فرح پهلوی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فرح پهلوی (۱۳۱۷ /۱۹۳۹م) با نام اصلی فرح دیبا، معمار، مترجم و همسر محمدرضا شاه پهلوی، ملکهٔ ایران از ۲۹ آذر ۱۳۳۸ تا ۲۶ دی ۱۳۵۷ بود.

Shahbanu of Iran.jpg
Empress Farah Office.jpg

گفتاوردها[ویرایش]

۱۹۷۸[ویرایش]

  • «اگر ما باید دانش و برابری فرصت‌ها را برای تعداد مردم فراهم سازیم و بدین ترتیب علت نخستین ناآرامی در جهان نو را بر طرف سازیم، باید نقش آموزش و پرورش را توسعه دهیم.»[۱]
  • «فکر می‌کنم که جشن توس ریشه‌های فرهنگی ما را مستحکم تر می‌کند و یک پیوند عمیق‌تر و محکمتر بین ما و این آب و خاک ایجاد می‌کند. هر قدر این پیوندها مستحکمتر شود، موجودیت ما بیشتر تضمین شده است و ملتی خواهیم بود که هیچوقت از بین نخواهیم رفت. فکر می‌کنم که جشن طوس به دلیل استقبال زیاد مردم موفق بوده است. البته هنوز این جشنواره جوان است و باید برنامه‌ها و افراد بیشتری در این جشن شرکت داده شوند که خوشبختانه هر سال به تعداد برنامه‌ها و افراد شرکت کننده اضافه می‌شود.»[۲]

۲۰۱۰[ویرایش]

  • «چیزی که همیشه می‌گویم این است که نور بر تاریکی پیروز خواهد شد.»[۳]

۲۰۱۱[ویرایش]

  • «هر مادری، شازده خانم و یا شازده پسری دارد.»[۴]

۲۰۱۵[ویرایش]

  • «نوروز به ویژه برای ما ایرانیان همیشه نشانه پایداری، حفظ هویّت ملی و همبستگی‌های بزرگ بوده است. باور دارم که پاسداری از نوروز دوران تازه‌ای از آزادی، سرفرازی، خوشبختی و آفرینندگی را برای هم‌میهنانم به ارمغان خواهد آورد.»[۵]
  • «من به خدا و حقوق بشر اعتقاد دارم و مطمئن هستم روزی به ایران باز خواهم گشت.»

۲۰۱۶[ویرایش]

  • «ایرانی چگونه می‌تواند از یاد ببرد وطنی را که در آستانهٔ انقلاب واپسگرا با هر میزان و معیاری پیشگام همهٔ جوامع رو به رشد جهان بود؟ در رشد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، در کیفیت آموزش و پرورش، در بهره‌جویی از استعدادها و توانایی‌های دانش‌آموختگان از زن و مرد و به هر قوم و مسلک و مذهبی.»[۶]
  • «در آستانهٔ انقلاب نامبارک، رشته‌ای، حرفه‌ای و عرصه‌ای از زندگی اجتماعی ایران نبود که بر زنان ایران گشوده نشده باشد. در این مورد ایران از همهٔ کشورهای با اکثریت مسلمان در جهان پیشرفته‌تر بود. در مورد حقوق و آزادی‌های جوامع غیرمسلمان ایران نیز چنین بود. از مقام‌های بالای سیاسی که بگذریم، پیروان همهٔ ادیان از همان حقوق و آزادی‌هایی برخوردار بودند که ایرانیان مسلمان.»[۷]

دربارهٔ او[ویرایش]

  • «فرح دیبا در زمانی که به مدرسهٌ ژاندارک، و بعد به دبیرستان رازی، می‌رفت دختری ورزشکار و سرزنده و فعال بود، لااقل این تصویری است که دختر من ویویان از او داشت که با او هم‌مدرسه ولی از او جوانتر بود. فرح دیبا در خانوادهای قدیمی و متوسط به دنیا آمده بود. پدرش که افسر ارتش بود بسیار جوان در گذشت.»
  • «طبق آنچه شنیده‌ام این دختر جوان بی‌پدر را شاه روزی در یک سفر رسمی حین خواندن عریضه‌ای از طرف دانشجویان ایرانی دید، بعدها در محفلي كه براي تفريح شاهنشاه با زنان ترتيب داده شده بود، اوراديد واحتمالاً از او خوشش آمد،اوكه نامزد داشت نامزدي اش را براي ازدواج با شاه به هم زد و شاهنشاه هم او را به زنی گرفت‌ تا از این ازدواج سوم صاحب ولیعهدی شود.»
  • «در آغاز فرح دیبا کمترین نفوذی بر شاه نداشت. بر خلاف ثریا که همیشه چند قدم از شاه جلو می‌افتاد، فرح در مقابل پادشاه خود را عقب می‌کشید...پس از به دنیا آمدن ولیعهد، شهبانو به کارهای خیریه سرگرم شد. شاید بتوان گفت که عقایدی لیبرال حتی نزدیک به سوسیالیست و در هر حال پیشرو داشت.»
  • «نقصی که فرح دیبا حتی با تمرینهای مکرر نتوانست در خود برطرف کند، لحن محزون صحبت کردنش است، خصوصاً وقتی فارسی حرف می‌زند؛ ولی به فرهنگ علاقه‌مند است و در ادب و شعر حتی شعر فرانسه از خود ذوقی نشان می‌دهد. چنین صفاتی را برای من در خاندان پهلوی بسیار نادر است.»
  • «برداشتن اولین قدمها در محیط تازه‌ای که فرح دیبا به آن وارد شده بود، قطعاً ساده و آسان نبوده است. برای مهار کردن احساسات خویش بی‌شک بر خود فشار زیادی وارد کرده است، با این حال بر خلاف رفتار رایج درباریان، به مستمندان توجه داشت.اوطوري رفتار كرد كه ايل و تبار "ديبا" وارد دربار شدند و بگونه اي سرطان وار در دربار ريشه دواندند و با عنوان"بنياد ديبا" رسميّت پيدا كردند و به چپاول پرداختند. اين درحالي بود كه فيلم ها و تبليغات همواره ملكه فرح را به چهر ه اي مهربان و دلسوز مردم نمايش ميداد. »
    • شاپور بختیارخطای یادکرد: برچسب تمام‌کنندهٔ </ref> برای برچسب <ref> پیدا نشد
  • «او پادشاه را تشویق کرد که بین فرهنگ‌های شرق و غرب ارتباطی بر قرار سازد و پای عده‌ای از هنرمندان و شعرا و فلاسفه را به کاخ سلطنتی باز کرد. به علاوه کم و بیش توانست از مداخله در امور دولت خودداری کند. من سه ماه قبل از انتصابم به پست نخست‌وزیری او را دیدم. به من به طور خصوصی گفت که عقایدش به افکار من نزدیک است و اگر ساواک مزاحم من بوده او را هم آرام نگذاشته است، البته نسبت به موقعیتها این مزاحمتها شدت و ضعف دارد.»

پانویس[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