ضرب‌المثل‌های آذربایجانی

از ویکی‌گفتاورد

پرش به: ناوبری, جستجو


آ - الف - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی


[ویرایش] آ

  • آللاه‌دان اوزولمییه نه اؤلوم یوخدور.
    • «کسی(بیماری) که امیدش را از خدا قطع نکرده نمی‌میرد.»
  • آللاه قازاناندان آلار وئره‌ر بئجه‌ره‌نه.
    • « »
  • آتا اولماق آساندی ‏‏،آتالیق ائتمک چتیندی.
    • «پدر شدن سهل است ‏‏،ولی پدری کردن سخت.»
  • آتا چاتئنجاغ اششه یه مین!
    • «تا زمانیکه به اسب برسی سوارخر شو!»
  • آت آلماغا جاوان یوللا،قیز آلماغا قوجانی.
    • «جوان را برای خرید اسب بفرست و پیر را برای دختر(عروس).»
  • آت آلمامیش آخیر چکیر.
    • «قبل از اینکه اسب را بخرد آخورش را می‌سازد.»
  • آتا دوغرایب بالایئیر.
    • «پسر دنباله رو پدر میشود».
  • آتاسین دونقوز قاپمیش اوغلونوایلان چالمیش.
    • «پدرش را خوک گاز گرفته و پسرش را مار نیش زده».
  • آتاسئنا خیری اولمایان کیمه خیری اولار؟
    • « کسی که به پدرش خوبی نمیکند به چه کسی خوبی میکند»؟
  • آتا سین گورمه ین شاهلئق ادعاسی ائدر.
    • «هرکه آبا و اجدادش را نشناسد ادعای پادشاهی می کند».
  • آتا سیندان قاباقا دوشه ن تولانی قورت یئیه ر.
    • «توله ای که جلوتر از پدرش راه برود طعمه گرگ می شود».
  • آتالار سوزونه محاکیمه اولماز.
    • « »
  • آتالار سوزو حکمتدی.
    • « سخن پدران پندآموز است».
  • آتالار سوزو عاغلئن گوزو.
    • «سخنان پدران(ضرب المثلها) چشم عقل هستند».
  • آتام آتام من بو ایشه ماتام.
    • « »
  • آتا مالین درج ایله‏‏، اونا گوره خرج ایله.
    • « »
  • آتاما یاتاق سالدیم قالایچی یلدی یاتدی.
    • « »
  • آتام ایله آتانی دئینجه ‏‏،اوزوم ایله اوزونو دئه.
    • «داشتم داشتم حساب نیست ‏‏،دارم دارم حساب است ».
  • آتام ائوینده بایلق باشی ‏‏،اریم ائوینده تویوق آشی.
    • « »
  • آتامی آنامی آتمیشام تکجه سنی توتموشام.
    • «پدر و مادرم را انداخته و تک تو را چسبیده ام».
  • آتامین اؤلمه سیند‌ن قورخمیرام، قورخیرام عزرائیل قاپیمی تانیا.
    • «از مرگ پدرم نمی‌ترسم ‏‏،ترسم از این است که عزرائیل در خانه‌ام را بشناسد».
  • آتا مینمه یین بیر عیبی وار، آت دان دوشمه یین مین عیبی وار(آتا مینمه ک راحتدیر، آت دان ینمه ک چتیندیر).
    • «اگر سوار بر اسب شدن یک عیب و ایراد داشته باشد، از آن افتادن و پیاده شدن هزار مورد و مسئله دارد(رسیدن به ثروت و مقام خوشایند ولی از دست دادن آن سخت و ناگوار است

)».

