آلبرت اینشتین

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
درک صورت‌مسأله از حل آن مهم‌تر است - آلبرت اینشتین

آلبرت اینشتین، دانشمند، برنده جایزه نوبل و فیزیکدان آلمانی - سویسی - آمریکایی، متولد: (۱۴ مارس ۱۸۷۹ میلادی) در شهر اولم آلمان. وی در تاریخ (۱۸ آوریل ۱۹۵۵ میلادی) در آمریکا درگذشت.

دارای منبع[ویرایش]

  • «این دیگر چه معمایی است که هیچ‌کس مرا درک نمی‌کند ولی همه‌گان مرا می‌پذیرند.»
    • مصاحبه با «New York Times» - در سال ۱۹۴۲
  • «باید شرم کنند، کسانی که بدون کم‌ترین تأمل و تفکر از پدیده‌های معجزه‌آسای علم و فن بهره می‌گیرند و سفیهانه از درک مضمون هوشمندانه آن عاجزند، همانند گاوی که از لذت نشخوار گیاهان برخوردار است ولی از علم ِ گیاه شناسی خبری ندارد.»
    • آگاه‌سازی، به‌عنوان یکی از وظایف رادیو - در سال ۱۹۳۰
  • «نهایت فرومایگی است اگر رفتار آدمی را منحصر به ترس از تنبیه یا امید به پاداش باشد.»
    • مجله نیویورک تایمز (۹ نوامبر، ۱۹۳۰)
  • «من نمى‌توانم فرضیه «بى‌اخلاقى انسان» را بپذیرم، و من اخلاق را منحصرا امرى انسانى و متعلق به انسان مى‌دانم که هیچ نوع قدرت مافوق انسانى در پشت آن وجود ندارد.»
    • آلبرت اینشتین، سوی انسانی. ص. ۳۹. در جواب نامه‌ای که در ۱۷ ژوئیه ۱۹۵۳ به او فرستاده شده بود.
  • «البته آنچه درباره اعتقادات دینی من گفته اند دروغ است. دروغی که به طور سیستماتیک تکرار شده است. من به خدایی شخص‌وار اعتقاد ندارم و هرگز منکر این بی اعتقادی‌ام نمی‌شوم بلکه آن را آشکارا بیان می‌کنم.»
    • آلبرت اینشتین، سوی انسانی. ص. ۴۳. نامه به یک بیخدا. (۲۴ مارس، ۱۹۵۴)
  • «در برابر یک قدرت متشکل و منظم، فقط یک قدرت متشکل و منظم ِ دیگر تاب ایستادگی دارد. هرچند مایهٔ تأسف است، ولی من راه دیگری نمی‌بینم.»
    • در نامه‌ای به‌یک دانشجو - ۱۶ ژوئیه ۱۹۴۱
  • «درک صورت‌مسأله از حل آن مهم‌تر است، چون تشریح دقیق صورت‌مسأله، خود به‌خود راه‌حل آن‌را نشان می‌دهد.»
    • به‌نقل از: Adrian Krahn - Vom Prozessmonitoring zum Prozessmanagement
  • «من به‌این موضوع اعتقاد راسخ دارم که تنها یک‌راه برای خلاصی از شر سرمایه‌داری وجود دارد: برقراری اقتصاد ِ سوسیالیستی به‌یاری آموزش و پرورشی درخور ِ تحقق اهداف سوسیالیستی. در چنین ساختاری ابزار تولید وفرآورده‌های آن، به‌کل جامعهٔ تعلق داشته و مصرف آن نیز طبق برنامه خواهد بود.»
    • نشریه «Monthly Review» - شماره ۱، «چرا سوسیالیزم؟» / مهٔ ۱۹۴۹
  • «من همیشه علیه استیلای زور مبارزه کرده‌ام. متأسفانه فرضیه‌های من، انسانیت را به‌سلاح قدرت‌طلبی مجهز نموده که برای من عذاب وجدان به‌ارمغان آورده‌است.»
    • در نامه‌ای به «C.G. Jung» - در تاریخ ۲۰ دسامبر ۱۹۴۹
  • «من هیچ‌گونه استعداد ِ برجسته‌ای ندارم، فقط مشتاقانه کنجکاوم.»
    • در نامه‌ای به «Carl Seelig» - در سال ۱۹۵۲
  • «اگر نظریه نسبیت من به اثبات برسد آلمان مدعی آلمانی بودنم می‌شود و فرانسه اعلام می‌کند من شهروند جهانم. اما اگر نظریه‌ام درست نباشد فرانسه مرا آلمانی و آلمان یهودی ام خواهند خواند»
    • سخنرانی در سوربون پاریس، دسامبر ۱۹۲۹
  • «نامه روز دهم ژوئن تو را دریافت کردم. من در طول حیاتم با کشیش یسوعی صحبت نکرده‌ام، من از این گستاخی متحیرم که اینچنین درباره من دروغ می‌گوید. از نظر کشیش یسوعی من آتئیستم‌، البته، که هستم و همیشه بوده‌ام.»
    • نامه به گای اچ. رانر (۲ ژوئیه ۱۹۴۵)، در جواب شایعه مسیحی شدن او
  • «تحقیقات علمی بر روی این پایه استوار است که همه اتفاقاتی که می‌افتند معین شده توسط قوانین طبیعت هستند و این در مورد اعمال مردم نیز صادق است. به همین دلیل است که یک محقق علمی به سختی می‌تواند تمایل به این عقیده داشته باشد که اتفاق‌ها را میتوان با دعا خواندن تحت تاثیر قرار داد، مثلا با آرزو کردن و تمنا کردن از یک موجود ماورای طبیعت بتوان به تغییری دست یافت.»
    • نامه (۲۴ ژانویه، ۱۹۳۶) در جواب فیلیس رایت، یک کلاس ششمی، که در مورد دعا کردن دانشمندان سوال کرده بود.
  • «من نمی‌توانم خدایی را تصور کنم که مخلوقات خود را پاداش یا کیفر می‌دهد و اهدافش طبق مقاصد ما انسان‌ها شکل گرفته است. خدایی که بطور خلاصه انعکاسی از ضعف و ناتوانی ما انسان‌هاست. من همچنین نمی‌توانم باور کنم که انسان می‌تواند پس از مرگ، ورای جسم مادی‌اش زنده بماند، هر چند که روح‌های ناتوان بدلیل ترس و جهل چنین افکاری را با خود حمل کنند.»
    • نقل قول در تمدن و سیاست اروپا از ۱۸۱۵ (۱۹۳۸) نوشته اریک اکورن، ص. ۷۲۳. در آگاهی درگذشت نیویورک تایمز (۱۹ أوریل، ۱۹۵۵)

