علیرضا افتخاری

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

علی‌رضا افتخاری (۳۰ مارس ۱۹۵۸، اصفهان) خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی است.

گفتاوردها[ویرایش]

  • «دیدن دستان پینه بستهٔ کارگران، دلم را به شوق می‌آورد. خوردن چای با مردمی که هر چه ما هنرمندان داریم از آن هاست، روحیه‌ام را برای ارائه کارهایی تأثیرگذار خستگی ناپذیر می‌کند.»
  • «هنرمند را دیر می‌توان شناخت و احساسات او را یافت.»
  • «موسیقی کارایی یک علم، اندیشه و عشق را دارد. یک شعر و موسیقی می‌تواند یک کشور را به سوی دین، عشق و اخلاق هدایت کند و انسان آهن‌گونه را مبدل به طلا کند.»
  • «مربیانم می‌گفتند که اگر تلاش کنم، در کشتی به جایی خواهم رسید، اما باید بین کشتی و موسیقی یکی را انتخاب می‌کردم… نمی‌توانستم هر دو را در یک زمان انتخاب می‌کردم، این شد که موسیقی را فراگرفتم..»
  • «اگر عشق، زیبایی، تاریخ، رنج، نبرد، عشق، سازش، آسایش، پاک‌بازی، جانبازی، خط و خون، شعر، عرفان، داریم پس موسیقی هم داریم، اگر آن چند قطب را یافتیم، روح سرزمین را یافتیم، که آن هنر است.»
  • «کار با جوانان، انگیزه مرا قوی می‌سازد، همان‌طور که روز و روزگاری دلم می‌خواست من هم با آدم‌هایی کار کنم، که قدری بیشتر کار کرده‌اند.»
  • «یک هنرمند خوب و با انصاف، شهرتش را با مردم تقسیم می‌کند، یک هنرمند خوب مثل یک ستاره است، اگر او را ندیده‌اند، باز می‌بینید که سرجایش است.»
  • «در مورد کار موسیقی به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده‌ام که برای تمامی قشرها از گدای کوی و برزن بگیر تا افراد شاخص، مؤثر و تأثیرگذار باشم…»
  • «بقول ارسطو: " زندگی بدون شادی درست نیست "، شادی و سلامتی را برای همه مردم خواهانم و اینکه هرکس شاد و خوشحال و زنده باشد، شاد برای زندگی کردن.»
  • «هنر جلوه‌گاه زیبایی است و هنرمند آفریدگار زیبایی… هنر روح سرزمین است»
  • «از بودن میان مردم حس و حال می‌گیرم زندگی صحنه اپراست هنرمندی که از اجتماع تأثیر نپذیرد اجتماع هم او را نمی‌پذیرد.»
  • «من از بودن در میان مردم حس و حال می‌گیرم. معمولاً به قهوه‌خانه‌های پایین شهر نظیر نازی‌آباد می‌روم. لبخند مردم به من انرژی دو چندان می‌دهد.»
  • «من در برنامه‌ای به رسم ادب به رئیس‌جمهور عزیزمان ادای احترام کردم. از آن زمان به بعد، من و خانواده‌ام به وسیله تماسهای تلفنی مورد اذیت و آزار قرار گرفتم. هانتهایی که به خودم شد را می‌بخشم اما اهانتهایی که به دخترم در دانشگاه صورت گرفت را به هیچ عنوان نمی‌بخشم.»
  • «در دانشگاه موهای دختر مرا کشیده‌اند و به وی توهین کرده‌اند در حالی که او یک استاد دانشگاه است.»
