ویکی‌گفتاورد:نقل‌قول‌های سال

از ویکی‌گفتاورد
(تغییرمسیر از بایگانی نقل‌قول روز)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

الگو:QoDBar۲۰۱۹ این صفحه شامل فهرست تمام «نقل‌قول‌های روز» انتخابی در سال جاری می‌باشد.

همچنین ببینید: نقل‌قول روز - ۲۰۰۶ - ۲۰۰۷ - ۲۰۰۸ - ۲۰۰۹ - فهرست کامل (آخرین‌ها در بالا) - فهرست کامل (اولین‌ها در بالا)


در این فهرست آخرین نقل‌قول‌ها در ابتدا آمده‌اند:

اوت ۲۰۰۹[ویرایش]

  • «از خانقه شیخ به‌کس در نگشایند// معلوم شد امروز که در خانه کسی نیست» اهلی شیرازی ۳۱
  • «پشت هنر آن روز شکستست درست// کین بی‌هنران پشت به‌بالش دادند» جوینی ۳۰
  • «جهان بر آب نهادست و آدمی بر باد// غلام همت آنم که دل بر او ننهاد» سعدی ۲۹
  • «یک حرف عارفانه بگویم اجازت است// ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری» حافظ ۲۷
  • «هرشخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه اجتماعی و بین‌المللی باشد که حقوق و آزادی‌های ذکر شده در این اعلامیه را به‌تمامی تأمین و عملی سازد.» اعلامیه حقوق بشر ۲۶
  • «به‌هر کشوری در، ستم‌کاره‌ای// پدید آید و زشت پتیاره‌ای» فردوسی ۲۵
  • «زیان کسان از پی سود خویش// بجویند و دین اندر آرند پیش» فردوسی ۲۴
  • «هرشخصی حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد ویا به‌اتحادیه‌های موجود بپیوندد.» اعلامیه حقوق بشر ۲۳
  • «هنر نمی‌خرد ایام و غیر از اینم نیست// کجا روم به‌تجارت بدین کساد متاع» حافظ ۲۱
  • «اراده مردم اساس قدرت حکومت است، این اراده باید در انتخاباتی سالم ابراز شود که به‌طور ادواری صورت می‌پذیرد. انتخابات باید عمومی، با رعایت مساوات و با رأی مخفی یا به‌طریق‌های مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تضمین کند.» اعلامیه حقوق بشر ۲۰
  • «همهٔ انسان‌ها بنابر نهاد خود طالب دانستن هستند.» ارسطو ۱۹
  • «هر شخصی حق دارد که در اداره امور کشور خود، مستقیمأ یا به‌وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند، شرکت جوید.» اعلامیه حقوق بشر ۱۸
  • «صحبت حکام، ظلمت شب یلداست// نور ز خورشید خواه بو که برآید» حافظ ۱۶
  • «هیچ‌کس را نمی‌توان شکنجه داد یا در معرض مجازات یا رفتاری ظالمانه و ضدانسانی یا تحقیرآمیز قرار داد.» اعلامیه حقوق بشر ۱۳
  • «خدا زان خرقه بیزار است صدبار// که صد بت باشدش در آستینی» حافظ ۱۱
  • «تا از این‌بعد چه از پرده برآید، کامروز// دور پرواری عمامه و قطر شکم است» صائب تبریزی ۱۰
  • «دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گلیم// خوش آن‌که بر در میخانه برکنم علمی» حافظ ۹
  • «صائب، گنبد مسجد شه از همه فاضل‌تر بود// گر به‌عمامه کسی کوس فضیلت می‌زد» صائب تبریزی ۸
  • «صوفی بیا که جامه سالوس برکشیم// وین نقش زرق را خط بطلان به‌سر کشیم» حافظ ۷
  • «خدایا راست گویم فتنه از توست// ولی از ترس نتوانم چغیدن»// اگر ریگی به‌کفش خود نداری// چرا بایست شیطان آفریدن» ناصرخسرو قبادیانی ۶
  • «یارب آن زاهد خودبین که به‌جز عیب ندید// دود آهیش در آیینهٔ ادراک انداز» حافظ ۵
  • «ای صاحب فتوا ز تو پرکارتریم// بااین‌همه مستی ز تو هشیارتریم// تو خون کسان خوری و ما خون رزان// انصاف بده کدام خون‌خوارتریم» خیام ۴
  • «ترک دنیا به‌مردم آموزند// خویشتن سیم و غله اندوزند» سعدی ۳
  • «شیخم به‌طنز گفت حرام است می نخور// گفتم به‌چشم، گوش به‌هر خر نمی‌کنم» حافظ ۲