  • آتان بیلیجی دی سنه نه؟.
    • «گيرم پدر تو بود فاضل-از فضل پدر تو را چه حاصل»
  • آتان سوغان آنان ساریمساق اوزون نجه اولدون گول به شکر؟
    • « »
  • آتانین دعاسی ‏‏،آنانین ناله سی.
    • «دعای پدر و ناله مادر».
  • آتانین دعاسی آنانین آهی.
    • «دعای پدر و آه مادر».
  • آتا اوت ایته ات وئرمزلر.
    • «به اسب علف و به سگ گوشت نده».
  • آتا مین ‏‏،آد قازان.
    • «بر اسب سوار شو و شهرت بطلب».
  • آتا آنا رشوه سیز دوست دورلار.
    • «پدر و مادر بدون هیچ چشم داشتی دوستت هستند».
  • آتا ائوینده اوگئی آنا _ار ائوینده قین آنا.
    • «در خانه ی پدر نامادری- در خانه ی شوهر مادر شوهر ».
  • آتان اوخ قایئتماز.
    • «تير پر تاب شده بر نمي گردد ».
  • آتی آت ایله باغلاسان همرنگ اولماسا هم خوی اولار.
    • «دو اسب را که یکجا ببندی اگر هم رنگ نشوند هم خوی هم میشوند».
  • آج تویوق یاتار یوخودا داری گورر.
    • «مرغ گرسنه در خواب ارزن میبیند».
  • آج قارئن آجی آیران.
    • «شکم گرسنه و دوغ تلخ(وعده های تو خالی)».
  • آجئن ایمانی اولماز.
    • «آدم گرسنه ایمان ندارد ».
  • آجئندان یاتیب گون اورتادا دوروب .
    • «از زور گرسنگی شب می خوابد و بعد از ظهر بیدار می شود».
  • آخار سو یولونی تاپار.
    • «آب جاری راهش رو پیدا می کنه».
  • آختاران تاپار یاتان یوخودا گوره ر.
    • «کسی که جستجو کند پیدا میکند و کسی که بخوابد در خواب میبیند(جوینده یابنده است )».
  • آدامئن آغزیندان سؤز آلیر.
    • «از دهان آدم حرف می‌کشد.»
  • آدامئن ان دانا یییجی سی السون بیر دانا دیییجی سی الماسئن.
    • « آدم ده تا نون خور داشته باشه ولی یه دونه غر زن نه»!
  • آدئن توتدون اوزو گلدی.
    • «اسمشو آوردی پیداش شد ».
  • آدئن ندی رشید بیرین دئ، بیرین ائشید.
    • «یکی بگو، یکی بشنو».
  • آرپا اکه ن بوغدا درمه ز.
    • «کسی که جو می کارد گندم درو نمی کند».
  • آزاجئق آشئم ، آغرئماز باشئم.
    • «به فقر مي سازم ، دردسري ندارم».
  • آز دانئش ناز دانئش.
    • «کم گوی و گزیده گوی».
  • آستا دانئش، اوستا دانئش.
    • «کم گوی و گزیده گوی».
  • آستا گئده ن یورولماز.
    • «کسی که آهسته میرود خسته نمیشود».
  • آسلانین ائر‌کک دیشی سی اولماز.
    • «شیر نر و ماده ندارد».
  • آش دی آشئن ایسپناغی.
    • «آش اگه آشه مربوط به اسفناجشه».
  • آغاج بار گتیردیکجه باش ایه ر.
    • «درختی که بارش بیشتر باشد بیشتر خم می‌شود».
  • آغاجی ایچیندن قورد یئیه‌ر.
    • «کرم درخت را از درون می‌خورد».
  • آغانئن مالی چئخاندا نوکرین جانی چئخئر.
    • «از اموال آقا داره کم میشه جان نوکر داره در میاد(شاه می بخشد شیخعلی خان نمی بخشد)».
  • آغریمایا‌ن باشا دسمال باغلامازلار.
    • «به سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند».
  • آغرییان دیشی چکرلر.
    • «دندانی را که درد می‌کند باید کشید».
  • آغزئنا باخ تیکه کس.
    • «به اندازه دهانت لقمه بردار(پایت را به اندازه گلیمت دراز کن)».
  • آل آپارمئش.
    • «آل او را برده است(آل=موجودی موهوم و خيالى كه به چشم انسان تنها در شب يا زن حامله ديده مىشود)».
  • آللاه ايكي قاپازي ، بير باشا وور ماز.
    • « خدا یک سرکوفت را به یک سر نمی زند».
  • آللاه باغلايان قاپئني ، هئچ كيم آچامماز.
    • «دری که خدا ببندد را هیچ کس نمیتواندباز کند » .
  • آللاه داغئنا باخار قار وئره ر.
    • « خداوند به کوه اش نگاه می کند برفش می دهد(خداوند به هر کسی به اندازه لیاقتش میدهد، خلایق هرچه لایق)».
  • آللاه دغل بازا پای ورمز.
    • «خدا از فریب کاران حمایت نمی کند.»
  • آللاه شنبه نی جهودا قیسمت ائله سین.
    • «خداوند شنبه را به جهود قسمت کند ».
  • آللاه قارغا ده ییل کی گو’ز اویا.
    • « خداوند مانند کلاغ نیست که چشم در بیاورد(چوب خدا صدا نداره)».
  • آلچاقدا دایان که چیخاسان باشا.
    • «برای رسیدن به قله کوه باید از دامنه شروع کنی».
  • آلئنمئش تاپئلمئش دی.
    • «چیزی که خریده شده غنیمت است ».
  • آنلایان بیر تل ده ن آنلایار.
    • «عاقل را یک اشاره کافیست ».

[ویرایش] الف

  • اتوروب گمی نین ایچینده،گمی چی نین گو’زون ایور(اتوروب گمی نین ایچینده،گمی چی نه ن ساواشئر).
    • « هم تو کشتی نشسته هم به ناخدا گیر داده ».
  • ات وئرمه ده ن ، کوفته ايسته مه(ات وئرمه ميش ،کوفته الده ائديلمز).
    • «تا وقتی گوشت نداده ای کوفته نخواه ».
  • ادب بازاردا ساتئلماز.
    • «ادب در بازار فروخته نمیشود ».
  • اششییم اؤلمه یونجا بیتینجه ک ، یونجام سارالما ، توربا تیکینجه ک.
    • «بزک نمیر بهار میاد ، کمپوزه با خیار میاد».
  • اششیه گوٍجوٍ چاتمیًر , پالانئ تاپدالاییًر .
    • «زورش به خر نمی رسد ، پالانش را کتک می زند»!
  • اشک نه بیلر آرپا باهادی.
    • «خر که نمی فهمه جو گرونه».
  • اشید اینانما.
    • «بشنو و باور مکن».
  • اله گوتورنده قاوال، گوته سوخاندا زورنا.
    • « »
  • الینده ن سو داممئر.
    • «از دستش آب نمیچکد(کنایه از آدم خسیس)».
  • اوجوزدان باهاسی اولماز.
    • « همیشه جنس گرانبها مرغوب و باصرفه تر است».
  • اوجوزلو اتین شورباسی اولماز.
    • «از گوشت ارزان شوربا نمیشود ».
  • اود آلتئندان کوز ،آدام آلتئندان سوز.
    • «».
  • اود پارچاسی دی.
    • «یه پارچه آتیشه».
  • اوره ییم قئزمئر.
    • «دلم گرم نمیشه».
  • اوز گوزونده دیره یی گورمور ، اوزگه نین کینده توکو گورور.
    • «تیر را در چشم خود نمی‌بیند ولی مو را در چشم دیگری می‌بیند».
  • اؤزومون قشنگین چاققال یی یر.
    • «بهترین انگور (باغ) راشغال میخورد ».
  • اوزونه سیچیر ، منه گوز بره لدیر .
  • «*برای خودش می ریند ، برای من چشم می دراند» !
  • اوزو یئخئلان آغلاماز.
    • «کسی که خودش بیفته گریه نمی کنه (خود کرده را تدبیرنیست)».
  • اوستورانین قاباغیندا سیچماسان ، دئیرلر گوتو یوخدی.
    • «کلوخ انداز را پاداش سنگ است.»
  • اوغرو پیشیک آغاج گورجک قاچار.
    • «گربه دزده چوب ببینه فرار می‌کنه».
  • اوغرو دان اوغرویا حلالدی.
    • «دزد که از دزد بدزده حلاله.»
  • اؤلسون او یاخشی کی پیسده ن سونرا گه له جک(اؤلسون او پیس کی یئرینه یاخجی سی گه له جک).
    • «بمیرد آن خوبی که میخواهد بعد از بد بیاید(هیچ بدی نرفت که خوب جاش رو بگیره

