ایران

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

ایران با نام رسمی جمهوری اسلامی ایران کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقه خاورمیانه با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع وسعت و بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۲ دارای جمعیتی حدود ۷۷،۱۸۹،۶۶۹ نفر است. پایتخت، بزرگ‌ترین شهر و مرکز سیاسی و اداری ایران، تهران است.
این صفحه، دربرگیرندهٔ گفتاوردهایی دربارهٔ ایران، مردم ایران و فرهنگ و جامعه و سیاست آن در دروه‌های گوناگون تاریخ آن کشور است. همچنین این صفحه ممکن است گفتاوردهایی با موضوع «ملی‌گرایی ایرانی» را دربرگیرد.

۲۲۰px
«ای دریغا عرصهٔ پاک خراسان کز شرف / هست ایران چهر و او خال رخ زیبای او» محمدتقی بهار
«استان خوزستان یعنی مردم مقاومی که ۸ سال نه در برابر صدامیان که در برابر جهان نیز ایستادند و پیروز شدند... جای جای این استان به عنوان تربتِ پاک برای ملّت ایران است.» حسن روحانی
«ز پوچِ جهان هیچ اگر دوست دارم/تو را ای کهن بوم و بر دوسَت دارم ...» مهدی اخوان ثالث
«مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.» اصل نوزدهم قانون اساسی ایران
«زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است‏. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس‏، در کنار زبان فارسی آزاد است‏.» اصل پانزدهم قانون اساسی ایران
«مردمِ ما همواره در انتظارِ قهرمان هستند امّا مردم باید باور کنند که قهرمان خودشان هستند و نیروی نجات‌بخش در درونِ خودشان نهفته است؛ باید قدرتِ خود را باور کنند و ابرازِ وجود کنند.» سید محمد خاتمی
«تهران متأسفانه در حال حاضر به یکی از شهرهایی تبدیل شده که ادب و تربیت در آن به حداقل ممکن خود قرار دارد ... بی‌ادبی به یک اصل در شهر تهران تبدیل شده است.» محمود سریع‌القلم
«میراث فرهنگی که به صورتِ مادّی یا غیرِ مادّی به ما رسیده است، مجموعه‌ای است که در خاطرهٔ جمعی ملّتِ ما جای خاص دارد و عنصرِ حیاتی هویّتِ فرهنگی ماست و منشأ هر نوع خلاقیّتِ فکری و هنری در طولِ زمان. این میراث مجموعهٔ تجربه‌های نسل‌های پیشین است و برماست که آن را حفظ کنیم و به نسل‌های بعدی انتقال دهیم.» جمشید بهنام
Tachar Persepolis Iran.JPG
Naghshe Jahan Square Isfahan modified.jpg
Wagon Pars co- Arak .Iran.jpg
Abadan Petrochemical Complex.jpg


آ، الف - ب، پ - ت، ث - ج، چ - ح، خ - د، ذ - ر، ز، ژ - س، ش - ص، ض - ط، ظ - ع، غ - ف، ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی

گفتاوردها[ویرایش]

متن پررنگِ متنی است که در زیرِ تصاویر بکار رفته است.

آ، الف[ویرایش]

  • «اگر دین در ثریا باشد، مردانی از سرزمین فارس به آن دست خواهند یافت».
    • صحیح مسلم برگرفته از نشرِ دارالمعرفه، ص ۱۱۱۶
    • این حدیث، گوناگون روایت شده و به جای دین: ایمان، دانش، و در اصلِ حدیث: رجالٌ من فارس.
  • «امروز جوانان ایرانی خیلی تفاوتی با جوان‌های سایر نقاط دنیا ندارند. وقتی با آنها صحبت می‌کنید، می‌بینید که دغدغه‌های فکری‌شان وسیع‌تر از مسائل کنونی ایران است.»
  • «ایرانی بودن با همهٔ مصیبت‌ها به زبان فارسی‌اش می‌ارزد. من در یادداشت‌هایم آرزوی زبانی را می‌کنم که وقتی از کوه صحبت می‌کند به سختی کوه باشد و وقتی از جان یا روح... از سَبُکی به دست نتواند آمد».
