علی‌رضا افتخاری

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

علی‌رضا افتخاری (۳۰ مارس ۱۹۵۸، اصفهان) خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی است.

گفتاورد[ویرایش]

  • «دیدن دستان پینه بستهٔ کارگران، دلم را به شوق می‌آورد. خوردن چای با مردمی که هر چه ما هنرمندان داریم از آن هاست، روحیه‌ام را برای ارائه کارهایی تأثیرگذار خستگی ناپذیر می‌کند.» [۱]
  • «هنرمند را دیر می‌توان شناخت و احساسات او را یافت.» [۲]
  • دربارهٔ نشریهٔ همشری جوان: «یک عده‌ای بی غم دور هم جمع شدند و این مجله را ساختند و هر چه می‌خواهند از طریق مکتوبات و کاریکاتورها به من و امثال من نسبت می‌دهند. آخر آنها تحت چه قواعدی این شوخی‌ها را می‌کنند من خوشم نمی اید که یک عده جوان بر من لباس آمریکایی و شعبده بازی می‌پوشانند مگر من شعبده باز هستم ؟ .... من اگر در زمان رسول خدا بودم، شکایت پیش رسول خدا می‌بردم…»
    • در پاسخ به اقدام مجله همشهری جوان در چاپ کاریکاتور منتسب به ایشان
  • «موسیقی کارایی یک علم، اندیشه و عشق را دارد. یک شعر و موسیقی می‌تواند یک کشور را به سوی دین، عشق و اخلاق هدایت کند و انسان آهن‌گونه را مبدل به طلا کند
  • «مربیانم می‌گفتند که اگر تلاش کنم، در کشتی به جایی خواهم رسید، اما باید بین کشتی و موسیقی یکی را انتخاب می‌کردم… نمی‌توانستم هر دو را در یک زمان انتخاب می‌کردم، این شد که موسیقی را فراگرفتم..»
  • «گر عشق، زیبایی، تاریخ، رنج، نبرد، عشق، سازش، آسایش، پاک‌بازی، جانبازی، خط و خون، شعر، عرفان، داریم پس موسیقی هم داریم، اگر آن چند قطب را یافتیم، روح سرزمین را یافتیم، که آن هنر است.»
  • «کار با جوانان، انگیزه مرا قوی می‌سازد، همان‌طور که روز و روزگاری دلم می‌خواست من هم با آدم‌هایی کار کنم، که قدری بیشتر کار کرده‌اند.»
  • «یک هنرمند خوب و با انصاف، شهرتش را با مردم تقسیم می‌کند، یک هنرمند خوب مثل یک ستاره است، اگر او را ندیده‌اند، باز می‌بینید که سرجایش است.»
  • «در مورد کار موسیقی به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده‌ام که برای تمامی قشرها از گدای کوی و برزن بگیر تا افراد شاخص، مؤثر و تأثیرگذار باشم…»
  • «بقول ارسطو: " زندگی بدون شادی درست نیست "، شادی و سلامتی را برای همه مردم خواهانم و اینکه هرکس شاد و خوشحال و زنده باشد، شاد برای زندگی کردن.»
  • «هنر جلوه‌گاه زیبایی است و هنرمند آفریدگار زیبایی… هنر روح سرزمین است»
  • «از بودن میان مردم حس و حال می‌گیرم زندگی صحنه اپراست هنرمندی که از اجتماع تأثیر نپذیرد اجتماع هم او را نمی‌پذیرد.»
  • «من از بودن در میان مردم حس و حال می‌گیرم. معمولاً به قهوه‌خانه‌های پایین شهر نظیر نازی‌آباد می‌روم. لبخند مردم به من انرژی دو چندان می‌دهد.»
  • «من در برنامه‌ای به رسم ادب به رئیس جمهور عزیزمان ادای احترام کردم. از آن زمان به بعد، من و خانواده‌ام به وسیله تماسهای تلفنی مورد اذیت و آزار قرار گرفتم. هانتهایی که به خودم شد را می‌بخشم اما اهانتهایی که به دخترم در دانشگاه صورت گرفت را به هیچ عنوان نمی‌بخشم.»
  • «در دانشگاه موهای دختر مرا کشیده‌اند و به وی توهین کرده‌اند در حالی که او یک استاد دانشگاه است.»

منابع[ویرایش]

  • پایگاه مجازی-اینترنتی استاد علیرضا افتخاری

پیوند به‌بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