موسیقی
از ویکیگفتاورد
آ - الف - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی
[ویرایش] آ
[ویرایش] الف
- «اطاق دانشجویی کوچکی گرفتهام که روبروی میدان «کارینانو» قرار دارد (با عنوان ویکتور امانوئل در آنجا به دنیا آمدم) - در اینجا میتوانم از پشت میز اتاقم موسیقی فوقالعادهای را که در طبقه پایین خانهام میزنند بشنوم... امضاء: آستو»
[ویرایش] ب
- «با نقاشی میخواهم چیزی تسلابخش مانند موسیقی خلق کنم.»
- «بعضی از آنها آلت موسیقی را طوری باخود حمل میکنند که یک کشیش صلیبش را.»
[ویرایش] ت
- «تکامل هریک از افراد بشر در چند مرحله به عمل میآید ولی مراحل عمومی که در همه موارد صادق است، سه است. نخست بیدار کردن احساسات لطیف و افکار بلند به وسیله اشعار و سرودهای عالی. زیرا اینها صورتهای زیبا و دلربای زندگی پاک و با صفا را نشان میدهند و میآموزند. دوم استوار ساختن این صورتها به وسیله اعمال روزانه زندگی. سوم تکمیل این اعمال و اشکال به وسیله موسیقی زیرا این صنعت روحانی، احساسات و افکار و کردار آدمی را با هم دمساز و هماهنگ میسازد و به زندگی رونق و جلوه و زیور کمال میدهد.»
[ویرایش] ر
- «رنگ، دنیای همهکس به ویژه دنیای نقاش است. او، از آنها همانند نُت موسیقی یا کلمات - اما ساده و منسجم - بهره میگیرد.»
- «روش ساختن موسیقی آمریکایی ساده است. تمام کاری که باید انجام دهید این است که آمریکایی باشید و آن جور موسیقیی که دوست دارید بنویسید.»
[ویرایش] ص
- «صوت بنان لطیفترین صدایی است که من در عمر خود شنیدهام. اگر به یکی از تصنیفهای بنان گوش بسپاریم، خواهیم دید که در اجرای آواز بنان،شکستن کلمه، نابجا خواندن،درنگ یا شتاب بیجا در سرتاسر تصنیف حتی یکبار هم دیده نمیشود. اوج، جای خود را دارد و وفرود هم. اینجاست که هنر تبلور پیدا میکند و بنان را در صدر مینشاند. نوع ادای کلمات، جدا از آواز و همراهی موسیقی همآهنگ در بیان بنان، خود شعری جداگانهاست.»
[ویرایش] ع
- «علت اینکه ما از موسیقی خوشمان میآید این است که در دنیای رؤیاها و احلام خود فرو میرویم، طبایع عالی، موسیقی را دوست میدارند لیکن بهتر آن میدانند که از آن بهعنوان وسیله برای دخول در رؤیاهای خویش استفاده کنند.»
[ویرایش] ف
- «فن هماهنگی در موسیقی ما سابقه نداشته و این علم را اروپاییان پس از تجربیات بسیار از روی موازین علمی از طبیعت استخراج کرده و بر لطف و ملاحت موسیقی بسی افزودهاند و به طوری که تجربه شدهاست با توجه به ویژگیهای موسیقی ما که اهل فن از آن بهره دارند کاملا برای موسیقی ایرانی هم مناسب و مفید است.»
[ویرایش] م
- «مردی که در درون خویش موسیقی ندارد و ندای خوش و دلنشین، او را دگرگون نسازد، برای خیانت، توطئه و غارتگری مناسب میباشد و هیچکس نباید به او اعتماد کند.»
- «ملت ما محتاج بهشنیدن حرفهای جدی است. این کار با دکلاماسیون انجام میگیرد. من معتقدم که شعر فارسی باید وزنی را اختیار کند که بهواسطه جدا شدن از موسیقی ِ یکروند ِ ما، بهکار دکلاماسیون بخورد.»
- «موسیقی از آنچه که ناگفتنی است و اختفای آن ناممکن، حکایت میکند.»
- «موسیقی از فکر تراوش میکند و به قلب مینشیند.»
- «موسیقی برای آواز و نقاشی برای منظره، مانند شعر است برای کلمات، اما آنجا که موسیقی و شعر در فهماندن احساسات رقیق بشری کوتاه میآیند و در هنر خویش فرو میمانند، نوبت نقاشی شروع میشود. در بسیاری از موارد چیزی که پرده نقاشی به ما میفهماند، یک میلیون کلمه به ادای آن قادر نیست.»
- «موسیقی بیان اشتیاق است.»
- «موسیقی، تندنویسی ِ احساسات است.»
- «موسیقی، سرزمینی است که روح من در آن حرکت میکند، در آنجا همهچیز گلهای زیبا میدهد و هیچ علف هرزهای در آن نمیروید، اما کمتر هستند اشخاصی که بفهمند در هر قطعه از موسیقی چه شوری نهفته است.»
- «موسیقی لذتبخشترین هنرها است ولی چیزی به ما نمیآموزد، اما آنچه که به فکر و روح آدمی غذا میدهد و آموزنده است، شعر و شاعری است.»
- «موسیقی مکاشفهای بالاتر از هر فلسفه و حکمتی است. هرکس بهآهنگهای من گوش فرادهد، باید از هر رنج و دردی که دیگران بهدوش میکشند رهایی یابد.»
[ویرایش] ن
- «نغمه و وزن موسیقی تأثیر فوقالعادهای در روح انسان دارد و اگر درست به کار رود میتواند زیبایی را در رؤیاهای روح جایگزین کند.»