ژوئیه ۲۰۰۹[ویرایش]

  • «گفتم که غلام هردوام، گفتی نه// یا زنگی زنگ باش یا رومی روم» انصاف ۲۷
  • «ز ناپاک‌زاده ندارید امید// که زنگی به‌شستن نگردد سفید» فردوسی ۲۶
  • «جهانسوز را کشته بهتر چراغ// یکی به در آتش که خلقی به دام» سعدی ۲۳
  • «به‌آتش توان اهرمن روفتن// که آهـن به‌آهـن توان کوفتن» ادیب پیشاوری ۲۲
  • «آنچنان زی که بمیری برهی// نه چنان زی که بمیری برهند» سنایی ۲۱
  • «دست چپم به‌جاست اگر نيست دست راست// اما هزار حيف كه يك‌دست بی‌صداست» حکیم سوری ۱۷
  • «حاشا که رود آب من و شیخ به‌یک جوی// من تشنهٔ لب ساقی و او تشنهٔ کوثر» فروغی بسطامی ۱۳
  • «صیاد نه هربار شکاری گیرد// باشد كه یکی روز پلنگش بدرد» سعدی ۱۲
  • «دروازه شهر می‌توان بست// نتوان دهن مخالفان بست» کج ۹
  • «همنشین بد چون آهنگر است، اگر جامه نسوزد دود در تو نشاند.» کیمیای سعادت ۸
  • «آدمی فربه شوداز راه گوش// جانور فربه شود از حلق و نوش» مولوی ۷
  • «زمهربانی جانان طمع مبر حافظ// که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند» حافظ ۵
  • «به‌راه بادیه رفتن به از نشستن باطل// که گر مراد نیابم به‌قدر وُسع بکوشم» سعدی ۴
  • «یکایک به‌مرد گرانمایه گـفت// که خورشید را چون توانی نهفت» فردوسی ۱

ژوِئن ۲۰۰۹[ویرایش]

  • «بر نادر حكم نتوان كرد.» سعدی ۲۹
  • «سرای مدرسه و بحث و علم و طاق و رواق// چه سود چون دل دانا و چشـــم بينا نيست» حافظ ۲۸
  • «جهان پرسماع است و مستی و شور// ولیكن چه بيند در آئینه كور» سعدی ۲۷
  • «اگر دانش به‌روزی برفزودی// ز نادان تنگ‌ روزی‌تر نبودی» سعدی ۲۶
  • «فرستاده گفت ای خداوند رخش// به‌دشت آهوی ناگرفته مبخش» فردوسی ۲۵
  • «می‌توان پوشید چشم از هرچه می‌آيد به چشم// آنچه نتوان چشم از او پوشید بیداری بود» صائب تبریزی ۲۴
  • «محتسب خم شكست و من سر او// سن بالسن و الجروح قصاص» حافظ ۲۳
  • «تا رنج كِهتری بر خود ننهی به آسایش مِهتری نرسی.» قابوس‌نامه ۲۲
  • «بُوَد چاردیوار آن خانه سست// که بنیادش اول نبـاشد درست» نظامی ۲۱
  • «دل از بی‌مرادی به‌فكرت مسوز// شب آبستن است ای برادر به‌روز» سعدی ۱۹
  • «چون هست وبال ما سخن‌گفتن ما// چون شمع، زبان‌سوخته می‌باید بود» عطار نیشابوری ۱۶
  • «نادان به سر زبان نهد دل// در قلب بود زبان عاقل» ایرج‌میرزا ۱۳
  • «دو چیز طیره عقل است، دم فروبستن/ به‌وقت گفتن، و گفتن به‌وقت خاموشی» سعدی ۹
  • «بهترین آداب در محافل اینست که اگر مرد عالم باشد دهان گشاید تا مایه علمش مجهول نماند و اگر جاهل باشد زبان ببندد تا پایه جهلش معلوم نگردد.» جالینوس ۴
  • «انسان کم‌سخن بهتر از پرگویان متظاهر به‌سامان رسد.» لائوتسه ۲

