سیمین دانشور
از ویکیگفتاورد
سیمین دانشور، نویسنده و مترجم ایرانی است. زادروز: (۸ اردیبهشت ۱۳۰۰ خورشیدی) در شیراز.
همچنین ببینید: سووشون
فهرست مندرجات |
[ویرایش] با منبع
- «...در ضمن من از پايان غمانگيز بدم مىآید. ما به حد كافی غم داریم. رمان یا داستان باید شاد، محرک و شوقانگيز باشد و من از رمان هاى سياه و پر از قتل و مصيبت بدم مىآيد. رمان بايد شکوه و زیبایی را به یاد مردم بیاورد.»
- مصاحبه با روزنامه شرق [۱]
- «بنابراین وظیفه من به عنوان نویسنده ایرانی جذب توده مردم است و وقتی این مردم درک مناسبی پیدا کردند، میتوانند به سراغ کارهاى انتزاعی هم بروند.»
- مصاحبه با روزنامه شرق [۱]
[ویرایش] به کی سلام کنم
- «خانم مدیر خدابیامرز میگفت: نمیگذاری آب تو دل این بچه تکان بخورد. میگذاری به درس و مشقش برسد، سعی داری ربابه را از طبقه خودش در بیاوری، دیگر نمیدانی که زن معناً از طبقه زحمتکش است. نور به قبرت ببارد زن، عجب دانا بودی!»[۲]
- «خراب بشوی تهران، … به قول خانم مدیر مثل یک لکه جوهر روی کاغذ آب خشککن پهن شده، همه جا دویده، مثل خرچنگ به اطراف دست انداخته»[۲]
- «دخترش که میترسد چیزی از او بستاند. پس برای کی بدوزد؟ اصلا برای کی و به خاطر چی زنده است؟ به کی سلام بکند؟ کی مانده که آدم بهش سلام بکند؟»[۲]
[ویرایش] درباره سیمین دانشور
- «شهرزاد برای اینکه زنده بماند اتاق خوابش را تبدیل به اتاق کارش کرد و سالیان سال بعد سیمین دانشور به ضرورت زمانه اتاق کارش را از اتاق خوابش جدا کرد. تا آن زمان اتاق کار برای زن قصهگو معنایی نداشت . آرایشگران، خیاطان هر کدام برای خود اتاق کاری داشتند و زن قصهگو آنقدر به حساب نمیآمد و قصهگویی حرفهای نبود که محلی برای آن درنظر گرفته شود. سیمین دانشور قصهگویی را در قد و قواره یک حرفه به جامعه ما نشان داد.»
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ مصاحبه با روزنامه شرق
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ از داستان «به کی سلام کنم»، مجموعه به کی سلام کنم، در آستانه فصلی سرد. سوزان گویری، تورج رهنما. چاپ دوم، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۸۲، ISBN 964-5512-73-5.
- ↑ [۱]
