صلح

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

صُلح، آشتی مفهوم دوستی جامعگی و هماهنگی در نبود خصومت و خشونت است. در مفهوم اجتماعی، صلح معمولاً به معنای نبود درگیری (مانند جنگ) و رهایی از ترس خشونت میان افراد یا گروه‌هاست. در طول تاریخ، رهبران کشورها از صلح‌سازی و دیپلماسی برای ایجاد نوعی محدودیت رفتاری استفاده کرده‌اند که منجر به برقراری صلح منطقه‌ای یا رشد اقتصادی از طریق اشکال مختلف توافق‌نامه‌ها یا معاهدات صلح شده‌است. چنین محدودیت رفتاری در زمان صلح اغلب منجر به کاهش تعارض، تعامل اقتصادی بیشتر و در نتیجه رونق قابل توجهی شده‌است. صلح با آرامش می‌تواند هم‌معنا باشد؛مفهومی است که بیانگر حالت آرامش یا نبود اختلال، مشکل، جنگ و درگیری است. همچنین یک آرمان اجتماعی و سیاسی انگاشته می‌شود.
«آرامش روانی» (مانند تفکر و احساسات مسالمت‌آمیز/آسایشته) کمتر تعریف شده باشد، اما اغلب پیش‌درآمد ضروری برای ایجاد «آرامش رفتاری» است. رفتار مسالمت‌آمیز گاهی ناشی از یک «حالت درونی صلح‌آمیز» است. برخی ابراز عقیده کرده‌اند که می‌توان صلح را با کیفیت خاصی از آرامش درونی آغاز کرد که به عدم قطعیت‌های زندگی روزمره بستگی ندارد. دستیابی به چنین حالت درونی صلح‌آمیز» برای خود و دیگران می‌تواند به حل و فصل منافع رقیبِ ظاهراً آشتی‌ناپذیر کمک کند. آرامش اغلب در حالت هیجان نیست، اگرچه در هنگام هیجان شادی می‌آید، اما آرامش زمانی است که ذهن فرد آرام و راضی باشد.

گفتاوردها[ویرایش]

الف[ویرایش]

  • در جنگ نبودن به معنای در صلح و عافیت بودن نیست. صلح واقعی آن است که از تفاهم سرچشمه گیرد، صلح برای خود صلح نه برای احتراز از جنگ.
  • صلح ناحق بهتر از جنگ محق است.»

ب، پ[ویرایش]

  • فقط در موقع صلح است که اهالی کشوری می‌توانند بار سنگین جنگ را احساس کنند.
  • یکی نصیحت من گوش‌دار و فرمان کن/که از نصیحت سود آن کُنَد که فرمان کرد//همه به صلح گرای و همه مدارا کن/ که از مدارا کردن ستوده گردد مرد//{{ب|اگر چه قوت داری و عُدّت بسیار/به گرد صلح درآی و به گرد جنگ مگرد//نه هر که شمشیر حرب باید ساخت/نه هر که دارد پادزهر زهر باید خورد.
  • صلح در کلبه‌ها، جنگ در کاخ‌ها
  • کجا فغان زجغد جنگ و مرغوای ا// که تا ابد بریده‌باد نای او// کجاست روزگار صلح و ایمن// شکفته‌مرد و باغ دلگشای او// کجاست عهد راستی و مردم/ فروغ عشق و تابش صدای او// کجاست دور یاری و برابری/ حیات جاودانی و صفای او// زهی کبوتر سپید آشت// که دل برد سرود جان‌فزای او// رسید وقت آن که جغد جنگ ر// جدا کنند سر به‌پیش پای او.

ت، ث[ویرایش]

  • ما برای صلح شایستگی نخواهیم داشت مگر روزی که ارباب قدرت، حرص و طمع بس کنند و ضعیفان دلیری و گستاخی بیاموزند.

ج، چ[ویرایش]

  • به نظر من هر قدر شخصیت آدم‌ها با هم تفاوت باشد نمی‌توان شک کرد که آن‌ها در یک چیز هم‌عقیده هستند و آن بیزاری از جنگ است. اما با این همه، قبول دارم آدم‌ها دو دسته هستند: آدم‌هایی که جنگجو هستند و آدم‌هایی که صلح را دوست دارند. آدم‌های جنگجو مثل خروس جنگی به همه می‌پرند و آدم‌های عاشق و رمانتیک هم صلح را دوست دارند.
  • عشقی که بخواهی برایش بجنگی به درد نمی‌خورد. عشق یا هست یا نیست. جنگیدن برایش فایده ای ندارد. برای عشق می‌شود مرد، می‌شود تحمل کرد، می‌شود بهترین‌ها را آرزو کرد اما جنگ نه. هرگز نباید برای عشق جنگید. وقتی عشقت را دزدیده‌اند باید بروی بجنگی اما وقتی عشقت تو را دوست ندارد چه فایده‌ای دارد.
  • عشق خودش زندانی است. وقتی عاشق یک نفر می‌شوی یعنی خودت را تسلیم کرده‌ای… زندان عشق خوب است. حاضرم با عشق زندانی شوم.
  • نوشتن برای صلح خیلی سخت است… چون ما نمی‌دانیم صلح چیست، در تاریخ زندگی بشر هیچ وقت طعم صلح را نچشیده‌ایم. صلح یکی از چیزهایی است که همیشه حرفش هست اما ما خودش را ندیده‌ایم. ممکن است صلح در منطقهٔ زندگی ما یا در خانهٔ ما باشد اما هرگز در همهٔ دنیا نبوده‌است. برای همین ما نمی‌فهمیم صلح یعنی چه چون صلح واقعی که وجود ندارد.
  • صلح وقتی رخ می‌دهد که یک نفر جنگ را می‌بازد، می‌رود صلح می‌کند. یک نفر فکر می‌کند دارد می‌بازد، باز هم می‌رود صلح می‌کند. یک نفر دیگر فکر می‌کند بهتر است صلح کند چون خرج جنگ زیاد است و …. صلح‌های امروز جهان نوعی شکست است، صلح واقعی در کار نیست.
  • صلح واقعی عشق است. اگر عشق میان آدم‌ها نباشد صلح هم نیست. کسی که عشق را بشناسد نمی‌جنگد. آدم عاشق چرا باید بجنگد؟ می‌نشیند شعر می‌گوید، آهنگ می‌سازد و ….

