سید محمد خاتمی
از ویکیگفتاورد
(تغییرمسیر از خاتمی)
محمد خاتمی، پنجمین رئیس جمهور کشور جمهوری اسلامی ایران. دوره ریاست جمهوری: (۱۳۷۶ - ۱۳۸۴ (خورشیدی)) برابر با (۱۹۹۷ - ۲۰۰۵ (میلادی)). زادروز وی: (۲۰ مهرماه ۱۳۲۲ (خورشیدی) برابر با (۱۴ اکتبر ۱۹۴۳ (میلادی)) در اردکان یزد میباشد.
[برحسب تاریخ تنظیم شدهاست.]
مسلمانان باید امروز با تمسک به کتاب آسمانی و سنت دینی خود، مبشّران صلح و امنیت و آزادی و عدالت باشند و قدرتهای بزرگ نیز نباید با تحریک گروهی که جز حقد و کینهٔ مسلمانان را در سینه ندارند جنگ تبلیغاتی و نظامی علیه مسلمانان را ادامه دهند و خیرخواهان در جهان غرب و جهان اسلام باید بکوشند که در هردو جهان خشونتگرایان مغرور و متوهم را منزوی و افکار عمومی را از آنان بگیرند.
[ویرایش] گفتاورد
[ویرایش] سخنرانی ها و خطبه ها
[ویرایش] مراسم وداع، یا سلام خاتمی
- اول اوت ۲۰۰۵/ دهم مرداد ۱۳۸۴
- «در چنین جوامعی انسان در انتظار قهرمان است و شکستها و پیروزیهایش را در وجود یکنفر میبیند و با یک شکست، همه چیز را از دسترفته میپندارد و ناامید میشود.»
- «برخی از طرفداران اصلاحات ما، دچار شعارزدگی مفرط شدند و اولویتها را درک نکردند. آنها به روح قهرمانپرستی دامن زدند و مطالبات را بدون در نظر گرفتن اولویتها بالا بردند.»
- «هیچ یک از مدیران (دولتم) نبودند که تا دَم ِ در ِ زندان پیش نروند و بسیاری کارهای عظیمی صورت گرفت که پروندهسازیهایی برای آن انجام شد و من هر آن انتظار داشتم که بیایند و بگویند وزیر تو احضار شده و فلان مدیر تو زندانی شدهاست.»
- «هیچ وقت نبود که به سفری بروم و با حادثهای روبرو نشوم که همه اعصابم را در خارج از کشور بهم نزند و به جای این که من از مصالح عالی کشور دفاع کنم، ناچار بودم این مسایل را توضیح دهم.»
- «برای اولین بار در دوران اصلاحات، با وجود افتخاری که جمهوری اسلامی داشت و در زمان امام (آیت الله خمینی) نیز وجود داشت که هیچکس را بخاطر اعتقادش مورد اتهام قرار نمیدادند، یک انسان مسلمان، عاقل، دانشمند، متعهد و معتقد، (هاشم آغاجری) را به اتهام ارتداد به اعدام محکوم کردند.»
- «تلاش ما این بود که مردم باور کنند میزان، رای ملت است و قدرت امر زمینی است و مشروعیت قدرت منوط به حضور مردم و رضایت آنهاست.»
- «آنها اسلامی را میخواستند که آزادی را ولنگاری میدانست. اسلامی را میخواستند که مردمسالاری را شرک میدانست و مخالف را معاند و معاند را برانداز و برای نابودی آن برانداز هر عملی را مجاز میدانست. آنها اسلامی را میشناختند که تحمل و مدارا را ضد دین میدانست و با تحریک احساسات دینداران و تئوریزه کردن خشونت و ترور، جوانان متدین و دیندار را به اعمالخشونت در جامعه ترغیب میکرد.»
- «هر مکتبی که در حال انزواست، به خشونت متوسل میشود و نَفَس این تفکر (اسلام تندرو) نیز به شماره افتاده است و در جهان نیز نفس این اسلام به شماره افتاده است.»
- «در ایران سانسور هست. در جهان نیز سانسور هست. گرچه معتقدم با گسترش ارتباطات و اینترنت سانسورگران آب در هاون میکوبند و تقریبا سانسور مهار شده است، اما با همین سانسور نیز برای اهل فکر مشکلاتی ایجاد میشود.»
[ویرایش] اجلاس بینالمللی: ?Who speaks for Islam? Who speaks for West
- کوالالامپور، مالزی - ۲۱ بهمن ۱۳۸۴ / دهم فوریه ۲۰۰۶
- «امروز وقتی به تاریخ مینگریم حکومتهایی را میبینیم که منتسب به دین هستند و نیز از تمدن اسلامی، معارف، علوم و فرهنگ ِپاگرفته در دنیای اسلام، نشان میبینیم. در شاخهها و شعبههای اسلام متحقق در تاریخ، شاهد آراء، سلیقهها و تجربههای گوناگونی هستیم که جملگی خود را اسلامی میدانند و بر باور خویش چنان استوارند که گاه بهکشاکشها و درگیریهای خونین نیز تن میدهند.»
- «اینک میتوان بهاعتبار این ملاحظهها چند نکته اساسی درباره وضع امروزمان اشاره کرد، در زمان ما نیز صداهای مختلفی را میشنویم که خود را منتسب به اسلام میدانند، از جمله صدای عقلگرای مردمسالارِ پیشرو و صدای واپسگرای مستبد و خشن، چنانکه در سایر ادیان و آیینها نیز میتوان چنین اختلاف صدایی را دید.»
- «چهکسی میتواند از طرف اسلام و به نمایندگی از جهان اسلام سخن بگوید؟ پاسخ بهاین پرسش اگر از روی «بصیرت» و «معرفت» باشد آسان بهدست نمیآید. ولی گویا من پیشاپیش جواب مورد نظر خود را افشا کردهام: «بصیرت» و «معرفت». تنها اصحاب بصیرت و معرفت به اسلام و عالم اسلامی میتوانند بهنمایندگی از جهان اسلام سخن بگویند.»
- «در دنیای پس از قرن هجدهم که «سکولاریسم» متحقق میشود، مفاهیم قدیمی نیز بهتدریج عرفی (سکولار) میشوند و در سیر سکولاریسم «بصیرت» که در اصل مفهوم عرفانی، دینی، فلسفی و اخلاقی است، به روشنفکر مبدل میشود و ارباب بصائر به روشنفکران (Intellectuals) تبدیل میشوند. چنانکه اهل معرفت را نیز Academicians یا Scholars تعبیر میکنند.»
