فرزانه اسعدی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

فرزانه اسعدی (۱۹۶۴، مشهد) پیکره‌ساز ایرانی است.

گفتاوردها[ویرایش]

  • «مجسمه‌سازی با سنگ به دلیل برگشت‌ناپذیر بودن هر حرکت، هنری به‌غایت دشوار است و ظرافت‌ها و دقت‌های خاصی را طلب می‌کند.»[۱]
  • «سنگ جسمی سخت و سرد است و از یک جسم سرد یک حجم گرم و قابل تأمل خلق کردن، کاری دشوار است.»[۲]
  • «دنیا باید بداند که پس از انقلاب، زنان ایرانی در هر زمینه‌ای به پیشرفت دست یافتند… زن ایرانی می‌تواند هنر، توانایی‌ها و هویتش را هر کجای دنیا ثابت کند.»[۳]
  • «باید ریشه‌یابی کرد که چرا بیش تر کسانی که به ایران سفر می‌کنند، در برنامه سفرشان بازدید از اصفهان، شیراز، پاسارگاد و تخت جمشید را دارند و به جزیره‌ای چون کیش که در خلیج فارس قرار گرفته نمی‌روند و بیشتر گردشگران خارجی این جزیره را حاشیه‌نشینان خلیج آن هم برای امر تمدید ویزا تشکیل می‌دهند، فکر می‌کنم علت اصلی آن این است که فکر می‌کنند در آن جا چیزی برای عرضه به گردشگران وجود ندارد.»
    • روزنامه سرمایهُ شماره ۳۵۸ ۶/۱۰/۸۵، صفحه ۱۳ (گردشگری)
  • «متأسفانه مسوولان امر تاکنون سعی نکردند که از جزیره کیش برای توسعه گردشگری استفاده کنند، چرا که هنوز گردشگران داخلی هم تنها برای خرید کالایی که آن هم از تهران و داخل کشور به آن جا می‌رود، به کیش سفر می‌کنند. از طرفی در جنوبی‌ترین نقطه کشور که جاذبه‌ای چون «جنگل حرا» را دارد و انتظار می‌رود که در آن جا نخل‌های طبیعی ببینیم، آن را با نخل‌های مصنوعی و لامپ‌های نئونی آذین بندی کرده‌اند، غافل از آن که گردشگر به دنبال جاذبه واقعی، هنری و طبیعی است.»
    • روزنامه سرمایهُ شماره ۳۵۸ ۶/۱۰/۸۵، صفحه ۱۳ (گردشگری)
  • «از کیش که بگذریم و به پایتخت کشورمان یعنی تهران نگاهی بیندازیم، می‌بینیم، گردشگر از لحظه‌ای که وارد فرودگاه مهرآباد می‌شود غیر از نماد میدان آزادی، ساختمان‌های بلند و کوتاهی را می‌بیند که هر کدام یک ساز می‌زنند و در بزرگراه هایمان چون بزرگراه مدرس مجسمه‌های علفی را به عنوان نمادهای شهری می‌بیند و درختچه‌های نئونی، این در حالی است که دایم می‌گوییم از نظر طبیعت جزو پنج کشور اول دنیا هستیم، پس چرا با این رتبه، برای تزیین شهرمان از لامپ نئون و پلاستیک استفاده می‌شود در کجا می‌خواهیم این طبیعت را به نمایش بگذاریم.»
    • روزنامه سرمایهُ شماره ۳۵۸ ۶/۱۰/۸۵، صفحه ۱۳ (گردشگری)
  • «نقاشی‌هایی که در محیط شهری است دیده می‌شود که بخش هنری بارها به آن اعتراض کرده است، چرا که حفظ ارزش هایمان باید به گونه‌ای شایسته صورت بگیرد. هر کشوری ممکن است دوره‌ای را درگیر جنگ بوده باشد و آن‌ها می‌آیند با برگزاری یادمان‌های مختلف و تعریف‌های سمبلی برای شهدای گمنام و قرار نهادن آن در محیط شهری به خون آنان احترام می‌گذارند و یادشان را گرامی می‌دارند. چرا که این نقاشی‌ها قابلیت شست وشو و تمیز شدن را ندارند و در تهران دودآلود پس از مدت کمی تخریب شده و دوده روی آن را می‌پوشاند. کدام گردشگر با دیدن تصویری نامفهوم می‌تواند به ارزش‌های جنگ کشورمان پی ببرد و حکایت آن دلیران را در کشور نقل کند.»
