ویکی‌گفتاورد:نقل‌قول روز/۲۰۰۶

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

دسامبر ۲۰۰۶[ویرایش]

  • «تمام زن‌ها حتی ساده‌ترینشان می‌دانند چگونه با مکر و حیله به‌هدف خود دست یابند.» انوره دو بالزاک ۳۱
  • «اگر می‌خواهی خوش‌بخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش.» بتهوفن ۳۰
  • «انسان در حقیقت حیوانی وحشی و تنفرانگیز است که ما او را فقط در حالت رام و مهارشده می‌شناسیم، این حالت را تمدن نامیده‌اند.» آرتور شوپنهاور ۲۷
  • «اگر بر ناتوان خشمگین شوی دلیل بر اینست که قوی نیستی.» ولتر ۲۶
  • «سخاوت در زیاد دادن نیست، در به‌ موقع دادن است.» لابرویر ۲۵
  • «ای فتنه و فساد، تو چه زود در اندیشه مردان نومید رخنه می‌کنی.» ویلیام شکسپیر ۲۴
  • «چه بانگ شومی است بانگ سیاست؛ آه، چه توهینی!// - خدای را به ‌گاه سحر شکرگذارم، که دغدغه و شور امپراتوری روم ندارم.// بسی غنیمت، بسی سعادت// که نه قیصرم، نه پادشاه جهانم!» یوهان ولفگانگ گوته ۲۳
  • «از روی سؤالات شخص بهتر از پاسخ‌هایش می توان درباره او قضاوت کرد.» ولتر ۲۱
  • «اگر عدالت از روی زمین محو شود، زندگی به ‌زحمتش نمی‌ارزد.» امانوئل کانت ۲۰
  • «تواضع بی‌جا، آخرین حد تکبر است.» لابرویر ۱۹
  • «گناه، هرچند افزونتر، قبح آن در نظر گناه‌کار کمتر.» شیلر ۱۷
  • «مشغول نبودن با زنده نبودن یکیست.» ولتر ۱۵
  • «آدم احمق در همه‌جا هست، حتی در تیمارستان.» برنارد شاو ۱۴
  • «آخرین درجه فساد، به ‌کار گرفتن قوانین برای ستم‌کاری است.» ولتر ۱۲
  • «اگر از انسان امید و خواب گرفته شود، بدبخت‌ترین موجود روی زمین خواهد شد.» امانوئل کانت ۱۱
  • «خشم، یک کینه مکشوف و موقتی است ولی کینه، یک خشم دایم و محفوظ.» لابرویر ۱۰
  • «برق اندیشه‌های درخشان را باید در تیمارستان‌ها جستجو کرد، جایی‌که به ‌فراوانی می‌درخشند.» شارل دو منتسکیو ۹
  • «ضعف و بی‌چارگی هر قاعده و قانونی وضع کند عبث است، اخذ نتیجه منحصر به‌ داشتن قوت و قدرت است.» شیلر ۸
  • «اگر دوستان نتوانند از گناهان کوچک یکدیگر چشم‌پوشی کنند، نخواهند توانست دوستی خود را به جایی برسانند.» لابرویر ۶
  • «بارها مشاهده کرده‌ام که برای کسب موفقیت در این جهان، هوشمند در نهان و دیوانه در عیان باید بود.» شارل دو منتسکیو ۵
  • «آن‌کس که شهامت انجام کارهای شایسته دارد، انسان است.» ویلیام شکسپیر ۴
  • «در دنیا تنها کسی موفق می‌شود که به‌انتظار دیگران ننشیند و همه‌چیز را از خود بخواهد.» شیلر ۳
  • «شراب در میان نوشابه‌ها مفیدترین، درمیان داروها خوشمزه‌ترین و در میان اغذیه‌ مطبوع‌ترین است.» پلوتارخ ۲
  • «اگر هرکس همه‌کس را دوست می‌داشت، همه‌کس صاحب دنیا می‌شد.» شیلر ۱

نوامبر ۲۰۰۶[ویرایش]

