الگو:گفتاوردهای مصور ایران
ظاهر
«ز پوچِ جهان هیچ اگر دوست دارم/تو را ای کهن بوم و بر دوسَت دارم ...» مهدی اخوان ثالث
«در ایران، زبان باستانی (فارسی باستان) هیچگاه جای به عربی نداد، بلکه دگرگون گردید. پس از آمدن اسلام، همراهِ گزیدهای از واژگان عربی، به الفبای آن زبان نوشته شد.»
«در دورهٔ سامانیان (۲۶۲-۳۸۹ق)، پایتخت شان بخارا، کانون احیای فرهنگ ایرانی شد. در عهد بیشتر پادشاهان سامانی، زبان رسمی فارسی بود. سامانیان به تشویق شاعران و دانشمندان ایرانی پرداختند، و سدهٔ ۱۰ و ۱۱ م شاهد زایشِ ادبیّاتِ نوینِ فارسی بود که به الفبای عربی نوشته میشد؛ با وجود تأثیر ژرف دین و سنت اسلامی، اساساً و مشخصاً ایرانی بود.» برنارد لوئیس
«بینِ افسانهٔ ققنوس و سرگذشتِ ایران تشابهی میتوان دید. ایران نیز چون آن مرغِ شگفتِ بی همتا، بارها در آتش خود سوخته است و باز از خاکستر خویش زائیده شده.» محمدعلی اسلامی ندوشن
«میراثِ فرهنگی که به صورتِ مادّی یا غیرِ مادّی به ما رسیده است، مجموعهای است که در خاطرهٔ جمعی ملّتِ ما جای خاص دارد و عنصرِ حیاتی هویّتِ فرهنگی ماست و منشأ هر نوع خلاقیّتِ فکری و هنری در طولِ زمان. این میراث ، مجموعهٔ تجربههای نسلهای پیشین است و برماست که آن را حفظ کنیم و به نسلهای بعدی انتقال دهیم.»جمشید بهنام
«طرحِ شهرسازی شهری چون اصفهانِ دورهٔ صفوی، بدونِ آگاهی از صورتِ مثالین «باغ بهشت»ـی که همواره منبعِ الهامِ هنرِ ایرانی بوده است، نمیتوانست ریخته شود...
اصفهان شهر-باغی است که از روی همان بهشتِ خیالینی ساخته شده که ایرانیان صورتِ ذهنی آن را همیشه در خاطرهٔ جمعی خویش حفظ کردهاند... فضای شهر در جوّی رؤیایی غوطه میخورد؛ حال و هوایی که از اصفهان مدینهٔ تمثیلی میسازد.» داریوش شایگان
«در عالَمِ وجود ، اصل و اساس را معنی بدانیم،و اهلِ معنی باشیم،باید اعتراف نماییم که عالی ترین و شاداب ترین میوه ای که نهالِ نبوغ و قریحۀ ایرانی در بوستانِ تمدّن بشری به وجود آورده است ؛ همانا اوّل ، کیشِ زرتشت است در زمانِ پیش از اسلام ، و دوّم طریقه و مذهبِ تصوّف است در دورۀ اسلامی.» محمّدعلی جمالزاده
«یونانیها به حکمتِ بحثی و استدلالی شهره بودهاند ... یک حکمتِ بسیار برتر و عالی تری وجود دارد، آن حکمتِ ذوقی و کشفی است، نمودارِ عالی این نوع از حکمت، حکمای ایران باستان بودند. ایرانیان نه تنها در حکمتِ نظری، بلکه در حکمتِ عملی و در فنِّ حکومت داری همیشه شهرهٔ آفاق بودهاند.» رضا اعوانی
«بزرگترین خوشحالی من در زندگی ، هوش و استعدادِ جوانانِ ایرانی است.» محمود حسابی
«مردمِ ایران از هر قوم و قبیله که باشند ، از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.» اصل ۱۹ قانون اساسی ج. اایران
«مردمِ ما همواره در انتظارِ قهرمان هستند ، امّا مردم باید باور کنند که قهرمان خودشان هستند و نیروی نجاتبخش در درونِ خودشان نهفته است؛ باید قدرتِ خود را باور کنند و ابرازِ وجود کنند.»محمّد خاتمی
«اقتصادی پیشرفت میکند که اهدافی در بازارهای خارجی داشته باشد و بتواند با دنیا رقابت کند. در نتیجه برای اقتصادی توسعهگرا باید روابط ما با دنیا دوستانه باشد. دنیای امروز، قواعدی دارد و اولین قدم آن این است که قواعد دنیا را بشناسیم.» حسن روحانی
«ملّی کردنِ صنایع در هر مملکت، ناشی از حقِّ حاکمیّتِ ملّت است.»
«ملت ایران از ملی شدن نفت خود یک هدف عمده دارد و آن این است که دیگران در امور داخلی ما دخالت نکنند»محمّد مصدّق
در سدۀ بیستم ،دو انقلابِ مهم در ایران روی داده است ، انقلابِ مشروطه(۱۲۸۵-۸۸ /۱۹۰۵-۱۱ م) و انقلابِ اسلامی (۱۳۵۷ /۱۹۷۹م).انقلابِ نخست شاهدِ پیروزیِ هرچند کوتاهِ روشنفکرانِ مدرن بود،روشنفکرانی که از ایدئولوژی های غربی ناسیونالیسم،لیبرالیسم و سوسیالیسم الهام می گرفتند، قانون اساسی کاملاً غیردینی مدوّن کردند و به نوسازی جامعۀ خود مطابقِ جوامعِ اروپاییِ معاصر امیدوار بودند.