)».

  • اول قارداشلئغئنی ثابت ائله سورا ارث و میراث ایسته.
    • «اول برادریتو ثابت کن بعد ادعای ارث بکن».
  • اؤلمه ک اگر اؤلمه کدیر، بونه جان وئرمه کدیر.
    • «مرگ یک بار شیون هم یک بار».
  • اولن یوخدو قبرینه سیچاسان.
    • «هنوز خبری نیست که داری برنامه میریزی».
  • اولو دوروب مرده شیری یویوور.
    • «مرده بلند شده داره مرده‌شور رو غسل میده».
  • اولویه اوز وئرسن ، سیچار کفنین باتیرار.
    • «به مرده رو بدی می رینه کفنشو کثیف می کنه».
  • ایش ایچینده ایش وار.
    • «کاسه ای زیر نیم کاسه است».
  • ایش اینسانئن جووهه ری دیر.
    • «کار جوهره ی انسان است».
  • ایش قالسا اوستونه قار یاغار.
    • «اگه کار بماند رویش برف میبارد».
  • ایلان هر یئره ایری گدر، اوز یوواسینا دوز گدر.
    • «مار هر کجا که کج بره ، خونه خودش راست میره».
  • ایلانئن یارپئزدان خوشو گلمز گلر سو قئراغئندا چئخار.
    • «مار از پونه بدش میاد دم در لونه اش سبزه میشه ».
  • ایلانی اوتوب اژدهااولوب .
    • «مار را قورت داده شده اژدها ».
  • ائل گوجو، سئل گوجو.
    • « قدرت مردم مانند قدرت سیل است(دست خدا با مردم است)».

[ویرایش] ب

  • باخما اوزونون قاراسئنا ، باخ آلنئنئن سیتاراسئنا.
    • «فلفل نبین چه ریزه،بشکن ببین چه تیزه».
  • بارلي آغاجا داش وورارلار.
    • «درختی که میوه داره بهش سنگ پرتاب می کنند(به‌درخت بی‌ثمر سنگ نمی‌زنند)».
  • باغدا اریک واریدی سلام علیک واریدی، باغدان اریک قورتولدو سلام علیک قورتولدو.
    • «تازمانی که سود میرسد دوست است».
  • باشئنا داش دا سالاندا ، اوجا یئردن سال(باشئنا کول ده اله سن ،اوجا یئردن اله).
    • «وقتی میخواهی بر سرت خاک بریزی از جای بلند بریز(همت بلند دار که مردان روزگار – باهمت بلند بجائی رسیده اند)».
  • باغبانین گل وقتی قولاغی ائشیتمز.
    • « گوش باغبان وقت باز شدن گل کر می شود».
  • بالا لی قارغا بال یئمه ز.
    • «کلاغی که فرزند دارد خودش عسل را نمیخورد(همه چیز برای بچه ها)».
  • بال شیرین،بالا بالدان دا شیرین.
    • «عسل شیرین است ، فرزند از عسل هم شیرین تر».
  • برکت ،حرکت ده دیر.
    • «از تو حرکت،از خدا برکت».
  • بش بارماغ بشیده بیر اولماز.
    • « پنج انگشت برابر نیستند».
  • بش قئرانلئق یوغورت کیمین اوزون توتوب.
    • « مانند ماست پنج قرونی خودش را گرفته»
  • بودونیا بیر گوزگودور، هر گلن باخار گئدر.
    • «این دنیا مانند آینه است هرکسی میاید و نظری بر آن می افکند ».
  • بورجلو بورجلونون ساغلئغئن ایستر.
    • «طلبکار سلامتی بدهکار را می خواهد تا زنده باشد و بتواند دین خود را ادا نماید».
  • بوردا منم باغداددا کور خلیفه.
    • «در اینجا همه کاره من هستم همچنانکه در بغداد نیز خلیفه کور همه کاره است ».
  • بؤرکونو قوی قاباغئنا.
    • «کلاه خود را قاضی کن».
  • بورنو یئللی دیر.
    • «دماغش باد دارد.»
  • بورنوندان توتسان جانی چئخار.
    • «اگر دماغش را بگیری جانش در می‌آید».
  • بوقارااوقارا یا بنزه مز.
    • «این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست».
  • بو گونون صاباحی دا وار.
    • «امروز فردایی هم دارد».
  • بولاغ سو توکمه یی نه ن بولاغ اولماز گئره ک اوزو جوشا.
    • چشمه با آب ریختن چشمه نمی شود خودش باید بجوشد.
  • بولانماسا دورولماز(خراب اولماسا آباد اولماز) .
    • «شرط آبادانی و اصلاح، به هم خوردن و از بین بردن برخی از شرایط و موارد است ».
  • بیر الده ایکی قارپئز توتماغ اولماز.
    • «با یک دست نمیتوان دو هندوانه را برداشت ».
  • بیر اینه اوزونه وور، بیر جوالدوز اوزگیه.
    • «اول یک سوزن به خودت بزن بعد یک جوالدوز به دیگران».
  • بیر باشی وار مین سئوداسی.
    • «یک سر دارد و هزار سودا.»
  • بیر بیر مین اولار،داما داما گو’ل اولار.
    • « یکی یکی هزار میشود چکه چکه دریاچه(استخر)میشود(قطره قطره جمع گردد وانگهی دریاشود)».
  • بیر تخته سی اسکیک دی.
    • «یه تخته اش کمه».
  • بیر تیکه نی بیلمه ین ،ان تیکه نی ده بیلمز.
    • «کسی یک خوبی را(که در حقش شده) نفهمد ده خوبی دیگر را هم نخواهد فهمید».
  • بیر سوز اولماسا،مین سوز دئییلمز.
    • «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها».
  • بیر کنده گیردین هامی کور سنده کور.
    • «اگر وارد دهی شدی دیدی همه کور هستند تو هم کور باش (خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو)».
  • بیرلیک هاردا دیرلیک اوردا.
    • «یکدلی هرجا که باشد زندگی آنجاست».
  • بیرین بیلیرسن بیرین یوخ.
    • «یکی را می دانی یکی را نه ».