  • «استراحت، نمک کار و تلاش است.» پلوتارخ ۳۰
  • «ننگ بر نژادپرستی، ننگ بر پاک‌سازی اقلیت‌های قومی، ننگ برکسانی که مردم عادی کشوری را ترور می‌کنند.» یوستین گردر ۲۹
  • «آن‌که بیش از اندازه محتاط است خیلی کمتر کار انجام می‌دهد.» شیلر ۲۸
  • «مرگ پایان تمام جنبه‌های زندگی بشر است بجز پایان خرافات.» پلوتارخ ۲۵
  • «مقدم بر هرچیز، ما انسان هستیم آن‌گاه مسیحی و مسلمان و یهودی.» یوستین گردر ۲۴
  • «ارزش یک اندیشه، به‌خلوص نیت گوینده آن بستگی ندارد.» اسکار وایلد ۲۳
  • «آدم تبه‌کار می‌رود ولی شرش می‌ماند.» شکسپیر ۲۲
  • «مرگ یک‌بار می‌آید ولی ترس فرارسیدن آن در تمام عمر، آدمی را زجر می‌دهد.» لابرویر ۲۰
  • «سیاست چیز گُهی است. کار من نیست. توی یک مملکت حسابی سیاست را می‌دهند دست متخصص نه‌دست من و امثال من.» صادق هدایت ۱۹
  • «تنها تفاوت بین هوس‌بازی و عشق جاودان در اینست که هوس‌بازی قدری بادوام‌تر است.» اسکار وایلد ۱۸
  • * «روح برخلاف تصور ما ظرف نیست که از چیزی پر شود. روح مانند هیزمی است که مشتاق آتش‌گرفتن است.» پلوتارخ ۱۶
  • «دوهزارسال سپری شد تا سرانجام یک خاخام یهودی دکترین "چشم به‌‌عوض چشم، ..." را به‌نقد کشید.» یوستین گردر ۱۵
  • «حافظه، دفتر خاطراتی است که همیشه با خود حمل می‌کنم.» اسکار وایلد ۱۴
  • «در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد.» صادق هدایت ۱۳
  • «در یک مجلس میهمانی آدم باید معقول غذایش را بخورد ولی نه زیاد خوب؛ در موقع سخنرانی باید خیلی خوب حرف بزند ولی نه زیاد معقول.» پیتر اوستینف ۶
  • «شخصیت‌های انسانی نه در گفتار بلکه در کردار، ساخته و پرداخته گردند.» آلبرت اینشتین ۵
  • «سخن‌گفتن را از آدم‌ها می‌آموزیم، سکوت‌کردن را از خدایان.» پلوتارخ ۳
  • «جملهٔ افتتاحیهٔ خطابهٔ شما را باز هم فراموش کردیم و از کلمات اختتامیه نیز چیزی نفهمیدیم!» هرودوت ۲
  • «نوددرصد ابرازاحساسات شنوندگان در یک جلسه سخنرانی، به‌خاطر خوشحالی از پایان جلسه است.» روبرت لمکه ۱

اکتبر ۲۰۰۶[ویرایش]