  • «ای دریغا عرصهٔ پاک خراسان کز شرف// هست ایران چهر و او خال رخ زیبای او»
  • «ای مردم ایران همگی تند زبانید/خوش‌نطق و بیانید//هنگام سخن گفتن برنده سنانید/بگسسته عنانید//در وقت عمل کند و دگر هیچ ندانید/از بس که جفنگید از بس که جبانید//گفتن بلدید اماکردن نتوانید/هنگام سخن پادشه چین و ختایید/ارباب عقولید//در فلسفه اهل کره را راهنمایید/با رد وقبولید//هنگام فداکاری در زیر عبایید/از بس که فضولید، از بس که جهولید//از بس چو خروس سحری هرزه درایید.»
  • «ای ایرانی خفتی و بگذشت بسی/برخیز و به کار خویش بنگر نفسی//ور کشته شوی جز این مبادت هوسی/کاین خانه از آن توست نی زان کسی.»
  • «آخر ای ایرانی! /تا به کی نادانی /تا چند سرگردانی//بر اروپا بنگر /شور و غوغا بنگر/کز مژگان خون رانی ... نه به دل گفتهٔ زردشت تورا هیچ خبر /نه ز محمد خبر و نی ز علی درتو اثر//اهرمن اندر دل تو جسته مقر/پند بزرگان صدمهٔ دوران رفته ز یادت به نظر//رستم دستان سام نریمان و آن جگر شیر تو کو؟».
  • «امام خمینی ایران را برای اسلام می‌خواهد حال آن‌که من اسلام را برای ایران می‌خواهم.»
  • «اگر ایران کفوبی [ مانند ] داشته باشد مصر است و اگر مصر همتائی داشته باشد ایران است ... مصر این پایگاه و جایگاه را داشته است و ملت مصر ملتی ارجمند است که در دنیای اسلامتاثیر گذار بوده است. در ۱۵۰ سال گذشته هم واقعاً یکی از کانون‌های مبارزه با استعمار و پیشتازی با حق و حرمت مردم و مبارزه با دخالت خارجی بوده است.»
  • «اگر دنیا وطن همگی است پس این جنگ­‌ها و آدم کشی ­ها برای چی است؟ و اگر هر ملتی برای خود وطنی است، پس چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است.»
  • «آنقدر تحت تأثیر چپ مارکسیستی هستیم که جهان را فقط امپریالیسم می‌‎بینیم. ما نمی‌دانیم که جهان فقط امپریالیسم نیست بلکه این جهان مسأله محیط زیست و مسائل صنعت، آموزش، تکنولوژی و مدنیت و کاهش جرائم اجتماعی نیز دارد...»
  • «اجازه بدهید به مشکلات روان‌شناختی عموم مردم اشاره کنم تا به خود آییم و برای ایجاد وضعیت بهتر تلاش کنیم:مسألهٔ اوّل و اساسیِ روان‌شناختی اکثرِ مردمِ ایران، وجود مشکلات در شخصیّت آن‌ها و در چگونگی شکل‌گیری هوّیت آن هاست. مسألهٔ دوم وجود مشکلات بنیانی در شیوه فکر کردن و در ضعف خردمندی و کم‌توجهی به یافته‌های دقیق علمی در مورد جهان هستی و زندگی انسانی است. مسألهٔ سوم آن است که مردم ما خود را اغلب دانا تصور می‌کنند اما نادانی و خرافه شیوع بسیار گسترده‌ای دارد. از این سه مشکل بزرگ یک چیزی متولد می‌شود و آن هم مشکلات رفتاری افراد است که خود را در رفتار شهروندی، اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی و حتی در شهرسازی و معماری و ترافیک شهری نیز نشان می‌دهد...»
  • «از من سؤال کردند که چرا اوّلین دیدارِ مردمی از خوزستان است. از این سؤال متعجّبم ... خوزستان، نه به دلیل اینکه استان ِمرزی و نه به دلیل اینکه استانِ زرخیز است و نه به دلیل معادنش، سرزمین حاصلخیزش، راه‌های استراتژیکش و نهرهایش، بلکه به خاطر مردم غیورش. استان خوزستان یعنی مردم مقاومی که ۸ سال نه در برابر صدامیان که در برابر جهان نیز ایستادند و پیروز شدند... جای جای این استان به عنوان تربتِ پاک برای ملّت ایران است
  • «ایرانی به‌طورکل، در عالمِ فداکاری در راه مال و خرج‌کردنِ زکات و ایثارِ ثروت و مال، سرآمد همهٔ ملل است و واقعاً موقوفات آن طورکه در ایران وجود دارد، در هیچ جای دیگر، نیست؛ اما وقتی پای جان به میان می‌آید، ایرانی همیشه قدری تعلل داشته است.»
