جورج اورول

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

جورج اورول (به انگلیسی: George Orwell) با نام واقعی اریک آرتور بلر (زادهٔ ۱۹۰۳ - درگذشتهٔ ۱۹۵۰) نویسنده و روزنامه‌نگار انگلیسی بود.

بدون منبع[ویرایش]

  • «در روزگاری که دروغ یک واقعیت عمومی است، به زبان آوردن حقیقت یک اقدام انقلابی است.»
  • «آزادی، حق گفتن آن چیزی است که مردم نمی‌خواهند بشنوند»

1984[ویرایش]

  • « امروز ديگر نه عشق پاك وجود دارد و نه هوس ناب.»
  • «وقتي مقررات كوچك را رعايت كني,مقررات بزرگتر را ميتواني در هم بشكني.»
  • «بعضي شكست ها از بعضي شكست هاي ديگر بهتراند.»
  • «جنگ روشي براي تكه تكه كردن,فروريختن وخراب كردن,يا غرق كردن تمامي مواد و ابزاري است كه اگر از بين نرود,ميتواند توده را به رفاه بيش از حد لزوم برساند, ,و بر همين اساس در دراز مدت آنها را بيش از حد لزوم هوشيا و آگاه مي سازد.»
  • «تا كنون در جهان هيج تحول تاريخي يي به وقوع نپيوسته است,مگر عوض شدن نام اربابان.»
  • «وجود مظلوم همواره چنين تعديل و توجيه ميشد كه در دنياي خيالي و رويايي پس از مرگ ,همه چيز جبران خوهد شد.»
  • «توده ها هرگز به اراده و اختيار خويش انقلاب نميكنند,ونيز هرگز تنه به اين دليل كه در سلطه زور و جبر هستند بر پا نمي خيزند.در حقيقت تا زماني كه معيارها و ضوابطي براي قياس پيش رويشان گذاشته نشده و به آن ها اجازه مقايسه داده نشده است,هرگز حتي بر اين حقيقت آگاهي هم نمي يابند كه جبر و زور بر آن ها حاكم است.»

هوای تازه (تنفس)[ویرایش]

  • «شاید مبالغه باشد اما جنگ چشم و دل مردم را باز می‌کند ، گرچه آنها را به سوی پوچی هم می‌کشاند ، اگر جنگ کسی را نکشد ، او را به فکر وا می‌دارد»
  • «احمقها همیشه خود را چیزی غیر از آنچه هستند نشان می‌دهند»
  • «یک مرد پست با صورتی سفید و کله‌ای تاس پشت تریبون است و شعار می‌دهد ، کار او چیست؟ آشکارا حس تنفر را بیدار می‌کند ، تلاش بسیار دارد تا تو را نسبت به بیگانه‌های فاشیست متنفر کند .براستی چه وحشتناک است که یک ماشین تبلیغات ساعتها برای تو حرف بزند و مرتب یک چیز بگوید : تنفر تنفر ، بیایید با هم یک متنفر خوب باشیم»
  • گذشته چیز سمجی است در تمام اوقات با شماست و به نظر من ساعتی نبوده که درباره اتفاقات ۱۰ یا ۲۰ سال گذشته که مثل اراجیف تاریخی واقعیت هم نداشته‌اند فکر نکرده باشیم
  • دستگاه تو را رها نمی‌کند و تو اختیار عمل نداری حتی سعی هم نمی‌کنی خودت را نجات دهی
  • این روزها همه چیز درجه یک است حتی گلوله‌هایی که هیتلر برای شما در نظر گرفته
  • تنها فرد بیدار در شهر خوابزدگان متحرک هستم
  • من نمی‌گویم که بشر می‌تواند تمام عمرش را با چیدن گل پامچال و این جور کارها سر کند ، من می‌دانم که باید کار کرد ، سوای این‌ها اگر شکمت پر نباشد و خانه گرم نداشته باشی به چیدن گل فکر هم نمی‌کنی
  • از تعقیب آنچه که در پی آنی دست بکش ، آرام بگیر ، تنفس کن ، بگذار آرامش تا مغز استخوانت نفوذ کند ، بی فایده‌است . ما اینکار را نمی‌کنیم ، هنوز کارهای احمقانه از ما سر می‌زند
  • چرا مردم به جای گذراندن بیهوده عمر در اطراف خود نظر نمی‌کنند؟ و من از اینکه ما جماعت چیزی بیش از یک احمق خونخوار نیستیم در تعجبم
  • اصل همان است که در درونم حس کردم ، می‌دانم که احساس خوبیست ، همیشه هم در دسترس است . همه ما می‌دانیم که «آن» همین جاست
  • من بیشتر از آن چاق هستم که یک مضنون سیاسی باشم ، هیچکس مرا با باتون پلاستیکی نمی‌زند ، من ، آدم متوسط الحالی هستم که قدم می‌زنم ، سیم‌ها خاردار ، شعار ، صورتهای بزرگ ، زیرزمین‌هایی که در آن قصاب‌ها تو را از پشت قاچ می‌کنند . «این» آدم‌هایی را که بیشتر از من می‌فهمند می‌ترساند
  • وقتی می‌گویم آرامش ، منظورم نبود جنگ نیست ، من احساس درونت را می‌گویم ، و اگر پسر بچه‌ها با باتون پلاستیکی مراقب ما باشند آن را برای همیشه از دست داده‌ایم...
  • حتی سنگ قبر‌ها هم می‌خواهند یاد مرگ را از ذهن تو دور کنند . آنها نمی‌گویند که آدمهای زیر زمین مرده‌اند آنها «در خواب فرو رفتگان» و «در گذشتگان» هستند

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