  • «به‌شنیدن عادت کن، خواهی دید که از سخن ابلهان نیز سود خواهی جست.» افلاطون ۳۱
  • «زیاده از خود گفتن، می‌تواند به‌عنوان پرده‌ای برای پنهان شدن در پشت آن، مورد استفاده قرار گیرد.» فریدریش نیچه ۳۰
  • «اگر بقراط جولاهی نداند// نیفزاید از او بر قدر جولاه» سعدی ۲۹
  • «فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان// آن‌گه شود پدید که نامرد و مرد کیست.» انوری ۲۸
  • «آنکه با میل و رغبت خاطراتش را به یاد میآورد، دوبار زندگی میکند.» فرانکا ماگنانی ۲۷
  • «خواست طبیعت اینست که کودکان پیش از رسیدن به‌سن بلوغ، کودک باشند.» ژان ژاک روسو ۲۶
  • «در این کهکشان، دانش فنی نیز بزرگترین عامل بروز گرفتاری‌های دست و پاگیر برای بشریت است.» هربرت مارکوزه ۲۵
  • «مرد هوشمند را از پاسخ‌هایش می‌توان شناخت، مرد فهمیده را از پرسش‌هایش.» نجیب محفوظ ۲۳
  • «فقط در دقایق دیدار و لحظه جدایی می‌توان به‌عظمت عشق ِ نهفته در سینه، پی‌برد.» ژان پل ۲۲
  • «یک زن، فقط زمانی می‌تواند به‌مقام دوستی با یک مرد دست‌یابد که اول آشنا و سپس معشوقه او بوده‌باشد.» آنتون چخوف ۲۱
  • «ابر و باد و مه و خورشید و فلک، درکارند// تا تو نانی به‌کف آری و به‌غفلت نخوری» سعدی ۱۹
  • «خورشید برای تو و به‌خاطر تو می‌درخشد، زمانی‌که در آرامگاه خود پنهان می‌گردد، ماه نورافشانی می‌کند و سرانجام ستاره‌گان به‌آتش کشیده می‌شوند.» سورن کیرکه‌گارد ۱۸
  • «هرچند، شب بدون خورشید می‌باشد، ولی مزین به‌ستاره‌گان بی‌شمار است.» واندر ۱۷
  • «من بارها به‌این داستان تأسف‌‌آور اندیشیده‌ام که چرا نوح و دارودسته‌اش موفق به‌سوارشدن به‌کشتی شدند.» مارک تواین ۱۶
  • «قلب آدمی به‌هنگام غروب، حاکم مطلق است.» ژان پل ۱۵
  • «پیرها به‌همه‌چیز باور دارند. پخته‌گان به‌همه‌چیز مشکوکند. جوانان به‌همه‌چیز واقفند.» اسکار وایلد ۱۳
  • «احترام، گیاهی است که معمولأ در گورستان‌ می‌روید.» روبرت لمبکه ۱۱
  • «به‌سوک‌نشستن نه‌تنها زیان‌آور نیست، بلکه از بی‌تفاوتی و مرگ احساسات جلوگیری می‌کند.» ژرژ ساند ۱۰
  • «من خوش‌بین نیستم اما می‌خواهم خوش‌بین باشم.» امیل زولا ۸
  • «گوزن‌ها در کوه و دشت زندگی می‌کنند اما سرنوشت آنان در آشپزخانه تعیین می‌شود.» لو بو وی ۷
  • «تمام نغمه‌ها در قلب انسان می‌روید.» لو بو وی ۴
  • «انسان از دو بخش، مغز و بدن ساخته شده است، اما بدن بیشتر کیف می‌کند.» وودی آلن ۳
  • «آن‌که از نابودنی‌ها امید برید، همواره به ‌شادی زیست.» بزرگمهر ۱

سپتامبر ۲۰۰۶[ویرایش]

  • «از بسیار کشتن ِ جانوران پرهیز کن! تا از عاقبت ِ بد ِ آن در امان باشی.» بزرگمهر ۳۰
  • «پیشه‌وری که نداند چه‌گونه به جنگ نگرانی برود، جوان‌مرگ می‌شود.» آلکسیس کارل ۲۹
  • «خشم، بادیوانگی آغاز می‌شود و باپشیمانی پایان می‌پذیرد.» فیثاغورس ۲۸
  • «اگر ما نتوانیم همانند مردان و زنان آزاد زندگی کنیم، باید از مردن خوشحال باشیم.» مهاتما گاندی ۲۷
  • «آن‌را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است.» سعدی ۲۵
  • «آن‌چه به‌خویشتن روا نداری، به‌دیگران روا مشمار.» بزرگمهر ۲۴
  • «سعادت‌مند کسی است که به‌مشکلات و مصائب زندگی لبخند بزند.» شکسپیر ۲۳
  • «به‌گرسنگی مردن، بهتر که نان فرومایگان خوردن.» سعدی ۲۱
  • «بسیار کسان هستند که نمی‌دانند، که نمی‌دانند.» سقراط ۱۹
  • «برای دشمنانت، کوره را آن‌قدر داغ مکن که حرارتش، خودت را هم بسوزاند.» شکسپیر ۱۷
  • «بکوش! تا آن‌چه را علاج ندارد، با مدارا تحمل کنی.» سقراط ۱۶
  • «بدبختی آدمی، از جهل نیست، از تنبلی است.» افلاطون ۱۵
  • «اتلاف وقت، گران‌ترین هزینه‌هاست.» بالزاک ۱۳
  • «اخلاق مجموعه‌ای از هوی و هوس‌های اجتماعی است.» آناتول فرانس ۱۱
  • «مقدس‌ترین وظیفه آدمی، نیکی است، مخصوصأ به‌کسانی‌که از آنان روزی بدی دیده است.» فرانکلین ۱۰
  • «امروز، آن‌چه که می‌توانی به‌بهترین وجه انجام بده، باشد که فردا بتوان بهتر کار کرد.» اسحاق نیوتن ۹
  • «خوشا آن‌دم که استغنای مستی// فراغت بخشد از شاه و وزیرم» حافظ ۸
  • «شکوه از پیری کنی زاهد؟ بیا همراه من// تا به‌می‌خانه برم پیر و، جوان آرم تورا» هاتف اصفهانی ۷
  • «مدت صحبت تو، عمر گران‌مایه ماست// حیف از این عمر گران‌مایه که بس کوتاهست» عبدالرحمن جامی ۶
  • «گل را می‌توان زیر پا لِه کرد، ولی بوی عطر آن را نمی‌توان در فضا کشت.» ولتر ۵
  • «به‌نظر من، حق‌ناشناسی بزرگ‌ترین ضعفی است که ممکن است کسی داشته باشد.» ناپلئون بوناپارت ۴
  • «انتقام، ناشی از ضعف روحی کسانی است که قادر نیستند ناملایمات را تحمل کنند.» فرانسوا لارشفوکو ۳
  • «اگر شما دشمن دارید، بدی ِ او را با خوبی پاداش ندهید زیرا این امر موجب شرمساری او می‌گردد، ولی به‌او وانمود کنید که او با این عمل خود برای شما خدمتی انجام داده است.» فریدریش نیچه ۲
  • «آینده کودکان، بسته به تربیت پدر و مادر است.» ویکتور هوگو ۱