- «روشنفکران طبعاً بیش از عالمان سنتی، جهان امروز را میشناسند، اما چه تعداد از ایشان منابع اصلی معارف اسلامی و در صدر آن قرآن مجید را بهخوبی میشناسند؟ و تا چهحد با کار قدما انس دارند؟ و از سوی دیگر میزان شوق و حتی شیفتگی آنان نسبت به تمدن غربی چهاندازهاست؟ آیا ایشان توانستهاند همچنانکه بهسنت و تاریخ خود بافاصله و منتقدانه نگاه میکنند به تاریخ و تمدن غربی نیز باانصاف، ولی بافاصله و منتقدانه بنگرند؟»
- «سرعت رشد علوم در قرنهای اولیه اسلام هر محققی را شگفتزده میکند. بدون تردید این رشد سریع متأثر از تعالیم قرآن کریم و روایات فراوانی است که در باب علم و عالم بیان شدهاست.»
[ویرایش] سخنرانی در افتتاحیه نشست دوم اجلاس اتحاد تمدنها
- دوحه، قطر - ۷ اسفند ۱۳۸۴ / ۲۶ فوریه ۲۰۰۶
- «رسانهای در فضای پر از نفرت روزگار ما، پا را از معیارهای اخلاقی و انسانی فراتر مینهد و با اهانت بهمقدسات مسلمانان، احساسات آنان را که بهارزشهای خود پایبندند جریحهدار میکند و در همانحال به آزادی بیان و اندیشه که ارزشی جهانشمول است نیز خیانت میکند. اهانت و ناسزاگویی، آنهم بهمقدسات، مصداق اندیشه و آزادی بیان نیست، بلکه عملی است مجرمانه چون ضرب و شتم و شکنجه. در برابر این اهانت احساسات جریحهدار شده صدها میلیون مسلمان نیز بهجنبش در میآید و حتی بهخشونتهایی منجر میشود که نه خواست اسلام و نه خواسته مسلمانان آزادهاست.»
- «اگر فریاد خشونت و مقابله بلند است، نجوای گفت و گو و مفاهمه نیز همهجاگیر است، بهاین نجوا گوش کنیم و برای آن برنامه عمل جهانی تدارک ببینیم. بزرگ فکر کنیم، اما همین امروز از کوچک آغاز کنیم، چون فردا خیلی دیر است.»
- «امروز شاهد حضور قدرتهای رسمی و غیررسمی فراوانی هستیم که محروم از منطق مهر و گفت و گو و تفاهم، جز بهقهر و خشونت نمیاندیشند و برای بهکارگیری این دو، نفرت پراکنی، غیرتسازی دشمنتراشی را اساس کار خود قرار میدهند.»
- «در جهان آشوبزده کنونی شاهد حوادث و مواضع، گفتارها و رفتارهایی بودهایم که نهتنها کمکی بهحل مسائل میان شمال و جنوب و شرق و غرب نمیکند، بلکه زمینهساز تبدیل سوءتفاهمهای تاریخی بهدرگیریهایی میشود که میتواند آرامش و امنیت و حتی موجودیت بشر و همه آثار و مأثر [[مذهب|دینی]، علمی، مدنی و فرهنگی او را باخطر جدّی مواجه کند.»
- «دیروز نیچه گفته بود که تمدن جدید قربانگاه خدای مهر و شفقت که سرمنشاء همه ارزشهای والای انسانی است، شدهاست. او گفته بود که ما خدا را کشتیم و دیری نخواهد پایید آثار ویرانگر این جنایت آشکار خواهد شد. نیچه البته برای بازآفرینی ارزشهای والا در انتظار ابرمرد بود که با اراده معطوف بهقدرت، جهان ِ نو را بسازد، ولی بهزودی ابرمرد آرمانی او در چهره نظام ناسیونال سوسیالیسم هیتلری ظهور کرد تا بهبهانه ایجاد فضای حیاتی برای خود، نهتنها ملت شایسته آلمان را گروگان هدف هراسآور خویش گرفت و نه تنها هزاران یهودی و غیریهودی بیگناه را بهکام مرگ فرستاد، بلکه امید و آینده بشریت را بر ویرانههای به جا مانده از جنگی خانمانسوز سوگوار کرد.»
[ویرایش] سخنرانی در جمع متفکران و اندیشمندان جهان اسلام
- بحرین، ۸ فروردین ۱۳۸۵ / ۲۸ مارس ۲۰۰۶
- «اما امروز با دوران درخشان اوج تمدن اسلامی فاصله زیادی داریم. سخن برسر این است که آیا امروز، مسلمانان باید در صدد احیاء تمدنی باشند که دیگر وجود ندارد یا اگر هست بهشدت تحتالشعاع تمدن غربی است؟ و یا اینکه باید در هاضمه تمدن جدید و فرهنگ متناسب باآن هضم شوند و مدرنیته و سکولاریسم و لیبرالیسم را که تجلیات تمدن جدیداند، همچون فنّ و علم جدید بپذیرند؟»
- «امروز در تقسیم بندیهای مطرح در مورد جوامع بشری، از جهان اسلامی، در برابر جهان مسیحی، جهان غربی، جهان چینی، جهان هندی و نظایر آن بسیار میشنویم و در برابر تمدن غربی نیز سخن از تمدن اسلامی میرود. تردیدی نیست که در دورهای از تاریخ، تمدن درخشانی بهنام تمدن اسلامی تحقق یافته که جامعه و تاریخ بشری را تحت تأثیر خود قرار داده و آثار و مأثر فراوانی نیز برجای گذاشتهاست. اما آیا آنچه بهنام تمدن اسلامی شهرت یافته، عین اسلام است؟»
- «بهعبارت دیگر تمدن غربی همچون یک سیل و بدون اختیار و انتخاب همه زوایای زندگی ما را فراگرفتهاست. علم بهمعنی جدید آن (Science) و تکنولوژی بهعنوان غولآساترین حاصل علم تجربی از غرب بههمه جهان غیرغربی سرازیر شدهاست. ولی در همین حال جان ما هنوز متأثر از فرهنگی است که مناسبتی با این تمدن ندارد و این تضاد، بخشهایی از جامعه ما را بهنوعی لجاجت غیرمنطقی در نفی کامل تمدن غرب، برای نگاهبانی از سنت و بخش دیگری را بهنفی کامل سنت برای متجدد شدن و بخش عمدهتری را بهنوعی آشفتگی فکری و ذهنی رساندهاست.»
