زنان در ایران

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«زنان در ایران» موضوعی است که درباره تاریخ، سهم، وظیفه و نقش زنان ایرانی بحث می‌کند. در این صفحه نقل‌قول‌هایی از افراد سرشناس دربارهٔ زن ایرانی به عنوان موضوع اصلی گفتار، گردآمده است.

گفتاوردها[ویرایش]

نرگس آبیار[ویرایش]

  • من فمنیست نیستیم و خیلی اعتقادی به این جریان ندارم اما معتقدم که در همه دنیا، به غیر از تاریخ باستان، یک مرد سالاری حاکم است و فقط مختص ایران هم نبوده‌است، در دنیا چند سیاستمدار زن داریم؟! قدری اوضاع نسبت به گذشته بهتر شده‌است اما همچنان مرد سالاری وجود دارد و باید اتفاق و تجدیدنظری نسبت به این جریان بیافتد تا حقوق زنان با مردان مساوی شود چون زنان پا به پای مردان کار می‌کنند و مؤثر هستند اما همیشه نادیده گرفته می‌شوند.
    • ۱۴ نوامبر ۲۰۱۶/ ۲۴ آبان ۱۳۹۵؛ مصاحبه با «ایسکانیوز»[۱]
  • من معتقدم کار کردن یک خانم در جامعه ما خیلی سخت‌تر از کار کردن یک مرد است. من فمینست نیستم اما کماکان حس می‌کنم جامعه ما جامعه مردسالاری است و ما نمی‌توانیم آن را انکار کنیم. البته نه اینکه این ویژگی فقط مختص جامعه ما باشد نه، همه دنیا مرد سالار است.
  • … یک زن باید چندین برابر یک مرد تلاش کند تا خودش را ثابت کند و این شرایطی است که بر فعالیت تمام زنان دنیا حاکم است. ولی وقتی موفقیت‌های زنان را در هر حوزه‌ای می‌بینم سر تعظیم فرود می‌آورم…
    • ۲ دسامبر ۲۰۱۶/ ۱۲ آذر ۱۳۹۵؛ مصاحبه با پایگاه «انتخاب»[۲]

فرزانه اسعدی[ویرایش]

  • افتخار می‌کنم که یک زن هستم و با تمام توانم تلاش می‌کنم، نمایندهٔ خوبی برای زنان ایرانی باشم و نشان دهم که آنها چقدر قدرتمند و توانمندند.
  • چرا فکر می‌کنند زنان توانایی اندکی دارند. به زنان عشایر نگاه کنید تا متوجه توانایی و قدرت زنان شوید!
    • ۲۸ نوامبر ۲۰۱۸/ ۷ آذر ۱۳۹۷؛ مصاحبه با پایگاه «انتخاب»[۳]

محمدعلی اسلامی ندوشن[ویرایش]

  • ایران کشوری مردسالار بوده‌است و آنچه هست از زبان مردان بیان شده‌است و درتمام آثار ادبی، زن و زیبایی و جمال او و نیز مسئله مادری و آفرینش و بقای نسل توسط او، مورد توجه ادبیات و هنر جهانی بوده‌است.
  • نباید فراموش کرد که زن، زن است و مرد، مرد و هیچ‌کدام نمی‌توانند بجای دیگری بنشینند بلکه هر دو باید به حقوق انسانی خود دست یابند و زنان ایرانی فراتر از این باید مراقب باشند که بنام دست‌یابی به حقوق خود در عرصه پر خطر صنعت و تجارت مورد سوءاستفاده سیاسی و بهره‌کشی اقتصادی قرار نگیرند، چنان‌که در جوامع غربی چنین شده‌است.
  • اعتدال باید رعایت شود؛ زن نه باید ضعیفه باشد و نه مرد صفت، بلکه باید وجه انسانی شخصیت خویش را تقویت و متجلی کند تا به جایگاه حقوقی متناسبی دست یابد.
  • زن و مرد هر دو باید به حقوق و قانون و عرفی متناسب دست یابند و از آن بهره‌مند شوند.
    • ۲۷ مه ۲۰۰۴/ ۷ خرداد ۱۳۸۳، دومین جلسه از «سخنرانی‌های علمی انجمن زنان پژوهشگر»[۴]
  • زن به‌طور کلّی در متن زندگی و متنِ فکرِ من همیشه بوده‌است. قابل انکار نیست که زن طیّ تاریخ تا چه اندازه، ادبیّات و تمدّن را رنگ و جلا داده‌است. من به هیچ وجه مُنکر برابری زن و مرد نیستم. هر دو انسان هستند، منتها هر یک گوشه‌ای از کار را در دست دارد. امّا داشتن حقوق برابر، به معنای داشتن وظیفهٔ برابر نیست. این حُکم آفرینش است که زن و مرد، در مواردی وظایف متفاوت برعهده داشته باشند و جلوه‌های متفاوت از خود بُروز دهند. من هر جا حرفِ زن به میان آورده‌ام، این تفاوت را خواسته‌ام بگویم، که علم زیست‌شناسی هم آن را تأیید می‌کند.
  • اگر ریاکاری و شعار را کنار بگذاریم، به این عُمق قضیّه می‌رسیم که زن بر حسب ساختمان وجودی خود همیشه طالب آن است که زن بماند، «زنیّتش» ملحوظ و مأمون بماند. این در رأس همة حقوقِ دیگر قرار دارد.
  • زنانِ ایران در دوران بعد از انقلاب، متانت و شخصیّت خود را خیلی بهتر نشان دادند. موقعیّتی بود برای باز شناختِ خود و بازیافت خود. آن لعاب تجدّد عارضی کنار رفت، و زن ایرانی آن گونه که فرهنگِ دیرینهٔ این کشور ایجاب می‌کرد، استواری خود را به آزمایش گذارد و در برابر آنچه باید بایستد ایستاد، و بیشتر از مردها استحکام از خود نشان داد.
  • زن حاضرترین عُنصر در عالم هُنر بشری بوده. از این رو که اغلب ایجاد کنندگان اثر، مرد بوده‌اند.
    • «از زندگی بگوییم»، بخش چهارم[۵]

نعیمه اشراقی[ویرایش]

  • به نظر من جامعه با امکان نقش‌آفرینی دو بال به سوی قلّهٔ بلند توفیق می‌تواند پرواز کند که یکی از این دو بال اعتلا و رفعت زن است و آن دیگری مرد.
  • زنان باید برای استیفای حقوقشان هم تلاش کنند و هم از کشیده‌شدن به انحرافات اجتناب ورزند.
    • ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۳/ ۶ مرداد ۱۳۹۲؛ مصاحبه با روزنامهٔ «شرق»[۶]

پروین اعتصامی[ویرایش]

  • پستی نسوان ایران جمله از بی‌دانشی است// مرد یا زن، برتری و رتبت از دانستن است.

مهناز افخمی[ویرایش]

  • باید درک کنیم که زنان هم در شکل‌دادن به فرهنگ، حفظ آن و انتقال به نسل آینده نقش مهمی دارند. از آنجا که فرهنگ پدرسالاری بر جامعه حاکم بوده‌است، زنان نیز این فرهنگ را برای خود درونی کرده‌اند، بنابراین برای تغییر این وضعیت، باید همه با هم عوض شویم و البته ما زنان باید در این زمینه پیشرو باشیم و یاد بگیریم که به خودمان، به قدرت تشخیص، هوش و تفکر خودمان اعتقاد داشته باشیم.
    • ۱۷ مارس ۲۰۰۸/ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶، پرسش و پاسخ «حقوق زنان» رادیو فردا، بخش اول[۷]
  • وضعیت تاریخی زن قبل از اسلام و بعد از آن کمک زیادی به ما نمی‌کند. تاریخ در زمینهٔ تغییر وضعیت زنان نقش اساسی داشته‌است و در طول تاریخ، پیشرفت آگاهی‌ها، امکانات، توسعهٔ علم، توسعه اقتصادی و اجتماعی سیاسی، همه بر روی جداسازی تاریخی مرسوم بین زن و مرد تأثیر گذاشته‌است. بازگشتن به گذشته دوردست، برای بهبود وضع زن مفید نیست، مهم این است که دوران مدرن و تاریخ معاصر در تجهیز جامعهٔ مدنی به خصوص تجهیز زنان نقش اساسی داشته‌است.
  • من اعتقاد دارم زنان ایران با شهامت و شجاعت جنبش خود را ادامه می‌دهند، ولی به دلیل شرایط قانونی و حقوقی که به آنها تحمیل شده، وضعیتشان از همیشه عقب‌تر است.
    • ۱۷ مارس ۲۰۰۸/ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶، پرسش و پاسخ «حقوق زنان» رادیو فردا، بخش چهارم[۸]
  • اگر می‌خواهیم که صد در صد با سوادی در مملکت باشد، اگر می‌خواهیم که کارگر حرفه‌ای کارا داشته باشیم، اگر می‌خواهیم که مردم در توسعه شریک باشند و مسایل دیگر، باید به زنان توجه کنیم چرا که نصف جمعیت زنان هستند و این نصف جمعیت نیمه‌ای است که نیمه دیگر را آموزش می‌دهد.
  • در سطح حقوق و قوانین، ایران یکی از عقب افتاده‌ترین ممالکی است که وجود دارد و از نظر فشارهایی که بر زنان وارد می‌شود و محدودیت‌هایی که وجود دارد، بیشترین محدودیت را دارند، ولی از نظر نقش زنان به عنوان فرد یا به عنوان گروه‌هایی که مستقل از این شرایط سعی می‌کنند، یکی از پیشرفته ترین‌ها هستند. البته باید بگویم زنان فعال ایران، الان خیلی بهتر از روشنفکران و محققینی که در خارج کار می‌کنند یا در گذشته فعال بودند، تاریخ خود را درک می‌کنند و به آن نظر مثبت دارند.
    • ۲۶ ژانویه ۲۰۱۰/ ۶ بهمن ۱۳۸۸، مصاحبه با «بی‌بی‌سی فارسی»[۹]

