رالف والدو امرسن

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
من در طبیعت وحشی احساس ارزشمند و آشنایی را درک کرده‌ام که در خیابان‌ها و دهکده‌ها هرگز به‌آن دست نیافته‌ام. در دشت‌های آرام، به‌ویژه در مرزهای افق دوردست، انسان شاهد دل‌انگیزترین و باشکوه‌ترین زیبایی‌ها که با سرشت او همگون است، می‌باشد.

رالف والدو امرسن، فیلسوف، نویسنده و شاعر آمریکایی. زادروز: (۲۵ مه ۱۸۰۳ میلادی). وی در تاریخ (۲۷ آوریل ۱۸۸۲ میلادی) در ماساچوست درگذشت.

دارای منبع[ویرایش]

  • «انسانی‌که عزم به ‌تنهازیستن نموده‌است باید از خانه و کاشانه خویش به ‌همان نسبت دوری جوید که از جامعه. من به‌ هنگام مطالعه و نوشتن احساس تنهایی نمی‌کنم هرچند که در اطرافم هیچ‌کس نباشد. اما اگر کسی می‌خواهد تنها باشد، ستارگان آسمان را به ‌او نشان بده.»
    • طبیعت، ترجمه به ‌آلمانی از: Harald Kiczka زوریخ/ ۱۹۹۸، ص. ۱۳
  • «دانستن یعنی پی‌بردن به‌ این که نمی‌توانیم بدانیم.»
    • Montaigne oder der Skeptiker
  • « سال‌ها، چیزهای زیادی به ‌ما می‌آموزد که روزها از آن بی‌خبر است.»
    • Essays
  • «من در طبیعت وحشی، احساس ارزشمند و آشنایی را درک کرده‌ام که در خیابان‌ها و دهکده‌ها هرگز به ‌آن دست نیافته‌ام. در دشت‌های آرام، به ‌ویژه در مرزهای افق دوردست، انسان شاهد دل‌انگیزترین و باشکوه‌ترین زیبائی‌ها که با سرشت او همگون است، می‌باشد.»
    • طبیعت، ترجمه به ‌آلمانی از: Harald Kiczka زوریخ/ ۱۹۹۸، ص. ۱۷
  • «هیچ‌چیز برای همیشه به‌ روندی نادرست تن در نمی‌دهد.»
    • نقل‌شده از: James Champy: Reengineering im Management، ۱۹۹۵

منسوب به امرسن[ویرایش]

  • «آزادی هیچ‌وقت انتظار ما را ندارد، ما باید در طلبش از دل و جان دریغ نکنیم، چه در هیچ‌جایی از زوایای تاریخ سراغ نداریم که آزادی و دموکراسی سهل و ساده تحصیل شده‌باشد.»
  • «آن‌چه هستید شما را بهتر معرفی می‌کند تا آن‌چه می‌گویید.»
  • «آن‌که در آرزوی دیدن زیبائی‌های جهان هستی عزم سفر کند، زمانی به ‌گمشده خویش دست خواهد یافت که آن‌را در بطن خود پرورده باشد.»
  • «اگرچه جنگ برای اصلاح حال ملت و افزایش آبادانی آغاز می‌گردد لیکن حقیقت این است که در طی جنگ، در حیات اجتماعی و سیاسی بحران عظیم پدیدار می‌شود.»
  • «اگر زنجیری به ‌گردن دیگری بیندازید، سر دیگر آن به ‌گردن خودتان گره می‌خورد.»
  • «اگر هرکس با فکر خود و بدون نفوذ خارجی برای رسیدن به‌ هدفش کوشش کند، سرانجام طبیعت تسلیم او شده و دنیا به ‌او اقبال می‌کند.»
  • «اولین اغفال سیگار این است که هنگام کشیدن آن در عین بی‌کاری تصور می‌کنیم کاری انجام می‌دهیم.»
  • «برده، فقط یک آقا دارد، اما شخص طماع نسبت به ‌هرکس که او را یاری می‌کند برده است.»
  • «پاداش کاری‌ که خوب انجام گرفته‌است همان انجام کار است.»
  • «تار و پود روح مادر را از مهربانی بافته‌اند.»
  • «تمدن، نتیجه نفوذ زنان پارسا است.»
  • «زندگی انسان یعنی اندیشه روزانه او.»
  • «زیبایی در زن ِ بدون‌وقار مانند تور ماهی‌گیری فرسوده، سوراخ سوراخ است.»
  • «صاحبان اخلاق روح جامعه خود هستند.»
  • «عقیده خود را در عملکردتان پیاده کنید.»
  • «کسی را که اصلأ حقی ندارد، زودتر از کسی که نیمی از حق به ‌جانب اوست، می‌توان قانع کرد.»
  • «گل‌ها، تبسم زمین هستند.»
  • «ما مالک لوازم مادی نمی‌شویم، مملوک آن می‌گردیم.»
  • «مردی‌که از تمام مساعدت‌های خارجی چشم بپوشد و آن را دور اندازد و شخصأ وارد میدان شود و به ‌نیروی خود برپا ایستد، مردی است که نیرومندی و موفقیت را برایش پیش‌بینی می‌کنم.»
  • «وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم یک دوست واقعی باشد.»
  • «وقتی که پیر می‌شویم، صورت زیبا، به ‌سیرت زیبا می‌پیوندد.»
  • «هر انقلابی ابتدا جرقه‌ای ار افکار یک انسان بوده‌است.»
  • «هرچه مارا محدود می‌کند ما اسمش را می‌گذاریم بخت و اقبال.»
  • «هرکسی را می‌بینم از یک‌حیث بر من برتری دارد؛ از این جهت است که من از هرکس پندی می‌گیرم و چیزی می‌آموزم.»
  • «هرگز کتابی را که بیش از یک‌سال از عمرش نمی‌گذرد، مطالعه مکن.»
  • «یک دوست، فردی است که در مقابل او با صدای بلند می‌توان فکر کرد.»
  • «هر شیرینی به تلخی، و هر تلخی به شیرینی آمیخته است و هر زشتی از زیبایی نیز بهره دارد.»
  • «علم نمیداند که چقدر به تخیل مدیون است»

درباره امرسن[ویرایش]

  • «امرسن به ‌ندرت دست به‌قلم می برد مگر اینکه ابتدا چند صفحه از کتاب افلاطون را مطالعه کند.»
  • «امرسن صاحب چنان صمیمیت درخشان و نیک‌منشانه‌ای بود که هر چهرهٔ عبوسی را خلع سلاح می‌کرد.»

منبع[ویرایش]


پیوند به‌بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