[ویرایش] پ

  • پاخما اولماسا، مرد رند آجین دان ئولر.
    • «اگر آدم پخمه وجود نداشته باشد، رند از گرسنگی می میرد».
  • پنیری دری ساخلار قادئنی اری.
    • «پنير را خيك ( توبره ) نگه مي دارد و زن را شوهر ».
  • پوخ پوخدو ، یاشی یا قوروسی.
    • «سروته یه کرباسن».
  • پولو وئر پولا.
    • «پول را بده به پول »
  • پیچاق اوز دسته سین کسمه ز.
    • «چاقو دسته خودشو نمیبره ».
  • پیچاق وورسان قانی چیخماز.
    • «چاقو بزنی خونش در نمی‌آید.»
  • پیس اولادی نه آتماغ اولار نه اوتماغ.
    • « فرزند بد و ناخلف را نه میشود طرد کرد نه میشود قورت داد».
  • پیشی یه دئدیلر پوخون درمان دی ،سیچدی اوستون باسدیردی.
    • «به گربه گفتند گهت دواس ، رید ،روش خاک ریخت ».

[ویرایش] ت

  • تانری یازانی ، بنده پوزا بیلمه ز.
    • «سرنوشت را نمی‌شود تغییر داد».
  • تایلی تایئن تاپمالی.
    • « کبوتر با کبوتر باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز».
  • تک الده ن سس چئخماز.
    • «یه دست صدا نداره».
  • تلسه ن قئز اره گئتمز،اره گتسده خیر گؤرمز.
    • «دختری که برای شوهر کردن عجله کند، نمیتواند شوهر کند و اگر توانست شوهر کند در زندگی اش خیر نمیبیند».
  • تنبل قادئنئن ، قئزی زیرنگ اولار.
    • «زن تنبل ، دختر زرنگ خواهد داشت».
  • توخون آجدان خبری اولماز .
    • «شخصی که سیر است از احوال گرسنه آگاهی ندارد(سواره از پیاده خبر ندارد)».
  • تولكوسن آسلانلا چيخما ساوشا.
    • « اگر روباهی با شیر دعوا نکن».
  • تولکویه دئدیلر هانی شاهدین دئدی قویروغوم.
    • «به روباهه گفتن شاهدت کیه؟ گفت: دمبم».
  • تویدا،اوینایانین بویون گورللر.
    • «اگر فردی دریک جمع خود رابه نوعی بنمایاند ممکن است محاسن و یا معایب خود را بروز دهد(تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باش)».

[ویرایش] ج

  • جان وئره‌ر مال وئرمه ز(جانین وئره ر ،ولی مالئن ورمه ز).
    • «جانش را میدهد ولی مالش را نه».
  • جهننمه گئدن اؤزونه يولداش آختارار.
    • «مسافرجهنم ، دنبال رفیق می گردد».
  • جوجه نی پاییزدا سایارلار.
    • «جوجه را آخر پاییز می‌شمارند».
  • جوجه همیشه سبت آلتئندا قالماز.
    • « جوجه همیشه زیر سبد نمیماند».

