تاریخ

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

تاریخ، پژوهش در رخدادها و کارهای آدمی در گذشته.

« تمامِ تاریخِ بشر در حُکمِ نقطۀ ناچیزی در فضاست ، و نخستین درسِ آن فروتنی است.» ویل دورانت


آ - الف - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی


آ[ویرایش]

الف[ویرایش]

  • «اگر انسان در جسم خود فانی است، در عمل تاریخی خود، باقی است.»
  • «اگرچه این اقاصیص از تاریخ دور است چه در تواریخ چنان می‌خوانند که فلان پادشاه فلان سالار را به فلان جنگ فرستاد و فلان روز جنگ یا صلح کردند و این آن را بزد و برین بگذشتند اما من آنچه واجب است بجای آرم.» «در دیگر تواریخ چنین طول و عرض نیست که احوال را آسان‌تر گرفته‌اند و شمه‌ای بیش یاد نکرده‌اند اما چون من این کار را پیش گرفتم می‌خواهم که داد این تاریخ را به تمامی بدهم و گرد زوایا و خبایا برگردم تا هیچ از احوال پوشیده نماند.»


  • «اگر ایلخانان به تاریخ بها می دادند و از آن عبرت می گرفتند هیچگاه به ایران نمی آمدند و به این سرنوشت شوم گرفتار نمی شدند . »

ب[ویرایش]

  • «برای آنکه تاریخ تا ابد دروغ باشد کافی است که یک‌نفر حقایق را کتمان کند.»

پ[ویرایش]

ت[ویرایش]

  • «تاریخ فقط تصویر جنایات و تیره‌بختی‌های بشر است.»
  • «تاریخ‌نگاران شبیه افراد ناشنوا هستند [چرا که] مدام به پرسش‌هایی پاسخ می‌گویند که هیچ‌کس از آن‌ها نپرسیده است.»
  • «تاریخ یک ملت مانند گلزاری است که مردمان هنرمند و حساس، گل‌های زیبای آن می‌باشند.»
  • «تجارب به ‌دست‌آمده در یک نسل، عمومأ برای نسل ِ بعدی مفید واقع نمی‌شود، از این‌رو، به ‌شهادت گرفتن ِ براهین تاریخی بی‌نتیجه‌است.»
  • «تنها وظیفهٔ ما در قبال تاریخ، بازنویسی آن است.»
  • « تمامِ تاریخِ بشر در حُکمِ نقطۀ ناچیزی در فضاست ، و نخستین درسِ آن فروتنی است.»
    • ویل دورانت درس‌های تاریخ (نشر ققنوس،1385) فصلِ «تاریخ و زمین»
  • «تاریخ آن قدر گوناگونی دارد که تقریباً برای هرگونه ادّعا و نتیجه‌گیری از آن گزینه‌ای از موارد و نمونه‌ها یافت می‌شود.»
    • ویل دورانت درس‌های تاریخ (نشر ققنوس،۱۳۸۵) فصلِ «آیا پیشرفت، واقعی است؟»

ج[ویرایش]

  • «جلوگیری از تکرار تاریخ کاری بیهوده است زیرا شخصیت آدمی طوری است که اجتناب از تکرار را غیر ممکن می‌سازد.»

ح[ویرایش]

  • «حکم تاریخ قاطع‌تر از تمام مقررات بروکراسی است.»

خ[ویرایش]

  • «خود را سیر کردن و خبث خود را زیاد نمودن و هم‌دیگر را نابود ساختن از نخستین روز تاریخ، اشتغال عمده اقوام بوده‌است. هنوز هیچ‌چیز نشان نمی‌دهد که این صفات مسیر خود را عوض کرده باشد.»

د[ویرایش]

  • «در دیگر تواریخ چنین طول و عرض نیست که احوال را آسان‌تر گرفته‌اند و شمه‌ای بیش یاد نکرده‌اند اما چون من این کار را پیش گرفتم می‌خواهم که داد این تاریخ را به تمامی بدهم و گرد زوایا و خبایا برگردم تا هیچ از احوال پوشیده نماند.»
  • «درست همان‌طور که داروین قانون تکامل یا ماهیت موجود زنده را کشف کرد، مارکس نیز قانون تکامل تاریخ انسانی را کشف نمود»

ک[ویرایش]

  • «کسی که ثمرات روحی ملتی را نداند، تاریخ آن ملت در نظرش یک مشت حوادث پریشان و وقایع بی‌نظم و ترتیب جلوه می‌کند.»

م[ویرایش]

  • «مردمان بزرگ در نظر جوانان مانند کشمش‌های روی کیک تاریخ هستند.»
  • «من براین باورم که اگر عصری بیش از حد از تاریخ انباشته شود، این خود از پنج جهت برای زندگی زیان‌بار و خطرناک است. بدین معنی که افراط در توجه به تاریخ، میان دنیای درون و برون تقابل و تضادی ایجاد می‌کند که نتیجه‌اش تضعیف شخصیت است.»
  • «من در کشوری زندگی کرده‌ام که در هیچ دوره تاریخی خوردن چلوکباب و قیمه‌پلو قدغن نبوده اما در طول تاریخ نوشتن و فکرکردن و خواندن زیر ضربه بوده‌است.»

ن[ویرایش]

  • «نه ممکن است تاریخ را فریب داد و نه ممکن است زمان را از سیر سریع خودش بازداشت.»

هـ[ویرایش]

  • «هرچه که به ذهنت می‌آید تخیل و هر چه انجام می‌دهی علم است. تمام تاریخ بشر چیزی جز داستانی علمی-تخیلی نیست.»
  • «هرکسی می‌تواند تاریخ‌ساز باشد اما فقط یک انسان بزرگ می‌تواند آنرا رقم زند.»
  • «...همسر عزیزم، اولأ تاریخ را مانند رمان بخوان، فقط هنگام خواندن به خصوص تاریخ انقلاب‌ها، حرکت‌های مردمی و پیشرفت‌های صنعتی و سطوری که به نظرت جالب می‌رسد زیرشان را خط بکش. بعد وقتی که کتاب تمام شد آن قسمت‌هایی را که خط کشیده‌ای یک بار دیگر بخوان.»

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
تاریخ
دارد.