رضا براهنی[ویرایش]

  • زن ایرانی تا به امروز به اجبار در چارچوب «تاریخ مُذّکر» عمل کرده‌است…
    • «در انقلاب ایران چه شده‌است و چه خواهد شد»، مقالۀ «انقلاب ایران را چگونه می‌بینم»، ۲۸ بهمن ۱۳۵۶/ ۱۷ فوریه ۱۹۷۸[۱۰]
  • گرفتاری زن ایرانی در این است که فرهنگ گذشته‌اش فرهنگی است مذّکر، وفرهنگی که از غرب به ایران وارد می‌شود و بخورد مردان و زنان به‌طور یکسان داده می‌شود، سطحی‌ترین نوع فرهنگ است که می‌تواند وجود داشته باشد. بدین ترتیب برای زن ایرانی فقط یک راه می‌ماند، و آن راه رادیکالیزاسیون از طریق درگیری کامل در نهضت‌های اجتماعی است.
    • «در انقلاب ایران چه شده‌است و چه خواهد شد»، مقالۀ «انقلاب ایران را چگونه می‌بینم»، ۲۸ بهمن ۱۳۵۶/ ۱۷ فوریه ۱۹۷۸ [۱۰][۱۰]
  • کاسه کوزهٔ اسارت زن ایرانی را تنها بر سر مُلایان نباید شکست. زن باید از بردگی مادی مرد نجات پیدا کند، در خانواده، در جامعه، در تاریخ، و در همه جا. زن باید استقلال کامل داشته باشد، از نظر جسمانی، و از نظر فکری؛ و از کلیهٔ تسلط‌های جبری مرد رهایی پیدا کند. زن با معیار مرد نمی‌تواند آزاد باشد. به دلیل اینکه بخش اعظم اسارت‌های زن، دقیقاً به دلیل تحمیلات مرد است.
    • «در انقلاب ایران چه شده‌است و چه خواهد شد»، مقالۀ «چه شده‌است و چه خواهد شد»، ۲۱ آذر ۱۳۵۷/ ۱۲ دسامبر ۱۹۷۸ [۱۰]
  • تاریخ ما، به شهادت خودش، در طول قرون، به‌ویژه پیش از مشروطیت، تاریخی مذکر بوده‌است؛ یعنی تاریخی بوده‌است که همیشه مرد، ماجراهای مردانه، زور و ستم‌ها و عدل و عطوفت‌های مردانه، نیکی‌ها و بدی‌ها، محبت‌ها و پلشتی‌های مردانه بر آن حاکم بوده‌است. زن اجازهٔ نقش‌آفرینی نیافته‌است به همین دلیل از عوامل مؤنث در این تاریخی چندان خبری نیست.
  • و حقیقت این است که زن ایرانی در گذشته، عملاً وجود خارجی نداشته‌است و اگر وجود خارجی داشته، وجودی مخفی، مرموز، عقب‌نگهداشته شده و مردزده بوده‌است. سیادت تاریخی مرد، زن را تنها به عنوان یک انسان درجه دو، انسانی شیئی‌شده و از انسانیت افتاده، خواسته‌است، طوری که گویی او حتی حاضر و ناظر بر جریان‌های تاریخی هم نمی‌توانسته‌است باشد، چه رسد به اینکه مثل زینب اعراب با نطق و بیانش مجلس یزید را به لرزه درآورد، یا مثل ژاندارک، عصیان را به وحی و الهام درآمیزد… ویا مثل الیزابت اول، دل شیر پیدا کند و سلیح رزم بپوشد…
  • تاریخ ایران، تمام توجه خود را متوجه تجلیل از مرد یا کوبیدن او کرده بود و معلوم است که تاریخی که بر آن عطوفت و محبت و زیبایی و شکوفایی زن حاکم نباشد، تاریخی که در آن نقش صحیح و درست و زیبا از انگشت‌های زن نباشد، تاریخی ظالم و قاهر و فاجر خواهد بود…
  • و تاریخ گذشتهٔ ایران واقعًا تاریخی ظالم و مذکر است، تاریخی است که در بستر عطوفت زنانه، هرگز جاری نشده‌است.
  • فرهنگ ایران نیز، اگر نه همیشه مذکر، لااقل در اغلب موارد مذکر، و بعد در دوران‌های خاصی خنثی بوده‌است.
  • فرهنگ ایران، فرهنگ مردان است. به وسیلهٔ مردان و برای مردان ساخته شده‌است؛ و به همین دلیل است که زن امروز ایرانی از لحاظ فرهنگی وابسته‌تر از مرد ایرانی است.
  • … اگر مرد امروز ایرانی، از فرهنگی ناقص بهره گرفته باشد و تا حدودی در عصر بی‌رشتگی فرهنگی، نوعی ریشه یافته باشد، زن ایرانی، در اغلب موارد، از نظر ایرانی بودن، بی‌ریشه و بی‌فرهنگ می‌ماند. فرهنگ بومی ما، زن ایرانی را، بی‌ریشه بار می‌آورد، به دلیل اینکه زن ایرانی در گذشته فرهنگ نداشته‌است و اکنون فقط از فرهنگ مردان ایرانی می‌توان استفاده کند، و هم از این رو پس از باز شدن دروازه‌های غرب به روی ایران، چشم‌بسته مبهوت جلوه‌های زنان غربی شده‌است؛ و از آنجا که این جلوه‌ها، نه صورت بومی داشته‌اند و نه به این زودی صورت بومی پیدا خواهند کرد، زن ایرانی، هر روز بی‌فرهنگ‌تر از روز پیش خواهد شد؛ به دلیل اینکه از اصالت یک فرهنگ بومی برای زن ایرانی چندان خبری نیست.
    • «تاریخ مذکر»، «بخش ۲» [۱۱]

فرح پهلوی[ویرایش]

  • من به آزادمنشی زنان کشورمان افتخار و شجاعت و شهامتشان را تحسین می‌کنم و مادرانه برایشان آرزوی ایرانی آزاد و آباد دارم.
    • ۱۰ اوت ۲۰۱۹/ ۱۹ مرداد ۱۳۹۸؛ «پیام همدردی»[۱۲]

محمد خاتمی[ویرایش]

  • «همه می‌دانیم که از زن زیاد تجلیل کرده‌اند و کلمات ستایش‌آمیزِ فراوانی دربارهٔ او گفته‌اند… تجلیلِ واقعی از زنان این است که برای بهبودِ زندگی آنان راهکارهای مناسب را بیابیم و با کمکِ خودِ آنان، آن راهکارها را عملی کنیم.
    • ۱۸ اکتبر ۱۹۹۷/ ۲۶ مهر ۱۳۷۶؛ سخنرانی به مناسبت سالروز میلاد فاطمهٔ زهرا، استادیوم شهید شیرودی تهران[۱۳]
  • اگر ما برای انسان -اعم از زن و مرد- رشد را در همهٔ ابعاد بخواهیم -از توسعهٔ اجتماعی گرفته تا رشد عقلی، اخلاقی، مهارتی و… - و زن و مرد را در رسیدن به رشد مساوی بدانیم - که می‌دانیم - و غرض آفرینش را این بدانیم که انسان‌ها رشید شوند و کار پیامبران بلاغ بوده و ما در سایه ابلاغ آنها باید از لحاظ رشد اخلاقی، اجتماعی، مدیریتی و… رشد کنیم، باید بدانیم که این هدف در «جمع» تحقق می‌یابد.
  • زنان در زمینه لطافت روح از مردان قوی تر هستند و مردان هم در کارهای عملی قوی تر هستند؛ آیا نیاز مهم ما حاکم شدن این روحیه عاطفی بر جهان نیست؟ آیا جهان امروز نیازمند روحیه زنانه برای دفع خشونت و ایجاد صلح و همزیستی نیست؟ اتفاقاً حضور زنان در مدیریتها و مسئولیت‌ها می‌تواند زندگی بشر را لطیف و مهربانانه تر کند…
    • ۲۸ آوریل ۲۰۱۴/ ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳؛ سخنرانی به مناسبت سالروز میلاد فاطمهٔ زهرا، در دیدار جمعی از اعضای مجمع زنان اصلاح‌طلب[۱۴]

روح‌الله خمینی[ویرایش]

  • زنان در انتخاب فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین آزادند؛ و تجربهٔ کنونی فعالیت‌های ضد رژیم شاه نشان داده‌است که زنان بیش از پیش آزادی خود را در پوششی که اسلام می‌گوید یافته‌اند.[۱۵]
  • وظیفهٔ زن‌ها انسان‌سازی است. اگر زن‌های انسان‌ساز از ملت‌ها گرفته بشود، ملت‌ها شکست خواهند خورد. زن‌ها هستند که ملت‌ها را تقویت و شجاع می‌کنند… زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد.»
    • ۱۳/۱۲/۱۳۵۷، سخنرانی در قم، مدرسهٔ فیضیه، منبع:صحیفه امام خمینی، جلد ۶
  • همان طوری که مرد باید از فساد اجتناب کند، زن هم باید از فساد اجتناب کند. زن‌ها نباید ملعبهٔ دست جوان‌های هرزه بشوند. زن‌ها نباید مقام خودشان را منحط کنند و خدای ناخواسته بَزَک کرده بیرون بیایند و در انظار مردم فاسد قرار بگیرند. زن‌ها باید انسان باشند و تقوا داشته باشند. زنها مقام آن‌ها کرامت دارند و اختیار دارند؛ همان طوری که مردها اختیار دارند.
    • ۱۳/۱۲/۱۳۵۷، سخنرانی در قم، مدرسهٔ فیضیه، منبع:صحیفه امام خمینی، جلد ۶

حسن روحانی[ویرایش]

  • برخی فکر می‌کنند به محض این که زن از در خانه خارج شد عرش اخلاق و عفت عمومی به لرزه درآمده است، چرا این‌چنین می‌اندیشند؟ زنان خود پاسدار عفت جامعه هستند. امروز زنان ما در تمام صحنه‌ها با وقار، با کرامت، با شخصیت و با عفاف همانند مردان فعالیت می‌کنند. زنان باید دارای فرصت برابر، مصونیت برابر و حقوق اجتماعی برابر باشند. [۱۶]
  • ما طبق معیارهای اصیل اسلامی، نه مرد را جنس اول می‌دانیم و نه زن را جنس دوم. زن و مرد را در برابر یکدیگر نمی‌بینیم، زنان در کنار مردان و هر دوی آنها عین هم و مانند هم دارای مقام و کرامت انسانی هستند. نه زن برتر است و نه مرد بالاتر. نه این فرودست و نه آن فرادست است. نه این دون است و نه آن عالی است. هر دو من نفس واحده هستند.[۱۷]
  • هنوز این فکر غلط اسراییلیات در جامعه ما هست، عده‌ای زن را به عنوان عروسک تلقی می‌کنند که بسیار غلط است و عده‌ای هم مظهر حرکت شیطانی تلقی می‌کنند وتمام مشکلات را به زنان برمی‌گردانند.[۱۸]
  • ایجاد امنیت اخلاقی و اجتماعی با ایجاد دلهره در دل دختران، شایسته انقلاب اسلامی و ایران نیست.[۱۹]

زهرا رهنورد[ویرایش]

  • زن‌ها پیشتازتر از قوانین هستند. زن‌ها خدمات بیشتری به جمهوری اسلامی می‌دهند، تا جمهوری اسلامی به زنان.
  • اسلام به زن به چشم شخصیت درجهٔ دوم نگاه نمی‌کند. ما باید تکلیف خودمان را در این رابطه مشخص کنیم. اسلام با ارایه چند الگوی برجسته در تاریخ دینی - سیاسی ۱۴۰۰ سالهٔ خود که در اوج این الگوها خدیجه (س) و حضرت زهرا (س) قرار دارند نشان داده‌است که نگاهش به زن، نگاه درجهٔ دوم نیست، بلکه یک نگاه صددرصد ارزشی است… زن در وضعیت تاریخی کشور ما، شخصیت درجه ۲ است. این نشانگر پارامترها و متغیرهای مداخله‌گری همچون عناصر سیاسی، تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و عرفهای سنتی ایستا و ناپویاست.
    • ۲۱ مه ۲۰۰۰/ ۱ خرداد ۱۳۷۹؛ در نشست کمیسیون جبهه مشارکت[۲۰]

زهرا شجاعی[ویرایش]

  • یک قشری از زنان با ایجاد راه سومی می‌خواهند به دنیا و جامعه جایگاه واقعی خودشان را نشان بدهند. راه سوم یعنی این زنان نه در بند سنتهای غلط اجتماعی و قومی و یا ملی که در اغلب کشورهای جهان سوم وجود دارد هستند و نه معتقد به افراط گری و بی بند و باری غرب… این زنان می‌خواهند در تمام دنیا و جهان به عنوان نمونه و الگو مطرح باشند و توانسته‌اند یک جمع‌بندی بین مسؤولیت اجتماعی و مسؤولیت خانوادگی خودشان انجام بدهند و بین این دو رسالت به گونه‌ای تفاهم و آشتی برقرار کنند که هیچ‌کدام فدای دیگری نشود؛ نه خانه فدای اجتماع و نه اجتماع قربانی خانه.[۲۱]
  • حرف ما این است که هیچ زنی نباید به صرف زن بودن از هیچ حقی و از قرار گرفتن در هیچ پستی، از پست‌های ساده اداری گرفته تا پست‌های مهم و اجرایی محروم شود.[۲۲]

محمدرضا عارف[ویرایش]

  • زنان، شکوفاکنندگان حیات بشری هستند؛ و مادران زیباترین تجلّی محّبت و حمایت خداوند… مگر نه این است که شهیدان، در دامان مادران خود پرورش یافته‌اند و با پشتیبانی خواهران و همسران خود به جبهه‌ها رفته‌اند. مگر نه این است که بسیاری از افراد موفق در توضیح و توجیه موفقیت خود بعد از خدواند به مادران و پدران خود اشاره می‌کنند. بی‌توجهی به زنان، یعنی نادیده گرفتن نیمی از جامعه.[۲۳]

شیرین عبادی[ویرایش]