- «بهنظر من تمدن عبارت است از پاسخی که انسان آگاه و مختار بهپرسشها و نیازهای خود میدهد و فعلاً اجازه بدهید تا برسر این موضوع توافق کنیم که جنبه بهاصطلاح سخت پاسخها، یعنی نحوه زندگی جمعی؛ ارتباطات؛ وسائل و ابزار رفع نیازها؛ سیستم، نظام و شیوه اداره جمعیت و نهادهای اجتماعی را تمدن نام بگذاریم و جنبه نرم پاسخها یعنی عادتها، بینشها، ارزش گذاریها و سنتها را فرهنگ بنامیم.»
- «عارفان، فیلسوفان، متکلمان، محدثان، فقیهان و اهل ظاهر و اصحاب تأویل و باطن هرکدام با زاویه دید خود بهسراغ دین و قرآن رفتهاند و برداشتهای خاص خود را داشتهاند که این اختلاف اگر بهتنازع نیانجامد و اگر انسان برداشت محدود و تغییرپذیر خود را با حقیقت جاودان دین یکی نداند منشأ خیر و پویایی است.»
[ویرایش] سخنرانی در اجتماع بزرگ مسلمانان شمال آمریکا
- شیکاگو، آمریکا - ۱۲ شهریور ۱۳۸۵ / دوم سپتامبر ۲۰۰۶
- «امروز وقتی به تاریخ مینگریم، حکومتهایی را میبینیم که منتسب به دین بودهاند، و از تمدنهای دینی چون تمدن مسیحی و اسلامی و بودایی و غیره، و نیز از معارف و علوم و فرهنگهای پاگرفته در دامان دینها نشان میبینیم. فیالمثل در تاریخ اسلام، شاهد ظهور شاخهها و شعبههایی از اسلام و آراء و سلیقهها و تجربههای گوناگونی هستیم که جملگی خود را اسلامی میدانند و بر باور خویش چنان استوارند که گاه بهکشاکشها و درگیریهای خونین نیز بهنام دین تن میدهند.»
- «این شرق و غربِ خیالی هنگامی مشکل آفرین میشوند که مبنای مناسبات و تنظیم روابط میان شرق و غربِ واقعی قرار گیرد. از یکسو با تحقیر شرق و بخصوص عالم اسلام تلاش برای استیلای همهجانبه بر این جهان صورت گیرد و از سوی دیگر غرب بهعنوان دشمن دیده شود که اساس هویت شرق را بهخطر انداخته و منابع آن را بهغارت بردهاست.»
- «از این روست که از عالمان همهٔ ادیان و متفکران و دانشمندان و هنرمندان سراسر جهان و از همهٔ نهادهای بینالمللی و منطقهای مجدّانه میخواهم که برای پیشبرد این مهم، در برابر امواج غیریتسازییهای مصنوعی که ابزار دست قدرتهای خشونتگراست بایستند و بخصوص برای بیرون بردن حریم قدسی پیامبران و مقدسات همهٔ ادیان از عرصهٔ منازعات سیاسی و فرهنگی بهاقدامات مؤثر بینالمللی و تلاشهای جدید حقوقی بیندیشند.»
- «شما مسلمانان آمریکا پیش و بیش از همه، حرکت ضدانسانی و تروریستی یازده سپتامبر را محکوم کردید و من نیز در مقام رئیس جمهوری ایران، از جمله اولین مقاماتی بودم که این اعمال وحشیانه را محکوم کردم. چرا که میدانستم این آتشافروزی جز به تشدید افراطیگری و یکجانبهگرایی نمیانجامد و نتیجهای جز در محاق قرار گرفتن عقل و عدالت و قربانی شدن حق و انسانیت دربر نخواهد داشت.»
- «طبق این آیات مبارک (سورهٔ بقره آیات ۲۸۵ و ۲۸۶)، مسلمان کسی است که اولاً به همه پیامبران مؤمن است و هیچ تفاوتی میان آنان قائل نیست. ثانیاً انسان موجودی است گرفتار نسیان و خطا و محاط در انواع محدودیتهای نفسانی اجتماعی و تاریخی؛ و اسلام عبارت است از سمع و طاعت و تسلیم در برابر خداوندِ قادر متعال که حکیم و دانا و مهربان و زیبا و لطیف مطلق است.»
[ویرایش] سخنرانی در کلیسای ملی واشنگتن
- واشینگتن، ۱۶ شهریور ۱۳۸۵ / ۷ سپتامبر ۲۰۰۶
- «از طرف دیگر جمعگرایی که در مقابل فردگرایی مطرح شدهاست، در حقیقت از تکثیر همین فرد حاصل شدهاست و از این رو مبنای فلسفی هردو یکی است و اگر عمیق نگاه کنیم تعارض میان لیبرالیسم فردگرایانه با سوسیالیسم جمعگرایانه را سطحی و عارضی میبینیم. اما نظریه شخص در حکمت معنوی ما و با بیان عارفان بزرگ بهخوبی قابل تفسیر و توجیهاست. عارفان مسلمان انسان را یک «عالم» میدانند. اصالت انسان نه بهدلیل فردیت اوست و نه بهدلیل جمعیت او. بلکه بهخاطر این است که او و فقط اوست که مخاطب صدای قدسی است.»
- «تجربه تاریخ به ما نشان میدهد که شرق و غرب، هنگامی که به یک وجه از وجود تکیه افراطی کرده و وجه دیگر را نادیده گرفتهاند، برای خود و دیگران مصیبتهای بزرگی را به ارمغان آوردهاند. زمان آن رسیدهاست که در هنگامه هیاهوی جنگ و خشونت و ترور و ناامنی از یک سو، و فقرو جهل و عقبماندگی از سوی دیگر، به آیندهای بنگریم که در آن صلح و معنویت و اخلاق و پیشرفت، برای همه بشر وجود داشته باشد.»
- «داستان پرجاذبه انسانشناسی و ماجرای «معرفت نفس» از مهمترین مباحث فلسفی در سراسر تاریخ فلسفه بودهاست. بخشی از این داستان در شرق و بخش دیگر آن در غرب سروده شدهاست . اما نکته مهم این است که قصههای شرقی جانب شرقی وجود و جوهر انسان را توضیح میدهد و قصههای غربی جانب غربی وجود را. انسان ملتقای مشرق جان و مغرب عقل است. انکار هر بخش از وجود انسان، فهم ما را از معنای وجود او ناقص و نارسا میکند.»