  • «این را هیچ‌کس نمی‌تواند انکار کند که ما ملت ایران در میان بیست کرور (پانصدهزار) جمعیت، پنج کرور و سیصد و پنجاه و هفت‌هزار وزیر، امیر، سپه‌سالار، سردار، سرهنگ، سرتیب، سفیرکبیر[...] داریم و گذشته از این‌ها باز ملت ایران در میان بیست کرور جمعیت (خدا برکت بدهد) شش کرور و چهارصد و پنجاه و دوهزار و ششصد و چهل و دونفر آیت‌الله، حجت‌الاسلام، مجتهد، امام‌جمعه، شیخ‌الاسلام، سید، ملا، آخوند[..]، چهار کرور شاه‌زاده، آقازاده، ارباب، خان، ایل‌خانی، ایل‌بیگی[...] داریم.»
  • «ایرانیان همه از نسل انوشیروان و پرویز نیستند، وانگهی آن دولت از دست برفت و به دولتِ گذشته بالیدن، درست به استخوان پوسیده نازیدن است. و کسی که افتخار کند به اینکه من از مردم فارس هستم و انوشیروان هم فارس بوده است به کسی که بگوید من از جنس آدمی هستم و انوشیروان هم بنی آدم بوده، برابر می‌باشد.»
  • «امروز درستی و راستی بی‌شعوری محسوب می‌شود. حسِّ ملّیّت و قومیّت و نوع دوستی جزو خرافات و اباطیل به قلم می‌رود و حتّی محبّت به فامیل و علاقه به زن و بچّه و برادر و خوهر هم موردِ تمسخر و مضحکه واقع گردیده است و یک مُشت مردِ بی مسلک و بی "ایده آل" و عاری از هر گونه مقدّسات، تمامِ مراتب عالی انسانی را از دست داد و در قعرِ منجلابِ خودخواهی و خودپسندی مثلِ مگس‌های بال شکسته دست و پا می‌زنند...».
    • ابراهیم خواجه‌نوری در مقالهٔ مشهورش به نام«مشهودات گفتنی» در روزنامهٔ شفقِ سرخ، شمارهٔ (۲۳/۸/۱۹۳۲م) ۱/۶/۱۳۱۱
  • [ادامهٔ گفتاوردِ بالا]: «اعتماد که پایه و اساسِ زندگی اجتماعی است از ایران یکسره رخت بر بسته است. وزیر به رؤساء اعتماد ندارد، رؤساء به اعضاء اعتماد ندارند، زن به شوهر و برادر به خواهر و حتّی پدر به پسر اعتماد ندارد و همه هم حق دارند.»
    • ابراهیم خواجه‌نوری در مقالهٔ مشهورش به نام«مشهودات گفتنی» در روزنامهٔ شفقِ سرخ، شمارهٔ (۲۳/۸/۱۹۳۲م) ۱/۶/۱۳۱۱
  • «آنچه با نام اسلام در صفحات شرقی ممالک اسلامی، حتی به برخی از مناطق هند و چین رفته‌است، از صافی تمدن آریایی رد شده و رنگ آریایی به خود گرفته‌است.»
  • «آنچه که در این کشور همهٔ زیبایی‌های زمینی را کامل کرده و مانندِ آن در هیچ جایی از جهان وجود ندارد، تنها آسمانِ آبی ایران است. رنگِ آسمانِ ایران هرگز فراموش نمی‌شود و هر بیننده‌ای را در رؤیا فرو می‌برد. این رنگِ آبی در حدِّ کمال است و تا کسی آن را ندیده باشد، از همهٔ رنگ‌های آبی استنباطِ دیگری دارد.»