اوت ۲۰۰۶[ویرایش]

  • «این از خصوصیات عشق است که هیچ‌گاه ثابت نمی‌ماند؛ او بدون وقفه رشد می کند، درصورتی‌که کاهش نیابد.» آندره ژید ۳۱
  • «دشمن چون از هر حیلتی باز ماند، سلسلهٔ دوستی بجنباند تا به‌دوستی کارها کند که در دشمنی نتواند.» سعدی ۳۰
  • «خوشخوی، خویش ِ بیگانگان باشد و بدخوی، بیگانه ِ خویشان.» تاریخ گزیده ۲۹
  • «شاد زی با سیاه‌چشمان شاد// که جهان نیست جز فسانه و باد» رودکی ۲۷
  • «افتادگی آموز اگر طالب فیضی// هرگز نخورد آب زمینی که بلند است» پوریای ولی ۲۵
  • «اسکندر رومی را گفتند دیار مشرق و مغرب به‌چه گرفتی؟ گفت: هر مملکت را گرفتم رعیتش را نیازردم و نام پادشاهان جز به‌نیکویی نبردم.» سعدی ۲۴
  • «آه از این واعظان منبرکوب// شرمشان نیست خود زمنبر و چوب» اوحدی ۲۳
  • «آن‌چه شیران را کند روبه‌مزاج// احتیاج است، احتیاج است، احتیاج» مولوی ۲۲
  • «خاطره، تنها بهشتی است که نمی‌توانند ما را از آن طرد کنند.» ژان پل ۲۱
  • «یک‌نفر بدبین، به‌مشکلات ِ سعادتی که نصیبش شده می‌اندیشد، یک‌نفر خوش‌بین در جستجوی سعادتی است که در هر مشکل نهفته است.» وینستون چرچیل ۱۹
  • «دل که آیینه شاهی است، غباری دارد// از خدا می‌طلبم صحبت روشن‌رایی» حافظ ۱۸
  • «اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت آرند بهتر که سخن گوئی و خاموشت کنند.» سقراط ۱۷
  • «از خویشاوندان به‌راحتی می‌توان برید، اما رشته دوستی را هرگز.» سیسرو ۱۶
  • «هیچ چیز محال نیست و هر کاری راهی دارد، اگر به اندازهٔ شایسته اراده داشته باشیم، به قدر کافی وسایل پیدا میکنیم.» فرانسوا لارشفوکو ۱۳
  • «در یک انقلاب، انسان یا پیروز میشود یا می‌میرد.» چه گوارا ۱۲
  • «زندگی، مردم را در یک سطح قرار میدهد و مرگ، افراد برجسته را هویدا می‌گرداند.» جورج برنارد شاو ۱۰
  • «ما به خاطر این‌که خود می‌خواهیم، نمی‌نویسیم، ما می‌نویسیم بخاطر اینکه مجبوریم که بنویسیم.» سامرست موام ۷
  • «جوانان می‌خواهند که به‌آن‌ها فرمان داده شود تا از آن سرپیچی کنند.» ژان پل سارتر ۶
  • «تکامل گیاهان، به روش اصلاح انواع، و کمال آدمی از راه تربیت ممکن است.» ژان ژاک روسو ۵
  • «چون جواب احمق آمد خامشی// این درازی در سخن چون می‌کشی؟» مولوی ۴
  • «سنگ به‌از گوهر نايافته.» نیما ۲
  • «به‌خاطر داشته باش که فقط یک «زمان» از همه وقت‌های دیگر مهمتر است و آن ‌«هم‌اکنون» است.» لئو تولستوی ۱

