زندگی
از ویکیگفتاورد
فهرست مندرجات |
[ویرایش] گفتاورد
- «کیفیّت متعالی: بر کیفیّت زندگیت بیفزا و کاملتر حرکت کن. زندگی باطنی را احیا کن.»
- «ارتباط الهی: در حضور خداوند زنده، عاشقانه زندگی کنید. حضور الهی را دریابید و به او بازگردید.»
- «داستان زندگی ات را بنویس و نگذار به تو تحمیل شود.»
- «اندیشهها و کلمات و تصاویر سازنده زندگی سازند.»
- «اصلی ترین عامل تعیین کنندة زندگی انسان، شعور اوست. زندگی انعکاس شعور است و با تغییر شعور، زندگی انسان تغییر میکند.»
- «یگانگی با یکی، یگانه زیستن و یگانه پرستی، سه راز زندگی است.»
- «یکی بودن و یگانه زیستن راه یگانگی است.»
- «الگوهای طبیعت، الگوهایی برای حل مسائل بشر و زندگی هماهنگ اند.»
- «زندگی برای تو همان است که آنرا میبینی. اگر نگاه تو دگرگون شود زندگی تو دگرگون میشود.»
- «زندگی حقیقی در عاشقانه زیستن است.»
- «تغذیة زنده از شرایط زندگی و زنده زیستن است.»
- زندگی یعنی پژوهش و فهمیدن چیزی جدید.
- «آرزو ریشهٔ حیات ما است، اگرچه این ریشهٔ حیات، ما را بهتدریج میسوزاند ولی همین ریشه مایه زندگی است.»
- «آنان که دوستی و محبت را به زندگی خود راه نمیدهند، به آن ماند که طلوع خورشید را مانع شوند.»
- «آنانکه میخواهند خوب زندگی کنند باید به حقیقت نزدیک شوند زیرا پس از نیل به این مقام است که میتوان از غم و اندوه جهان دستکشید.»
- «آنچه راجع به آثار زندگی باخ برای گفتن دارم: شنیدن، نواختن، عشقورزیدن، محترمداشتن و خفهشدن است.»
- «آنکه انتظار دارد هر چهارفصل سال بهار باشد، نه خود را میشناسد، نه طبیعت را و نه زندگی را.»
- «آنکه ترانه زاری کشت میکند، تباهیدن زندگی اش را برداشت میکند.»
- «آیا سرتاسر زندگی یک قصه مضحک، یک متل باورکردنی و احمقانه نیست. آیا من قصه خود را نمینویسم؟قصه، فقط یک راه فرار برای آرزوهای ناکام است.»
- «از نزدیکی بهکسی که قادر بهحفظ اسرار و رموز زندگی خود نیست، پرهیز کن.»
- «اگر آرمان و هدف زندگی خویش را بدانیم، هر دم از خانه این و آن سر در نمیآوریم.»
- «اگر مذهب، ما را تسلی نمیداد، زندگی رقتانگیزی داشتیم.»
- «انسان نمیتواند بهتنهایی و برای خود زندگی کند، این مرگ است نه زندگی.»
- «انسانها از کوه سبز زندگی بالا میروند تا در قله منجمد آن جان سپارند.»
- «ای امیدهای دورهٔ زندگی اگر شما نبودید و به روی این حیات پر از مصیبت تبسم نمیکردید، بشر چگونه زنده میماند؟»
- «ایدهها در زندگی ما نقش اول را دارند، هرکس به اندازه ایدههایش میارزد.»
- «با آدمیان زیستن دشوار است، زیرا خاموش ماندن بسی دشوارتر است.»
- «برای آنکه بتوان خوب نوشت، باید در یک کشور آزاد زندگی کرد.»
- «بر سر دوراهیهای زندگی گاهی اتفاق میافتد که عاطفه و وظیفه با هم تماس پیدا میکنند، کسانی که از عاطفه پیروی نمایند، همیشه از خود مسرور و مشعوفند، ولی مردمی که در این قبیل مراحل، تبعیت عقل و وجدان را ترجیح داده و انجام وظیفه نمایند، غالبأ از کرده خود منفعل و نادمند»
- «بسیار شنیدهام که میگویند، از نوشتارهای دیمقراطیس و افلاطون بهجای ماندهاست که هیچ شاعر بزرگی بدون اشتیاقی آتشین و اندک بهرهای از جنون، قادر به زندگی نیست.»
- «بسیار یاد کردن از سختیهای زندگی، بردگی میآورد.»
- «به جرأت میتوان ادعا کرد که زندگانی حقیقی عدهای از مشاهیر و رجال بعد از مرگشان شروع شدهاست.»
- «بههنگام عزیمت و در دقایق حساس زندگی، انسانهایی که توانایی بررسی ِ اعمال ِ خویش را دارند به ارادهای قوی دست مییابند.»
- «بیعشق زندگی محال است.»