  • این که زنان و مردان در جامعه ما از شرایط یکسان برخوردار نیستند، نباید باعث آشفته شدن عده‌ای شود و آنها را بر آن دارد که انواع تهمت‌ها را به مدافعان حقوق زن بزنند.
    • ۸ فوریه ۲۰۰۰/ ۱۹ بهمن ۱۳۷۸؛ سمینار نقد جنبش اصلاح‌طلبی و زنان، دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی، تهران[۲۴]
  • وضعیت زنان در ایران مساعد نیست. این یک واقعیت است و ما وضعیت حقوقی نامناسبی داریم، حال باید دید برای تغییر این وضعیت چه باید کرد. برای این امر ابتدا باید دشمن و اسلحه او را شناخت و بعد سعی در خلع سلاح کردن او نمود یا حداقل با همان اسلحه به مبارزه با او پرداخت.
  • آنچه دشمن حقوق زن است فرهنگ مرد سالاری است. این فرهنگ مردسالار دشمن حقوق زن است. این فرهنگ این شرافت را هم ندارد که صادقانه اعتراف کند که مردانه حکم می‌کند.
  • باید یک بار دیگر به حقوق اسلامی مراجعه و ثابت کرد آنچه عده‌ای می‌گویند اسلام نیست. قواعد فقهی از ۴ منبع قرآن، سنت، اجماع و عقل منبعث است. در قرآن که قواعد، بسیار اندک و محدود است و بیشتر قواعد ما در سنت و اجماع است. عقل هم که فراموش شده‌است، در مورد سنت هم باید دید کدام سنت می‌تواند منشأ قواعد فقهی باشد که پاسخ، سنتی است که حضرت رسول (ص) و ائمه در مقام انشاء قاعده فرموده‌اند.
  • باید مذهب را خوب بشناسیم و خود را به دانش اسلامی، مجهز کنیم تا مشکلات مختلف در رابطه با زنان رفع شود.
    • ۲ دسامبر ۲۰۰۲/ ۱۱ آذر ۱۳۸۱؛ نشست «اتحادیه اروپا و مسایل حقوق بشر و حقوق زن»، انجمن روزنامه نگاران زن ایران[۲۵]
  • زنان نیمی از جمعیت هر کشوری هستند، نادیده گرفتن آنان و محروم کردن زنان از مشارکت فعّال در حیات سیاسی - اجتماعی - اقتصادی و فرهنگی، به واقع محروم کردن کلّ هر جامعه‌ای است از نیمی از توانایی خود.
  • نمی‌توان با تا ابد با فرهنگی مردسالار به وضعیّت تبعیض‌آمیز زنان به ویژه در کشورهای اسلامی ادامه داد.
  • وضعیّت تعبیض‌آمیز زنان در کشورهای اسلامی هم، چه در زمنیهٔ حقوق مدنی و چه در قلمروی حقوق اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، ریشه در فرهنگ پدرسالار و مردسالار حاکم بر این جوامع دارد و نه دین اسلام؛ این فرهنگ همان گونه که برابری حقوقی زن و مرد و رهایی زن از سلطهٔ مرد (پدر، شوهر، برادر…) را باور ندارد، آزادی و دموکراسی را هم برنمی‌تابد، زیرا در موقعیّت تاریخی - سنتّی حاکمان و متولّیان آن فرهنگ به مخاطره می‌افتد.
    • ۱۰ دسامبر ۲۰۰۳/ ۱۹ آذر ۱۳۸۲؛ سخنرانی جایزهٔ صلح نوبل ۲۰۰۳[۲۶]
  • … وجود «فرهنگ پدرسالار» است که منشأ ظلم علیه اقشاری مانند کودکان و زنان در کشور ما شده‌است و همین فرهنگ همواره سخن می‌گوید. این فرهنگ تفسیر خود را از مذهب و هر ایدئولوژی به گونه‌ای بیان می‌کند که به نفع خودش است. این فرهنگ نه فقط برابری زن و مرد را برنمی‌تابد که اساساً با دموکراسی و برابری انسان‌ها مخالف است.
    • ۱۷ اوت ۲۰۰۴/ ۲۷ مرداد ۱۳۸۳، نشست اعضای کانون مدافعان حقوق بشر، تهران[۲۷]
  • در هر کشوری که زنان از وضعیت حقوقی مناسبی برخوردار نیستند، دمکراسی هم در آنجا رعایت نمی‌شود.
  • سرچشمه وضعیت زنان در کشورهای اسلامی در دین اسلام نیست چرا که اسلام دینی است که برابری زن و مرد را به رسمیت می‌شناسد. آنچه که سبب سلب حقوق زنان در کشورهای اسلامی شده، فرهنک مردسالاری است که این فرهنک دمکراسی را برنمی‌تابد چرا که برابری انسان‌ها را قبول ندارد.
    • ۲۲ نوامبر ۲۰۰۴/ ۲ آذر ۱۳۸۳، در دانشگاه سازمان ملل متحد درتوکیو، تحت عنوان «نقش زن در سازندگی کشور»[۲۸]
  • نمی‌توان سخن از دموکراسی گفت اما برای نیمی از جمعیت [زنان] حقوق نابرابری را متصور شد.
    • ۴ ژوئیه ۲۰۰۶/ ۱۳ تیر ۱۳۸۵؛ نشست حقوق بشر در ایران در محل سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی[۲۹]
  • زن بودن در ایران به دلیل قوانین موجود در این کشور آسان نیست؛ اما زیبایی زندگی در ایران در مبارزه با مشکلات زندگی به عنوان یک زن و در عین حال یک حقوق‌دان می‌باشد. اگر در کشوری غیر از ایران زندگی می‌کردم به اندازهٔ امروز، مغرور نبودم.
    • ۱۰ اکتبر ۲۰۰۳/ ۲۰ مهر ۱۳۸۲؛ مصاحبه با «خبرگزاری فرانسه»[۳۰]
  • … ما به برداشت صحیحی از اسلام نیاز داریم که فضای بیشتری را برای فعالیت زنان به وجود آورد. ما به اسلامی نیاز داریم که با دموکراسی مغایرت نداشته و نسبت به حقوق شخصی افراد احترام گذارد.
  • من معتقدم که این به فرد فرد زنان بستگی دارد که می‌خواهند حجاب داشته باشند یا نه.
    • ۱۹ اکتبر ۲۰۰۳/ ۲۷ مهر ۱۳۸۲، مصاحبه با «نیوزویک»[۳۱][۳۲]
  • مشکل بزرگ حقوق زن در ایران و به‌طور کلی در مشرق زمین نگاه مردانه و فرهنگ مردسالار است… مشکل ما نگاه مردانه به قوانین است.
  • من بر این اعتقادم که آنچه موجب ستم بر زن می‌شود، فرهنک مردسالار است و نه چیز دیگر. وقتی می‌گویم فرهنک مردسالار خطاب به جنس مذکر نیست، زیرا زنان، هر چند خود قربانیان این فرهنک هستند، اما در بازتولید این فرهنک نقش مؤثری دارند. بسیاری از مردان را دیده‌ام که آزادیخواه هستند اما زنان بسیاری هستند که مردسالارانه فکر می‌کنند. در حقیقت فرهنک مردسالاری ژن معیوبی است که از مادر به پسر به ارث می‌رسد، مانند بیماری هموفیلی که زن خود دچار آن نمی‌شود ولی آن را به فرزند پسر خود منتقل می‌کند. هر مرد زورگو سرانجام در دامن یک زن پرورش می‌یابد، بنابراین خطاب من به آقایان نیست، بلکه خطاب به حاملان فرهنگی هستند که برابری انسانها را قبول ندارند.
  • به عقیده من و استادان فن، اسلام دین برابری، دین عدالت‌خواهی و دین ظلم ستیزی است. فرهنک مردسالار ارتباطی با دین ندارد، اما بحث من این است که فرهنک مردسالار قرائت خود را از هر چیز و از جمله، از دین ارائه می‌کند. به عنوان مثال فرهنک مردسالار در علم روان‌شناسی می‌نویسد زنها احساساتی تر هستند، به علم پزشکی که می‌رسد می گوید قسمت خاکستری مغز مردان پیچیده‌تر است و مردان عاقلترند. اینها نظریه‌های مردسالارانه است و هیچگاه به اثبات نرسیده‌است. فرهنک مردسالار تفسیر خود را از مذهب و ایدئولوژی هم اینطور بیان می‌کند…
  • بسیار مهم است که ما چگونه از دین برداشت می‌کنیم. در حقیقت هر کسی از ظن خود شد یار من.
  • من به دنبال برابری انسانها هستم، نه برتری یک جنس بر جنس دیگر و مطمئن باشید که جنیست افراد هیچ وقت در کار من تأثیری نداشته‌است.
    • ۱۲ نوامبر ۲۰۰۳/ ۲۱ آبان ۱۳۸۲؛ مصاحبه با «ایرنا»[۳۳][۳۴]
  • ظلم کردن مردم به بهانه اسلام درست نیست. اسلام را باید طوری تفسیر کنیم و اجرا کنیم که ضوابط حقوق بشری قابلیت اجرا داشته باشد و می‌بینیم که اسلام هم مانند هر دین و ایدئولوژی دیگری تفسیرهای گوناگونی دارد… بنابراین سؤال این است که چرا باید اسلام به گونه ای تفسیر شود که زنان را بی حقوق بی انگاریم؟! صحبت سر این است که اگر در جای مردم به احزاب اسلامی رای دادند و آنها به قدرت رسیدند بایستی حاکمان اسلامی، اسلام را به گونه ای تفسیر کنند که ضوابط حقوق بشر قابلیت اجرا پیدا کند.
  • من به عنوان یک حقوقدان با وجود آنکه معتقدم هر زن باید آزاد باشد که نوع پوشش خود را خودش تعیین کند ولیکن چون بدون حجاب بودن در ایران جرم است اجباراً حجاب سر می‌کردم و وقتی که خارج از ایران بودم چون قانون ایران خارج از مرزها حاکمیت ندارد حجابم را برمی‌داشتم.
    • ۲۷ مه ۲۰۱۳/ ۶ خرداد ۱۳۹۲؛ مصاحبه با کامبیز حسینی، «کمپین حقوق بشر در ایران»[۳۵]

محسن قرائتی[ویرایش]

  • وظیفه اصلی زن، خانه‌داری، همسر داری، فرزندآوری و تربیت آن است و اگر می‌‏خواهد در عرصه اجتماع ظاهر شود با شرط پوشش و عدم تبرج در جامعه می‏‌تواند مانند مرد به عرصه اجتماع وارد شود. [۳۶][۳۷]

مریم کشاورز[ویرایش]

  • مردم (ایران) زنده هستند و فقط زندگی نمی‌کنند. هر طعم کوچک آزادی برای آن‌ها هزاران بار شیرین تر است. من به آن‌ها احترام می‌گذارم، به ویژه به زنان. زنان ایرانی بسیار قدرتمند و شجاع هستند.[۳۸][۳۹]

الهه کولایی[ویرایش]

  • اگر دولتی در کشورمان حاکم شود که انسان را شهروند ببیند و شهروند را اعم از زن و مرد یکسان مورد توجه قرار دهد و آنها را صاحب حق و حقوق قانونی بداند به زنان با دیدی متفاوت نگاه نمی‌کند. فراتر از اعداد مهم این است که در حوزه سیاست چه نگرشی به زنان حاکم است.[۴۰]
  • زنان عملاً احساس فرودستی می‌کنند و احساس می‌کنند که جنس دوم هستند. آنچه برای زنان مهم است عمل دست‌اندرکاران است نه اینکه در منزلت و کرامت زنان سخن برانند.[۴۱]
  • باید بتوانیم سلسله مراتب نیازهای زنان را به درستی مورد ارزیابی قرار دهیم حق انتخاب آزاد زنان و من جمله پوشش آنها از این جمله است. انسان‌ها حق دارند پوشش خود را انتخاب کنند و من جمله به اقتضای شرایط هم توجه کنند. وقتی خواستم بدون چادر به مجلس بروم یکی از خانم‌ها گفت اگر بیاید او را می‌زنیم در حالی که چادر هیچ‌گاه الزام اسلام نبوده‌است اما باید توجه کرد از این مسئله به چه میزان به عنوان ابزار برای دسترسی به مسائل سوء استفاده شده‌است.[۴۲]