ژوئیه ۲۰۰۶[ویرایش]

  • «خواندن کلمات قصار برای یک آدم تحصیل‌نکرده چیز خوبی است.» وینستون چرچیل ۳۱
  • «هرآن‌کسی که در این حلقه نیست زنده به‌ عشق// بر او نمرده، به‌فتوای من نماز کنید» حافظ ۲۶
  • «مکن زغصه شکایت که در طریق طلب// به‌راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید» حافظ ۲۵
  • «می دانم که هیچ نمی‌دانم.» سقراط ۲۴
  • «در همه جا، تعقیب دگراندیشان، در انحصار روحانیت است.» هاینریش هاینه ۲۳
  • «داروی تربیت از پیر طریقت بستان// کآدمی را بتر از علت نادانی نیست» سعدی ۲۲
  • «زاحمقان بگریز، چون عیسی گریخت// صحبت احمق بسی خون‌ها بریخت» مولوی ۲۱
  • «آتشی از عشق در خود برفروز// سربه‌سر فکر و عبارت را بسوز» مولوی ۲۰
  • «بر گام‌های برداشته شده و بر مرگ‌های به‌وقوع پیوسته نباید اسف خورد.» هرمان هسه ۱۹
  • «از درویشی پرسیدند دلت چه می خواهد؟ گفت: آن که هیچ نخواهد.» سعدی ۱۸
  • «ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.» سعدی ۱۷
  • «دو کس دشمن ملک و دین‌اند، پادشاه بی‌حلم و زاهد بی‌علمسعدی ۱۶
  • «گرت از دست برآید، دهنی شیرین کن// مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی» سعدی ۱۵
  • «سکونی به‌دست آور ای بی‌ثبات// که بر سنگ گردان نروید نبات» سعدی ۱۴
  • «همای گو مفکن سایه شرف هرگز// بر آن دیار که طوطی کم از زغن باشد» حافظ ۱۳
  • «نردبان خلق این ما و من است// عاقبت زین نردبان افتادن است// هرکه بالاتر رود ابله‌تر است// کاستخوان او بتر خواهد شکست» مولوی ۱۱
  • «چنان باش که به هر کس بتوانی بگویی، مثل من رفتار کن.» امانوئل کانت ۱۰
  • «هیچ کس را بی تکاپوی سعی بلیغ، آفتاب مراد از مشرق امید طالع نشده‌است.» کلیله و دمنه ۹
  • «منظر دل نیست جای صحبت اغیار// دیو چو بیرون رود، فرشته در آید» حافظ ۷
  • «دست از مس وجود چو مردان ره، بشوی// تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی» حافظ ۶
  • «حکیمی را پرسیدند از سخاوت و شجاعت کدام بهتر است، گفت آن که را سخاوت است به شجاعت حاجت نیست.» سعدی ۵
  • «ای بسا هندو و ترک همزبان// ای بسا دو ترک چون بیگانگان» مولوی ۴
  • «خر عیسی گرش به مکه برند// چون بیاید، هنوز خر باشد» سعدی ۳
  • «می‌توان پوشید چشم از هر چه می‌آید به چشم// آن چه نتوان چشم از او پوشید، بیداری بود» صائب تبریزی ۲

ژوئن ۲۰۰۶[ویرایش]