[ویرایش] چ

  • چادراسئزلئق دان ائوده قالئب.
    • «از بی چادری تو خونه مونده-آب نمی بیند وگرنه شناگر قابلی است(وسیله انجام دادن اون کار رو نداره وگرنه هرکاری ازش برمیاد)».
  • چاغیریلان یئرده ییت ـ چاغیریلمایان یئردن ایت(چاغئران یئرده ن قالمازلار، چاغئرمایان یئره باخمازلار).
    • «جایی که دعوت شده ای حاضر باش ـ از جایی که دعوت نشده ای پنهان باش».
  • چالما قاپیمی ، چالارلار قاپینی.
    • « درم را نکوب ، در تو را هم می‌کوبند.( آزارم نده کسی هم ترا آزار خواهد داد)».
  • چوخ گزه‌ن چوخ بیلر.
    • «جهاندیده بسیار می داند.»
  • چوخ زامان ، دوران اوکوز ، یاتان اوکوزون باشینا سیچار.
    • « خیلی وقتها گاو ایستاده بر سر گاو نشسته می‌ریند».
  • چومچه آش دان ایستی اولوب.
    • «کاسه ی داغ تر از آش بودن».
  • چیراغ اوز دیبینه ایشئغ وئر مز.
    • «چراغ به اطراف خود نور نمیدهد».

[ویرایش] ح

  • حاجی له‌لین آرتیخ بالاسی.
    • «جوجه اضافی لک‌لک( جوجه‌‌ای که خود لک‌لک از لانه بیرون پرت میکند)».
  • حالوا ـ حالوادئمک له، آغئز شیرین اولماز.
    • «با حلوا حلوا گفتن دهن شیـرین نمی شود».
  • حق آلمالیدیر، وئرمه لی دئییل.
    • «حق گرفتنی است دادنی نیست».
  • حق داشی آغئر اولار.
    • «سنگ حق سنگین است ».
  • حق سوزآجی اولار.
    • «حرف حق تلخ است ».

[ویرایش] خ

  • خانئم سئندئران قابئن سسی چئخماز.
    • «ظرفی که خانم خانه می شکند صدایش در نمی آید(صدایش را در نمیاورند)».
  • خاتئن قئز خالاسئنا چکر، قوچ ایید دایئ سئنا(خانئم قئز خالئسئنا چکر، خان اوغلان دایئسئنا).
    • «دختر خانم شبیه خاله اش میشود ، آقا پسر شبیه داییش».
  • خئییر وئر ، خئییر گوتور.
    • «خیر بده ، خیر بردار».

[ویرایش] د

  • داغ داغا یئتیشمز، آدام آداما یئتیشر.
    • «کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم میرسد».
  • دالی یا قالسان دئیرلر گیج دی ، قاباغا گئچسن دییرلر بیج دی.
    • « اگه عقب بمونی میگن گیجه و اگه جلو بزنی میگن زیادی زرنگه(شاگرد خیاط اتو را گرم می آورد حرف است سرد می آورد حرف است)»!
  • دانئشماق گوموشده ن اولسا دانئشماماق قئزئلدان دئر.
    • «اگر صحبت کردن از نقره باشد صحبت نکردن از طلاست(سکوت طلاست)».
  • دده م منه کور دئدی، هر گلنی وور دئدی.
    • « »
  • دمیر قاپی نین تخته قاپی یا دا ایشی دؤشر.
    • «در آهنین هم روزی کارش به درب چوبی می‌افتد.»
  • دنیزه دوشه ن ، ایلانا سارئلئر.
    • «کسی که در دریا درحال غرق‌شدن است، به‌مار هم چنگ می‌اندازد(غريق بر هر گياه خشك چنگ زند،الغريق يتشبث به كل حشيش)».
  • دوز يولدا يئري ينمير، شوخوملوخدا شيللاق آتير.
    • «راه صاف را نمی تواند برود ، توی زمین شخم خورده شلنگ‌تخته می‌اندازد.»
  • دوز یول گه ده ن ، یورولماز.
    • «کسی که در راه راست قدم بردارد ، خسته نمیشود» .
  • دوزه ن آپارار دایانان مقصده چاتار.
    • «کسی که صبر کند برنده میشود و هرکه شکیبا باشد به مقصد میرسد(گر صبرکنی زغوره حلوا سازی)».
  • دوشانا دئییر قاچ ، تازی یا دئییر توت.
    • «به خرگوش میگه بدو، به سگ تازی میگه بگیر».
  • دولانان آیاغا داش دیه ر.
    • «هر کس با برنامه ریزی صحیح و خردمندانه تلاش و کوشش کند حتماً موفق خواهد شد».
  • دولت دوشانی ارابا ایله توتار.
    • «دولت خرگوش را با ارابه میگیرد».
  • دولتلی پول چیخاردار ، کاسیب اوتیرار پوللارین سایار !
    • «ثروتنمد پول در می آورد ، فقیر می نشیند پولهای او را حساب می کند»!
  • دووارا مینه ن طالعینده اولاسان.
    • « »
  • دوه دن بویوک فیل وار.
  • دوه دن ده بیر قیل غنیمتدیر .
    • « یک مو از خرس کندن غنیمت است».
  • دوه یه دئدیلر بوینون ایریدی ، دئدی هارام دوزدور کی بوینوم ایری اولا.
    • «به شتر گفتند که گردنت کج است ، گفت کجایم صاف است؟»
  • دئدیلر ایش، قیز دئدی اره گئده‌جه یه م، گلین دئدی آیریلاجاغام، قوجا دئدی اؤله‌جه یه م، اولدو قیش، نه قیز اره گئتدی، نه گلین آیریلدی، نه ده قوجا اؤلدو ایش ده یئرینده قالدی.
    • « »
  • دئدیلر عزرائیل اوشاق پایلایئر، دئدی نه وئرسین نه آلسئن.
    • «مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان».
  • دئدی نئجه سن بیر سوز دئییم چاتدایاسان،دئدی نئجه سن آنلامایام پارتدایاسان.
    • « گفت چطوره یه حرفی بگم که بترکی ، گفت چطوره که خودمو بزنم به نفهمی تا تو بترکی »
  • دئوین قولاغئنا قورقوشوم.
    • «بر گوش دیو سرب(گوش شیطان کر).»
  • ده لی دلی نی گورنده ، چوماغین گیزله در.
    • «دیوانه که دیوانه ببیند چماقش را قایم میکند.»
  • ده لی یه همیشه بایرامدئر(ده لی یه گونده بایرامدئر).
    • «برای دیوانه همیشه عید است(برای دیوانه هر روز جشن است)».
  • دینمه یه نین ،دینه نی وار.
    • «».
  • دییرمان نوبتینن ایشلر .
    • «آسیاب به نوبت است».

