آموزش

از ویکی‌گفتاورد
(تغییرمسیر از آموزش و پرورش)
پرش به: ناوبری، جستجو

آموزش بزرگترین حسِّ هر عمل یا تجربه‌ای است که دارای اثر سازنده در ذهن، شخصیت و یا توانایی فیزیکی فرد باشد. آموزش در معنای فنی آن، فرایندِ خواستهٔ جامعه است که دانش انباشته خود، مهارت‌ها و ارزش‌ها را از یک نسل به نسل دیگر، انتقال می‌دهد. کسی که پیشه‌اش آموزش دادن باشد، آموزگار (مُدرِّس، مُعَلِّم، مُرَبّی) نامیده می‌شود؛ به آموزشگران ورزشی مربی می‌گویند. سخنان در این صفحه، مستقیماً و دقیقاً به «آموزش» اشاره دارد نه موضوعات وابسته.


برپایهٔ الفبا: ا - ب، پ - ت، ث - ت، ث - ج، چ - ح، خ - د، ذ - ر، ز، ژ - س، ش - ص، ض - ط، ظ - ع، غ - ف، ق - ک، گ - ل - م - ن - و - ه - ی

Colored dice with white background
ز گهواره تا گور دانش بجو.
محمد بن عبدالله
Colored dice with white background
آموزش، پشتگرمی می‌پرورد. پشتگرمی، اُمید می‌کارد. امید، صٌلح بار می‌آورد.
کنفوسیوس
Colored dice with white background

ا[ویرایش]

  • «آموزش، پشتگرمی [باوری، اعتماد به نفس،] می‌پَروَرَد. پشتگرمی، اُمید می‌کارد. امید، صٌلح بار می‌آورد
  • «آدمی شاگردی است که درد و اندوه، او را آموزش دهد و هیچ‌کس بدون احساسِ این آموزگار، قادر به شناسائی خود نیست.»
  • «آموزگار و دانش‌آموز باید زندگی خود را نمونه و نشانهٔ درخشان از آنچه می‌آموزند قرار دهند و گرنه مانند کسانی‌اند که راهی را شناخته‌اند ولی از آن راه نمی‌روند و یا مانند بیمارانی می‌باشند که داروی شفابخش را از طبیب گرفته‌اند ولی آنرا نمی‌خورند.»
  • «آموزگار واقعی کسی است که آنچه در یک روز یادمی‌گیرد، بیش از آن به دیگران بیاموزد.»
  • «آرزوی بزرگی را که در قلب خود می‌پروراندیم و در پی تحقق آن روزشماری می‌کردیم، آموزش بود که سعادت جاودانه در پی داشت. ما نمی‌خواستیم که دیو بی‌سوادی در کلیساها بجای ماند و کشیشان ما در تاریکی نادانی به‌سر برند.»
    • سردر دانشگاه هاروارد
  • «آموزش واقعی کودک آن است که بهترین ویژگی‌های او را بیرون بکشد و نمایان سازد. برای این هدف، آیا چه کتابی بهتر از کتابِ انسانیّت ممکن است وجود داشته باشد؟»
  • «آموزش، بارورکنندهٔ شناخت است.» (دراسة العلم لقاح المعرفة)
    • ترجمه‌های دیگر: «بررسی و پژوهش در علم، مایهٔ باروری دانایی است.»
    • حسین بن علی بحار الانوار ، ۱۲۸/۷۸
  • «اساس آموزش ساختن ماشین نیست، بلکه ساختن انسان است.»
  • «افرادی که بزرگ‌ترین خدمت را به علم و فرهنگ نموده‌اند، نویسندگان و محققانی بوده‌اند که در انزوا می‌زیسته‌اند و هرگز در مباحثات دانشگاهی شرکت نکرده و حقایق صد در صد اثبات نشده را در آکادمی‌ها ابراز نداشته‌اند.»
  • «اگر مادر نباشد، جسم انسان ساخته نمی‌شود و اگر کتاب نباشد، روح انسان پرورش نمی‌یابد.»
  • «اولین قوه عاقله ترقی و تعالی مملکت، مدرسه است.»
  • «اندازهٔ واقعی آموزش‌یافتگی تو، آن چیزی نیست که می‌دانی، بلکه این است که چطور دانسته‌هایت را با دیگران سهیم شوی.»
  • «اگر آموزش به‌طور رسمی باشد افراد بعد از پایان دانشگاه فقط در جست‌وجوی مدرک خواهند بود و مدرک‌گرایی پلی برای افراد با تلاش و شیوه درست زیستن نخواهد بود.»
  • «اصولی‌ترین و بنیادی‌ترین درس‌ها برای هر کودکی که امروز وارد کلاس اول دبستان می‌شود جدای از این‌که باید زبان مادری را آموزش ببیند آموزش محیط زیست است و این‌که چطور با زمین و هستی تعامل برقرار کند مهم است. زندگی همه افراد پیامد و تابعی از آموزش است تا آموزش، درست و اصولی نشود زندگی افراد درست نخواهد شد، بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که آموزش مهم‌ترین رکن است.»
  • «آموزش واقعی باید منجر به فردی گردد که روی دانستن پافشاری می‌کند.»

ب، پ[ویرایش]

  • «با اندیشه آشفته دانش‌آموختن، در گردباد آتش‌افروختن است.»
  • «بهترین معلومات ما آنهایی هستند که خود به شخصه فراگرفته‌ایم.»
  • «بیاموزید بی‌آن‌که شما را آموزنده بدانند.»
  • «بزرگ‌ترین عوامل نیرومندی یک ملت تعلیم و تربیت ونتایج اخلاقی و اجتماعی آن است.»
  • «به دنیا نیامدن بهتر از تعلیم نیافتن و نادان ماندن است زیرا جهالت ریشه همه بدبختی‌هاست.»