  • «سخن گفته دگر باز نیاید به دهن// اول اندیشه کند، مرد که عاقل باشد» سعدی ۳۰
  • «سکونی به دست آور ای بی‌ثبات// که بر سنگ گردون نروید نبات» سعدی ۲۹
  • «در بساط نکته‌دانان خودفروشی شرط نیست// یا سخن دانسته گو ای مرد بخرد، یا خموش» حافظ ۲۸
  • «اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی// برآورند غلامان او درخت از بیخ» سعدی ۲۷
  • «ای برادر تو همین اندیشه‌ای// مابقی تو استخوان و ریشه‌ای» مولوی ۲۶
  • «تفکر در عاقبت هرکار باعث رستگاری است.» سقراط ۲۵
  • «هر که مشهور شد به بی‌ادبی// دگر از وی امید خیر مدار» سعدی ۲۴
  • «گر رشته گسست می‌توان بست// لیکن گرهیش در میان است» امیر خسرو ۲۳
  • «پشیمانی آنگه نداردت سود// چو گردون گردان کلاهت ربود» فردوسی ۲۲
  • «آینه گر نقش تو بنمود راست// خود شکن، آئینه شکستن خطاست» نظامی ۲۱
  • «به نزدیک من شبرو راهزن// به از فاسق پارسا پیرهن» سعدی ۲۰
  • «سخت‌گیری و تعصب خامی است// تا جنینی، کار خون‌آشامی است» مولوی ۱۸
  • «همه عیب خلق دیدن نه مروت است و مردی// نگهی به خویشتن کن که تو هم گناه داری» سعدی ۱۷
  • «آتشی از عشق در خود برفروز// سربسر فکر و عبارت را بسوز» مولوی ۱۶
  • «با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام// نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش» حافظ ۱۴
  • «زخم دندان دشمنی بتر است// که نماید به چشم مردم، دوست» سعدی ۱۳
  • «به هر کار بهتر درنگ از شتاب// بمان تا بتابد بر این آفتاب» فردوسی ۱۲
  • «مشورت ادراک و هشیاری دهد// عقل‌ها را عقل‌ها یاری دهد» مولوی ۱۱
  • «ببخش و بیارای و فردا مگوی// چه دانی که فردا چه آید بروی» فردوسی ۱۰
  • «داد و دهش گر بنا کنند به کشور// به که حصاری کنند زآهن و فولاد» ملک الشعرا بهار ۹
  • «اگر خواهی که مردمان تو را نیکوگوی باشند، نیکوگوی مردمان باش.» قابوس نامه ۸
  • «عفو از کسانی نیکو است که توانائی انتقام گرفتن دارند.» بزرگمهر ۶
  • «فلک به مردم نادان دهد زمام امور// تو اهل دانش و فضلی، همین گناهت بس» حافظ ۵
  • «دو عاقل ممکن است بر یک چیز اتفاق کنند اما دو جاهل به یک کار سازگار نشوند.» بقراط ۴
  • «ما زنده از آنیم که آرام نگیریم// موجیم که آسودگی ما عدم ماست» کلیم کاشانی ۳
  • «سرای مدرسه و بحث و علم و طاق و رواق// چه سود، چون دل دانا و چشم بینا نیست» حافظ ۲
  • «هرکه زر دید سر فروآورد// ور ترازوی آهنین دوش است» سعدی ۱

مه ۲۰۰۶[ویرایش]