- «رنسانس، انسان را بهشکلی تعریف میکرد که بهجای عزلتگزیدن در جهان و تحقیر و سرکوب آن، بهآن روی آورد. وجود انسان، دینی مورد قبول رنسانس بر جهان گشودهاست، چنانچه جهان نیز آغوش خود را بر او میگشاید و این گشایش و گشودگی متقابل جهان و انسان اصلیترین نکته رنسانس است که بالذّات حادثهای دینی و برای اصلاح و اشاعهٔ دین، نه حذفیت و مخالفت با آن است. اما این حادثه در ادامه مسیر تاریخی خود سرنوشتی کاملاً مغایر با نیت اولیه خود پیدا کرد.»
[ویرایش] مدرسه حکومت جان اف. کندی، دانشگاه هاروارد
- کمبریج، ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۶/ ۱۹ شهریور ۱۳۸۵
- «امروز هیچکس نمیتواند و نباید دموکراسی را که از بدیهیات مورد اقتضاء تاریخی روزگار ما برای همه ملتها است نفی و رد کند. اما از یاد نبریم که دموکراسی قبل از اینکه یک نظریه سیاسی باشد تجربهای است اجتماعی که ملّتی باید آنرا با گوشت و پوست خود دریابد. و بسیار تأسفآور است که قدرتهایی که خود منشأ تبعیض در جهان و تحقیر انسان در همهٔ عرصهها هستند. ناآگاهانه یا با تجاهل، ادعای طرفداری از دموکراسی برای دیگر ملتها کنند و بعد بخواهند اهداف و خواستهای خود را که نسبتی نیز با دموکراسی ندارد بر ملتها تحمیل کنند.»
- «قدرت در روزگار ما بیمقصد، بیمسؤولیت و حتی بیخواست و آرزو است. قدرت چیزی جز خود را نمیخواهد و قدرتی که در پی دستیابی بهقدرت است، مصداق بارز «نهیلیسم» است و این است فاجعه بزرگ روزگار ما که در جنگها، اشغالها، آوارگی انسانها، پایمال کردنِ حق و حقوق ملتها و ترور و خشونت تجلی میکند و این است راز و رمز مصیبتی که در اثر استخدام علم، هنر و دین توسط قدرت و اشتهای سیریناپذیر قدرتهای ریز و درشت روزگار ما برای استیلا برآنچه آن را «غیرخودی» و «دیگری» میدانند نصیب ما شدهاست و جهان ما را ناامن و از نعمت محبت و همدلی محروم کردهاست.»
- «کشف قارهٔ آمریکا در اواخر قرن پانزدهم میلادی حادثهای مهم بهحساب میآید. جایگاه قارهٔ آمریکا و بهطور اخص کشور ایالات متحده، نقش بسیار مهمی در جریانهای عمده فرهنگ و تمدن و ادبیات و علم و همچنین در عرصه سیاست داشتهاست که نقد و داوری دربارهٔ تأثیراتِ مثبت و منفی آن از حوصلهٔ یک سخنرانی بیرون است.»
- «مسلمانان باید امروز با تمسک به کتاب آسمانی و سنت دینی خود، مبشّران صلح و امنیت و آزادی و عدالت باشند و قدرتهای بزرگ نیز نباید با تحریک گروهی که جز حقد و کینهٔ مسلمانان را در سینه ندارند جنگ تبلیغاتی و نظامی علیه مسلمانان را ادامه دهند و خیرخواهان در جهان غرب و جهان اسلام باید بکوشند که در هردو جهان خشونتگرایان مغرور و متوهم را منزوی و افکار عمومی را از آنان بگیرند»
- «من بهصراحت اعلام میکنم، امروز هرکس سخن از جنگهای صلیبی بگوید و نظرش تحریک مسیحیان و مسلمانان یا غرب و شرق باشد و یا اهداف خاص و وهمآلود خود را در پسِ پرده دفاع از آزادی و دموکراسی پنهان کند و با این نام و عنوان، اصول مسلّم حقوق بشر و اخلاق را زیرپا بگذارد، عملی غیراخلاقی و ناپسند انجام دادهاست و باید محکوم شود. همچنین براین نکته تأکید میکنم که هر کس بهنام اسلام دست بهترور و جنایت بزند، در نخستین گام و قبل از قتل هرکس، معنویتِ لطیف و انسانی ِ اسلام را نابود کردهاست. بهنامِ دین نمیتوان و نباید خشونت ورزید، چنانکه بهنام حقوق بشر و دموکراسی نمیتوان جهان را جولانگاه نیروهای نظامی خود کرد.»
- «نام خوشآهنگ «پیوریتن»ها همواره گوش جان دوستداران آزادی، مهربانی و انسانیت را خواهد نواخت. در شهر «پلیموث» تختهسنگی است که مورد تقدیس و احترام آمریکاییان است و این تختهسنگ همان است که اولین دسته از زنان و مردان جستجوگر ِ حقیقت که خود را زائر (Pilgrim) مینامیدند از دریا برآن پا نهادند و مردم آمریکا هر پنجشنبه آخر ماه نوامبر را روزِ «شکرگزاری» مینامند و خاطره آن روزها را گرامی میدارند. تمدن «انگلوامریکن» بیش از هرچیز مدیون بینش و منش پیورتینها است. قانون اساسی آمریکا تحت تأثیر همین بینش و منش نوشته شد و توسط فرزندان همین زائران، مبارزات آزادیبخش علیه استعمار صورت گرفت و با بردهداری و بردگی مبارزه شد بهامید اینکه آمریکا مهد دموکراسی، آزادی، پیشرفت و درعین حال کانون ثروت و مکنت باشد و در همهحال معنویت نیز پاس داشته شود.»
[ویرایش] سخنرانی در هتل مریوت
- آرلینگتون، ۷ سپتامبر ۲۰۰۶/ ۱۶ شهریور ۱۳۸۵
- «بهدیگران نشان دهید کهآنچه در رسانهها درباره اسلام گفته میشود درست نیست و با موج هراس و بیزاری از اسلام که متأسفانه ما امروزه شاهد آنیم مقابله کنید.»
- «آنهایی که مردم را میکشند و مرتکب اعمال تروریستی میشوند، اگر خود را مسلمان معرفی میکنند دروغ میگویند.»