ت، ث[ویرایش]

ج، چ[ویرایش]

  • «جور استاد به ز مهر پدر»

ح، خ[ویرایش]

د، ذ[ویرایش]

ر، ز، ژ[ویرایش]

  • «زن و فرزندان خود را از تحصیل دانش و کسب پرورش باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نیابد و در آینده پشیمان نگردی.»
    • پندنامه آذرآباد
  • «ز گهواره تا گور دانش بجویید

س، ش[ویرایش]

ص، ض[ویرایش]

ط، ظ[ویرایش]

ع، غ[ویرایش]

ف، ق[ویرایش]

ک، گ[ویرایش]

  • «کسب فضیلت وظیفه اساسی هر آدمی است، در این وظیفه دانشجو می‌تواند و حق دارد که از آموزگار خود هم جلوتر رود و زودتر به مقصد برسد.»
  • «کسی بهتر از درسش استفاده می‌کند که آن را تکرار می‌کند نه آن که آن را حفظ می‌کند.»
  • «کمونیست‌ها باید در آموزش نیز سرمشق دیگران قرار گیرند: آن‌ها باید در آنِ واحد هم آموزگار، و هم شاگرد توده‌ها باشند.»

ل[ویرایش]

م[ویرایش]

  • «مایلم نسیم فرهنگ تمام کشورها آزادانه در اطراف خانه‌ام بوزد، ولی اجازه نمی‌دهم که بر اثر وزش چنین نسیمی از پای کنده شود.»
  • «مرد دانشمندی مانند ابن سینا در هیچ دانشگاهی درس نخوانده بود؛ پیش پدر و چند معلم گمنام تحصیل کرده بود ولی با ذوق و شوق و همتی که داشت در هجده‌سالگی همه علوم روزگارش را نیک می‌دانست.»
    • از کتاب معجزه ایرانی بودن
  • «معلومات کهنه را به کار بردن و از روی آن معلومات تازه‌ای به دست آوردن از اصول عمده آموزش است، هرکه این کار را انجام دهد او را می‌توان آموزگار نامید.»
  • «من شخصأ دوست دارم بیاموزم، اگرچه همیشه نفرت دارم از این که به من بیاموزند.»
  • «من یک بار در تمام روز چیزی نخوردم و در تمام شب نخوابیدم تا بتوانم مسئله‌ای را خود حل کنم اما نتیجه نبخشید، از این رو فهمیدم که بهتر است که آنچه را نمی‌دانم بپرسم.»
  • «من به‌این موضوع اعتقاد راسخ دارم که تنها یک‌راه برای خلاصی از شر سرمایه‌داری وجود دارد: برقراری اقصادِ سوسیالیستی به‌یاری آموزش و پرورشی درخورِ تحقق اهداف سوسیالیستی. در چنین ساختاری ابزار تولید وفرآورده‌های آن، به‌کل جامعهٔ تعلق داشته و مصرف آن نیز طبق برنامه خواهد بود.»
  • «موضوع تحصیل را همیشه بی‌پایان بدان و از کوشش باز نمان.»

ن[ویرایش]

و[ویرایش]

هـ[ویرایش]

  • «هدف نهائی از آموزش و پرورش، آموختن طریقهٔ صحیح استفاده از اوقات فراغت است.»
  • «هر آموزشگاهی را که باز کنید در زندانی را بسته‌اید.»
  • «هر حکایت دلنشینی و هر شعر زیبایی، سرشار از آموزش است.»
  • «هرکس را می‌بینم از یک حیث بر من برتری دارد، از این جهت است که من از هرکس پندی می‌گیرم و چیزی می‌آموزم.»
  • «هرکس که آموزش روزگار او را نرم و دانا نکند، هیچ دانا را در آموزش او رنج نباید بردن که رنج او ضایع است.»
  • «هرکه جور آموزگار نبیند، به جفای روزگار گرفتار آید.»
  • «هرکه مرا حرفی بیاموزد، مرا بنده خود ساخته است.»
  • «هرگاه به مدرسه قدم می‌گذارم، با مشاهده چهره‌های کثیف و تکیده، موهای ژولیده، و برق چشمانِ این کودکان فقیر، دستخوش ناآرامی و انزجار می‌شوم و همان حالتی به‌من دست می‌دهد که بارها از دیدن شراب‌خواران مست، بر من مستولی شده‌است. ای خدای بزرگ! چگونه می‌توانم آن‌ها را نجات دهم؟ نمی‌دانم به کدامین یک کمک کنم. من آموزش و پرورش را فقط برای توده‌ها می‌خواهم و نه کسی دیگر، مگر بتوانم پوشکین‌ها و لومونسف‌های آینده را از غرق‌شدن رهائی بخشم.»
  • «هدف بزرگ آموزش و پرورش باید تربیت قوای دماغی باشد نه انباشتن مغز با معلومات و اندوخته‌های دیگر.»
  • «هرجا که بشر را دوست بدارند، فرهنگ را هم دوست خواهند داشت.»

نوشتارهای وابسته[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد آموزش اطلاعات بیشتری پیدا کنید.

Search Wikipedia در میان مقاله‌ها از ویکی‌پدیا
Search Wiktionary در میان واژه‌ها از ویکی‌واژه
Search Wikibooks در میان کتاب‌ها از ویکی‌نسک
Search Wikisource در میان متون از ویکی‌نبشته
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار
Search Wikinews در میان خبرها از ویکی‌گزارش

منابع[ویرایش]