    • هرمان نوردن، منبع:روزنامهٔ خراسان ۱/۱۲/۱۳۹۲، ویژه نامه خراسان رضوی، صفحهٔ آخر، ستونِ سفرنامه،[۱۲]
  • «ایران، پیش ازجنگ، «۵۴۰ مورد تجاوز» به خاک عراق صورت داد که ۲۴۹ مورد از این تجاوزات شامل رخنه یا حملات هوایی به خاک عراق بوده است.»
  • «ایران دیگر نمی‌تواند در انزوا بماند و زمانِ نوشتنِ مانیفیست در خوبی و یا بدی مدرنیته گذشته است.»
  • «امروز یکی از گرفتاری‌های ایران، بلکه بدترین گرفتاری او، پراکندگی ایرانیان است. مردمی که دارای سرزمینی مشترک می‌باشند و در حیطهٔ یک دولت زندگی می‌کنند، نباید به فرقه‌های رقیب تقسیم شوند. ایرانِ امروز به این بدبختی گرفتار است و اگر این حال دیر پاید، خدا می‌داند ایرانیان چه مشت سختی را از دست روزگار خواهند خورد.»
    • احمد کسروی، در «اسلام و ایران»، پیمان، ۱۲/۱۱/۱۳۱۲، سال بیستم، ص ۲۷۷ و ۳۸۰
  • «اساسی ترین بدبختی‌های این کشور وجود دو زندگی متمایز است که شکافِ هولناکی بینِ طبقات ایجاد نموده و جز با یک سلسله قوانین و اقدامات جدّی و سریع قابلِ مرّمت و التیام نمی‌باشد. یک طبقه بر اثرِ لذّات و شهوات و غوطه در ناز و نعمت، فاسد و تباه گردیده و برای جامعه سرباری بیش نیست، طبقهٔ دیگر شانه اش زیربارِ فشار و زحمت خُرد شده و برای ادامهٔ حیات پرمشقّت خود حتّی از تحصیلِ نانِ خالی و خشک عاجز است... اگر هر چه زودتر یک راه حل عادلانه و تدبیر علمی برای تعدیل آن اتخاذ نگردد، خواه و ناخواه جبرِ تاریخ به این بیدادگری‌ها و حق کشی‌ها پایان خواهد داد.»
    • علی مدّرس،، در «مذاکرات مجلس»، مجلس هفدهم، ۵/۹/۱۳۳۱
  • «ایران - که در این مجموعه و بعضی از نوشته‌های دیگرم از آن حرف زیاد به میان می‌آید -، نباید مورد سوء تعبیر قرار گیرد. به هیچ وجه معنی اش وطن خواهی ابلهانه، رمانتیک، تعصّب‌آمیز یا توخالی نیست. اگر بخواهم در یک کلمة ساده بگویم که منظور از آن چیست، خواهم گفت: «شهریادگار» «خزانهٔ انس و دلبستگی‌ها». ایران به ظاهر همین هامون و بیابان و کوهسار و خرابه‌ها و کوچه باغ‌ها و بناهاست (از ویرانه‌های شوش تا مسجد سپهسالار)، ولی از سوی دیگر یک عمق طولی در آن است که می‌رود به دورِدور؛ بیابانی که لشکر سلم و تور در آن گم شد، و کوهی که ضحاّک در آن به بند کشیده گشت.»
  • ««ایران به چه نیاز دارد؟ به پول فراوان؟ به ارز؟ به آب و باران؟ به ذخائر معدنی پایان‌ناپذیر؟ به نیروی نظامی قوی؟ به تکنولوژی پیشرفته؟ به حمایت بین‌المللی؟ به اتم؟ خوب، هر یک از این‌ها می‌توانند از جهتی کارساز باشند، ولی هیچ یک به تنهائی مشکل او را حلّ نمی‌کنند. او به یک چیز احتیاج دارد و آن انسان است. همین و بس. اگر آن را داشت همه چیز دارد، اگر نداشت به جائی نخواهد رسید.»
  • «ایران به همهٔ مردم‌ِ آن تعلّق دارد، خاصّه به جوانسالانی که آینده را در برابر دارند، و اگر این فکر برای کسانی باشد که «خیر مملکت همان است که خیر ماست» باید مشفقانه به آنان گفت که «روزگار حساب گیرندة بی‌گذشتی است.»