بدون منبع[ویرایش]

  • «اگر انسان‌ها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معده‌شان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.»
  • «اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیت‌ها را تغییر بده.»
  • «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»
  • «تخیل مهمتر از دانش است. علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می‌گیرد.»
  • «سعی نکن انسان موفقی باشی، بلکه سعی کن انسان ارزشمندی باشی.»
  • «سخت‌ترین کار در دنیا درک [فلسفهٔ] مالیات بر درآمد است.»
  • «سه قدرت بر جهان حکومت می‌کند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت.»
  • «علم زیباست وقتی هزینهٔ گذران زندگی از آن تامین نشود.»
  • «متوجه هستید که تلگراف سیمی به‌نوعی یک گربهٔ بسیار بسیار درازی است که وقتی دم‌اش را در نیویورک می‌کشید، سرش در لوس‌آنجلس میومیو می‌کند. این را می‌فهمید؟ و رادیو هم دقیقاً به همین شکل کار می‌کند؛ شما پیام‌هایی را از اینجا می‌فرستید و آنها در جایی دیگر دریافتشان می‌کنند. تنها تفاوت در این است که دیگر گربه‌ای وجود ندارد.»
  • «مسائلی که بدلیل سطح فعلی تفکر ما بوجود می‌آیند، نمی‌توانند با همان سطح تفکر حل گردند.»
  • «من با شهرت بیشتر و بیشتر احمق شدم. البته این یک پدیدهٔ نسبی است.»
  • «مهم آن است که هرگز از پرسش باز نایستیم.»
  • «هیچ کاری برای انسان سخت‌تر از فکرکردن نیست.»
  • «دین بدون علم کور است و علم بدون دین لنگ است.»
  • «در دنیا خط مستقیم وجود ندارد و تمام خطوط بدون استثنا منحنی و دایره وار است و اگر این خط کوچکی که در نظرما مستقیم جلوه می‌کند در فضا امتداد یابد خواهیم دید که منحنی است.»
  • «جاذبهٔ زمین، مسئول به دامان عشق افتادن نیست»
  • «در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد.»
  • «خداوند برای اداره جهان تاس نمی‌ریزد.»
  • «ثابت کیهانی بزرگترین اشتباه من بود.»
  • «هرکس می‌تواند هر چیزی را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند. برای حرکت در عکس کمی نبوغ نیاز است.»
  • «به کسی که حقیقت را در امور جزئی جدی نگیرد، نمی‌توان در امور بزرگ اعتماد کرد.»
  • «توجه به انسان و سرنوشتش همواره باید انگیزه اصلی در تلاش‌های فنی باشد. هیچ گاه این را در رسم نمودارها و حل معادله‌ها فراموش نکنید.»
  • «اگر A معادله موفقیت باشد، آنگاه معادله آن چنین می‌شود: A=X+Y+Z که در آن X کار، Y بازی و Z بسته نگاه داشتن دهان است.»
  • «اگر می‌دانستیم که چکار می‌کنیم که به آن تحقیق نمی‌گفتیم.»
  • «روشنفکران مشکلات را حل می‌کنند ولی نوابغ از برزو آن جلوگیری می‌کنند.»
  • «به کاشتن بذر ادامه دهید، چون هیچگاه نمی‌دانید کدام یک رشد خواهد کرد.(شاید همه آنها)»
  • «منطق شما را از A به B می‌برد، ولی تخیل شما را به همه جا می‌برد.»
  • «مردم {عام مردم} عاشق شکستن چوب هستند. زیرا این کاریست که نتیجه اش بلافاصله معلوم می‌شود.»
  • «غیر قابل درک ترین چیز در دنیا این است که{دنیا} قابل درک است.»
  • «همه دانش چیزی بیش از پالایش افکار روزمره نیست.»
  • «تنها دلیل وجود زمان آن است که همه چیز با هم اتفاق نیفتد.»
  • «زندگی مثل دوچرخه سواریست. برای حفظ تعادل باید حرکت کرد.»
  • «عاشق سفرم، ولی از رسیدن متنفرم.»
  • «بدترین چیز جوانی این است که من دیگر به آن تعلق ندارم!»
  • «هیچ وقت چیزی رو خوب نمی‌فهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدی!»