- «ما مسلمانان باید این فاجعه [حملات یازدهم سپتامبر] را شدیدتر محکوم کنیم، تروریسم که بهمعنی کشتار غیرنظامیان است تحت هرنام یا عنوانی، عملی غیراخلاقی است و هیچکس با عمل غیراخلاقی بهبهشت نمیرود.»
- «مسئولیت ما و شما این است که در درجه اول برای هر کشوری که در آن زندگی میکنیم شهروندان خوبی باشید، بکوشید تا خود و فرزندانتان از نردبان ترقی و تحصیل بالا بروند و با موج هراس از اسلام که بهدست کسانی خلق شدهاست که در دل علاقه چندانی بهاسلام ندارند مقابله کنید.»
[ویرایش] سخنرانی در همایش جهانی اقتصاد
- سوییس، ۲۵ ژانویه ۲۰۰۷/ ۵ بهمن ۱۳۸۵
- «امیدوارم بتوانند وضعیت را بخوبی اداره کنند، ما عمیقاً به بردباری و تفاهم احتیاج داریم و نباید دچار احساسات شویم.»
- درباره انرژی هستهای ایران
[ویرایش] سخنرانی و دیدار با اعضای اتحادیه ملی روزنامه نگاران افغان
- تهران، ۲۸ فوریه ۲۰۰۷/ نهم اسفند ۱۳۸۵
- «همه باید در جهت استقرار دموکراسی و تقویت دولت و وحدت افغانستان و سازندگی آن تلاش کنیم.»
- «استبدادزدگی تاریخی و حکومتهایی که تحمل آزادی بیان و نقد را ندارند موجب آن شده که مطبوعات در این کشورها به موضوعی تشریفاتی تبدیل شوند.»
- «ارادهای هست که می خواهد اختلافات را در منطقه ما ریشهایتر کند. به همین دلیل به اختلافات قومی و مذهبی عجیب دامن زده میشود و هر روز بیشتر برای ما احساس ترس ایجاد میکنند.»
- «افغانستان که زمانی کانون مهر و محبت بود، حالا چرا تبدیل به کانون مواد مخدر شده است؟ چه شد آن کمکهای بزرگی که قدرتهای بزرگ به افغانستان وعده دادند؟»
- «در کنار اشغال افغانستان، جوانههای امیدبخشی همچون پارلمان و قانوناساسی سر باز کرده.»
- «همه باید در جهت استقرار دموکراسی و تقویت دولت و وحدت افغانستان و سازندگی آن تلاش کنیم.»
[ویرایش] از نوشته ها و کتاب ها
[ویرایش] کتاب نامهای برای فردا
- «ما قرنها محکوم خودکامگی بودهایم، که حتی گاه با دین و فلسفه نیز توجیه شده است. فرهٔ ایزدی -که ریشهٔ خود نشانهٔ هوشمند ی و حکمت و الای ایرانی است و معتقد است که حکومت از آن خرد و عدالت یا فضیلت است و آنکه برخوردار از فرهٔ ایزدی است، شایستهٔ حکمرانی -در فضای استبدادزده، دچار تحریف بزرگی شده و به این صورت در آمده است که هر کس و ناکس که با زور شمشیر و سرکوب بر جامعه مسلط شد، هم او صاحب فرهٔ ایزدی است. همین تحریف در فرهنگ اسلامی نیز بروز کرد، آنجا که سلطان را سایهٔ خدا میدانست و جامعه را خدایی میخواست. در نتیجه چنان شد که هر جبار خونخواری «ظلالله» نام گرفت و به نام خدا، بندگان خدا را به بردگی کشاند.»
- منبع: سید محمد خاتمی، نامهای برای فردا، اردیبهشت ۱۳۸۳، ص ۱۱-۱۲.
[ویرایش] نامه ها
[ویرایش] نامه خاتمی به وزرای خود در وزارت کشور و اطلاعات
- ۱۷ ژوئن ۲۰۰۵/ ششم تیرماه ۱۳۸۴
- «به نظر میرسد که حرکت سازمان یافتهای برای لطمهزدن به فرآیند سالم و شکوهمند انتخابات در دست اجرا است که از جمله برهم زدن اجتماعات، ضرب و شتم اشخاص و انتشار شبنامهها و دروغپردازی در تخریب رذیلانه شخصیتهای محترم و نامزدهای ریاست جمهوری با گرایشهای مختلف به چشم میخورد.»
- «من از اتهامات ناروا، تخریب و جفای به دولت، به لحاظ جلوگیری از تلخکامی ملت و حفظ آرامش عمومی مردم گلایه نمیکنم ولی نمیتوانم در قبال این روند تخریبی که به حقوق حقه مردم و شهروندان و سلامت انتخابات لطمه میزند، بی تفاوت بمانم و سکوت کنم.»
- «مقرر میدارم که با جدیت و سرعت بیشتر این مسیر را تعقیب کنید و متخلفان را در هرکجا که باشند شناسایی و برای برخورد مقتضی به دستگاه قضایی معرفی نمایید.»
[ویرایش] مصاحبه با رسانههای عمومی
[ویرایش] مصاحبه با روزنامههای فایننشل تایمز و کیهان لندن
- «اشتباه محاسبه در مورد عراق مشکلاتی را برای آمریکا، ملت عراق و منطقه ایجاد کرده و اگر همین اشتباه محاسبه در مورد ایران هم تکرار شود، آسیبی که بههمه میرسد قطعا بیشتر از عراق است.»
- روزنامه فایننشال تایمز، ۵ سپتامبر ۲۰۰۶/ ۱۴ شهریور ۱۳۸۵
- «امروز در سطح بینالمللی نوعی فاشیسم، آپارتید، یکجانبهگرایی و نوعی خودکامگی را (از جانب غربیها) مشاهده میکنیم که، ملتها و علایق آنان براساس آن تقسیم و جنگ ایجاد میشود.»
- روزنامه فایننشال تایمز، ۵ سپتامبر ۲۰۰۶/ ۱۴ شهریور ۱۳۸۵
- «فکر میکنم که جنبش حماس هم، که در پی یک روند دموکراتیک بهقدرت رسیده، حاضر است در کنار اسرائیل زندگی کند با این شرط که حقوق آن مراعات شود و با آن مانند یک حکومت دموکراتیک و دولت فلسطینی برخورد کنند و فشار از روی حماس برداشته شودالبته هرچه فلسطینیان بپذیرند برای ما محترم است.»
- روزنامه فایننشال تایمز، ۵ سپتامبر ۲۰۰۶/ ۱۴ شهریور ۱۳۸۵
- «رسالت ما نیست که همه دنیا را مسلمان کنیم.»
- شماره ۱۰۸۰ کیهان لندن، ۶ سپتامبر ۲۰۰۶/ ۱۵ شهریور ۱۳۸۵ - بهنقل از بی بی سی
- «در شرایط فعلی بهخاطر سوءتفاهمهای موجود میان ایران و ایالات متحده امکان مذاکره مسؤلان بلندمرتبه دوکشور وجود ندارد.»
- واشنگتن، ۷ سپتامبر ۲۰۰۶/ ۱۶ شهریور ۱۳۸۵ - بهنقل از بی بی سی
[ویرایش] درباره سخنرانی پاپ بندیکت شانزدهم، در دانشگاه رگنزبورگ - آلمان
- خبرگزاری مهر، ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۶/ ۲۵ شهریور ۱۳۸۵
- «این اظهارات متعصبانه، میتواند آثار بسیار بدی در روابط مسلمانان و مسیحیان داشته باشد و تهدید کنندهٔ احساساتی باشد که زیانهایی به بار بیاورد که آنوقت انسانی مانند پاپ باید مسئولیت آن را بپذیرد، اما من هنوز امیدوارم نقل قول غلط باشد و پاپ این مسئله را اصلاح کند تا سوءتفاهمی که شکل گرفته، برطرف شود.»
- «این درحالی است که اسلام همواره با یهودیان و مسیحیان همزیستی داشته و بااینکه به شدت دنیای اسلام و اعراب از سیاستهای اسرائیل خشمگین هستند، این خشم به رابطه آنها بایهودیان سرایت نکردهاست و حتی در ایران یهودیان نماینده دارند.»
- «تصور من از پاپ این بود که او فردی باسواد است. همچنین انتظار داشتم متناسب با جایگاه خود در رهبری کاتولیکهای جهان سعهٔ صدر داشته باشد، آنچه نقل شده، خلاف این را نشان میدهد و امیدوارم بد نقل شده باشد.»
- «طی قرنهای گذشته بارها به نام مسیحیت و مسیح، جنایتهایی شکل گرفت، اما ما هیچگاه آنها را بهحساب مسیحیت نگذاشته و نمیگذاریم. در اسلام نیز آنقدر سعهٔ صدر وجود داشته که ما آنها را به نام اسلام میگذاریم و خشونتهایی را که بعضأ بهاین دین نسبت میدهند به نام آنها نمیگذاریم.»
[ویرایش] مصاحبه با شبکه چهار رادیو بیبیسی
- لندن، اول نوامبر ۲۰۰۶/ ۱۰ آبان ۱۳۸۵
- «ممکن است که لحنها، شیوهها تفاوت بکند، ولی فکر نمیکنم که یک تحول اساسی و بنیادی در سیاستهای جمهوری اسلامی و در جهت گیریهای جمهوری اسلامی ایجاد شده باشد و امیدوارم که اگر سوءتفاهمی هست رفع بشود.»
- در باره سخنان جنجال برانگیز احمدی نژاد.
- «طبعا انسانها روشهای مختلفی دارند، من روشهای خودم را داشتم شعارهای خودم را داشتم، اهداف خاص خودم را بیان کردم، طبعا رییس جمهوری هم که الآن آمده ممکن است اهداف و روشهای دیگری داشته باشد و مهم این است که مردم به چه چیزی رای بدهند و در جریان عمل است که مشخص خواهد شد که کدام روشها بهتر و مناسب تر است برای وضع ایران و طبعا دموکراسی فایدهاش این است که در مقاطع مختلف مردم این فرصت را دارند که آنچه را که مطابق میلشان است انتخاب کنند.»
- در باره سخنان جنجال برانگیز احمدی نژاد.
- «من عرض کردم که یک دیوار بیاعتمادی بلندی میان ما و آمریکاست و باید بکوشیم این دیوار بیاعتمادی را برداریم. در زمان من این قدمها برداشته شد. معتقدم دولت آقای کلینتون هم گامهای متقابلی را برداشت گرچه فشار نیروها در آمریکا سبب شد که این به نتیجه نرسد و حتی در دوران آقای کلینتون بعضی تصمیماتی علیه ایران گرفته شد که من حالا نمیخواهم نام ببرم (اما) این (تصمیمات) سوءتفاهمات را بیشتر کرد و متاسفانه با رفتن آقای کلینتون و روی کار آمدن نومحافظهکاران و سیاستهای تهاجمی و مبتنی بر زوری که آمریکا در خاورمیانه در عراق و در همه دنیا دارد، این سوءتفاهمات بیشتر شد.»
- در باره نامه دولت خاتمی به آمریکا
- «در مسیری که ما با آژانس (بین المللی انرژی اتمی) داشتیم و با سه کشور اروپایی در مذاکراتی که داشتیم، اشکالاتی وجود داشت و شاید بعضی اطلاعات لازم داده نشده بود که آن هم ناشی از این بود که دولتهای قبلی این ترس را داشتند که برای همین فعالیت مشروعشان برای داشتن تکنولوژی صلحآمیز اتمی هم تحت فشار قرار بگیرند. ولی بعد که ما مذاکره کردیم و در جریان بازرسیهایی که انجام شد و گزارشهایی که دادیم تقریبا از نظر حقوقی مشکلات حل شد، جز یکی دو مشکل کوچک که قابل حل بود. الآن هم من معتقدم که از نظر حقوقی مشکل عمدهای نیست، مشکل، مشکل سیاسی است و باید قدرتهای بزرگ و به خصوص آمریکا تصمیم بگیرند که مساله را به صورت حقوقی حل بکنند، همچنانکه که در مسیر تعامل ما با آژانس، بسیاری از این مسایل حل شد.»
- در رابطه با فعالیت های هستهای ایران
- «بسیار متاثرم. ما به هیچوجه از تحریم استقبال نمیکنیم، ما خواستار توسعه و پیشرفت هستیم و تحریمها میتواند به زیانما باشد. معتقدم این روش ها مسائل را حادتر، مواضع طرفین را سختتر و مشکل را بیشتر میکند. بهترین راه این است که همچنین که من بارها گفتهام و باز هم تکرار میکنم، با مذاکره بتوانیم مشکل را حل بکنیم و اگر اراده سیاسی عوض بشود، مشکل قابل حل است.»