  • «اندیشیدن را جدّی بگیریم. اندیشیدن. آن‌چه که ما کم داریم، مردان و زنانی هستند که اندیشیدن را جدی گرفته باشند. اندیشیدن باید به مثابه یک کار مهم تلقی بشود. اندیشه ورزیدن. بند زبان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم. نویسنده نباید فقط در بند گفتن باشد. برای گفتن همیشه وقت هست، اما برای اندیشیدن ممکن است دیر بشود. چرا یک نویسنده نباید مغز خود را برای اندیشیدن و برای تخیل تربیت کند؟»
  • «اگر در خلیجِ فارس حتّی یک‌دانه ماهی هم پیدا نمی‌شد و یا یک چاهِ نفت نیز وجود نداشت و یا یک کشتی تجارتی رفت و آمد نمی‌کرد، و اگر هم جنوبِ ایران و خوزستان و منابع نفتِ ایران فقط تیغزاری بود، باز هم وظیفهٔ ملّی ما ایجاب می‌کرد که از هر وجب خاکِ خود دفاع کنیم.»
  • «ایرانیان که فرِّ کیان آرزو کنند/باید نخست کاوه خود جستجو کنند//مردی بزرگ باید و عزمی بزرگتر/تا حل مشکلات به‌نیروی او کنند//آزادگی به‌دسته شمشیر بسته‌اند/مردان هماره تکیه خود را بدو کنند//در اندلس نماز جماعت به‌پا کنند/آنها که قادسیه به خون‌ها وضو کنند//ایوان پی‌شکسته مرمت نمی‌شود/صدبار اگر به‌ظاهر وی رنگ و رو کنند//نوحی دگر بباید و توفان وی زنو|تا لکه‌های ننگ شما شستشو کنند//قانون خلقت است که باید شود ذلیل/هر ملتی که راحتی و عیش خو کنند.»
  • «اگر مدیریت جاذبه‌های توریستی استان اصفهان در اختیار مالزی قرار گیرد، سالانه برابر با ارز آوری نفت برای ایران سودآور خواهد بود.»
  • «ایران روش رویارویی با غرب را در پیش رو گرفته‌است. ما در مالزی اراده کردیم هرچه که خوب بود از شرق و غرب بگبریم. این سیاست در زمانی اتخاذ شد که کشورهای تازه استقلال یافته می‌خواستند از شر خارجیان راحت شوند و شرکتها را ملی نمایند، اما مالزی برعکس عمل کرد. این اصلی است غیرقابل گریز که ما باید با کشورهای دیگر و حتی با قدرتهای بزرگ در تعامل و ارتباط باشیم.»
  • «ایران کشوری با پتانسیل‌های عظیم پیشرفت و ترقی برای مردم خود می‌باشد و اگر با جامعه بین‌الملل همکاری کند و دست از برنامه تحریک آمیزاتمی خود بردارد و ازایجاد تنش دوری جوید، می‌تواند پس از لغو تحریم‌ها به یکی از مرفه ترین کشورهای منطقه تبدیل شود.»
ای ایران ای مرز پرگُهر       ای خاکت سرچشمهٔ هنر
دور از تو اندیشهٔ بَدان       پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن ار تو سنگ خاره‌ای من آهنم       جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون، شد پیشه‌ام       دور از تو نیست اندیشه‌ام
در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما       پاینده باد خاک ایران ما
سنگ کوهت درّ و گوهر است       خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کِی برون کنم       بَرگو بی مهرِ تو چون کنم
تا گردش جهان و دور آسمان به‌پاست       نورِ ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون، شد پیشه‌ام       دور از تو نیست اندیشه‌ام
در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما       پاینده باد خاک ایران ما
ایران ای خرّم بهشت من       روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم       جز مهرت در دل نپرورم
از آب و خاک و مهرِ تو سرشته شد گِلم       مهر اگر برون رود گلی شود دلم
مهر تو چون، شد پیشه‌ام       دور از تو نیست اندیشه‌ام
در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما       پاینده باد خاک ایران ما
      سرود ای ایران
اگر ایران به جز ویران‌سرا نیست       من این ویران‌سرا را دوست دارم.
اگر تاریخ ِ ما افسانه‌رنگ است       من این افسانه‌ها را دوست دارم.
