ایرج بسطامی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ایرج بسطامی (۱۳۳۶–۱۳۸۲، بم) خواننده موسیقی کلاسیک ایرانی بود.

ایرج بسطامی، خواننده ایرانی

دربارهٔ او[ویرایش]

  • «صدایش خاص و تکرار نشدنی است. گام‌هایی که می‌خواند را کمتر کسی می‌توانست بخواد ولی خشم طبیعت آن را از ما گرفت».[۱]
  • «اولین بار ایرج بسطامی را در خانه محمدرضا شجریان دیدم. در آن زمان ما چاووش را داشتیم. به خاطر شرایط اجتماعی آن زمان به خواننده‌های بیش تری با صداهای متفاوت نیاز داشتیم. من پشت در کلاس آواز استاد شجریان نشسته بودم تا هنرجوها مرا نبینند. از آنجا بود که از صدای بسطامی خیلی خوشم آمد. ایشان صدای خوبی داشتند و مثل همه آدم‌های کویرنشین آدم خیلی مهربان و خوبی بود، بعد از کلاس مدتی با او صحبت کردم تا با نقطه نظراتش راجع به هنر و آواز و انگیزه خواندش آشنا شوم؛ ولی آنقدر ساده یافتمش که مصمم شدم تا با او یک سالی در مورد قضایای پیرامونی سوای موسیقی به گپ و گفتگو بنشینم… ایرج خیلی پتانسیل داشت. وقتی می‌گویم خیلی واقعاً اعتقاد دارم چون من در هیچ زمینه‌ای اغراق نمی‌کنم. ایرج یک حنجره استثنایی بود. استاد شجریان را باید بگذاریم کنار. یعنی در حیطه و حوزه خوانندگی، به مصداق آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری، اگر دانه‌درشت‌های موسیقی ایرانی را، اگر راس هرم طاهرزاده بگیریم، یا در زمانه ما استاد بنان بگیریم و قبلش ظلی و بزرگان خوانندگی و آواز ایران، واقعاً شجریان سرآمد است. آن لطافت و قدرت و ذوق و پسند و کارآمدی و بارآوری کلام، همه را یکجا دارد. برای همین در تسخیر شنونده بسیار موفق است. تنها افتخارم در زندگی این است که ترانه وطن من با صدای ایرج، از طرف سازمان یونسکو سرود ملی اعلام شد.».[۲]
  • «ایرج خیلی پتانسیل داشت. وقتی می‌گویم خیلی واقعاً اعتقاد دارم چون من در هیچ زمینه‌ای اغراق نمی‌کنم. ایرج یک حنجره استثنایی بود.» [۲]
  • «ایرج بسطامی ۶ سال شاگرد من بود. تا میانه دوره عالی هم با من کار کرد. آینده خوبی برایش پیش‌بینی می‌کردم. گلی بود که خیلی زود پرپر شد.».[۳]
  • «آقای ایرج بسطامی روزی کاستی به من داد تا آوازش را بشنوم. در آن کاست جایی که شجریان آواز خوانده بود را بسطامی با اُکتاو اجرا می‌کرد. صدای استاد شجریان خیلی وسیع است اما بسطامی توانسته بود اُکتاوِ صدای شجریان را هم بخواند. آن زمان بسطامی می‌گفت، استاد(محمدرضا شجریان) هنوز اجازه نداده که بخوانم، هر وقت اجازه بدهد می‌توانم بخوانم. تعجب من این بود که چرا آقای شجریان به ایشان گفته که نخواند؛ در حالی که بسیار زیبا آواز می‌خواند.».[۴]
  • «من صدای ایرج بسطامی را می‌پسندیدم. به نظرم امتیاز وی در این بود که در میان خوانندگان همسن و سال خود که اکثراً راه تقلید را پیشه کار خود ساخته بودند وی مقلد نبود و همین امتیاز بسیار بزرگی برای یک خواننده است. در ضمن ایرج بسطامی سعی داشت احساس منطقه، قومیت و جغرافیای دیار خویش را در صدایش نمایان سازد. همچنین در آثار پرویز مشکاتیان و محمد رضا درویشی آن حس صدای ایرج بسطامی کاملاً نمایان است.»[۵]
  • «یقیناً ما به این زودی چهره مثل بسطامی را نخواهیم داشت و کاش این گوهر در زمان خودش بیشتر درک می‌شد و حال چه فایده دارد که ما در رثای او سخن‌ها بسراییم و از خوبی‌های او بگوییم. ایرج بسطامی بسیار متواضع و مردم‌دار و درویش مسلک و خاکی بود و از یک اهلیت خاص برخوردار بود و کمتر کسی در این عصر مثل بسطامی است که این ویژگی را داشته باشد.»[۱]
  • «ایرج بسطامی این خصیصه را داشت که واقعاً آنقدر تمیز کار می‌کرد که کار خیلی راحت و به زیبایی هرچه تمام تر خوانده می‌شد و یک ذره تحریر یا خوانشی این طرف آن طرف نمی‌شد. ایرج بعضی اوقات دو برداشت می‌خواند و هردو آنقدر زیبا بودند که ما نمی‌دانستیم کدام را انتخاب کنیم و روی موسیقی بگذاریم.»[۶]

منابع[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد ایرج بسطامی اطلاعات بیشتری پیدا کنید.

Search Wikipedia در میان مقاله‌ها از ویکی‌پدیا
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار