ابن سینا (۹۸۰ - ۱۰۳۷ خورشیدی)، دانشمند، فیلسوف و پزشک ایرانی.
[ویرایش] کتاب قانون (در طب)
- «طب دانشی است که بهوسیله آن میتوان بر کیفیات تن آدمی آگاهی یافت. هدف آن حفظ تندرستی در موقع سلامت و اعاده آن به هنگام بیماری است.»
- «بعضی چنان سرگرم میراث علمی گذشتگاناند که فرصت مراجعه بهعقل خود را ندارند و اگر فرصتی هم بهدست بیاورند حاضر نیستند که اشتباهات و لغزشهای آنان را اصلاح و جبران نمایند.»
- «تعصب در علم و فلسفه مانند هر تعصب دیگر نشانه خامی و بیمایگی است و همیشه بهزیان حقیقت تمام میشود.»
- «کسی که به تمرینات بدنی میپردازد به هیچ دارویی نیاز ندارد، درمان او در جنبش و حرکت است.»
- «تمام علوم گذشته و سنت باید نقد شوند.در صورتیکه از دم تیز نقد به سلامت خارج شد آن وقت قابل پذیرش است.»
- «تعجب می کنم کسی ماست بخورد و بمیرد.»
| دشمن نقد گذشته نقل گراست |
|
دشمن آینده و نشو ونماست |
| مدعی گر عقل دارد در سرش |
|
با جدال احسنش دشمن چراست |
| دشمن نقد گذشته پس گراست |
|
مانده درمانده مرگ و فناست |
| حکم گردش در حیات روی زمین |
|
کشتن و تبدیل پیکر ها به ماست |
| نقد سنت را از ابراهیم-احمد-یادگیر |
|
تا تبر بر پیکر بت تندوتیزآیدفرود |
| دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت |
|
یک موی ندانست ولی موی شکافت |
| اندر دل من هزار خورشید بتافت |
|
آخر به کمال ذره ای راه نیافت |
[ویرایش] درباره ابن سینا
- «دیدهی جان بوعلی سینا// بود از نور معرفت بینا// سایهی آفتاب حکمت او// یافت از مشرق و لوشینا// جان موسی صفات او روشن// به تجلی و شخص او سینا// ای سفیه فقیهنام تو کی// باز دانی زمرد از مینا// در تک چاه جهل چون مانی// مسکنت روح قدس مسکینا»
- «مرد دانشمندی مانند ابن سینا در هیچ دانشگاهی درس نخوانده بود؛ پیش پدر و چند معلم گمنام تحصیل کرده بود ولی با ذوق و شوق و همتی که داشت در هجدهسالگی همه علوم روزگارش را نیک میدانست.»
- از کتاب معجزه ایرانی بودن
[ویرایش] پیوند به بیرون