نوای ِ نای ِ ما گر جان‌گداز است       من این نای و نوا را دوست دارم.
اگر آب و هوای‌َش دل‌نشین نیست       من این آب و هوا را دوست دارم.
به شوق ِ خار ِ صحراهای ِ خشک‌َش       من این فرسوده‌پا را دوست دارم.
من این دل‌کش زمین را خواهم از جان       من این روشن‌سما را دوست دارم.
اگر بر من ز ایرانی رود زور،       من این زورآزما را دوست دارم.
اگر آلوده‌دامانید، اگر پاک       من ای مردم، شما را دوست دارم.
      حسین پژمان بختیاری

ب، پ[ویرایش]

بیا یادِ شهیدان زنده داریم       که خونشان رازِ سرخِ سرنوشت است
بنازم من شهیدانِ وطن را       که نامِ سرخشان تاج بهشت است
      (کوتاه شده) مهدی اخوان ثالث[۱۸]
با شَهِ ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست       کار ایران با خداست
مذهبِ شاهنشهِ ایران ز مذهب‌ها جداست       کار ایران با خداست
شاه مست و شیخ مست و شحنه مست و میر مست       مملکت رفته ز دست
هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست       کار ایران با خداست
مملکت کشتی، حوادث بحر و استبداد خس       ناخدا عدل است و بس
کار پاس کشتی و کشتی‌نشین با ناخداست       کار ایران با خداست
پادشه خود را مسلمان خواند و سازد تباه       خون جمعی بی‌گناه
ای مسلمانان! در اسلام این ستم‌ها کی رواست؟       کار ایران با خداست
باش تا خود سوی ری تازد ز آذربایجان       حضرت ستار خان
آن که توپش قلعه کوب و خنجرش کشورگشاست       کار ایران با خداست
باش تا بیرون ز رشت آید سپهدار سترگ       فر دادار بزرگ
آن که گیلان ز اهتمامش رشک اقلیم بقاست       کار ایران با خداست
باش تا از اصفهان صمصام حق گردد پدید       نام حق گردد پدید
تا ببینیم آن که سر ز احکام حق پیچد کجاست       کار ایران با خداست
خاک ایران، بوم و برزن از تمدن خورد آب       جز خراسان خراب
هرچه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست       کار ایران با خداست
      محمدتقی بهار[۱۹]
  • «به تجربه دریافته‌ام که روشنفکرانِ ما، غالباً، فاقدِ «تقوای سیاسی» اند. به اندک خشم و نفرتی، حتّی شخصی، انواعِ تهمت‌ها را به طرفِ مقابل می‌زنند.... حقیقتِ امر این است که ما مردمی بسیار عاطفی و هیجانی ایم و همین حالاتِ عاطفیِ خود را «عقل» و «سیاست» نام می‌گذاریم و بعد پشیمان می‌شویم.»
  • «پولی را که به ملت ایران می‌دهند با هزار اشکال ثمن بخسی می‌دهند با چه اشکالات قراردادی می‌بندند مثل اینکه می‌خواهند جدول لگاریتم درست کنند حرف حسابی این چیزها را ندارد می‌خواهندجدول لگاریتم درست کند هزار کار می‌کند بعد این پول چه می‌شود؟ این پول صرف فساد اخلاق طبقه حاکمه ما می‌شود این پول باعث می‌شود، ملتی که دو هزار سال و دو هزار سال و پانصد سال برادرانه با هم زندگی کردند بواسطه این که اختلاف شدید طبقاتی ایجاد می‌شود وقتی که پول فراوان و بدون هیچ اشکال دست کسی دادند وبه عکس آن بدبخت دیگربرای مخارج یومیه‌اش ازبام تا شام جان می‌کند و بعد هم عصر نان خالی نمی‌تواند تهیه کند طبعاً ملت ایران مضمون شعر خیام می‌شود یکی را داده‌ای صد گونه نعمت یکی قرص بوی آلوده با خون می‌شود و این جور ملت ایران مصرف می‌کند چه بکنند؟»
  • «بیایید به سطح شمال شهر تهران برویم و از افرادی که دوبله پارک کرده‌اند بپرسیم چرا شما دوبله پارک کرده‌اید. عموماً به شما خواهند گفت که اولاً به شما مربوط نیست و ثانیاً من کار دارم و برایم اصلاً مهم نیست که برای انجام کارم حقوق دیگران را نادیده بگیرم و حتی شاید طرح سؤال به درگیری هم بینجامد که نمونه‌های آن را در سطح شهر تهران شاهد هستیم...»
