پرش به محتوا

ضرب‌المثل‌های صربستانی

از ویکی‌گفتاورد

ضرب‌المثل‌های صربستانی و مترادف آن به‌فارسی.

Б - B - Г - Д - И - К - Л - Н - O - П - Р - С - Т - У - Ш

  • «Бог високо, a Русија далеко.»
  • ترجمه: «خدا خیلی بالاست و روسیه خیلی دور.»
    • مترادف فارسی: «دست ما کوتاه و خرما بر نخیل»
  • «Бог је прво себи браду створио.»
  • ترجمه: «خدا اول ریش را برای خودش گذاشت.»
    • مترادف فارسی: «چاه نکن بهر کسی اول خودت بعدا کسی»
  • «Боље врабац у руци, него голуб на грани.»
  • ترجمه: «یک گنجشک توی دست بهتر از یک کبوتر روی شاخه است.»
    • مترادف فارسی: «سیلی نقد به از حلوای نسیه است»
    • مترادف فارسی: «سگ در حضور به از برادر دور»


  • «Врана врани очи не вади.»
  • ترجمه: «یک کلاغ چشم یک کلاغ دیگر را در نمی‏آورد.»
    • مترادف فارسی: «چاقو دسته خودش را نمی‏برد»


  • «Гвожђе се кује док је вруће.»
  • ترجمه: «آهن تا وقتی داغ است کارایی دارد.»
    • مترادف فارسی: «تا تنور داغ است ٬ نان را بچسبان.»
  • «Где je много бабица, килава cу деца.»
  • ترجمه: «وقتی تعداد قابله ‏ها زیاد است٬ بچه‏ ها ضعیف می‏شوند.»
    • مترادف فارسی: «آشپز که دوتا شد آش یا شور می‏شود یا بی‏نمک.»
  • «Где ти много обећавају, малу торбу понеси.»
  • ترجمه: «وقتی مردم وعده زیادی به تو می‏دهند٬با یک کیف کوچک می‏آیند.»
    • مترادف فارسی: «سنگ بزرگ نشان نزدن است.»
  • «Да падне на леђа,разбио би нос.»
  • ترجمه: «اگر عقب عقب هم راه برود ٬ باز دماغش می‏شکند.»
    • مترادف فارسی: «اگر یک آجر از آسمان بیافتد بر سر وی می‏افتد»
  • «Дала баба динар да се ухвати у коло, а два да се пусти.»
  • ترجمه: «ننه بزگ یک دینار می‏گیرد تا برقصد ٬ دو تا می‏گیرد تمامش کند.»
    • مترادف فارسی: «دوزار دادیم بخونه ۱ تومن دادیم نخونه»


  • «Ивер не пада далеко од кладе.»
  • ترجمه: «یک شاخه دورتر از تنه نمی‏افتد.»
    • مترادف فارسی: «یک دانه دورتر از خرمنش نمی‏افتد»
  • «Кад мачке нема, мишеви коло воде.»
  • ترجمه: «وقتی گربه نیست موش‏ها می‏رقصند.»
    • مترادف فارسی: «سگ تو خانه صاحبش شیر ه»
  • «Ко вино вечера, воду доручкује..»
  • ترجمه: «کسی که برای شام شراب دارد ٬ برای صبحانه آب دارد..»
    • مترادف فارسی: «جیک جیک مستونت بود ٬ فکر زمستونت بود؟»
  • «Ко другоме јаму копа сам у њу пада.»
  • ترجمه: «کسی که برای کسی دام پهن می‏کند ٬ خودش در آن گرفتار می‏شود.»
    • مترادف فارسی: «از هر دست بدی از همان دست می‏گیری»
    • مترادف فارسی: «چاهکن همیشه ته چاه است.»
  • «Ко рано рани, две среће граби.»
  • ترجمه: «کسی که زود از خواب بلند می‏شود ٬ دوبرابر خوش‏شانس است.»
    • مترادف فارسی: «سحرخیز باش تا کامروا شوی»
  • «Ко с ђаволом тикве сади, о главу му се обију.»
  • ترجمه: «اگر یک ماسک شیطانی از کدو تنبل بزنی ٬ همه را خوای ترساند.»
    • مترادف فارسی: «هر چی بکاری درو می‏کنی»
  • «Ко сeје ветар, жање олују.»
  • ترجمه: «کسی که موقع باد بکارد ٬ موقع طوفان درو خواهد کرد.»
    • مترادف فارسی: «توفان دِرَوَد هر آنکه در باد بِکِشت»
  • «Ко уме, њему две.»
  • ترجمه: «یک نفر می‏تواند دوبرابر دریافت کند.»
    • مترادف فارسی: «کنایه از اینکه یک فرد زرنگ می‏تواند دو برابر یک فرد عادی درآمد داشته باشد»
  • «Лепа реч и гвоздена врата отвара.»
  • ترجمه: «یک کلمه محبت آمیز درهای آهنی را نیز باز می‏کند.»
    • مترادف فارسی: «از محبت خارها گل می‏شود»