- در رابطه با اعمال تحریمها علیه ایران
[ویرایش] مصاحبه با یک نشریه داخلی
- درباره اعمال تحریم و صدور قطعنامه دوم، ۱۲ مارس ۲۰۰۷/ ۲۱ اسفند ۱۳۸۵
- «باید سعی شود تا قطعنامه دوم علیه ایران صادر نشود.»
- «می توان با دوراندیشی، تدبیر و شجاعت جلو بحران را گرفت، یا آن را به صورت دیگری که کمتر به ما لطمه بزند تغییر داد.»
- «در مسایل هستهای و مسایل منطقه به ویژه عراق باید با تدبیر عمل کنیم و تحریک نکنیم، در عین حال که باید روی حق مسلم خود یعنی فناوری هستهای بایستیم[...] با تدبیر و تحمل می توان در دراز مدت به این هدف رسید.»
- «نگرانیهای بجایی هم وجود دارد، معلوم است که ما نمیخواهیم بمب بسازیم اما عدهای نگران اشاعه سلاح هستهای هستند.»
درباره سیاست خارجی دولت سابق
- «روندی که دولت ما (دولت سابق) داشت دیرتر و با هزینه کمتر به نتیجه میرسید.»
- «اگر برای مذاکره، نرفتن به سوی بحران وتضمین حق در آینده، هزینههایی باید بپردازیم، بهتر است این هزینهها را با شهامت پرداخت کرد.»
- «سیاست تنشزدایی ما سبب شد دشمنیهای بسیار سنگین و کارشکنیهایی که در منطقه درباره کشور ما اعمال میشد، جای خود را به موافقتنامه جامع امنیتی بدهد.»
- «نگرانی به معنای خودباختگی نیست، نگرانی مستلزم به کارگیری عقل، تشخیص اولویتها و تدبیر درست در زمینه روابط خارجی، موضعگیریهای داخلی درست و تصمیمگیری منطقی نسبت به مسایل مهم است.»
درباره سیاست خارجی دولت سابق و همکاری با آمریکا در جنگ افغانستان علیه طالبان
- «درباره افغانستان که بسیار مساله مهمی بود، با تدبیر رهبری و هماهنگی دولت، گامهای مثبتی برداشتیم.»
- «برخی بهانهجویی میکنند و دلشان میخواهد به ایران لطمه بزنند، حضور من در کاهش جنگ روانی علیه ایران و اتباع ایران موثر بود و می توانستیم فضا را عوض کنیم.»
[ویرایش] مصاحبه با خبرنگاران در محل مجلس ترحیم احمد بورقانی
درباره انتخابات و رد صلاحیت کاندیداها، ۶ فوریه ۲۰۰۸/ ۱۷ بهمن ۱۳۸۶
- «نمیخواهم کاممان را که با مرگ بورقانی عزیز تلخ است، با واردشدن به مسائل انتخابات تلختر کنم ... اما اجمالاً میگویم که کاری که در مرحله اول نسبت به رد صلاحیتها شد فاجعه بود و امروز میگویم آنچه هم در مرحله دوم شد، فاجعه را سنگینتر کرد.»
- «اینکه صلاحیت یکسری انسانهای صالح و سالم رد بشود خود یک مشکل است ولی مشکل بزرگتر روند و رویهای است که من معتقدم اصل انقلاب، نظام، وجاهت جامعه و مصلحت جامعه را واقعاً تهدید میکند و امیدواریم جلوی این روند گرفته شود.»
06 مارس 2008 - 16 اسفند 1386
[ویرایش] گردهمایی به دعوت ستاد ائتلاف اصلاحطلبان در مسجد امیرالمؤمنین
در باره ضرورت شرکت در انتخابات، ۶ مارس ۲۰۰۸/ ۱۶ اسفند ۱۳۸۶
- «نقشهای وجود دارد که باید آن را برهم زد، ما باید این بازی را به هم بزنیم به هر صورتی که میسر است، بر این اساس با همه وجود در انتخابات، مظلومانه اما با نشاط شرکت میکنیم، خیلیها نقشههای بزرگی کشیدهاند که با حضور مردم در انتخابات خنثی میشود.»
- «بین کاندیداهای انتخابات مجلس هشتم نیروهایی پیدا میشوند که در کنار نیروهایی که از جانب شما به مجلس میروند میتوانند روی اصول پافشاری کرده، نقشهها و سلیقههای خاص را برهم بزنند.»
- «امروز اگر دقت کنید میبینید که انقلاب امام و شخصیت آن بزرگوار مورد غفلت قرار میگیرد و به کسانی که در این زمینه دغدغه دارند اتهام وارد میشود.»
- «روند تجدیدنظر در صلاحیتها مؤید نگرانی از رفتار مجریان انتخابات و اتفاقی تکاندهنده است در این بازگشت مجدد به خاطر اعمال سلیقهها همچنان غیبت برخی نیروهای جدی و شناخته شده جریان اصلاحات را شاهدیم.»
- «رفع تهدید از کشور هنر است، استقبال از تهدیدها و زمینهسازی برای آنها هنر نیست.»
- «آنها که در زمان طاغوت زندان رفتهاند دلشان برای نظام بیشتر از کسانی میسوزد که نمیدانیم کی هستند و از کجا آمدهاند، ما از حاکمیت دفاع میکنیم اما باید توجه داشت که نباید با انتقادهایی که ما از حاکمیت میکنیم برخورد منفی صورت گیرد.»
- «شما اگر بیش از دیگران صلاحیت حضور در حاکمیت را نداشته باشید، کمتر از دیگران این صلاحیت را ندارید، باید از حق خود استفاده کنید زیرا عدهای تلاش میکنند با انحای مختلف شما را از صحنه خارج کنند، نباید گذاشت این مسئله اتفاق بیفتد.»
«به هر اندازه باید در عرصه حاکمیت حضور داشت، این حضور را نباید از دست داد، البته با حفظ اصول و ارزشها نه اینکه برای ماندن در عرصه از مبناییترین اصولمان دست برداریم.»
[ویرایش] ۱۷ بهمن ۱۳۸۹
- « پاسداری از این جمهوری اسلامی با همان وجهه ای که در انقلاب بود و عرضه شد بزرگترین کار انقلابی است و کسی که از این دفاع کند او انقلابی واقعی است و کسی که به آن لطمه بزند ولو به نام دین و یا هر نام دیگری اوست که از انقلاب فاصله گرفته است ولو ادعای انقلابی گری کند.»