  • «یک کاست در سال! چرا؟ شما باید از یک خواننده در سال یک کاست گوش کنی؟ کی آقا (خواننده) میخواد شروع کنه به بخونه؟»
  • «زندگی زیر و بم‌های بسیار دارد؛ تا جایی که گاه آدم با خودش می‌گوید، بهتر است کنار برود قبل از اینکه کسی او را کنار بگذارد. البته من جای کسی را تنگ نکرده‌ام، اما جوانان ما هم حقی دارند و باید خودشان را نشان بدهند.»
  • «از هر ترانه‌ای که پشیمان شدم، گُل کرد؛ مثلاً «یاد استاد» را می‌خواستم پاک کنم، اما مورد استقبال قرار گرفت. حتی برای ترانه «مستانه» گفتم دو ترانه دیگر می‌خوانم، اما ناشر آن را خرید.»
  • «کارهایی که اساتید بزرگ برای من ساختند، شاید پایین‌ترین تیراژ را پیدا کرد!»
  • «۵۵/۵/۵ با دختر دایی‌ام ازدواج کردم»
  • «از همسرم عذر خواهی می‌کنم که زمان‌هایی که باید کنارش باشم، در استودیو بوده و هستم.»
  • «همیشه می‌خواستم یک رئیس‌جمهور را بغل کنم و ببینم چه حسی دارد. بعد از اجرایی که داشتم، همدیگر را بغل کردیم ولی حواشی خاصی ایجاد شد و به من گفتند چرا بغلش کردی؟!»
  • «آقای احمدی‌نژاد فوتبال بازی کرد، با خیلی‌ها روبوسی کرد و با هنرمندان بسیاری دیدار داشت، اما نمی‌دانم چرا قرعه به نام من افتاد! من هیچ وقت ادعایی در کارم نداشتم؛ فقط دوست دارم در فضای حرفه‌ای کار به یکدیگر احترام بگذاریم. بعد از آن حواشی حتی یک نفر هم احوال من را نپرسید. حتی به من گفتند رانت گرفتی. من هیچ وقت از دولت پولی نگرفتم. از خدا می‌خواهم آن‌هایی که این حرف‌ها را می‌زنند، به راه راست هدایت کند.»
  • «دلم می‌خواهد بازیگر سنِ اپرا باشم نه تماشاگرش»
  • «دیگر نه خودم و نه هیچ‌کس دیگر نمی‌تواند آثاری چون نیلوفرانه، راز گل و سرو سیمین را اجرا کند.»
  • «ناشر از من می‌خواست تعداد تصانیفِ یک آلبوم بیش‌تر از تعداد آوازهایم باشد.»
  • «استاد شجریان دوست نداشت من سبک‌ام را عوض کنم.»
  • «کارهایی که به خاطر مسایل مالی انجام می‌شود، برگ سبز عشق را می‌خشکاند.»
  • «جناب عشق در کارها بسیار کارساز است.»
  • دربارهٔ نشریهٔ همشری جوان: «یک عده‌ای بی غم دور هم جمع شدند و این مجله را ساختند و هر چه می‌خواهند از طریق مکتوبات و کاریکاتورها به من و امثال من نسبت می‌دهند. آخر آنها تحت چه قواعدی این شوخی‌ها را می‌کنند من خوشم نمی اید که یک عده جوان بر من لباس آمریکایی و شعبده بازی می‌پوشانند مگر من شعبده باز هستم ؟ .... من اگر در زمان رسول خدا بودم، شکایت پیش رسول خدا می‌بردم…»
    • در پاسخ به اقدام مجله همشهری جوان در چاپ کاریکاتور منتسب به افتخاری، ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹

دربارهٔ او[ویرایش]

  • «امروزه می‌بینم خوانندهٔ جوان و خوبی مانند آقای علیرضا افتخاری وجود دارد و صدای خوبی هم دارد که همیشه چوب لای چرخش می‌گذارند و گاهی او را سیاسی می‌دانند. او اگر اهل سیاست بود که خواننده نمی‌شد مثلاً می‌رفت وکیل مجلس می‌شد یا سیاستمدار. این نسل باید موسیقی مملکت را نگاه دارند.
  • «اگر من صدای افتخاری را داشتم، دنیا را فتح می‌کردم.»
    «افتخاری، تنها ستاره‌ای است که در بعد از انقلاب ظهور کرده‌است.»
  • سهراب پورناظری «حنجره ای استثنایی، تسلط بر کلام، رنگ زیبای صدا، تحریرهای دندانه دار و شفاف»، همه اینها توانایی‌های کم‌نظیر علیرضا افتخاری است؛ خواننده ای که از مکتب اصفهان و تاج برآمده و در عرصه خوانندگی ایران خوش درخشیده‌است. قدرت صدای او و ریاضت‌هایی که در راه ساختن این حنجره متحمل شد، بر کمتر کارشناس و موسیقی دانی پوشیده‌است؛ نگاه من به آثار قبل از دهه ۸۰ ایشان است که الحق و الانصاف جزء کارهای درخشان موسیقی ایران در آن دوره زمانی است. «علیرضا افتخاری»، می‌توانست به پرچم دار آواز ایرانی بعد از استاد شجریان تبدیل شود که کم دقتی در انتخاب آثار منتشرشده بعد از دهه ۸۰ و حفظ نکردن آمادگی صدا و حنجره در این دوره، از این مهم جلوگیری کرد.»
  • «تا صد سال آینده فکر نمی‌کنم خواننده ای مثل افتخاری پدید بیاید.»
  • «علیرضا افتخاری بی شک یکی از بهترین و با استعدادترین خوانندگان ماست. علیرضا افتخاری، از آن دسته هنرمندانی است که در این وضعیت کاری، همیشه کار کرده؛ هر چند روند رو به بالا و پایینی داشته‌است. در این رفت و برگشتی که علیرضا افتخاری میان موسیقی سنتی و پاپ داشت، خیلی از طرفدارانش را از دست داد.»
  • «یکی از صداهایی که بعد از انقلاب مطرح بوده صدای علیرضا افتخاری است. این صدا، صدای ممتازی بوده و خواهد بود.
  • «صدای او زیباترین صدایی است که در موسیقی ایران وجود دارد.»
  • «کسی که می‌توانست در آواز ایران جریان‌ساز باشد، اما راه دیگری را انتخاب کرد. از خلاقیت‌هایی که در صدایش دارد خیلی چیزها یادگرفته‌ام.»
  • «بی‌اغراق می‌گویم که صدای آقای افتخاری یکی از صداهای بسیار استثنایی‌ست که موسیقی ما به خودش دیده. صدای ایشان بسیار دلنشین است و تحریرها و ویبره‌های بسیار خوبی دارد. او خواننده‌ای بسیار توانمند و قدرتمند است. در استودیو آنچه که می‌گفتم را فوری می‌گرفت و اجرا می‌کرد. در کل انسان بسیار باهوشی است.»
  • «شما اگر به کارهای آقای افتخاری دقت کنید، می‌بینید که طوری شعر را خوانده که امکان ندارد شما متوجه حتی یک واژه نشوید و می‌توانید تک‌تک ابیات را بشنوید و یادداشت کنید و در آن‌ها یک‌کلام فالش نمی‌شنوید. پس از انقلاب کسی مانند آقای علیرضا افتخاری ترانه نمی‌تواند بخواند. نوعی زیبایی در صدای آقای افتخاری وجود دارد که من در صدای خوانندگان دیگر نمی‌بینم.»
  • «یک روز به خانهٔ آقای حسن کسائی رفته بودم که با او بر سر تاج بحثم شد. به کسائی گفتم تنها خوانندهٔ خوبی که اصفهان تحویل مردم داد و مردم او را قبول کردند، آقای افتخاری بود. افتخاری به مراتب از تاج زیباتر می‌خواند. البته اگر از خودش بپرسید، می‌گوید «من شاگرد تاج بودم» در صورتی که به سن او نمی‌خورد.»
  • «یکی از صادقانه‌ترین برنامه‌های دورهمی گفتگو با علیرضا افتخاری بود. این هنرمند بی شیله پیله ظاهر شد و بی ادعا اونقدر که بی واهمه چند بار در میانه گفتگو به زیر آواز زد و نترسید از اینکه صدایش بدون آهنگ آن جذابیت لازم را نداشته باشد عشق در صدایش موج می‌زد و خبری از تبختر و خودنمایی نبود او باید کلاس درسی باشد برای بسیاری از هنرمندان سیاستمداران و ورزشکاران خودنما خودشیفته و مغرور که فقط ادای تواضع را درمی‌آورند.»
  • «همه ما عاشق صدای شما هستیم/همهٔ ما شما را دوست داریم قدر کارهای شما را در موسیقی ایران می‌دانیم.»

منابع[ویرایش]

  • پایگاه مجازی-اینترنتی استاد علیرضا افتخاری

پیوند به‌بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