[ویرایش] ذ

  • ذكرسيز مومني شيطان آللادار.
    • «مومن بدون ذكر و نماز را شيطان گمراه مي كند. »

[ویرایش] ر

  • رحمت دوزه نه ،لعنت پوزانا.
    • « »
  • رنگیمه باخ احوالئمی خبر آل.
    • « به آب و رنگم بنگر و از احوالم باخبرشو».

[ویرایش] ز

  • زحمت سیز بال دادانمازسان.
    • «بدون زحمت نمیتوانی عسل بخوری (نابرده رنج گنج میسر نمیشود) ».

[ویرایش] س

  • ساح باشا ساقیز یاپیشدیرما.
    • «سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندند».
  • ساخلا سامانی ، گلر زامانی.
    • «کاه را نگه دار وقت استفاده آن میرسد(هرچيز كه زار آيد، يك روز به‌كار آيد-هرچه به‌ديده خوار آيد، عاقبت روزی به‌كار آيد)».
  • سارالا سارالا قالماخدان ، قیزارا قیزارا اولمه ک یاخشیدی.
    • «مرگ سرخ به از زندگی ننگین است».
  • سرباز نه بیلیر هیوا کالدئر.
    • «سرباز چه می فهمه که میوه هنوز کاله ( خر چه داند قیمت نقل و نبات)».
  • سس سیز طیاره دیر.
    • « آب زیر کاه است».
  • سفه ننه نین سفه ده قئزی اولار.
    • «مادر که بی عقل باشد دخترش هم بی عقل میشود ».
  • سلام سلامتلئق گتیره ر.
    • «سلام سلامتی میاره ».
  • سن چوره یی آت سویا ، بالئق بیلمسه ، خالیق بیلر.
    • تو تکه نان را در آب بریز اگر ماهی نفهمد ، خدا میفهمد.(تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز)
  • سن آقا ، من آقا ، اينكلري كيم ساغا؟
    • «تو آقا ، من آقا ، راستی !گاوها را کی بدوشد ؟!».
  • سن اوخیانی من توخورام.
    • «چند پیراهن بیشتر از تو پاره کردم».
  • سندن حرکت ،الله دان برکت.
    • « از تو حرکت ،از خدا برکت».
  • سو بولبولو دور.
    • «کنایه از کسی که زیاد به حمام میرود »
  • سوت گولونده دی.
    • «تو استخر (دریاچه ی )شیر است ».
  • سؤزو آت یره صاحبی گؤتوره ر.
    • «حرف را بینداز زمین صاحبش برداره».
  • سؤز سؤز آچار، سؤز گؤز آچار.
    • «حرف حرف را میاورد ، حرف هم چشم را باز میکند».
  • سؤز وار گلر کچر ، سؤز وار دلر کچر.
    • « »
  • سویوغ سولیمان دیر.
    • « »
  • سویون آخارئندان،آدامئن یئره باخارئندان گرک گورخاسان.
    • «از آن نترس که سر به زیر دارد،از آن بترس که سر به زیر دارد».
  • سيچانلار پلنگ اولامازلار،تؤلكولر آسلان.
    • «در موشها استعداد پلنگ شدن نيست ودر روباه ها استعداد شير شدن».
  • سئنان قول بویوندان آسلانار.
    • «دست شکسته وبال گردنه».

[ویرایش] ش

  • شاهيدده ايمان يوخ بگده عدالت.
    • «زيبا روخان ايمان ندارند و پادشاهان عدالت».
  • شیر گوجالسا ، سیکینین اوستونه کپنک قونار.

شیر اگر پیر بشه، پروانه هم روی کیرش می شینه

  • شئر غزل دئیر.
    • چرند میگوید.

[ویرایش] ص

  • صوبحانه نی یولداشئن ایله یئه ، ناهاری اوزون تک یئه، وشامی دشمنین ایله یئه.
    • «صبحانه را با دوستت بخور، ناهار را تنها بخور ، و شام را با دشمنت بخور ».

[ویرایش] ض

  • ضررین قاباغئن هر واخت توتسان منفعت دیر.
    • «جلوی ضرر را هر وقت بگیری منفعت است ».

[ویرایش] ط

[ویرایش] ظ

  • ظولمون آخیری اولماز.
    • «ظلم عاقبت ندارد».
  • ظولم ایله آباد اولان عدل ایله ویران اولار.
    • «آنچه که با ظلم آباد شود با عدل ویران میشود».

[ویرایش] ع

  • عجله ایشینه شیطان قارئشار.
    • «عجله کار شیطان است».
  • عذاب ملاکه سی دیر.
    • «فرشته ی عذاب است».
  • عوض عوض اولدو قاری.
    • «این به اون در».
  • عوضین بدل آددا اوغلو وار.
    • «عوض عوض داره گله نداره».

[ویرایش] غ

[ویرایش] ف

  • فاحشه نین دوعاسی مستجاب اولسا ، گویدن سیک یاغار.
    • « اگر دعای بدکاره مستجاب می شد از آسمان کیر می بارد».