- «امروز خواست مردم مصر مشخص است و آن اين است كه دیکتاتور برود؛ آزادی احزاب و گروه ها باشد و مردم تعیین کننده سرنوشت خود باشند و خیرخواهانه به نمایندگی از ملت برای عدالت ؛برای حیثیت و امنیت زندگی مصریان تلاش کنند.»
- «اگر ایران کفوی داشته باشد مصر است و اگر مصر همتائی داشته باشد ایران است..مصر این پایگاه و جایگاه را داشته است و ملت مصر ملتی ارجمند است که در دنیای اسلام تاثیر گذار بوده است.در 150 سال گذشته هم واقعا یکی از کانون های مبارزه با استعمار و پیشتازی با حق و حرمت مردم و مبارزه با دخالت خارجی بوده است.»
- «انسان گرسنگی را می تواند تحمل کند ولی تحقیر شدگی تا مغز استخوان او را می سوزاند و استبداد انسان را تحقیر می کند انسان نمی تواند استبداد را بپذیرد.انسان آزادی توام با گرسنگی را بر سیری با استبداد ترجیح میدهد؛این فطرت انسان است.کسی که با تحقیر شدگی مقابله می کند مورد احترام قرار می گیرد.»
[ویرایش] درباره محمد خاتمی
- «البته بارزترین خصوصیت آقای خاتمی در این دوران، مایوس کردن دشمنانی بود که انتظار داشتند رییسجمهور رودرروی نظام قرار گیرد، اما آقای خاتمی مقاومت نمود و فشارهای بسیاری را نیز تحمل کرد.»
- «تدین و نجابت ذاتی آقای خاتمی از امتیازات برجسته ایشان است و رییسجمهور در این هشت سال ضمن زحمات و تلاش متراکم، در مواجهه با حوادث مختلف صبر و تحمل کرد.»
- «در چارچوب گفتگوی تمدنها که شما مبتکر آن بودید ما انتظار توجه بیشتری را داشتیم. ما فرزندان همین حوزه تمدنی هستیم»
- رزاق مامون، نویسنده و روزنامهنگار افغان، ۲۸ فوریه ۲۰۰۷/ ۹ اسفند ۱۳۸۵
- «در دوران ریاست جمهوری جنابعالی، گامهای مثبتی در زمینه سازندگی افغانستان برداشته شد و ما سپاسگزار شما هستیم".
- رزاق مامون، نویسنده و روزنامهنگار افغان، ۲۸ فوریه ۲۰۰۷/ ۹ اسفند ۱۳۸۵
- «من شخصاً دستور صدور روادید برای آقای خاتمی را صادر کردهام چون علاقه داشتم بدانم او چه حرفهایی برای گفتن دارد.»
- جورج دبلیو بوش رئیسجمهور آمریکا در مصاحبه با روزنامه والاستریت ژورنال، ۸ سپتامبر ۲۰۰۶
- «ما بحران عمیق و استخوانشکنی را تجربه کردهایم. شاید به همین دلیل ما قدر آرامش را بیشتر از سایر مردمان از جمله ایرانیها میدانیم.»
- رزاق مامون، نویسنده و روزنامهنگار افغان، ۲۸ فوریه ۲۰۰۷/ ۹ اسفند ۱۳۸۵
- «افغانستان شما را به عنوان دوست بزرگ خود میشناسند و شما یک چهره دوستداشتنی برای افغانها هستید.»
- حامد نوری عضو اتحادیه ملی روزنامهنگاران افغان، ۲۸ فوریه ۲۰۰۷/ ۹ اسفند ۱۳۸۵
- «خاتمی مثل یک بنز شیک مشکی است که رانندهاش با سرعت ۱۵۰ کیلومتر شروع به حرکت کرد، اما بعد از یک تصادف کوچک و رد شدن از یک چراغ قرمز ترسید و با سرعت ۴۰ کیلومتر به راهش ادامه داد، در نتیجه همه ماشینها از او جلو زدند.»
- «آقای خاتمی رئیسجمهور (از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۵) که افکار اصلاحطلبانه داشت، با شعار گفتگوی تمدنها از جناح چپ صحنه را از رهبر ربود در حالیکه به نظر میرسد که آقای احمدینژاد با لفاظیهای گزنده علیه اسرائیل و نفی هولوکاست، از سمت راست او را به حاشیه راندهاست و علاوه براین، آقای احمدینژاد در سرتاسر جهان چنین الغا میکند که خود او رهبر اصلی ایران است تا جایی که جان مک کین، نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، گفته است که قدرت نهایی در ایران در دست آقای احمدینژاد است، و نه آقای خامنهای.»
- اکونومیست چاپ لندن/ ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۸
- من این خاطره را میخواهم عرض کنم: در همان روزهای اوّل، دومِ بعد از انتخابات بود که جناب آقای خاتمی - رئیس جمهور عزیزمان - از من وقت ملاقات خواستند و آمدند با من ملاقات کردند. به ایشان گفتم من نمیدانم شما در این چند روز که گرفتار مسائل انتخابات بودهاید، فرصت کردهاید این رادیوها را گوش کنید یا نه؟ اما من گوش کردهام. این رادیوها اینطور وانمود میکنند که حرکت دوم خرداد، حرکتی بر ضدّ انقلاب، بر ضدّ امام و بر ضدّ اسلام بود! روشهای تبلیغات است؛ اینطور حرکت میکنند. من مایلم شما در همین اوّلین صحبتی که خواهید کرد، تو دهن اینها بزنید و نشان دهید که نه، قضیه اینطور نیست؛ راه، راه امام است؛ راه، راه انقلاب است. بعد از سه، چهار روز ایشان یک مصاحبه مطبوعاتی داشتند. بعد که ایشان با من مجدّداً ملاقات کردند، گفتند من در حال آن مصاحبه مطبوعاتی چیزهایی در ذهنم آماده کرده بودم که بگویم؛ اما همهاش از یادم رفت. تنها چیزی که به یادم بود، همان حرف شما بود که گفتید تو دهن اینها بزنید. ایشان در آن مصاحبه، تو دهن آنها زد. تا امروز هم بحمداللَّه رئیس جمهور، رئیس مجلس، رئیس قوّه قضایّیه و مسؤولان کشور، موضع انقلاب، موضع امام، موضع اسلام و پایبندی به ارزشهای اسلامی را هر روز تکرار میکنند.
- سید علی خامنه در خطبههای نماز جمعه آذر ماه ۱۳۷۸
[ویرایش] پیوند بهبیرون