ح، خ[ویرایش]

  • یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟// ای نور دیده، صلح به از جنگ و داوری است
  • [نقش هنرمند در دستیابی به صلح در جهانی که هر روزه بیشتر در آتش و خشونت فرومی‌رود، چیست؟] هیچ. اگر قرار بود هنر پیروز باشد، جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم اتفاق نمی‌افتاد. همچنان که الآن در سازمان ملل می‌نشینند و برای صلح در سوریه دعوا می‌کنند و تابلوی گرنیکای پیکاسو هم پشت سر آنان نصب است. همچنان اما جنگ ادامه دارد.

د، ذ[ویرایش]

ر، ز، ژ[ویرایش]

  • از نظر بیولوژیک، زن توانایی و پتانسیل بیشتری برای مهر ورزیدن دارد، پس زنان باید در راه گسترش مهر و صلح، بیشتر از قبل فعال‌تر باشند؛ در هستی، فقط انسان است که می‌تواند به مرتبه بالای مهر و محبت دست پیدا کند؛ مهر بورزید به همه، حتی به دشمنان‌تان…
  • متأسفانه در تمام تیره‌های مذهبی و قومی، جنگ و بی‌عدالتی دیده می‌شود و ما از دیدن این‌همه درگیری در جای‌جای جهان ناراحتیم، باید بیشتر بکوشیم و بیشتر انرژی صلح را در جهان گسترش دهیم؛ من واقعاً امید دارم که سرانجام بشریت یکی شود و به‌سوی صلح حرکت کند، ما همه انسان هستیم و در احساسات با هم مشترکیم؛ من هم به صلح امید بسیار دارم.

س، ش[ویرایش]

  • بیا که نوبت صلحست و دوستی و عنایت// به شرط آنکه نگوییم از آنچه رفته حکایت
  • در میان دوستان گه جنگ باشد گاه صلح// در مزاج اختران گه نفع باشد گه ضرر»
  • من برای برقراری صلح، پیوسته هشدار می‌دهم؛ صلحی هرچند غیرعادلانه، به‌مراتب بهتر از جنگی عادلانه‌است.

ص، ض[ویرایش]

ط، ظ[ویرایش]

ع، غ[ویرایش]

ف، ق[ویرایش]

ک، گ[ویرایش]

  • هنرمند با سیاست کاری ندارد. یک هنرمند نمی‌تواند سیاسی باشد. نزدیک کردن تمام انسان‌های دنیا به همدیگر و ایجاد صلح و آزادی و انسانیت وظیفهٔ هنرمند است.

ل[ویرایش]

  • تنها در فردای روز صلح است که جنگ‌های حقیقی ملل آغاز می‌گردد، این جنگ‌ها که به صورت جنگ‌های اقتصادی، صنعتی و اجتماعی خودنمائی می‌کنند، در تعیین سرنوشت ملل خیلی مؤثرتر از جنگ‌های نظامی است.»

م[ویرایش]

ن[ویرایش]

و[ویرایش]

ه[ویرایش]

  • به‌هنگام صلح، پسران، پدران خود را به خاک می‌سپارند؛ در زمان جنگ، پدران، پسران خودرا.
  • حماقت هیچ‌کس به اندازه‌ای نیست که جنگ را به صلح ترجیح دهد.»

ی[ویرایش]

ضرب‌المثل‌ها[ویرایش]

نوشتارهای وابسته[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد صلح اطلاعات بیشتری پیدا کنید.

Search Wikipedia در میان مقاله‌ها از ویکی‌پدیا
Search Wiktionary در میان واژه‌ها از ویکی‌واژه
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار

منابع[ویرایش]

  1. اسلامی ندوشن، محمدعلی. کارنامهٔ چهل‌ساله؛ گزیدهٔ نوشته‌ها در زمینهٔ اجتماع و فرهنگ. تهران: انتشارات یزدان، ۱۳۸۰ش. شابک ‎۹۶۴۵۵۴۵۱۵۷. 
  2. هدایت، رضاقلی‌خان. «۱۴۱. محمود میرزای قاجار». در مجمع الفصحاء. ج. یکم. به کوشش مظاهر مصفا. تهران: انتشارات امیرکبیر، سال ۲۰۰۲م. ص ۲۶۴. 
  3. «حتی تاریخ را هم ببخش». جام جم آنلاین، ۶ آبان ۱۳۹۳. 
  4. «از گذشته تا امروز؛ گفتگو با ابراهیم حقیقی، طراح و گرافیست». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۵ بهمن ۱۳۹۲–۴ فوریه ۲۰۱۴. 
  5. «هدیه صلح کتایون ریاحی به دالایی لاما». شرق، ۱۰ مرداد ۱۳۸۹. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۶ آوریل ۲۰۲۲. 
  6. «محمدعلی کشاورز: وظیفه صداوسیما کمک به سینما نیست درها برای فعالیت هنرمندان باز است» (مصاحبه). ایسنا، ۱۱ آذر ۱۳۸۴–۲ دسامبر ۲۰۰۵. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ مارس ۲۰۲۲.