پرش به محتوا

پوریای ولی

از ویکی‌گفتاورد

پوریای ولی (نام‌های دیگر: محمود خوارزمی، پریار) پهلوان نامدار، محبوب، مردمدار و شاعر ایرانی اهل سرزمین خوارزم است که در ورزش‌های زورخانه‌ای و پهلوانی پیشینهٔ زیادی داشته و در ساده‌زیستی، دستگیری از مستمندان و ستمدیدگان، و چشم بستن بر زرق و برق دنیای فانی، به معرفتی ناب رسیده بوده‌است.

بدون منبع

[ویرایش]
گر مرد رهی، نظر به ره باید داشت      خود را نگه از هزار چَه باید داشت
در خانهٔ دوستان چو گشتی مَحرم
دست و دل و دیده را نگه باید داشت

پوریای ولی گفت که صیدم به کند است      از همت داود نبی بخت بلند است
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است

گر بر سر نفس خود امیری مردی      ور بردگری، خرده نگیری مردی
مردی نبُوَد فتاده را پای زدن
گر دست فتاده‌ای بگیری مردی

گر به مکنت برسی، مست نگردی مردی      ور به ذلت برسی، پست نگردی مردی
اهل عالم همه بازیچهٔ دست هوس‌اند
گر تو بازیچهٔ این دست نگردی مردی!

تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن      به دمی یا دِرَمی یا قدمی یا قلمی
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