- «پنجره شناخت درست آدمیان، بازبینی زندگی نیاکان آنهاست.»
- «تصور این موضوع که سرنوشت بشر میتواند با تدابیر عقلانی، تغییر مسیر یابد و راه صواب را در پیش گیرد، زندگی را بهمعنی واقعی ناممکن میسازد.»
- «تصور میکنم اگر کسی روزی یک ربع ساعت فقط در فکر زندگی خود باشد و بیندیشد که آن را اصلاح کند، هرماه زندگی او بهتر از ماه قبل خواهد شد.»
- «تمام تأکید من نه بر اسمها که بر افعال است؛ تا میتوانی از اسمها حذر کن. این کار در زبان امکانپذیر نیست، ولی در عرصه زندگی میتوانی. چه، زندگی خود یک فعل است. زندگی یک اسم نیست، واقعاً «زندگیکردن» است و نه زندگی.»
- «تنها هدف زندگی، رسیدن بهسعادت و کسب لذت است. رسیدن به لذت و خوشی هدفی است شایسته و درخور ِ حیات. بخشش، صلیب، فداکاری، همه در راستای رسیدن به لذت و خوشحالی قرار گرفتهاند.»
- «حتی مرگ نیز بر شیرینی طعم حیات میافزاید زیرا ما را نسبت به زندگانی وابسته و علاقمند میسازد.»
- «خدا، امید و خواب را برای جبران غمهای زندگی به ما ارزانی داشتهاست.»
- «خوشبختی در دنیا وجود ندارد، زندگی ما عبارت است از محاکمه یا تنبیه کردن و یا پاداش گرفتن و یا انجام اعمال احتیاطی.»
- «در بازی زندگی، انسان ابتدا گولخور است و در پایان، گولزن؛ به عبارت دیگر او بره به دنیا میآید و روباه از دنیا میرود.»
در دوران زندگی، تنها زمانهایی برایمان ارزشمند است که هدف و آرمانی را پیگیری میکردیم.»
- «در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد.»
- «در زندگی وضعی نیست که انسان نتواند به آن خو بگیرد، به ویژه هنگامی که ببیند همه اطرافیانش آن را پذیرفتهاند.»
- «در عشق زیستن بزرگترین نبرد زندگی است. عشق بیش از هر تلاش انسانی دیگر، یا هر احساس عاطفی دیگر، نیاز به ظرافت، انعطافپذیری، حساسیت، درک، پذیرش، شکیبایی و تحمل و دانش و قدرت دارد.»
- «در هنر هم مانند زندگی فقط آزادی و ترقی است.»
- «دشمنی و پادورزی، به آدم خردمند انگیزه زندگی میدهد.»
- «دو چیز برای من به معنای زندگی است: آزادی و بانویی را که دوست دارم.»
- «رنگهای روشن به زندگی و شادی نزدیکترند.»
- «زندگی خانوادگی شرکتی است که هرچه سهم دوشریک در آن بیشتر باشد، قدرت آن شرکت و پایداری آن بیشتر خواهد بود.»
- «زندگی مانند کودکی است که اگر میخواهید به خواب نرود، پیوسته باید او را سرگرم داشت.»
- «زندگی وابستگی متقابل است. هیچکس مستقل نیست. حتی برای لحظهای نمیتوانی تنها زندگی کنی. به حمایت تمام هستی نیازمندی، هر آن دَم است و بازدَم. نه این یک پیوند نیست، این وابستگی متقابل محض است.»
- «سختیها و ناراحتیها بهترین وسیله آزمایش زندگی زناشوئی است، زیرا رنج و محنت، اخلاق واقعی زن و مرد را آشکار میسازد.»
- «سعادت جز رؤیا چیز دیگری نیست، فقط ظاهرأ حقیقت دارد، چه وقتی انسان میخواهد مقدار زندگی را حساب کند نباید اندازه لذات را بسنجد بلکه باید تألماتی را که از آنها رهایی یافتهاست در نظر بگیرد.»
- «سعادت وکامیابی در زندگانی تابع حوادث نیست، بلکه از خود ما منشاء میگیرد.»
- «شاهزاده خانم عزیز ِمن آریانه: اگر بگویند که من انسانم این پیشداوری است. اما در میان انسانها نیز زندگی کردهام و با هرچه که انسانها احساس میکنند آشنا هستم از چیزهای کوچک تا بزرگ.»
- «شهامت به معنای زندگی در پیوند با دیگران و در عین حال مستقل باقیماندن است. انسان نوین، انسان با شهامت خواهد بود.»
- «شیرینترین چیز در زندگی، عشق زن پاکدل به شوهرش میباشد.»
- «طوری زندگی کن، انگاری فردا خواهی مرد، طوری کار کن، انگاری هیچگاه نخواهی مرد.»