مه ۲۰۰۹[ویرایش]

  • «بهترین اشخاص کسانی هستند که اگر از آن‌ها تعریف کردید خجل شوند و اگر بد گفتید سکوت کنند.» جبران خلیل جبران ۲۹
  • «خوشبختی، رسیدن به‌لحظاتی است که انسان در کنار کسی که دوستش دارد بسر برد.» توماس مان ۲۷
  • «چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست// سخن‌شناس نئی جان من خطا این‌جاست» حافظ ۲۴
  • «سخن را چون بسیار آرایش کنند مقصود فراموش می‌شود.» مولوی ۲۱
  • «مرد بی‌شهامت کسی‌ست که در جایی‌که باید اعتراف کند خاموش بنشیند.» آبراهام لینکلن ۲۰
  • «هرآنکو خاطر مجموع و یار نازنین دارد// سعادت همدم او گشت و دولت هم‌قرین دارد» حافظ ۱۸
  • «حکمت درختی است که ریشه آن در قلب است و میوه آن بر زبان.» بطلمیوس ۱۷
  • «جلوی زبان دیگران را نمی‌توان گرفت اما اگر خوب زندگی کنیم این خود مایه شکست و تحقیر آنان می‌شود.» کاتو ۱۵
  • «اقوام روزگار به‌اخلاق زنده‌اند// قومی که گشت فاقد اخلاق مردنیست» محمدتقی بهار ۹
  • «اگر دین و مذهبی وجود نداشت، این دنیا بهترین دنیای ممکن می‌بود.» جان آدامز ۸
  • «تلفن‌های همراه امکان می‌دهند که آنهایی که دور از یکدیگر هستند، باهم در ارتباط باشند. تلفن‌های همراه امکان می‌دهند که آنهایی که باهم در ارتباط هستند، دور از یکدیگر بمانند.» زیگموند باومن ۷
  • «آنکه درباره همه‌چیز می‌اندیشد درباره هیچ‌چیز تصمیم نمی‌گیرد.» ضرب‌المثل چینی ۶
  • «من براین باورم که اگر عصری بیش از حد از تاریخ انباشته شود، این خود از پنج جهت برای زندگی زیانبار و خطرناک است. بدین معنی که افراط در توجه به‌تاریخ، میان دنیای درون و برون تقابل و تضادی ایجاد می‌کند که نتیجه‌اش تضعیف شخصیت است.» فریدریش نیچه ۵
  • «انسان مدرن از خودش چیزی ندارد و تنها با استفاده و اقتباس از عادات، هنرها، جهان‌بینی‌ها، دین‌ها و اکتشافات اعصار گذشته، خود را به دانش‌نامه‌ای متحرک بدل کرده‌است.» فردریش نیچه ۴
  • «مهم نیست آدمی چه‌اندازه از نظر زمانی و مکانی از بعد خود فراتر رود، به‌هرکجا برود بازهم این حلقه پیوند با گذشته را باخود به‌همراه خواهد برد.» فریدریش نیچه ۳
  • «انسان مدرن به‌تماشاچی بی‌هدفی مبدل شده‌است که آنچه در جهان می‌گذرد- حتی جنگ‌ها و انقلاب‌های بزرگ- نمی‌توانند زمان درازی بر او تأثیر بگذارند.» فریدریش نیچه ۱

آوریل ۲۰۰۹[ویرایش]