  • «خطا اگر ندانسته انجام شود، از ناآگاهی است و اگر آگاهانه باشد خیانت است.» برتولت برشت ۳۱
  • «شب فراق که داند که تا سحر چند است// مگر کسی که به زندان هجر در بند است» سعدی ۲۹
  • «جهل من و علم تو، فلک را چه تفاوت// آنجا که بصر نیست، چه خوبی و چه زشتی» حافظ ۲۸
  • «به دانش بود نیک فرجام تو// به مینو دهد چرخ آرام تو» فردوسی ۲۷
  • «من فکر می‌کنم، پس من هستم.» دکارت ۲۵
  • «از ما و خدمت ما چیزی نخیزد ای جان// هم تو بنا نهادی هم تو تمام گردان» سنائی ۲۴
  • «هرکه در او جوهر دانائی است// بر همه کاریش توانایی است» نظامی ۲۳
  • «به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل// که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم» سعدی ۲۲
  • «حسنت به اتفاق ملاحت، جهان گرفت// آری به اتفاق، جهان می‌توان گرفت» حافظ ۲۱
  • «جهان یادگار است و ما رفتنی// ز مردم نماند جز از گفتنی» فردوسی ۲۰
  • «چون غرض آمد هنر پوشیده شد// صد حجاب از دل به سوی دیده شد» مولوی ۱۹
  • «چو از سر بگذرد سیل خطرمند// نهد مادر به زیر پای، فرزند» سعدی ۱۷
  • «حسن شهرت و نام نیک بزرگترین سعادت هاست.» شیلر ۱۴
  • «آن که درون آرامی دارد، همچنان پندار و گفتار و کردار آرام دارد.» گوتاما بودا ۱۳
  • «هرکه نآموخت از گذشت روزگار// هیچ نآموزد ز هیچ آموزگار» رودکی ۱۲
  • «از زندگی خود لذت ببرید، بدون آن‌که آن را با زندگی دیگران مقایسه کنید» کندورسه ۱۰
  • «وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم// که در طریقت ما کافری است رنجیدن» حافظ ۹
  • «آب کم جو، تشنگی آور به دست// تا بجوشد آبت از بالا و پست» مولوی ۸
  • «کسی که بدون فکر حرف می‌زند، صیادی را ماند که بدون نشانه‌گیری، تیر خالی کند.» منتسکیو ۷
  • «اشتباه را تصحیح نکردن، خود اشتباه دیگری است.» کنفوسیوس ۶
  • «به عوض این که به تاریکی لعنت فرستید، یک شمع روشن کنید.» کنفوسیوس ۵
  • «ناجوانمردی است چون جانوسیار و ماهیار// یار دارا بودن و دل با سکندر داشتن» خاقانی ۴
  • «بر آن کدخدا زار باید گریست// که دخلش بود نوزده، خرج بیست» سعدی ۳

آوریل ۲۰۰۶[ویرایش]

  • «آنکس که بداند و بداند که بداند// اسب شرف از گنبد گردون بجهاند// آنکس که بداند و نداند که بداند// بیدار کنندش که بسی خفته نماند// آنکس که نداند و بداند که نداند// لنگان خرک خویش به منزل برساند// آنکس که نداند و نداند که نداند// در جهل مرکب ابدالدهر بماند.» فخرالدین رازی ۳۰
  • «به عیش کوش که تا در دل تو ره نکند// نه ماجرای وجودی نه وحشت عدمی» ناشناس ۲۹
  • «دوست آنست کو معایب دوست// همچو آئینه روبرو گوید// نه که چون شانه با هزار زبان// در قفا رفته مو به مو گوید» نشانی دهلوی ۲۸
  • «از صحبت پادشه بپرهیز// چون پنبه نرم ز آتش تیز» نظامی ۲۷
  • «هرگز نباید چیزی را که نمی‌توانید بهتر از آن جایگزینش سازید، از بین ببرید.» پلوتارخ ۲۶
  • «مرد باید که بوی داند برد// ورنه عالم پر از نسیم صباست» ناشناس ۲۵
  • «اخلاق خوب مانند آب جاری است که موجب حاصلخیزی کشتزارها می‌شود.» لائو تسه ۲۴
  • «گره به باد مزن گرچه بر مراد وزد// که این سخن به مثل مور با سلیمان گفت» حافظ ۲۲
  • «هرکس که آموزش روزگار او را نرم و دانا نکند، هیچ دانا را در آموزش او رنج نباید بردن که رنج او ضایع است.» قابوس‌نامه ۲۰
  • «از هم پشتی دشمنان اندیش نه از بسیاری ایشان.» قابوس نامه ۱۸
  • «اگر خواهی که مردمان تو را نیکو گوی باشند، نیکو گوی مردمان باش.» قابوس نامه ۱۳
  • «خورش، مرد را از پی زندگی است// نه خود زندگی بهر چرندگی است» ادیب پیشاوری ۱۲
  • «بشری که حق اظهار عقیده و بیان فکر خود را نداشته باشد، موجودی زنده محسوب نمی‌شود.» شارل دو منتسکیو ۱۱
  • «بگو مبین، چشم بر هم می‌نهم؛ بگو مشنو، پنبه به گوش می‌گذارم، لیکن اگر گوئی نفهم نمی‌توانم.» دیمقراتیس ۱۰