فاطمه معتمدآریا[ویرایش]

  • از نظر من زنان ایرانی جزو زیباترین زنان دنیا هستند، البته با زیبایی‌های طبیعی و خدادادی خودشان. با بینی‌های استخوانی و بزرگ، با چشم‌های کشیده تیره، با لب‌های قیطانی، با پوست‌های سبزه یا گندمی، با موهای مشکی و…
  • مادر هشتاد و چند سالهٔ من بیش از من سودای حیات دارد، از همه چیز لذت می‌برد. من هم از نسل گذشته خودم چیزهایی یادگرفته‌ام. یادگرفته‌ام از خوردن این چای لذت ببرم تا اینکه فکر کنم به جای این چای چه چیز دیگری می‌توانست باشد و نیست.
  • مادران ما زندگی‌های سخت‌تری داشتند ولی خیلی خوش‌بخت‌تر بودند چون به آنچه داشتند، آگاه بودند و آن را می‌پذیرفتند.
  • این تبلیغات به سود شرکت‌های سازنده و دلالان و به ضرر مردمی است که به دنبال تقلید هستند؛ تبلیغاتی مثلاً برای چسب‌های کوچک‌کننده بینی، کرم شترمرغ یا حلزون، شهلاکننده‌های چشمان و سفیدکننده‌های دندان و… که یک درصد هم اثرگذاری ندارد ولی طفلک مردمی که آن‌ها را باور می‌کنند.
  • من فکر می‌کنم که فشار اقتصادی مهم‌ترین عامل همهٔ نابسامانی‌های اجتماعی است. بیکاری و عدم توانایی‌های مالی و اقتصادی خیلی از افراد را به عدم تعادل و بی‌ثباتی و احساس ناامنی می‌کشاند و به لحاظ فکری و روحی بیمارشان می‌کند.
  • مردان امروز گاهی آنقدر به زنان تکیه دارند که آدم گاهی از این همه کولی دادن خسته می‌شود و می‌خواهد جا خالی دهد.
    • ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۱/ ۱ مرداد ۱۳۹۰؛ مصاحبه با روزنامهٔ «شرق»[۴۳]

تهمینه میلانی[ویرایش]