[ویرایش] ق

  • قادئنئن يالاغي سمني قويار ، كيشنين يالاغي باققال دوكاني آچار.
    • «زن شكمو سمنو مي پزد ، مرد شكمو دكان بقالي مي زند».
  • قادئن وار ائو یاپار قادئن وار ائو ییخار.
    • «زنی هست که خانه راآباد میکند، زنی هم هست که خانه خراب میکند ».
  • قارداشلار ساواشدي ابله لر ايناندي.
    • «برادرها باهم دعوا میکنند،ابلهان هم باور میکنند».
  • قارغادان قناری اولماز.
    • «کلاغ فقط یک کلاغ است و نمی توان آنرا به جای قناری جا زد( نمی توان ذات و جوهره افراد را تغییر داد)».
  • قارقئشئن ایکی باشی اولار.
    • «نفرین دو سر دارد ».
  • قازان قازانا دییر، گوتون قارا دیر(قازان قازانا دئییر دیبین قارا دیر).
    • «دیگ به دیگ میگه کونت سیاه است ( کسی که عیب دارد عیب دیگری را می گیرد)».
  • قاقا اولمایان یئرده ایدیه قاقا ده ییل لر.
    • « »
  • قانمئرام قالاسان یانا یانا.
    • (نمی خواهم بفهمم تا بسوزی).
  • قلم،قئلئنجدان ایتی دیر.
    • «قلم،از شمشیر تیزتر است».
  • قورددان قورتولدوغ، قولیباننیه توش گلدیک.
    • «از شر گرگ خلاص شدیم، گرفتار غول بیابونی شدیم ( از چاله به چاه افتادیم)».
  • قورخموش آداما قویون باشی جوت گورونر.
    • «مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد».
  • قورد بالاسی ، قورد اولار.
    • «عاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی بزرگ شود».
  • قورد دومانلئغی سئوه ر.
    • «گرگ از پراکندگی، بلبشویی و مه آلودی خوشش می آید تا از فرصت بوجود آمده بتواند به اهداف پلیدش دست یابد ».
  • قوردون سلامی طمع سیز اولماز.
    • «سلام گرگ بی طمع نیست ».
  • قوناغ ائو ییه سی نین دوه سی دیر.
    • «مهمان شتر صاحبخانه است ».
  • قوناغ قوناغی سئومه ز ، ائو ییه سی هئچ بیرین.
    • «مهمون، مهمونو نمیتونه ببینه صاحب‌خونه هردو را».
  • قونشو آشي دادلي اولار.
    • « مرغ همسایه غازه».
  • قئز بادام دئر ، بالاسی بادام ایچی.
    • «دختر مانند بادام است فرزندش مغز بادام».
  • قئزئم سنه دییرم گلینیم سن اشید.
    • «دخترم به تو میگم، عروسم تو بشنو(به در میگم دیوار بشنوه )».

[ویرایش] ک

  • کار ائشیدمز، یاراشدئرارـ کور گؤرمه ز ، قوراشدئرار .
    • « ناشنوا نمی شنود و جفت وجر می کند ، نابینا نمی بیند و سرهم می کند».
  • كاسيب مرد اولار.
    • « کاسب جوانمرد میشود»
  • کدخدانی گور، کندی چاپ .
    • «اگر در جایی خواستی به هدف و مقصود خود دست یابی دل صاحب ورئیس آنجا را بدست آور و سپس هر کاری خواستی بکن».
  • كفنين جیبی يوخدور.
    • «کفن جیب ندارد».
  • کله سویودور.
    • «کشکه ».
  • کور آلاهدان نه ایستر ، ایکی گوز بیری ایری بیری دوز.
    • «کور از خدا چی میخواد دوتا چشم یکی کج یک سالم».
  • کور توتدوغون بوراخماز.
    • «کور چیزی رو که بگیره ول نمی کنه».
  • کور قوشون روزوسون الله وئره ر.
    • «روزی پرنده ی کور را خدا میدهد».
  • کور کورا دئیر زیت گوزونه.
    • «کور به کور میگوید بگوزم به چشت(دیگ به دیگ می گوید روت سیاه)».
  • کوزه چی سئنئق قابدان سوایچر.
    • «کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد».
  • کیتاب ،بیلیک منبعی دیر.
    • «کتاب منبع دانش است».
  • کئچی جان هاییندا، قصاب پیی آختارئر.
    • «بز از جانش می ترسد، قصاب دنبال دنبه می گردد».
  • کئچی نین اجلی گلنده باشین چوبانین چوماغینا سورتر.
    • «وقتی عمر بز به سر آمد، خودش را به چماق چوپان می مالد».
  • کیچیکدن خطا، بویوکدن عطا.
    • «کوچکتر خطا می کند و بزرگتر بواسطه بزرگی می بخشد».
  • کیم اوز قاتیقینا تورش دئیر؟
    • «هیچکس به ماست خودش ترش نمی‌گه».

[ویرایش] گ

  • گورولَّ آما یاغما.
    • رعد و برق بزن ولی نبار.
  • گئجه شهره گئدن چوخ اولار ، قیشدا بوستان اکن.
    • شب کسی که میگوید به شهر می‌روم زیاد است ، زمستان کسی که می‌گوید جالیز خواهم کاشت .
  • گل ياپيشما گؤجؤن چاتمايان داشا* گؤتؤره بيلمزسن زورا دؤشرسن.عاشيق علعسگر
    • « »
  • گلین گلیب اوجاغ اوستونه.
    • « »
  • گئجه اودونا گئدن چوخ اولار.
    • « قصه شب دراز است».
  • گورمه میش بیر اوغلی اولدی چکدی چوکین قوپارتدی.
    • ندید بدیدی پسر دار شد کشید کیرش رو کند.
  • گولد ه ن تیکان اولار تیکاندان گول.
    • «از گل تیغ میشود و از تیغ گل ».
  • گولمه قونشونا ، گلر باشئنا.
    • به همسایه نخند ، سر خودت هم میاد.
  • گی یه ن ایله یی یه نین کین الله وئره ر.
    • « »

[ویرایش] ل

  • لاری خوروز بانلاماز، بانلاسا واخت آنلاماز.
    • «».
  • لالئن دیلین ننه سی بیله ر.
    • «زبان لال را مادرش میفهمد ».
  • لای لای بیلیرسن نیه یاتمیرسان ؟
    • «لالایی بلدی چرا نمی خوابی؟ ».
  • لپه نی دئمه دویونو ده، دونه نی دئمه بویونو ده.
    • «لپه را نگو برنجو بگو،دیروزو نگو امروزو بگو(داشتم داشتم حساب نیست دارم دارم حساب است) ».

[ویرایش] م

  • محبت قئیچی سی هر شیی کسه ر.
    • «قیچی محبت همه چیز را میبرد».
  • مردار اسکی اوت دوتماز.
    • «بادمجان بم آفت ندارد».
  • مغرورلوق ائيله يب اوستادام دئمه*وقت اولار بيريئرده دارا دؤشرسن.عاشيق علعسگر
    • « »
  • ملا اولدو مکتب داغیلدی.
    • «ملا مرد مکتب هم تعطیل شد».
  • موسی مئسئب دئر.
    • «موسی کز کرده(کنایه از کسی که کار اشتباهی کرده و ساکت و خجل گوشه یی نشسته)».
  • مئخی میسمارا دونده رن الله دیر.
    • « »
  • میرزا قلمدان دی.
    • «میرزا قلمدان است ».

[ویرایش] ن

  • نفسی ایستی یئرده ن چئخئر.
    • «نفسش از جای گرم در میاد».
  • نه فایدا بیز قالمیشیق بویاندا کورپو قالئپ اویاندا.
    • «چه فایده ما ماندیم این طرف و پل آن طرف ( خرما بر نخیل ودست ما کوتاه)».
  • نیت هارا منزیل اورا.
    • «نیت به هر کجا باشد ،منزل و مقصد همانجاست ».

[ویرایش] و

  • وارليقدا دوست اولما يوخلوقدا كنار* ايگيتم ديينده بو عادت اولماز.
    • « »
  • واری اولان تاخار یوخو اولان باخار.
    • «کسی که داره استفاده می کنه کسی که نداره نگاه می کنه (دارندگی و برازندگی)».
  • وئر ال ساخلار.
    • «دست بخشنده نگهدار صاحبش و کسانی که مورد دعای آن فرد هستند میباشد».

[ویرایش] ه

  • هامیسی بیر بئزین قیراغیدی.
    • «سروته یه کرباسن».
  • هر کس ساغ اولسون اوزونه.
    • «هر کس باید به خود متکی باشد و از دیگران انتظار کمک نداشته باشد».
  • همیشه شعبان بیر دفعه ده رمضان.
    • «همیشه شعبان یکبار هم رمضان».
  • هئچ ده ن یئی دیر.
    • «از هیچی بهتره (کاچی به از هیچی)».

[ویرایش] ی

  • یاخشی دوست یامان گونده بللنر.
    • «دوست خوب در زمان سختی معلوم میشود(دوست آنست که گیرد دست دوست در پریشانحالی و درماندگی)».
  • یاشدا یانئر قورونون اوتونا.
    • «تر هم به آتش خشک می سوزد.(تر و خشک با هم می سوزد)».
  • یاغیشدان قورتولوب دولویا دوشدوک.
    • «از چاه درآمده توی چاله افتادیم».
  • یالانچئنئن حافیظه سی اولماز.
    • «دروغگو حافظه ندارد».
  • یامان گونون عمرو آز اولار.
    • «عمر روز سخت کم است(پایان شب سیاه سپید است)».
  • یانسئن چیراغی، گلسین ایشئغی.
    • «چراغش روشن باشد، نورش بیاید».
  • یای وار ، قئش وار، چوخ ایش وار.
    • «تابستان هست ،زمستان هست ، کار زیاد است».
  • یکه باشئن یکه بلاسی اولار.
    • «هر چه سر بزرگتر ، درد سر بیشتر(هر که بامش بیش برفش بیشتر)».
  • یئر برک اولاندا،اوکوز اوکوزدن گوره ر.
    • «وقتی زمین که سفت است، گاو فکر میکند تقصیر گاو دیگر است».
  • یئرین قولاغی وار.
    • «دیوار موش دارد ، موش هم گوش دارد».
  • یوقورت توکولسه یئری قالار ، آیران توکولسه نه یی قالار؟
    • «اگر ماست بریزد جایش میماند،اگر دوغ بریزد چه چیزی از آن میماند؟»
  • یومورتاسی ترسه دوشوب.
    • «کلافه است ».

[ویرایش] بدون متن اصلی

  • آتش هر جا که افتد، خودش جا را باز می‌کند.
  • بر سوگند کسی که زیاد سوگند می خورد اعتماد مکن.
  • در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن.

Incomplete list.svg این نوشتار ناتمام است. با گسترش آن به ویکی‌گفتاورد کمک کنید.