و ما فناشده‌ایم.» ژان ژاک روسو ۳
  • «سلام و تهنیت خلق، نه بر بزرگان نابخرد بلکه بر جامهٔ گرانبهای آن‌هاست.» لافونتن ۲
  • «خشم با دیوانگی آغاز می‌شود و با پشیمانی پایان می‌پذیرد.» فیثاغورس ۱

فوریه ۲۰۰۷[ویرایش]

  • «آن‌چه روزمره‌است مرا خسته می‌کند.» بتهوفن ۲۷
  • «اما چنین خدایی، «یهوه» که برای تفریح و از روی عمد این جهان فقر و درد و رنج را می‌آفریند و به عمل خود نیز می‌بالد و می‌گوید: ...و همانا بسیار نیکو بود...(سِفر پیدایش، ۱، ۳) - غیرقابل تحمل است.» آرتور شوپنهاور ۲۶
  • «هدف نهایی از سرودن اشعار و نشر افکار کوششی است آگاهانه تا کله‌ای بزرگ بر روی تنه‌ای کوچک قرار دهند؛ بنابرین چندان جای تعجب نیست اگر عملی نمی‌شود.» آرتور شوپنهاور ۲۳
  • «زندگی مانند کودکی است که اگر می‌خواهید به خواب نرود پیوسته باید او را سرگرم داشت.» ولتر ۲۲
  • «کاری که وظیفه و صمیمیت در آن نقش دارد، خلل‌ناپذیر است.» شکسپیر ۲۰
  • «از نزدیکی به کسی که قادر به حفظ اسرار و رموز زندگی خود نیست، بپرهیز.» افلاطون ۱۹
  • «حقیر شمردن مرگ، یکی از عمده‌ترین فضایل اخلاقی است.» مونتنیه ۱۸
  • «به وسوسه عادت که از هرراهی وارد می‌شود دل مسپار. نه به‌دیده خطاکارت اعتماد کن و نه به‌گوش مصدوم از پژواک، همچنین از زبان بپرهیز. فقط شعور میزان و معیار است.» برمانیدس ۱۷
  • «آن‌که پرنده نیست نباید بر پرت‌گاه آشیان سازد.» فریدریش نیچه ۱۶
  • «آن‌که به گردنکشی بیان کند: «برون از خانه خدا سلامت کردار وجود ندارد»، باید به ترک بلدش مجبور سازند.» ژان ژاک روسو ۱۵
  • «اکثر مردم به اعمالی می‌بالند که انجام آن‌را از سوی دیگران نکوهش می‌کنند.» هیپولیت تن ۱۴
  • «برای این‌که تاریخ تا ابد دروغ باشد کافی است یک‌نفر حقایق را کتمان کند.» ژول میشله ۱۳
  • «آدمی را به کردار باید آزمود، نه به‌گفتار، چه اکثر مردم زشت‌کردار و نیک‌گفتارند.» فیثاغورس ۱۰
  • «انسان‌ها یگانه حیوانی هستند که من از آن‌ها سخت وحشت دارم.» برنارد شاو ۷
  • «تا زمانی که مردم اطریش سوسیس و آبجو دارند انقلاب نخواهند کرد.» بتهوفن ۶
  • «سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصایب زندگی لبخند بزند.» شکسپیر ۱

ژانویه ۲۰۰۷[ویرایش]

  • «عوام ثروتمندان را محترم می‌دارند و خواص دانشمندان را.» افلاطون ۳۰
  • «دنیا مانند یک نمایش‌نامه‌است، هرکس نقش خود را بازی می‌کند و سپس مخفی می‌شود.» ویلیام شکسپیر ۲۹
  • «آنان‌که نمی‌توانند خود را اداره کنند ناچار از اطاعت دیگرانند.» ویکتور هوگو ۲۸
  • «موسیقی لذت‌بخش‌ترین هنرهاست اما چیزی به ما نمی‌آموزد؛ آن‌چه فکر و روح آدمی را تغذیه می‌کند و می‌آموزد شعر و شاعری است.» امانوئل کانت ۲۷
  • «عشق و عاشقی هرچند رؤیایی و پراحساس ابراز گردد بازهم ریشه در شهوت دارد و بس.» آرتور شوپنهاور ۲۴
  • «برگ‌های کتاب به منزله بال‌هایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می‌دهند.» ولتر ۲۳
  • «در سینه خود شراره‌ای آسمانی دارم که نامش وجدان است.» ویلیام شکسپیر ۲۲
  • «آن‌که اندک رنجی را تحمل نتواند، محتمل است که به رنجی کلان دچار آید.» ژان ژاک روسو ۲۰
  • «انسان‌ها نسبت به ظرفیتی که برای کسب تجربه دارند عاقلند، نه نسبت به تجاربی که اندوخته‌اند.» جورج برنارد شاو ۱۸
  • «گل را می‌توان زیر پا له کرد ولی بوی عطر آن را نمی‌توان در فضا کشت.» ولتر ۱۵
  • «دوست خوب مانند درشکه در روز بارانی کمیاب است.» ولتر ۱۲
  • «جوانی جرعه‌ای است فرح‌انگیز، حیف که به شرنگ پیری آمیخته‌است.» ویلیام شکسپیر ۱۱
  • «دیوانه خودش را عاقل می‌پندارد و عاقل هم می‌داند که دیوانه‌ای بیش نیست.» ویلیام شکسپیر ۱۰
  • «برای اینکه بتوان خوب نوشت باید در یک کشور آزاد زندگی کرد.» ولتر ۸
  • «دیدن و حس‌کردن، وجودداشتن است، زندگی در اندیشه‌است.» ویلیام شکسپیر ۷
  • «در عالم دوچیز از همه زیباتر است: آسمانی پرستاره و وجدانی آسوده.» امانوئل کانت ۶
  • «انسان در لحظه تصمیم‌گیری اگر آزاد باشد آزاد است.» ولتر ۳
  • «فقیر از برخی نعمت‌ها ولی خسیس از همه نعمت‌های دنیا محروم است.» لابرویر ۲
  • «برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را نیز بسوزد.» ویلیام شکسپیر ۱