  • سنت‌هایی که علت وجودی خود را از دست داده‌اند باعث شده‌اند نگاه جامعهٔ ما به زن، نگاهی مدرن نباشد.
  • ما اگر چه در آپارتمان‌ها زندگی می‌کنیم ولی هنوز نوع تفکر ما اندرونی-بیرونی است.
  • نگاه سنتی جامعهٔ ما به زنان، حتی در بین افراد تحصیل کرده و روشنفکر نیز وجود دارد؛ این در حالی است که ما در عصری زندگی می‌کنیم که به آن عصر سنت‌گریزی می‌گویند… با توجه به شرایط سنتی جامعه، زنان در ایران باید دائماً یادآوری کنند که ما هم آدم هستیم.
  • من در فیلم «دو زن» به؟ نفی هویت انسانی در جامعه پرداختم. در «نیمهٔ پنهان» آرمان‌ها و ایده‌آل‌های همان زن را بیان کردم که جامعهٔ ما آن را برنمی‌تابد و در «واکنش پنجم» دو مرتبه همان زن را تصویر کردم که هر چه داد می‌زند هیچ‌کس حرف او را گوش نمی‌دهد و ساکت و بی‌سروصدا واکنش نشان می‌دهد.
    • ۱۸ آوریل ۲۰۰۳/ ۲۹ فروردین ۱۳۸۲؛ در جلسهٔ فیلم «واکنش پنجم»، سینما سپیدهٔ تهران[۴۴]
  • خیلی‌ها اساساً نگاهشان به زن، نگاهِ جنسِ دومی است.
    • ۳۰ دسامبر ۲۰۰۷/ ۹ دی ۱۳۸۶؛ مصاحبه با «همشهری آنلاین»[۴۵]
  • من فمینیسم را تا جایی قبول دارم که با پرداختن به کاستی‌ها به تعادل نزدیک شود. تا نقدی صورت نگیرد اثرگذاری هم وجود نخواهد داشت. خاصیت فیلم‌های من اساساً همین است که در سطح اجتماع چالش ایجاد می‌کند.
  • من زن‌های سرزمینم را باهوش، قوی و خوش‌فکر می‌دانم.
    • ۲ مه ۲۰۱۱/ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰؛ مصاحبه با وبگاه «سینمانگار»[۴۶]
  • من فکر می‌کنم راه درستی را رفته‌ایم. خصوصاً در مورد نقل مشکلات ارتباطی نسل جوان که به اعتقاد من دارد به کج‌راهه می‌رود و درک درستی از زندگی مدرن، حقوق برابر و زندگی زناشویی ندارد. یک خانم تحصیل‌کرده هنوز فکر می‌کند مرد باید خرجش را بدهد در حالی که خودش دارد کار می‌کند، یک مرد هنوز خودش را آقای خانه می‌داند، در حالی که در زندگی اجتماعی امروز این تعریف‌ها کهنه شده و دیگر جواب نمی‌دهد.
  • اگر در جامعهٔ غرب زن و مرد آزادانه بایکدیگر زندگی می‌کنند، برای آن است که بدانند جفت یکدیگر هستند یا خیر. نه مثل بخشی از جامعه امروز ما که با یک دختر ارتباط برقرار می‌کنند و بعد رهایش می کنندو به سراغ دختر بعدی می‌روند و اسمش را هم می‌گذارند روابط مدرن! این فرهنگ من‌درآوردی از ماست و ربطی به فرهنگ غرب و مدرنیته ندارد.
  • ما با انکار حقایق به جامعه صدمه می‌زنیم. اگر روزی بدون کارشناسی روابط ساده دوستی علنی دخترها و پسرها را زیر سؤال نمی‌بردیم، روابط برای اینکه در مکان‌های عمومی به قضاوت کشیده نشود، به آپارتمان‌ها کشیده نمی‌شد و فجایع بعدی رقم نمی‌خورد. بله؛ ما مقصریم که جامعهٔ جوان ما لذت «آهستگی» که در روابط عاطفی وجود داشت، تجربه نکرد و به سرعت وارد روابط جنسی مخفی و دور از چشم دیگرانی که آن‌ها را قضاوت می‌کنند؛ شد.
  • کار به جایی رسیده‌است که دختر پسرهای امروز، با هم به مهمانی می‌روند، شب باهم رابطه برقرار می‌کنند و صبح از هم جدا می‌شوند. قبول کنید که ما بد عمل کردیم. اگر افرادی شبیه من با تندروی مخالفند، غرب‌زده نیستند؛ عاشق زندگی غربی هم نیستیم، بلکه در جستجوی تعادلیم.
  • فمنیسم یک جریان فکری ارتجاعی نیست، یک جریان پیشروست که حقوق از یادرفتهٔ زنان را مطرح می‌کند.
  • من معتقدم که باید به زن به عنوان یک انسان نگاه بشود.
    • ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۴/ ۲ مهر ۱۳۹۳؛ مصاحبه با خبرگزاری «تسنیم»[۴۷][۴۸]
  • جامعهٔ ما یک جامعهٔ مردسالار است. برای همین مردها از حق و حقوقی برخوردارند که خانم‌ها نیستند. همین حق و حقوق بیشتر و البته امتیازات سنتی مرد ایرانی در تقابل با روابط مدرن زناشویی جامعه، مشکل ایجاد می‌کند. وقتی مرد خودش را رئیس خانه می‌داند، طبعاً تعارض به وجود می‌آید… زن ایرانی هنوز یک زن مدرن نیست و هرکجا منافعش ایجاب کند، گوشه چشمی به سنت می‌اندازد.
  • زنان ما ثابت کردند که چه هنرمند و ادیب و چه در رشته‌های دیگر مشغول فعالیت باشند، زنان شایسته‌ای هستند. هرچند در شرایط نامساوی فعالیت، برای اثبات خودشان چندین برابر مردها کار می‌کنند. من فشارهای اجتماعی بی حد را در این رشد بی‌اثر نمی‌دانم.
    • ۳۱ اکتبر ۲۰۱۴/ ۲۹ مهر ۱۳۹۳؛ مصاحبه با روزنامهٔ «شرق»[۴۹]
  • همهٔ ایسم‌ها بسته به جامعه‌ای که در آن تعریف می‌شود، معانی متفاوتی دارد. از نظر من فمینیسم خیلی کلمه خطرناکی است. من فمنیستی دیده‌ام که می‌گوید مردها بروند بمیرند اما من شوهری دارم که خیلی او را دوست دارم، برادرهای فوق‌العاده‌ای دارم و پدر بی‌نظیری داشتم و مشکلی با مردها ندارم اما من در جامعه‌ای مردسالار زندگی می‌کنم. پدر، برادر یا همسرم برای من تصمیم نمی‌گیرند. مردان دیگری برای من تصمیم می‌گیرند. آدم‌هایی مثل من برای دستیابی به عدالت تلاش می‌کنند. اگر فمینیسم هم به معنای تعادل است، بله، من فمینیست هستم.
    • ۵ ژوئن ۲۰۱۷/ ۱۵ خرداد ۱۳۹۶؛ جلسه پرسش و پاسخ پس از نمایش فیلم «دو زن»، برنامهٔ «روزهای فیلم زنان ایران»، برلین، آلمان[۵۰]
  • یادم هست سال ۶۵ اولین باری که برای نظارت ساخت یک خانه، سر ساختمان می‌رفتم، کارگران که عادت به مهندس ناظر مؤنث نداشتند به‌عناوین مختلف آزارم می‌دادند! دوغاب و سیمان بر سرم می‌ریختند و … اما امروزه زنان مهندس ما مشکلات کمتری از ما دارند.
    • ژوئیه ۲۰۱۷/ تیر ۱۳۹۶؛ مصاحبه با مجلهٔ «منزل»، شمارهٔ ۹۷[۵۱]
  • نگاهی به دور و بر خود بیاندازید. وقتی در خیابان، مردی در حال رانندگی به به زنی که رانندگی می‌کند، می‌گوید: زنیکه چه کسی به تو گواهینامه داده؟! خشونت است. او بی‌آنکه به عواقب کلام خود فکر کند، روح زنی را که نمی‌شناسد، آزرده می‌کند.
  • گرچه احساس قابل کنترل نیست، اما خشم کاملاً قابل کنترل است. بسیاری از رفتارهای خشن اجتماعی، ریشه در مشکلات اقتصادی ندارد بلکه غالباً ریشه در تربیت نادرست و در قوانین تبعیض آمیز حقوقی دارد که غیرقابل انطباق با زندگی امروز است. وقتی قانون به شکلی کاملاً یک طرفه بیشترین حقوق را به مرد داده‌است و اگر حقی برای زن قائل شده‌است، آن را به‌صورتی طراحی کرده‌است که موقعیت فرادست داشته باشد، برای خشونت خط پایانی نمی‌بینم.
  • حقوقی که قانونگدار برای زن در ازدواج در نظر گرفته‌است همچون مهریه، نفقه، مسکن و … به شکلی است که موجب می‌شود مرد همیشه در موقعیت فرادست قرار بگیرد. این نگرش به صورت اتوماتیک به مرد قدرت مالکیت زن را می‌دهد، چون به‌نوعی زن را می‌خرد. وقتی حس مالکیت در مرد به وجود می‌آید، به خود حق می‌دهد تا همان رفتاری را بکند که پیش از این در مورد رها کردن خشم به فرزندان عرض کردم. او مالک و رئیس است، پس حق دارد.
  • البته این فقط مردها نیستند که خشن هستند بلکه ما زن خشن نیز داریم، اما نسبت آنها کمتر از مردان است. خشونتی که زنان نشان می‌دهند، بیشتر کلامی است که موجب تحقیر مردان می‌شود.
  • ۷ اکتبر ۲۰۱۷/ ۱۵ مهر ۱۳۹۶؛ مصاحبه با خبرگزاری «ایلنا»[۵۲]
  • مسئلهٔ خشونت خانگی مسئلهٔ مهمی است که اغلب زنان برای حفظ آبروی خود و خانواده، در مقابل آن سکوت می‌کنند. معتقدم کلمه آبرو، در زندگی امروز ما ویرانگر است و باید آن را بازنگری کنیم. بسیاری از زنان در جامعه ما، قربانی خاموش خشونت هستند و تنها به خاطر حفظ همین آبرو سکوت می‌کنند. حال آنکه در طرح خشونت خانگی باید آبروی فرد خشونت گر ریخته شود و نه فرد خشونت دیده!
  • متأسفانه اغلب چنین نیست و خیلی‌ها زنی که کتک می‌خورد را به دیده تحقیر می‌نگرند. خشونت خانگی ربطی به رفتار اجتماعی ندارد. چه بسیار مردانی که حتی در محیط کار، دوستان خوب و قابل اعتمادی برای همکاران زن خود هستند؛ اما در خانه رفتار نامناسب و خشونت باری با همسر و در مواردی با فرزندان دارند.
  • معتقدم اعتراض به فرد خشونت‌گر هم جلوی خشونت او را می‌گیرد و هم فرد خشونت‌دیده را لبریز از خشم نمی‌کند. زن‌هایی مثل فرشته در فیلم «دو زن» هرگز همسر خود را نمی‌کشند چون قادرند حرف بزنند و خواسته شان را مطرح کنند بنابراین کوپن خشم جمع نمی‌کنند؛ اما زنان معصومی چون «مَلی» در لحظه‌ای که خشم سراسر وجودشان را گرفته‌است قادرند آدم بکشند. در واقع آنها در یک لحظه خاص کوپن‌های خشم شان را خرج می‌کنند.
  • دختر خوب بودن جایزه‌ای هم در پی ندارد. دختر خوب، دختر مطیع و نجیبی است که هیچ‌کس به او اهمیت نمی‌دهد و تا می‌توانند وظایف خانه‌داری بدون مزد سرش هوار می‌کنند. من اسم این نوع خانم‌ها را گذاشته‌ام «منشأ خدمات رایگان». اینان هرچه بر سرشان بیاید، در خفا اشک بریزند و در گوشه‌ای دق کنند از دید جامعه مهم نیست، چون خوبند و ساکت و مطیع. در فیلم «زن زیادی» من این نوع از زنان را به تصویر کشیدم.
  • خشونت‌گر لزوماً بیمار روانی نیست. اغلب خشونت‌گران در جامعهٔ ما قربانی تربیت و داده‌های غلط هستند که خشونت را در آن‌ها نهادینه کرده‌است. بیمار را می‌شود مشاوره و درمان کرد اما با افرادی که خود را مالک زن و فرزند می‌دانند و طبق آموزه‌ها، کتک زدن برای تربیت آن‌ها را عملی شایسته و لازم می‌دانند بسادگی نمی‌توان برخورد کرد. برای درمان ایشان باید رایانه مغز را تخلیه و با اطلاعات علمی پرکرد.
  • من متحیرم چگونه یک قاضی زنی را که شوهرش را دوست ندارد تشویق به ادامه زندگی می‌کند. زندگی و زناشویی بدون علاقه خود نوعی خشونت است.
  • آموزه‌های یک دختر و پسر را در یک خانواده با هم مقایسه کنید! به پسر می‌گویند تو می‌توانی و به دختر دائماً تذکر می‌دهند که مراقب خودت باش. فرقی هم نمی‌کند که در کدام طبقه اقتصادی و اجتماعی باشد.
    • ۲۱ اکتبر ۲۰۱۷/ ۲۹ مهر ۱۳۹۶؛ مصاحبه با الهام فخاری عضو شورای شهر تهران، در روزنامهٔ «ایران»[۵۳]
  • خشونت علیه زنان خیلی بیشتر از آنچه درباره‌اش صحبت می‌شود و من فیلم ساخته‌ام، وجود دارد. گرچه ممکن است برخی از زنان خشونتی که در فیلم به نمایش گذاشته می‌شود را تجربه نکرده باشند، اما همان زنان، قطعاً در جامعه خشونت را بارها و بارها به‌وفور تجربه کرده‌اند. شما اگر زن باشید همه روزه با خشونت مواجه می‌شوید. موقع رانندگی مورد خشونت کلامی واقع می‌شوید و رانندگی‌تان مسخره می‌شود، چون سبیل ندارید. موقع راه رفتن آماج متلک‌های زشت قرار می‌گیرید، چون زن هستید. این نوع خشونت‌ها در تاروپود این جامعه رسوخ کرده و متأسفانه تبدیل به فرهنگ بخشی از جامعه شده‌است. فکر می‌کنید چرا باید تمام فحش‌های ناموسی دربارهٔ مادر و خواهر باشد و نه دربارهٔ پدر و برادر. مگر نه این است که این نوع گفتار و رفتار، از یک فرهنگ ضدزن ریشه می‌گیرد؟ این رفتارهای سخیف اجتماعی، زندگی را برای زنان دشوار می‌کند، البته ناگفته نماند گاه این رفتار چنان نهادینه شده‌است که بخشی از زنان به آن عادت کرده‌اند و آن را بخشی از شخصیت و واقعیت‌های مردانه می‌دانند!
  • پذیرفته‌ام که در جامعهٔ مردسالاری زندگی می‌کنم و می‌دانم که در چنین شرایطی یک زن برای نشان‌دادن کاربلدی خود باید چند برابر مردان انرژی بگذارد و تلاش کند تا در دل این همه تبعیض فیلم خود را بسازد و به نمایش بگذارد… من به‌عنوان یک کارگردان زن همین که توانسته‌ام ۱۴ فیلم سینمایی در یک سیستم مردسالار بسازم، آن هم فیلم‌هایی که بیشترشان از سوی تماشاگران داخل و خارج از کشور مورد استقبال قرار گرفته‌است، لابد در کارم ناموفق نبوده‌ام.
    • ۲۸ نوامبر ۲۰۱۷/ ۷ آذر ۱۳۹۶؛ مصاحبه با روزنامهٔ «شهروند امروز»[۵۴]
  • خشونت علیه زنان خیلی خیلی زیاد، به مراتب بیشتر از آنچه درباره‌اش صحبت می‌شود وجود دارد. حالا ممکن است بعضی از زن‌ها تجربه ای دربارهٔ اعمال خشونت در خانوادهٔ خود نداشته باشند؛ اما همان زنان قطعاً در جامعه، خشونت را بارها و بارها به وفور تجربه کرده‌اند. شما اگر زن باشید همه روزه با خشونت مواجه می‌شوید. موقع رانندگی مورد خشونت کلامی واقع می‌شوید و رانندگی‌تان مسخره می‌شود؛ چون سبیل ندارید. موقع راه رفتن آماج متلک‌های زشت قرار می‌گیرید؛ چون زن هستید. این نوع خشونت‌ها در تار و پود این فرهنگ رسوخ کرده‌است. اصلاً یک لحظه به این فکر کنید که چرا باید تمام فحش‌های ناموسی دربارهٔ مادر و خواهر باشد؛ و مثلاً دربارهٔ پدر و برادر نه. این چیزها زندگی را برای زنان دشوار می‌کنند؛ تا آن حد که گاهی می‌بینیم خود زنان هم به این قضیه عادت کرده‌اند و وجودش را عادی می‌دانند.
  • فمنیسم یک اتهام نیست. یک جریان ارتجاعی نیست. چیزی نیست که از به کار بردنش بترسم یا خجالت بکشم. نه؛ فمینیسم یک جریان پیشرو است که استیفای حقوق از یادرفتهٔ زنان را مطرح می‌کند. حالا این که این جریان هم در مواقعی و در جاهایی به بیراهه رفته کتمان نمی‌کنم. مثل کمونیسم، مثل لیبرالیسم و مثل هر مکتب و جریان دیگری ممکن است فمینیسم هم هزار شاخه پیدا کرده و به هزار راه کشیده شده باشد. اما در کل فمینیسم جریان قابل دفاعی است. آمدنش توجیه دارد و کارکردش هم نشان می‌دهد که تا حد زیادی موفق بوده‌است. فمینیسم به وجود آمد چون زنان داشتتند زیر تبعیض، استثمار جنسیتی، خشونت و البته قوانین نابرابر له می‌شدند. این یعنی که ریشهٔ قابل دفاعی دارد این جریان؛ اما این که مثل هر جریان دیگری و اصلاً مثل هر مکتب دیگری افراطی گری‌هایی در این ایده به وجود آمده و سخنان و دیدگاه‌های افراطی ضد مرد در جاهایی رایج شده‌است؛ ربطی به اصل کلمه ندارد. تعبیر من هم از این جریان اصلاً شکل افراطی ضد مرد آن نیست.
  • من از زبان خیلی از زنان شوهرکُش خوانده یا شنیده‌ام که می‌گویند همهٔ بلاهایی که شوهرم سرم آورده بود، جلوی چشمم آمد و بنابراین او را زدم تا مرد. این همان انفجار ناگهانی خشم است دیگر؛ که می‌شود گفت در بازنواخت ذهنی آن‌ها ریشه دارد. آن‌ها در آن لحظهٔ ویرانگر به این نتیجه رسیده‌اند که اگر همسرشان را نکشند، بی‌شک کشته خواهند شد. این خیلی خطرناک است.
    • ۲ ژانویه ۲۰۱۸/ ۱۲ دی ۱۳۹۶؛ مصاحبه با روزنامهٔ «همدلی»[۵۵]