  • «به‌تازگی گفته می‌شود که گوته با هشتادودوسال عمر، زیادی زیست! یعنی در سال‌های پایانی عمرش، آفرینش هنری نداشت. ولی من حتی یکی‌دوسال از همان «سال‌های زیادی» گوته را با قرن‌ها طول عمر مردمان مدرن، با سرافرازی مبادله می‌کنم.» فریدریش نیچه ۳۰
  • «با عنایت به‌تعریف خوشبختی از منظر ارسطو، سرشناسی و اشتهار کمیاب‌ترین و لذیذترین لقمه‌ها برای خودخواهی و خویشتن‌‌دوستی ما است.» آرتور شوپنهاور ۲۹
  • «آن‌چه لحظات نخستین زندگی نمی‌تواند به‌ما ارزانی دارد چگونه می‌توان از لحظات بی‌ثمری که از آن باقی‌ست، انتظار داشت.» دیوید هیوم ۲۸
  • «زمان ما به‌قدری بد است که شاعر، دیگر در زندگی انسان‌هایی که او را احاطه کرده‌اند جوهری از شعر که قابل استخدام باشد، نمی‌یابد.» یوهان ولفگانگ گوته ۲۷
  • «براین زنده‌ام، هم براین بگذرم.» کاتو ۲۶
  • «من از هرچه تنها بخواهد به‌من چیزی بیاموزد-بی‌آنکه بر شادی‌ام بیفزاید یا مرا نشاط تازه‌ای بخشد-نفرت دارم.» یوهان ولفگانگ گوته ۲۵
  • «مهم نیست کجا متولد شدم و چگونه و کجا زندگی کرده‌ام؛ مهم این است که در آنجا که بودم چگونه رفتاری داشته‌ام.» جورجیا اوکیف ۲۴
  • «مرنجان دلم را که این مرغ وحشی// ز بامی که برخاست مشکل نشیند» طبیب اصفهانی ۲۳
  • «اگر دین و ((مذهب]]ی وجود نداشت، این دنیا بهترین دنیای ممکن می‌بود.» جان آدامز ۲۲
  • «هرکسی را میل با چیزی و خاطر با کسی‌ست// مومن و سجاده خود، کافر و زنار خویش» اوحدی مراغه‌ای ۲۱
  • «صحبت ابلهان چو دیگ تهی‌ست// از درون خالی از برون سیهی‌ست» سنایی غزنوی ۱۹
  • «فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد// که می حرام، ولی به زمال اوقاف است» حافظ ۱۴
  • «اگر گنجی کنی بر عامیان بخش// رسد هر بینوایی را برنجی» سعدی ۱۰
  • «کسانی‌که آهسته می‌روند اگر همواره در راه راست قدم زنند از آنان که می‌شتابند و بی‌راهه می‌روند، بسی بیشتر خواهند رفت.» رنه دکارت ۹
  • «لاف آزادی در این بستان مزن زیراکه من// همچو سرو، آزادگان را پای در گل یافتم» صائب تبریزی ۸
  • «گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد// گمان به خود نبرد هیچ‌کس که نادانم» سعدی ۶
  • «ملتی که حافظه خود را از دست دهد وجدان خویش را نیز فراموش خواهد کرد.» زبیزنیو هربرت ۵
  • «استهزا، فرزند نادانیست. ما چیزهایی را به‌باد تمسخر می‌گیریم که کاملأ در بارهٔ چگونگی آنها بی‌اطلاعیم.» انوره دو بالزاک ۳
  • «هفتاد و دوسال فکر کردم شب و روز// معلومم شد که هیچ معلوم نشد» فخرالدین رازی ۲

مارس ۲۰۰۹[ویرایش]

  • «تنها گنجی كه ارزش جستجو كردن دارد، هدف است.» لویی پاستور ۲۸
  • «انسان همانند رود است، هرچه عمیق‌تر باشد آرام‌تر و متواضع‌تر است.» شارل دو منتسکیو ۲۷
  • «تنها كلمه‌ای كه خدواند بر جبین هر مردی نوشته، امید است.» ویکتور هوگو ۲۵
  • «کسی‌که برای خود احترام قائل است، از گزند دیگران در امان است؛ او کتی را پوشیده است که کسی را یارای پاره کردن آن نیست.» هنری لانگ فلو ۲۴
  • «اشخاصی كه نمی‌توانند ببخشند، پل‌هایی را كه باید از آن عبور كنند خراب می‌كنند.» هربرت اسپنسر ۲۳
  • «بدترین و خطرناک‌ترین كلمه اینست: همه این‌جورند.» لئو تولستوی ۲۰
  • «سعی كنید چیزهایی را كه دوست دارید به‌دست‌آورید وگرنه ناچار خواهید شد چیزهایی را كه به‌دست آورده‌اید دوست داشته‌باشید.» جورج برنارد شاو ۱۸
  • «با این گروه زاهد ظاهرساز// دانم که این جدال نه‌آسانست// شهر من و تو، ای طفلک شیرینم// دیریست کاشیانهٔ شیطان است» فروغ فرخزاد ۱۷
  • «سوال‌های هرکس، بیش از جواب‌هایش او را می‌شناساند.» فرانسوا ولتر ۱۶
  • «بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد، نه در آنچه می‌نگری.» آندره ژید ۱۵
  • «الماس را جز در قعر زمین نمی‌توان یافت و حقیقت را جز در اعماق فكر نمی‌توان كشف كرد.» ویکتور هوگو ۱۴
  • «تمامی دستاوردهای عقلانی بشر که در گوشه‌وکنار به‌ثبت رسیده‌اند همواره در یک‌چیز مشترک بوده‌اند و آن ارائه نوعی نظم بوده‌است.» کلود لوی-استروس ۱۲
  • «جهان خود جمله امری اعتباری است// چو آن نقطه که اندر دورساری است» محمود شبستری ۱۱
  • «به‌خاطر داشته‌باش که تو بازیگر نمایشنامه‌ای هستی که نقش خود را مدیون کارگردان است.» اپیکتت ۹
  • «به‌خاطر داشته‌باش که تو بازیگر نمایشنامه‌ای هستی که نقش خود را مدیون کارگردان است.» اپیکتت ۸
  • «خدا هیچ‌یک از این‌ها که می‌گویند نیست.او عاشق انسان نیست بلکه معشوق اوست. ساکنی است که جهان از او در حرکت است.» ارسطو ۶
  • «كاش می‌مردم و دوباره زنده می‌شدم و می‌دیدم كه هیچ‌كس دور خانه‌اش دیوار نكشیده است.» فروغ فرخزاد ۵
  • «با سنگ‌هایی که در سر راهت می‌گذارند هم میتوانی چیز قشنگ بسازی.» اریش کستنر ۳