منسوب[ویرایش]

  • «از وقتی که ریاضی‌دانان از سرو کول «نظریه نسبیت» بالارفته‌اند، دیگر خودم هم از آن سر در نمی‌آورم.»
  • «به آینده نمی‌اندیشم چون به زودی فرا خواهد رسید.»
  • «به‌سختی می‌توان در بین مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یک‌نوع احساس مذهبی مخصوص به‌خود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عادی فرق دارد.»
  • «خدا، شیر یا خط نمی‌کند»
  • «خداوند زیرک است اما بدخواه نیست.»
  • «دوچیز بی‌پایان است: اول «کهکشان»، دوم «حماقت بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.»
  • «من نمی‌دانم انسان‌ها با چه اسلحه‌ای در جنگ جهانی سوم با یک‌دیگر خواهند جنگید، اما در جنگ جهانی چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود.»
  • «نگران مشکلاتی که در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان می‌دهم که مشکلات من در این زمینه عظیم‌تر است.»
  • «همزمان با گسترش دایرهٔ دانش ما، تاریکی‌ای که این دایره را احاطه می‌کند نیز گسترده می‌شود.»
  • «یک فرد باهوش یک مسئله را حل می‌کند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می‌کند.»
  • «اگه نمرهٔ تستت تک شد ناراحت نشو!»
  • «در دنیایی که دیوارها و دروازه‌ها وجود ندارند چه احتیاجی به پنجره و نرده است؟»
  • تا وقتی که در فیزیک اثبات‌های ریاضی وجود دارد نیازی به آزمایش نداریم.
  • اگر شهوت نبود من دنیا را کشف می‌کردم
  • از گذشته عبرت بگیر، برای حال زندگی کن و به آینده امید داشته باش.
  • تحقیقات علمی بر این پایه استوار است که همه اتفاقاتی که می‌افتد معین شده توسط قوانین طبیعت هستند و این در مورد اعمال مردم نیز صادق است برای همین یک محقق علمی به سختی می‌تواند تمایل به این عقیده داشته باشد که اتفاقات را می‌توان با دعا خواندن تحت تاثیر قرار داد مثلا با ارزو کردن یا تمنا کردن از یک موجود ماورای طبیعت بتوان به تغییری دست یافت
  • من نمی‌توانم فرضیهٔ بی اخلاقی فرد را بپذیرم من اخلاق را منحصرا یک امر انسانی و متعلق به انسان می‌دانم که هیچ نوع قدرت مافوق انسانی در پشت ان وجود ندارد
  • من نمی‌توانم خدایی را تصور کنم که مخلوقات خود را کیفر یا پاداش می‌دهد و اهدافش طبق مقاصد ما انسانها شکل گرفته‌است. خدایی که انعکاسی از ضعف و ناتوانی ما انسان هاست. من همچنین نمی‌توانم باور کنم که انسان می‌تواند پس از مرگ ورای جسم مادی اش زنده بماند هر چند که روح‌های ناتوان بدلیل جهل و نادانی این عقاید را با خود حمل می‌کنند
  • من نمی‌کوشم خدایی شخص وار را تصور کنم شگفتی از ساختار جهان تا انجا که به ما توان کافی برای درک جهان بدهد کفایت می‌کند
  • من یک کافر عمیقا دیندار هستم این یکجور دین جدید است.

♣موتور قویتر از بخار و الکتریسیته و اتم موتور اراده انسان است

پیوند به‌بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
Commons-logo.svg
در ویکی‌انبار منابعی در رابطه با
آلبرت اینشتین
موجود است.