- «طول عمر انسان از روی اعمال و افکار او سنجیده میشود، نه از تعداد سالهایی که زندگی میکند.»
- «عشق و سختی بهترین وسیله آزمایش زندگی زناشویی است.»
- «کتاب خوب در حکم ضریح و مدفن جاودانی حیات انسانی است زیرا زندگی حقیقی بشری فقط عبارت از تفکر است و افکار نیز در صفحات کتب پایدار و جاوید میماند. بنابراین کتابهای خوب گنجهای شاهواری از اندرز و کلمات حکیمانهاست.»
- «کسی که از مرگ میترسد، از زندگی هم میترسد.»
- «کسی که اندیشه اش بازیچه اخبار و رویدادهای گوناگون است هیچ گاه به آرمان و هدف زندگی خویش نمیرسد»
- «مجردی و قلندری را مایه شادمانی و اصل زندگانی دانید!»
- «نزدیکی به آدمهای بی خردی که همیشه در زندگیشان اشتباه میکنند تاوانی دهشتناک دارد و اگر این رویداد رخ داد سرد و سخت باشید همچون کوه، که مار به دور گردنتان چنبره زدهاست»
- «نوشتن شعر را هیچگاه کنار نگذاشتم. من در شعر رابطهام را با زمان و زندگی نوین مردمم یافتم.»
- «واگنر زندگی کنونی و گذشته را در پرتو قوی بینشی برای نگریستن به گستره پرت غیرمعمول، ارجاع میداد. از این روست که وی یک آسانساز در دنیا ست.»
- «هرشخصی دو بار میمیرد، یک بار آنگاه که عشق از دلش میرود و بار دیگر زمانی که زندگی را بدرود میگوید، اما وداع با زندگی در برابر مرگ عشق، ناچیز است.»
- «هرکه دیر جنبید، زندگی میجنباندش.»
- «همسر خوب بهترین یاور در صحرای سنگلاخ و پرمخاطرهٔ زندگی است.»
- «هنر، تلخیهای زندگی را افزون میسازد و این تلخیها، زندگی را شیرین میکند.»
- «هنر، نان نمیشود ولی شراب زندگی است.»
- «یک زندگی را وقتی میشود با خوشبختی قرین دانست که شروعش با عشق باشد و ختمش با جاهطلبی.»
[ویرایش] ضربالمثل
- «آدم زنده، زندگی میخواد.»
- «این عمر به یک چشم زدن نقش بر آب است.»
- «به امید فردا زندگی نمیتوان کرد.»
- «عمرها چو باد در گذر است.»
- «ماهی با ماهی زندگی میکند، پرنده با پرنده و آدم با آدم.» ضربالمثل لهستانی
- «مردن به عزت به، که زندگی به مذلت.»
[ویرایش] شعر
- «پرتوعمر چراغی است که در بزم وجود// به نسیم مژه برهم زدنی خاموش است»
- «پیوند عمر بسته به مویی است هوش دار// غمخوار خویش باش غم روزگار چیست؟»
- «خوردن برای زیستن و ذکر کردن است// تو معتقد که زیستن از بهر خوردن است»
- «خورش، مرد را از پی زندگیست// نه خود زندگی بهر چرندگی است»
- «دونوبت حذر در خور جنگ نیست// یکی روز مرگ و دوم روز زیست// چو در زینهار قضا خفت تن// به شب نیز بستر به میدان فکن// زبالین و گر مرگ برداشت سر// به سر گو دگر نازبالین مخر»
- «زعمر بر خورد آنکس که در جمیع صفات// نخست بنگرد آنگه طریق آن گیرد»
- «ز من بشنو غنیمت دان جوانی// دوباره نیست کس را زندگانی»
- «زندگی خواهی کرد همسرم!// و خاطره من چون دود سیاهی// پراکنده میشود در باد!// خواهر سرخ گیسوی من!// در قرن بیستم// تلخی مرگ// بیش از یکسال نمیپاید.»
- «زندگی کردن من مردن تدریجی بود// آنچه جان کند تنم‚ عمر حسابش کردم»
- «عارف ز ازل تکیه بر ایام نداده است// جز جام، به کسدست، چو خیام نداده است// دل جز به سر زلف دلارام نداده است// صد زندگی ننگ به یک نام ندادهاست»
- «عمر برف است و آفتاب تموز// اندکی ماند و خـواجه غره هنوز»
- «عمر کم، فصل ادب بسیار است// کسب آن کن که تو را ناچار است»
- «مردن آدمی به ناکامی// بهتر از زیستن به بدنامی»
- «و لیکن پا به دانش نِه در این راه// که علم آمد فراوان، عمر کوتاه»
[ویرایش] پیوند به بیرون
- زندگی روزمره مردم دنیا - اردیبهشت ۱۳۹۱ ؛ گزارش تصویری فتوپارسی
- زندگی روزمره در چین ؛ گزارش تصویری فتوپارسی