  • «پول و سِمَت به طور باور نکردنی برای میانگین ایرانی قداست پیدا کرده و معّما این است که این در جامعه‌ای است که می‌خواهد الهام‌بخش دیگر مسلمانان باشد!»
  • «پارس، پرسیس یا فارس، به سخن دقیقتر، کشور یا ملّتی نیست، بلکه نام ایالتی است در کرانهٔ شمالی خلیجی به همین نام. ایرانیان هیج گاه این نام را به تمامی مملکت اطلاق نکردند. ولی زبان خود را بدین نام می‌خوانند زیرا که گویش محلی فارس، زبان اصلی فرهنگی و سیاسی کشور شد- همین گونه که گویش توسکانی زبان ایتالیایی، گویش کاستیلیایی زبان اسپانیایی و گویش مناطق مجاور لندن زبان انگلیسی گردید. نامی که خود ایرانی‌ها برای کشورشان همیشه به کار برده‌اند، و در سال ۱۳۱۴ شمسی (۱۹۳۵ میلادی) به بقیه جهان نیز تحمیل کردند، ایران است. این نام از واژهٔ قدیمی آریانم، حالت جمع مِلکی به معنای «سرزمین آریاها» مشتق شده است و قدمت آن به مهاجرت‌های نخست اقوام هندو-آریایی می‌رسد.»
    • برنارد لوئیس در کتاب خارومیانه؛ دوهزار سال تاریخ از ظهور مسیحیت تا امروز، بخش پیش از مسیحیت.
  • «برپای خیزید و فرهنگ خویش بازشناسید و جایگاه خویش و کشور خویش را در جهان بازیابید و ارزش دستاوردهای بی شمار فرهنگی پدران و مادران خویش را در پهنه میدان فرهنگ جهانی باز بینید و در این زمان که هیاهویی خفیف، از جنبش آبخیزهای ژرفای دریای جان ایرانیان به گوش می‌رسد، و از همه سو جنبشهای فرهنگی تازه را پدید می‌آورد. این زمان زرین را، که همهمه نهفته بیداری جان ایرانیان، نرم نرمک آشکار می‌شود از دست مدهید! این تپش، تپش دل فرهنگ ایران است، آن را دریابید! این دم، دم گرم جان نیاکان است آن را فروبرید!»
  • «بگذاریم که فضا و فرصتِ خدمت برای همهٔ ایرانیانی که دل در گرو این مرزوبوم دارند، باز شود. بگذاریم که شایستگان، به ملّت خدمت کنند. بگذاریم که سینه‌ها از کینه‌ها پاک شود. بگذاریم که آشتی به‌جای قهر، و دوستی به‌جای دشمنی بنشیند. بگذاریم که اسلام با چهرهٔ رحمانی‌اش، ایران با چهرهٔ عقلانی‌اش، انقلاب با چهره انسانی‌اش و نظام با چهره عاطفی‌اش هم‌چنان حماسه بیافرینند.»
  • «با کمال تاسف و شهامت باید اذعان کرد، که در تمام ادوار از جمیع جهات و جمیع شئون، ما ایرانی‌ها از کار فراری بوده و هستیم؛ و همیشه به جای عمل به حرف و تشریفات و حداکثر به بحث و نظر می‌پردازیم.»
  • «بر ایرانی روا نیست از چیزی که انجام دادنش زشت و غیر مجاز باشد سخن براند و در نظر آن‌ها هیچ چیز شرم انگیزتر از دروغ گفتن نیست، پس از دروغ؛ قرض گرتن هم نزدِ آنانا به‌غایت زشت و مکروه است و برای این زشتی علّتی که بیان می‌کنند این است که می‌گویند :آدمِ مقروض گاهی مجبور می‌شود دروغ بگوید.»
  • «برای من به عنوان یک شهروند زندگی در ایران خیلی سخت است، اما به عنوان فیلمساز ایران برایم بهشت است.»