    • روزنامه سرمایهُ شماره ۳۵۸ ۶/۱۰/۸۵، صفحه ۱۳ (گردشگری)
  • «ایتالیا دارای تمدن کهن و معماری کهنه نیست بلکه گردشگران جذب کارهای حجمی و مجسمه‌های موجود در آن و ارزش‌های آرتیستی ای که در هر زمان در حفظ آن کوشیده شده به آن جا سفر می‌کنند حتی وقتی به فرانسه می‌رویم می‌بینیم تنها در پاریس حدود ۳۳۰ موزه برای بازدید وجود دارد یعنی ماه‌ها وقت گردشگر را پر می‌کند و یک گردشگر فرهنگی اگر شبانه روز از این موزه به آن موزه برود و بارها به این شهر سفر کند باز هم در سفر بعدی پاریس برایش حرف تازه‌ای دارد. حال نمی‌توان آن را با تعداد موزه‌های موجود در تهران مقایسه کرد.»
    • روزنامه سرمایهُ شماره ۳۵۸ ۶/۱۰/۸۵، صفحه ۱۳ (گردشگری)
  • «از طرفی تاسف آور است که باید بخشی از تمدن و آثار ما بازار رونق جذب گردشگر و موزه‌های پاریس باشد و سرستون‌های تخت جمشید را در آنجا ببینیم. از کنار تخت جمشید]] و شیراز عبور کنیم و پاسارگاد را در موزه لوور به تماشا بنشینیم و خودمان بی‌نصیب از سود سرشاری که سالانه نصیب فرانسه می‌شود مانده‌ایم. نمی‌توان انکار کرد که آنچه می‌ماند آثار و حفظ ارزش‌های گذشتگان است و همین امر جذب گردشگر فرهنگی می‌کند که مسوولان امر باید بیش تر و جدی تر به آن توجه کنند.»
    • روزنامه سرمایهُ شماره ۳۵۸ ۶/۱۰/۸۵، صفحه ۱۳ (گردشگری)
  • «اگر هفته‌های فرهنگی آن طور که باید برگزار شود و هنرمندان در آن حضور داشته باشند در معرفی توانمندی‌های ایران به جهانیان نقش سازنده و مؤثری خواهد داشت اما بیش تر هفته‌های فرهنگی فقط به بخش کتاب و یا فیلم محدود شده است.»
    • روزنامه سرمایهُ شماره ۳۵۸ ۶/۱۰/۸۵، صفحه ۱۳ (گردشگری)
  • «برخی از هنرمندان فیلمساز کشور در معرفی ایران فقط به آن نیمه خالی و ضعف‌های موجود که شاید شامل هر کشوری شود پرداخته‌اند، در صورتی که اگر کسی با نگاهی عمیق وارد اروپا شود می‌بیند که محرومیت‌های آنان و مشکلات اجتماعی خاص خود را دارند، اما وقتی ایران را به گونه دیگری به جهانیان معرفی می‌کنیم چگونه می‌خواهیم انتظار داشته باشیم که به کشورمان سفر کنند چرا که گردشگران اولین فاکتور در انتخاب مقصد برایشان امنیت و آسایش است که اگر در تصاویر ارایه شده آن را نیابند، ایران را از فهرست مقاصد سفرشان خط خواهند زد.»
    • روزنامه سرمایهُ شماره ۳۵۸ ۶/۱۰/۸۵، صفحه ۱۳ (گردشگری)
  • «تا کی باید دست به آثار نیاکانمان بکشیم و آنها را تقدیس کنیم؟ هر اثری که در تخت جمشید و جود دارد مال گذشته است. امروز قرار است انسان‌هایی مثل من چیزی بیافرینند چون نوبت ماست. این قانون خلقت است. مگر ما چقدر وقت داریم که این گونه هدر بدهیم؟»[۴]
  • «من فکر می‌کنم هیچ اثر هنری نیاز به نام گذاری ندارد. هنرمند لازم نیست اثرش را بسته‌بندی کند. مردم می‌بینند و به تناسب دانش و فهمشان از آن لذت می‌برند و با آن ارتباط برقرار می‌کنند.»[۵]

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