میشل دو مونتنی

از ویکی‌گفتاورد
(تغییرمسیر از مونتنیه)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
میشل ایکم دو مونتنیه

میشل ایکم دو مونتنیه، (به فرانسوی: Michel de Montaigne)‏ (۲۸ فوریه ۱۵۳۳–۱۳ سپتامبر ۱۵۹۲) یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان و فیلسوفان دورهٔ رنسانس است. او فیلسوف و حکیم اخلاقی بود و در خاندانی اشرافی زاده شده بود.

دارای منبع[ویرایش]

  • «آدم‌های فهمیده هم، فلسفه را حرفی پوچ و دور از واقعیت می‌پندارند.»
    • Die Essais
  • «آن‌کس که به‌انتظار تشنگی ننشیند، هرگز لذت حقیقیِ نوشیدن را درک نخواهد کرد.»
    • Die Essais
  • «از کجا بدانم که وقتی با گربه‌ام بازی می‌کنم، او کمتر از من وقت‌کشی می‌کند.»
    • Essais II 12
  • «انسان باید همیشه به‌خطا و نادرستی خدمتکارانش قدری میدان بدهد.»
    • Die Essais
  • «بعضی‌ها می‌خواهند حرف زدن را درست درلحظه‌ای بیاموزند، که در آن‌لحظه، سکوت‌کردن را باید آموخت.»
    • Die Essais
  • «خودبزرگ‌بینی از بیماری‌های مادرزاد است.»
    • Die Essais
  • «در انحطاط کنونی جامعه، هرکدام از ما سهم به‌سزائی دارد.»
    • Die Essais
  • «فلسفه‌بافی، یعنی مردن را آموختن.»
    • Die Essais
  • «ما، در جستجوی شکل دیگری از زندگی هستیم، چون از وضعیت کنونی خود نمی‌توانیم بهره بگیریم. ازآنجائی‌که استعداد درونی خویش را نمی‌شناسیم، به‌بالاتر چنگ می‌اندازیم، اما از این اصل غافلیم که اگر بر چوب‌های بلند هم به‌ایستیم، بازهم باید باپاهای خود قدم برداریم و اگر بر بالاترین جایگاه ممکن بنشینیم، بازهم برروی ماتحت خویش قرار خواهیم گرفت.»
    • Die Essais
  • «ما هیچ‌وقت کاری را که مشتاقانه به‌آن دل بسته‌ایم، به‌خوبی انجام نمی‌دهیم.»
    • Die Essais
  • «مرا، رنگ به‌چه‌کار آید، وقتی نمی‌دانم چه‌چیزی را نقاشی کنم.»
    • Die Essais
  • «"من می‌دانم"، ادعائی است که بشر جانش را بر سر آن می‌بازد.»
    • in: Apologie de Raimond Sebond
  • «نوع دیگری از اعتیاد به‌فخرفروشی، این است که ارزش خود را بیش از قدر واقعی، تخمین بزنیم.»
    • Die Essais
  • «هر پدیده‌ای به‌صد روی و رنگ جلوه می‌کند.»
    • Die Essais
  • ما، هر یک از ما، غنی‌تر از چیزی هستیم که تصور می‌کنیم.
    • میشل دو مونتنی، از کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمهٔ عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس، چاپ هفدهم۱۳۹۷، ص۱۹۸
  • بیش از هر موضوع دیگری، دربارهٔ کتاب‌ها کتاب وجود دارد: تنها کاری که انجام می‌دهیم حاشیه‌نویسی بر یکدیگر است. تنها چیزی که وجود دارد انبوهی از تفاسیر است: ما با کمبود نویسندگان اصیل روبرو هستیم.
    • میشل دو مونتنی، از کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمهٔ عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس، چاپ هفدهم۱۳۹۷، ص۱۹۸
  • اگر با خود حرف زدن دیوانه‌وار به نظر نمی‌آمد، هیچ روزی به پایان نمی‌رسید مگر این‌که می‌شنیدم به خودم، علیه خودم، غرولند می‌کنم: تو ای کثافت احمق! بدترین مصیبت ما متنفر بودن از وجود خودمان است.
    • میشل دو مونتنی، از کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمهٔ عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس، چاپ هفدهم۱۳۹۷، ص۱۸۵
  • هر ملتی آداب و رسوم و عادت‌های زیادی دارد که نه تنها برای ملل دیگر ناشناخته است بلکه به نظر آن‌ها وحشیانه و مایهٔ شگفتی است.
    • میشل دو مونتنی، از کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمهٔ عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس، چاپ هفدهم۱۳۹۷، ص۱۵۹
  • تک تک اعضای بدنم، هر یک به اندازهٔ دیگری، مرا همانی می‌کند که هستم، و هیچ‌یک بیش از دیگری در انسانیت من نقش ندارد. من باید تصویر کاملی از خودم به همگان ارائه کنم.
    • میشل دو مونتنی، از کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمهٔ عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس، چاپ هفدهم۱۳۹۷، ص۱۵۳
  • پاره‌ای از زندگی ما مبتنی بر جنون، و پاره‌ای مبتنی بر حکمت است: هر که آن را صرفاً محترمانه و منضبط بداند، بیش از نیمی از آن را نادیده گرفته‌است.
    • میشل دو مونتنی، از کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمهٔ عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس، چاپ هفدهم۱۳۹۷، ص۱۴۳
  • این‌که بفهمیم حرف احمقانه‌ای زده‌ایم یا کار احمقانه‌ای کرده‌ایم چیزی نیست، ما باید درس بسنده‌تر و مهم‌تری را بیاموزیم: این‌که جز ابلهی نیستیم.
    • میشل دو مونتنی، از کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمهٔ عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس، چاپ هفدهم۱۳۹۷، ص۱۴۲