فوریه ۲۰۰۹[ویرایش]

  • «نیک‌بخت آن‌که دریافت: زمینی را که برآن ایستاده است به‌وسعت ناچیز کف پای اوست، نه بیشتر.» فرانتس کافکا ۲۷
  • «تنهایی برای کشیشان مناسب است؛ زیرا محبت و شعف نمی‌تواند جایی را آبیاری کند درحالی‌که خود در خانه استخری خالی داشته باشد.» فرانسیس بیکن ۲۵
  • «خشم، اسیدی است که به ظرف خود بیشتر از چیزی که به‌آن پاشیده می‌شود، آسیب می‌رساند.» مهاتما گاندی ۲۳
  • «مردم دنیا همچون دیوانگان کور و کر به‌جان هم می‌افتند و یکدیگر را ندیده و نشناخته می‌درند و بر این دیوانگی به‌نام جنگ، افتخار می‌کنند.» هیپولیت تن ۲۲
  • «مطمئن‌ترین راه برای آشکارساختن شخصیت کسی، دادن قدرت به اوست.» آبراهام لینکلن ۲۱
  • «انسان نمی‌تواند در بخشی از زندگی عمل خیر داشته باشد در حالی‌که مشغول کاری شر در بخش‌های دیگر است. زندگی کل تفکیک‌ناپذیر است.» مهاتما گاندی ۱۹
  • «در زندگی هرکس، گاه پیش می‌آید که آتش درون به‌خاموشی گراید. این آتش سپس با رویارو شدن با انسانی دیگر، دوباره جان می‌گیرد. همه ما باید از کسانی که شور تازه‌ای را در وجود ما افروخته‌اند سپاسگزار باشیم.» آلبرت شوایتزر ۱۸
  • «فلسفه‌ای نو، شیوه‌ای نو برای زیستن، به‌رایگان نبخشند؛ برای آن باید از دل و جان بهایی پرداخت و تنها با شکیبایی و تلاش بسیار آن را به‌دست آورد.» فیودور داستایوسکی ۱۷
  • «فدایی ندارد ز مقصود چنگ// وگر بر سرش تیر بارند و سنگ» سعدی ۱۶
  • «بکوشید تا زنده نگهدارید... آن اخگر خُرد ملکوتی را که وجدان نام دارد.» جورج واشنگتن ۱۵
  • «از این پیش گفتند ارباب هوش// شفا بایدت، داروی تلخ نوش» ادیب پیشاوری ۱۱
  • «که‌ای مدعی عشق کار تو نیست// که نه صبر داری نه یارای ایست» سعدی ۸
  • «مذهب توهینی به حرمت بشریت است. انسان‌های نیکوکار به‌عمل خیر خود و شیطان‌صفتان به زشتکاری خود ادامه می‌دهند، خواه متدین خواه مرتد. اما انسان نیک برای ریاکار شدن، نیاز به‌دین دارد.» استیون واینبرگ ۷
  • «به بیهوده گِل بر سر گِل منه// چو صاحبدلی بر جهان دل منه» صبا کاشانی ۵
  • «دانش کلی مانند خلیجی است که من و همکارانم فقط چنددانه ریگ جالب از پهنای وسیع آن برداشته‌ایم.» اسحاق نیوتن ۴