امّا با انقلابِ دوّم ، علمای سنّتی به میدان آمدند؛علمایی که از دورانِ طلایی اسلام الهام می گرفتند. پیروزیِ خود را با طرح و تدوین یک قانون اساسی کاملاً دینی تضمین نمودند ، شرع را جایگزین دادگاه های موجود کردند و مفاهیمِ غربی همچون دموکراسی را مفاهیمی الحادی دانستند و موردِ انتقاد قرار دادند. در واقع، در تاریخِ معاصر جهان، انقلاب اسلامی پدیدهٔ بی همتایی است، زیرا نه یک گروهِ اجتماعی جدید مجهز به احزاب سیاسی و ایدئولوژیهای غیر دینی بلکه روحانیون سنتّی مجهز به منبر و مدعی حقِّ الهی در نظارت بر عملکرد همهٔ مقامات غیر روحانی، حتّی عالی ترین نهادِ متشکّل از نمایندگان متخب ملّت، را به قدرت رساند.» یرواند آبراهامیان
فرهنگ را هم باید در گسترده ترین معنای آن در نظر گرفت و بر هیچیک از شاخصههای آن مثل زبان یا مذهب یا آدابی خاص تاکید نگذاشت. زیرا اگر بر هر یک از این شاخصهها تاکید بگذاریم، مجبور میشویم گروهی را کنار بگذاریم.»داریوش فرهود
«میتوان در جهانِ امروز مدرن بود و تفاوتِ فرهنگی خود را حفظ کرد. میتوان مثلِ ایرانیان میراثی استثنایی داشت ولی مدرن هم بود ...
هویّتِ ملّی حاصل استمرار حافظهٔ جمعی یک ملّتِ است و در تاریخ، زبان و احساس همبستگی میانِ آدمها ظاهر میشود. فرهنگِ ایرانی، فرهنگی قدیمی و غنی است و با تأثیرگذاری و تأثیرپذیری فرهنگها آشنایی دارد.» رامین جهانبگلو
«ای دیو سپید پای در بند!/ای گنبد گیتی! ای دماوند! ...» محمّدتقی بهار
مردمِ ایران هم مثلِ تمامِ مردمِ دنیا عقایدِ مختلفی دارند.» نسیم خاکسار
«آن چیزی که من خیلی دوست دارم، ایمان داشتن به چیزی است... ایمان در زندگی خیلی به آدم کمک میکند. برای عدهای مذهب است، برای بعضیها فلسفه؛ ولی ما آدمهایی هستیم گم شده و همیشه دنبال یک نوع اعتقاداتی هستیم که در سختیها، در تلاشی که در زندگی میکنیم، به ما کمک کند.»شیرین نشاط
«در فرهنگِ هیچ کشوری به اندازه ما دربارهٔ انسانیّت حرف زده نشده است. اگرهر کشوری یک اسطوره دارد، ما هزاران اسطوره داریم و من در زندگی ام ابتدا از پهلوانان آموختهام و سپس از اساتید.»جمشید مشایخی
اندیشیدن را جدّی بگیریم. اندیشیدن. آنچه که ما کم داریم، مردان و زنانی هستند که اندیشیدن را جدی گرفته باشند. اندیشیدن باید به مثابه یک کار مهم تلقی بشود. اندیشه ورزیدن. بند زبان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم.» محمود دولتآبادی
«جوان ایرانی تا خودش را نیازمند مادیات غرب ببیند همیشه «بنده» خواهد بود باید طوری تربیت پیدا کند که فراتر این خواستهها باشد.» فضلالله رضا
«آنگاه که به دیدنِ مسجد جامع اصفهان رفتم و در زیر این گنبد جای گرفتم، متوجّه شدم که تمام وجودم در تسخیر گنبد و مسجد است؛ چون در زیر این گنبد به خوبی میتوان به شاهکارِ فناناپذیر و خلّاقه ایرانیها پی برد ...» آرتور پوپ
«من در خیلی قلبها خانهای دارم. هیچ وقت آواره نمیشوم. بی سرپناه نمیمانم. این همه قلب، این همه خون، این همه تپش. این همه عشق، این همه تنهایی واین همه مردم. این مردم نازنین.» رضا کیانیان
«فرش، پیوند هنرمندانهٔ ایرانیان با طبیعت، زندگی، باورها و تاریخ است.» خسرو سینایی
«معماری همیشه و همه جا هنری وابسته به زندگی بوده و در ایرانِ ما بیش از هر جای دیگر. چنانکه آرایشِ معماری هماره به دست زندگی بوده و در هر زمان، روشِ زندگی بوده که برنامهٔ کار معماری را پی ریخته است.»کریم پیرنیا
«کویرِ لوت، کسی را که یک بار دچار افسونش شود، دیگر رها نخواهد کرد.»آلفونس گابریل
«.. که مازندران شهر ما یاد باد/همیشه بر و بومش آباد باد//که در بوستانش همیشه گُلست/به کوه اندرون لاله و سنبلست//هوا خوشگوار و زمین پرنگار/ه گرم و نه سرد و همیشه بهار.» شاهنامهٔ فردوسی
«یکسره و کورانه پذیرفتنِ گذشته نشانهٔ سنّت پرستیِ خشک و سترون است و یکجا رد کردن و به چشمِ خواری نگریستن در آن نیز غربزدگی است.
گذشتهٔ ما و امروزِ ما باید با یکدیگر برخوردِ سنجشگرانه و متفکّرانه داشته باشند تا معنا و ارج و ارزشِ نسبی یکدیگر را روشن کنند.» داریوش آشوری