بدون منبع[ویرایش]

  • «"من می‌دانم"، ادعائی است که بشر جانش را بر سر آن می‌بازد»
  • «آدمی آنقدر که از فکر حوادث آینده ناراحت می‌شود، از خود آن حوادث ناراحت نمی‌شود و بدبختانه فکر این‌که چه حوادثی فردا روی می‌دهد، همیشه برما غالب است.»
  • «افتخارِ یک انسان در این است که زندگانی پرفایده‌ای را بگذراند، بقیه چیزها مانند حکومت کردن، زراندوزی و به‌آثار و ابنیه پرداختن، از فروعات زندگی است.»
  • «اگر زن‌ها رسوم و قوانین جامعه را زیر پا می‌گذارند چندان هم گناهکار نیستند زیراکه این قوانین را مردان نوشته‌اند.»
  • «بنیاد حیات ما بر پایه‌های وجدان عقل است، نه بر غریزه و هوس.»
  • «بهترین دلیل دانائی، گشاده‌رویی همیشگی است.»
  • «تجربه کردن، به تنهائی کافی نیست، تجربه را باید سنجید و در جایگاه خویش قرار داده و آن را تجزیه و تحلیل نمود تا بتوان به نتایج آن دست یافت.»
  • «تنهائی به از مجالست با آدم‌های بی حوصله.»
  • «حقیر شمردن مرگ یکی از عمده‌ترین فضایل اخلاقی است.»
  • «سگ شکاری را به‌چابکی‌اش شناسند و نه به‌قلاده.»
  • «شاید ما بتوانیم به‌وسیله کسب دانش از دیگران عالم شویم، اما عاقل نخواهیم شد، مگر به‌نفس خویش.»
  • «شکست هائی هست که بیش از فتح ظفربخش است.»
  • «قضاوت فوری در چیزهائی که جنبه‌های مختلف دارند، دلیل سفاهت و دیوانگی است.»
  • «کسی بهتر از درسش استفاده می‌کند که آن را تکرار می‌کند، نه‌آن‌که درس را حفظ می‌کند.»
  • «همان‌طور که افراد لاغر و ضعیف‌الجثه، بدن خود را با لباس زیاد می‌پوشانند که چاق‌تر جلوه کنند، همان‌طور هم اشخاصی که برای نوشتن، مطلبی صحیح ندارند، می‌خواهند به‌وسیله الفاظ و عبارات، رنگ و روئی به منشأت خود بدهند.»

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
Commons-logo.svg
در ویکی‌انبار منابعی در رابطه با
میشل دو مونتنی
موجود است.