ژانویه ۲۰۰۹[ویرایش]

  • «مذهب با آن‌که حقیقتأ دائمأ در تغییر است، معتقدین و پیشوایان آن، آن را جامد و دائمأ صحیح و لایتغییر می‌دانند. اما مذهب مطابق با معلومات زمان اصلاح می‌گردد. ولی دیگر «مذهب اصلاح‌شده» آخرین درجه ترقی مذهب است.» تقی ارانی ۳۱
  • «تا وقتی‌که من در این صندلی هستم، یک یهودی هم به‌عنوان قاضی دیوان عالی انتصاب نخواهد شد.» ریچارد نیکسون ۳۰
  • «به‌غمخوارگی چون سرانگشت من// نخارد کس اندر جهان پشت من» سعدی ۲۹
  • «شكل‌گیری حکومت‌های خودکامه بدون حضور روشنفکران کوته‌بین و حقیر ممکن نیست. این‌گونه روشنفکران در عمل به‌رژیمی خدمت می‌کنند که مدعی مبارزه با آنند. » هانا آرنت ۲۶
  • «به حرف منتـقدین هرگز اعتنـا نکنیـد، تا بحال هیچ مجسمه‌ای به‌افتخار منتـقدی برپا نشده‌است.» ژان سیبلیوس ۲۴
  • «ممالکی که رو به‌ترقی می‌باشند مذهب را از حکومت جدا می‌نمایند.» تقی ارانی ۲۳
  • «من خیلی به‌سیاهپوستان آمریکایی علاقه دارم ولی متاسفانه می‌دانم که تا پانصدسال دیگر هم هیچی نمی‌شوند.» ریچارد نیکسون ۲۱
  • «هرچه امید بزرگ‌تر و باعظمت‌تر باشد، زندگی نیز به‌همان اندازه معنا می‌یابد. زندگی، مبارزه و امید.» ناظم حکمت ۲۰
  • «زنده کدام‌ست بر هوشیار// آن که بمیرد به‌سر کوی یار» سعدی ۱۹
  • «سخن میان دو دشمن چنان گوی که اگر دوست گردند شرمنده نشوی.» سعدی ۱۷
  • «امشب عشق ِ گوارا و دلپذیر، و مرگ ِ نحس و فجیع، با جبروت و اقتدار زیر ِ آسمان ِ بی‌نور و حرارت بر سرزمین ِ شب سلطنت می‌کنند.» احمد شاملو ۱۶
  • «سه‌چیز پایدار نماند، مال بی‌تجارت و علم بی‌بحث و ملک بی سیاستسعدی ۱۴
  • «و آن‌ها که انسان‌ها را با بند ترزاوی عدالتشان به‌دار آویختند عادل نام نگرفتند.» احمد شاملو ۱۱
  • «به دوستی پادشاهان اعتماد نتوان کرد و بر آواز خوش کودکان که آن به خیالی متبدل شود و این به خوابی متغیر گردد.» سعدی ۱۰
  • «ز بداصل چشم بهی داشتن// بود خاک در دیده انباشتن» فردوسی ۸
  • «هرکه مشهور شد به بی‌ادبی// دیگر از وی امید خیر مدار» سعدی ۷
  • «من طنین ِ سرود ِ گلوله‌ها را از فراز ِ تپه شیخ شنیدم لیکن از خواب برنجهیدم...» احمد شاملو ۶
  • «چو باد صبا بر گلستان وزد// چمیدن، درخت جوان را سزد» سعدی ۴
  • «تجربه بی‌معنی است، آدمی می‌تواند ۳۵ سال بدون وقفه کار ناپسند خود را تکرار کند.» کورت توخلسکی ۳
  • «کتاب هم مانند انسان می‌خواهد که او را درک کنند، ارزش برایش قایل شوند و بیش از هرچیز دیگر بدو عشق بورزند.» هرمان هسه ۱

بایگانی‌های پیشین نقل‌قول روز[ویرایش]