صدیقه وسمقی[ویرایش]

  • … گمان می‌کنند که با ظاهرسازی در جامعه می‌توانند ادعای حکومت اسلامی داشته باشند. این یک تصور ساده‌لوحانه‌ای است که کسی تصور کند فرضاً اگر زنان به زور روسری بر سر کنند، پس احکام اسلام اجرا شده‌است. جمهوری اسلامی چون در هیچ زمینه دیگری موفق نشده، ظاهراً دیوار زنان را کوتاه‌تر دانسته و به اعمال تبعیض در مورد آنها مشغول است.
  • معتقدم که امروز اجرای قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان به هویت حکومت‌های مدعی اسلام تبدیل شده‌است.
  • اعمال تبعیض علیه زنان در واقع دستاویزی است تا ادعای اسلامی بودن حکومت را نشان دهد، چرا که حاکمان تصور می‌کنند اگر این موضوع را کنار بگذارند، هویت خود را کنار گذاشته‌اند.
  • معتقدم که برابری حقوق همهٔ انسان‌ها -زن و مرد- یک مسئله عقلی است. قبل از اینکه شرع و دین و مکاتب حقوقی و غیره در این باره نظری بدهند، عقل که نخستین داور و قاضی است در دنیای امروز حکم می‌کند که حقوق همهٔ انسان‌ها به علت همان عنوان انسان بودن، برابر باشد، چرا که در انسان‌بودن برابرند. و هر کسی که خلاف این را ادعا کند، امروز، ادعایی غیرعقلانی است.
  • برابری حقوق همهٔ انسان‌ها یک اصل عقلانی است. این ادعا که این موضوع یک موضوع غربی است، یا به علت ناآشنایی با این مسئله مطرح می‌شود یا یک نوع فرافکنی است.
  • من به عنوان یک زن خواستهٔ برابری در حقوق را یکی از عادلانه‌ترین و انسانی‌ترین خواست‌های بشری می‌دانم.

اکبر هاشمی رفسنجانی[ویرایش]

  • زنان ایرانی مسلمان در طول تاریخ نشان داده‌اند که از لحاظ علمی و مدیریتی، ظرفیت‌های بسیار بالایی برای پیشرفت و مدیریت کارها در جامعه دارند.[۵۷]
  • زنان به عنوان نیمی از جمعیت هر جامعه‌ای می‌توانند در هر انتخاباتی به نامزدهای خود رأی دهند و اینکه زنان نامزد در انتخابات، رأی کافی را نمی‌آورند، به جماعت آنان در جامعه بستگی دارد.[۵۸]
  • همه باید برای تحقق اهداف انقلاب دربارهٔ زنان و ارتقای جایگاه آنان در جامعه تلاش کنیم.[۵۹]

فائزه هاشمی رفسنجانی[ویرایش]

  • مسائل زنان همیشه پرسروصدا بود. البته این را هم بگویم در مسائل زنان، آقایان اصولگرا و اصلاح‌طلب خیلی فرقی با هم ندارند. یعنی بسیاری از فعالان اصلاح‌طلب ما مثل اصولگرایان، نگاه بسته‌ای دارند. آنها نمی‌خواهند خانم‌ها در مدیریت‌ها نقش جدی داشته باشند و معتقد به حقوق برابر زنان و مردان نیستند.[۶۰]
  • موضوعات و مشکلات زنان بیشتر فرهنگی است و برای رفع آن نیاز به فرهنگ‌سازی دارد… انتشار روزنامه‌ای برای زنان که توانایی‌ها و پتانسیل و مشکلات را بیان کند، باعث می‌شود جامعه با این موضوعات آشنا شود. زنان را بشناسد، به‌تدریج آنها را باور کند و فرهنگ‌سازی انجام شود… بخشی از مشکلاتی که دربارهٔ زنان داریم، نابرابری قوانین است.'[۶۱]

نوشتارهای وابسته[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد زنان در ایران اطلاعات بیشتری پیدا کنید.

Search Wikipedia در میان مقاله‌ها از ویکی‌پدیا
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار

منابع[ویرایش]