  • «Не можe крушка да роди јабуку.»
  • ترجمه: «درخت گلابی هیچ وقت سیب نمی‏دهد.»
    • مترادف فارسی: «گندم از گندم بروید ٬ جو ز جو»
  • «Нема ватре без дима.»
  • ترجمه: «هیچ آتشی بدون دود نیست.»
    • مترادف فارسی: «شتر سواری دولا دولا نمی‏شود»
  • «Нема хлеба без мотике!.»
  • ترجمه: «هیچ نانی بدون کج بیل نیست.»
    • مترادف فارسی: «نابرده رنج گنج میسر نمی‏شود ٬ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد»
  • «Није злато све што сија.»
  • ترجمه: «هر چه درخشید طلا نیست.»
    • مترادف فارسی: «هر گردی گردو نیست»
  • «Oбeћaње лудoм рaдoвaње.»
  • ترجمه: «به یک احمق قول بدهید و او را خوشحال کنید.»
    • مترادف فارسی: «بزک نمیر بهار میاد»
  • «Пас који лаје не уједа.»
  • ترجمه: «سگی که واق واق می‏کند٬ گاز نمی‏گیرد.»
    • مترادف فارسی: «فقط هارت و پورته»
  • «Правити од комарца магарца.»
  • ترجمه: «از یک پشه ٬ خر درست می‏کند.»
    • مترادف فارسی: «از آب روغن می‏گیرد»
  • «Прво скочи па реци хоп.»
  • ترجمه: «اول بپر ٬ بعد بگو هاپ.»
    • مترادف فارسی: «اول به آب برس بعد لباسهایت را در بیار»
  • «Ругала се шерпа лонцу, широка му уста.»
  • ترجمه: «ماهی تابه به دیگ می‏گوید دهانت گشاد است.»
    • مترادف فارسی: «دیگ به دیگ می‏گوید روت سیاه»
  • «Тиха вода брег рони.»
  • ترجمه: «آب ساکت کوه را از پای درمی‏آورد.»
    • مترادف فارسی: «گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی»
  • «Трипут мери, једном сеци.»
  • ترجمه: «سه بار اندازه بگیر ٬ یک بار ببر.»
    • مترادف فارسی: «اول فکر کن بعد حرف بزن»
  • «Трипут мери, једном сеци.»
  • ترجمه: «سه بار اندازه بگیر ٬ یک بار ببر.»
    • مترادف فارسی: «اول فکر کن بعد حرف بزن»
  • «У том грму чучи зец!.»
  • ترجمه: «بوته‏ای که خرگوش پنهان شده است.»
    • مترادف فارسی: «پیدا کنید پرتقال فروش را»
  • «Уздај се у се и у своје кљусе!!.»
  • ترجمه: «فقط به خودت اعتماد کن و اسبت.»
    • مترادف فارسی: «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من»
  • «Умиљато јагње две овце сиса.»
  • ترجمه: «بره با نوازش دو میش شیر می‏خورد.»
    • مترادف فارسی: «کنایه به چاپلوسی کردن»


  • «Што можеш данас, не остављај за сутра.»
  • ترجمه: «کاری را که امروز می‏توانی انجام دهی به فردا موکول نکن.»
    • مترادف فارسی: «کار امروز را به فردا نیانداز»


منبع

[ویرایش]