  1. «نرگس آبیار: هنوز جنگ از ما جدا نشده‌است/ کاراکترهای خاص و عمیقتری در قشر محروم می‌بینیم». ایسکانیوز. ۲۴ آبان ۱۳۹۵. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۰ مه ۲۰۲۲. 
  2. «نرگس آبیار: فمنیست نیستم، اما جامعه ما مردسالار است/ دغدغه‌ام ساخت فیلم‌های ساختارشکن است». پایگاه خبری تحلیلی انتخاب. ۱۲ آذر ۱۳۹۵. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۵ دسامبر ۲۰۱۶. 
  3. «با «هنر» دل سنگ را آب می‌کنم !». پایگاه خبری تحلیلی انتخاب. ۷ آذر ۱۳۹۷. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۰ مه ۲۰۲۲. 
  4. «* دومین جلسه سخنرانی‌های علمی انجمن زنان پژوهشگر برگذار شد * اسلامی ندوشن: زنان باید مراقب باشند که مورد سوء استفاده سیاسی و بهره‌کشی اقتصادی قرار نگیرند». ایسنا، ۷ خرداد ۱۳۸۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۷ آوریل ۲۰۲۲. 
  5. «گفت و شنود از زندگی بگوئیم - بخش چهارم». وب‌سایت دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، ۱۵ خرداد تا ۲۷ تیر ۱۳۷۶. 
  6. «قانون حجاب مصوب مجلس بود». ۶ مرداد ۱۳۹۲. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۰ مه ۲۰۲۲. 
  7. «حقوق زنان؛ بخش اول: خانواده و فرهنگ». رادیو فردا. ۲۷ اسفند ۱۳۸۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۹ آوریل ۲۰۲۲. 
  8. «حقوق زنان؛ بخش سوم: زنان در جمهوری اسلامی ایران». رادیو فردا. ۲۷ اسفند ۱۳۸۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۹ آوریل ۲۰۲۲. 
  9. «گفت و گو با مهناز افخمی، دومین وزیر زن در تاریخ معاصر ایران». بی‌بی‌سی. ۲۶ ژانویه ۲۰۱۰/ ۰۶ بهمن ۱۳۸۸. 
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ ۱۰٫۳ براهنی، رضا. در انقلاب ایران چه شده‌است و چه خواهد شد. ویرایش اول. تهران: کتاب زمان، ۱۳۵۸ش/ ۱۹۷۹م. ۳۹ و ۴۱ و ۸۲. 
  11. براهنی، رضا. تاریخ مذکر - فرهنگ حاکم و فرهنگ محکوم. ویرایش اول. تهران: نشر اول، ۱۳۶۳ش/ ۱۹۸۴م. ۲۷ تا ۳۲. 
  12. «همدردی و حمایت از شیر زنان ایران». شهبانو فرح پهلوی. ۱۹ مرداد ۱۳۹۸. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ مه ۲۰۲۲. 
  13. خاتمی، محمد. زنان و جوانان. طرحِ نو، ۳۸۸. ۱۵. 
  14. «سیدمحمد خاتمی:رفع حصر به نفع کشور است/اگر زندانیان سیاسی یک روز هم زودتر آزاد شوند امر مبارکی است». پایگاه خبری تحلیلی انتخاب. ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۰ مه ۲۰۲۲. 
  15. http://www.imam-khomeini.ir/fa/1005/صحیفه_امام_خمینی/جلد4/وضع_سلطنت
  16. http://sharghdaily.ir/News/32212/رییس‌جمهوری:-مرد-را-جنس-اول-نمی‌دانیم
  17. http://rouhani.ir/event.php?event_id=404
  18. http://www.irna.ir/fa/News/81361668/
  19. http://rouhani.ir/event.php?event_id=40
  20. «زهرا رهنمود: زن و مرد دوبال پرواز بشریت هستند». ایسنا. ۱ خرداد ۱۳۷۹. 
  21. http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/3992/4579/33325/خانم-زهرا-شجاعی-از-زندگی-و-فعالیتهایفرهنگی،-اجتماعی-خویش-سخن-می-گوید
  22. http://khabaronline.ir/detail/314415/society/family
  23. http://draref.ir/fa/post/روز-زن-و-دیدن-نیمی-از-جامعه
  24. «جمیله کدیور: گروه‌های دوم خردادی، از وجود هاشمی استفاده کنند». ایسنا، ۱۹ بهمن ۱۳۷۸. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۸ مه ۲۰۲۲. 
  25. «احسان نراقی: راه آزادی زن در ایران تمسک به فقه است». ایسنا، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۹. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۸ مه ۲۰۲۲. 
  26. «Shirin Ebadi - Nobel Lecture (in Farsi)». nobelprize.org، ۱۰ دسامبر ۲۰۰۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ دسامبر ۲۰۲۱. 
  27. «در نشست اعضای کانون مدافعان حقوق بشر در ایسنا/1/ شیرین عبادی: موارد نقض حقوق بشر ناشی از مذهب نیست حقوق بشر فراتر از قانون اساسی کشورهاست». ایسنا، ۲۷ مرداد ۱۳۸۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۰ مه ۲۰۲۲. 
  28. «شیرین عبادی: با اسلحه نمی‌توان دمکراسی را صادر کرد». ایرنا، ۲ آذر ۱۳۸۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ مه ۲۰۲۲. 
  29. «شیرین عبادی: بازنگری درحقوق کودکان ضروری است». ایسنا، ۱۳ تیر ۱۳۸۵. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۰ مه ۲۰۲۲. 
  30. «متن مصاحبه شیرین عبادی؛ اسلام در تضاد با حقوق بشر نیست». ایسنا، ۲۰ مهر ۱۳۸۲. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۸ مه ۲۰۲۲. 
  31. «مصاحبهٔ شیرین عبادی با نیوزویک». ایسنا، ۲۱ مهر ۱۳۸۲. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۸ مه ۲۰۲۲. 
  32. «Shirin Ebadi». ایسنا، ۲۱ مهر ۱۳۸۲. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۸ مه ۲۰۲۲. 
  33. «شیرین عبادی :من رهبر و لیدر زنان نیستم (1)». ایرنا، ۲۱ آبان ۱۳۸۲. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ مه ۲۰۲۲. 
  34. «عبادی: من رهبر و لیدر زنان نیستم (قسمت دوم)». ایرنا، ۲۱ آبان ۱۳۸۲. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ مه ۲۰۲۲. 
  35. «شیرین عبادی درمصاحبه با کامبیزحسینی: جایزه نوبل کینه حکومت را نسبت به من بیشتر کرد». کمپین حقوق بشر در ایران، ۶ خرداد ۱۳۹۲. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ آوریل ۲۰۱۸. 
  36. http://www.nazarnews.com/15658
  37. http://radiokoocheh.com/article/267598
  38. http://usatoday30.usatoday.com/life/movies/news/2011-02-05-circumstance_N.htm
  39. http://usatoday30.usatoday.com/topics/reporter/Claudia+Puig/34
  40. http://fararu.com/fa/news/25448/مشروح-مناظره-جمیله-کدیور-و-الهه-کولایی
  41. http://fararu.com/fa/news/25448/مشروح-مناظره-جمیله-کدیور-و-الهه-کولایی
  42. http://fararu.com/fa/news/25448/مشروح-مناظره-جمیله-کدیور-و-الهه-کولایی
  43. «میانسالی مثل باران بهاری است». روزنامه شرق. فرارو، ۱ مرداد ۱۳۹۰. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۰ ژوئن ۲۰۲۲. 
  44. «کارگردان فیلم “واکنش پنجم”: سه گانهٔ من به پایان رسیده ولی تفکرم عوض نشده‌است دشمن مردان نیستم!». ایسنا، ۱۰ ژانویه ۲۰۱۴. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲. 
  45. «مهندس تهمینه میلانی: معماری زنانه و مردانه ندارد». همشهری آنلاین، ۹ دی ۱۳۸۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۷ آوریل ۲۰۱۹. 
  46. «گفتگوی اختصاصی و جذاب سینمانگار با تهمینه میلانی». سینمانگار، ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ اوت ۲۰۱۱. 
  47. «گفت‌وگو با تهمینه میلانی دربارهٔ «نسبت ما و غرب»: من «غرب‌زده» نیستم، اما همه‌چیز زیر سر «غرب» نیست». تسنیم، ۲ مهر ۱۳۹۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲. 
  48. «تهمینه میلانی: سینمای ایران خیانت و زن معتاد را می‌بیند، اما زنان نجیب و خاموش را نمی‌بیند». تسنیم، ۶ مهر ۱۳۹۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲. 
  49. «تهمینه میلانی، کارگردان فیلم «آتش‌بس2»: همچنان مدافع حقوق زنان هستم». شرق، ۲۹ مهر ۱۳۹۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲. 
  50. «قصد ندارم پا در کفش عکاس‌ها کنم / تهمینه میلانی از سینما و عکس‌هایش می‌گوید». رادیو فردا، ۱۵ خرداد ۱۳۹۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲. 
  51. «تهمینه میلانی از معماری فیلم‌هایش می‌گوید!». چیدانه، ۱۱ تیر ۱۳۹۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۷ مه ۲۰۲۲. 
  52. «عزمی وجود دارد برای آنکه حرفی از خشونت‌های خانوادگی زده نشود و فجایع آن انکار شود/خانه‌های امن وجود دارند». ایلنا، ۲۲ مهر ۱۳۹۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲. 
  53. «قربانیان خاموش آبرو». ایران، ۲۹ مهر ۱۳۹۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۴ فوریه ۲۰۱۹. 
  54. «قربانیان خاموش آبرو». شهروند امروز، ۲۹ مهر ۱۳۹۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۲. 
  55. «رو در رو با تهمینه میلانی از آخرین فیلمش تا تلخکامی‌های جامعه امروز؛ زن باشید، مسخره می‌شوید چون سبیل ندارید». همدلی، ۱۲ دی ۱۳۹۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲. 
  56. «اگر دین مانعی در برابر حقوق انسان‌ها باشد، بازنده می‌شود». ایران برای اتحاد، ۱۷ دی ۱۳۹۵. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۰ مه ۲۰۲۲. 
  57. http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(wg2jk2on1ij0d05qprmjujv4))/detail/423555/Politics/parties
  58. http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(wg2jk2on1ij0d05qprmjujv4))/detail/423555/Politics/parties
  59. http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(wg2jk2on1ij0d05qprmjujv4))/detail/423555/Politics/parties
  60. http://www.sharghdaily.ir/News/70654/زندگی-سیاسی-فائزه-از-مجلس-پنجم-تا-بازداشت-مهدی
  61. http://www.sharghdaily.ir/News/70654/زندگی-سیاسی-فائزه-از-مجلس-پنجم-تا-بازداشت-مهدی