  • «و پرسیدید چرا روابطِ ما با هند محکم تر از روابطِ ما با ایرانِ مسلمان دیده می‌شود؟ و من به شما می‌گویم، اختلاف میانِ حکومت مصر و حکومتِ ایران نمی‌تواند مانع روابط میان ملّتِ مسلمان در مصر و ملّتِ مسلمان در ایران شود. روابط دولت‌ها شرایط و احکامی دارد، امّا این با احساساتِ ملّت‌هایی که همدین هستند، در تناقض و تعارض نیست.»

ت، ث[ویرایش]

  • «تعجّب و شگفتی ما از این است که چرا و چگونه این کارگر با این همه ارج و قرب، که پیامبر گرامی اسلام بوسه بر دستان او را افتخار خود می‌داند، امروز در عرصه معیشتی و حقوق کار در تنگنایی واقع شده است که به جرات می‌توانیم بگوییم، شایسته مقام انسان و انسانیت نیست؛ بیراه نگفته‌ایم.»
«جوانی که با هزاران آرزو و امید در میدان کار حاضر می‌شوند نباید سرنوشتشان قرارداد موقت کار و مشاغل پیمانکاری باشد.»
    • بیانیه هفتۀ کارگر ، ۱۳۹۲-۰۲-۰۷ [۲۶]
  • «تمامِ ایرانیانی که اندکی آگاهی دارند، از عقب ماندگی کشور - به ویژه افول ایران از یک امپراتوری بزرگ و قدرتمند به دولتی ضعیف و کوچک - نگران شده‌اند. ریشهٔ انحطاط در کجاست؟ در اوایل قرن، روشنفکران می‌توانستند ادعا کنند که مقصّرِ اصلی، مستبدینی بودند که نفعی پنهانی در بی سوادی و جهلِ مردمِ کشور داشتند. امّا در حقیقت بیست سال پس از حکومت مشروطه ما نمی‌توانیم همان پاسخ را بدهیم. اکنون می‌دانیم که تقصیر اصلی نه بر گردنِ فرمانروایان بلکه فرمانبرداران است. آری، علّتِ اصلی توسعه نیافتگی در ایران و شاید در بیشتر کشورهای شرقی، تفرقه و اختلاف میانِ توده هاست.»
    • احمد کسروی در «علل اصلی عقب ماندگی»، روزنامهٔ پرچم، ۷/۲/۱۳۲۱
  • «تهران متأسفانه در حال حاضر به یکی از شهرهایی تبدیل شده که ادب و تربیت در آن به حداقل ممکن خود قرار دارد. این موضوع به دلیل به هم ریختگی طبقات اجتماعی و فقدان آموزش مدنی در این شهر است. شاید برخی مجریان به این نقد من، خرده بگیرند. به نظرم دلیلش این است که رابطه آن‌ها با جامعه، حالت رسمی و مملو از تعارفات رایج ایرانی است. برای من که در شهر تهران رفت و آمد داشته و با جامعه سروکار دارم، بی‌ادبی به یک اصل در شهر تهران تبدیل شده است
  • «تباهی اخلاقی و بی صفتی ایرانی بدبختانه ضرب المثل است ... از همهٔ ویژگی‌هایی که سیرتِ ایرانی را تشکیل می‌دهد و بعد از خودخواهی بی حد و حساب در میانِ آن‌ها رواج بسیار حاصل کرده است؛ حرصِ پایدار در کسبِ مال و جمعِ ثروت از راهِ غیر حلال است.»
  • «تمدّن ایران کهن تر از تاریخِ شاهنشاهی آن است.»
  • «تمدّن اسلامی یک زبانِ مشترکِ فرهنگی داشت که توانست میراثِ علم و فلسفهٔ یونانی و آنچه را که از ایران و هند و دیگر جاها بدان می‌رسید در خود کِشَد و بگُوارد و آن را به شیوهٔ خود و در عالمِ خود رشد دهد و کمال بخشد و کار را بر دانشجویانِ علم و فلسفه آسان کند. و هرکه این زبان را می‌آموخت می‌توانست بر تمامیِ آن میراث دست یابد و خود نیز چه بسا با نوشتنِ کتاب به آن زبان چیزی بر آن بیفزاید، چنانکه در ایران تا پایانِ همین سدهٔ چهاردم هجریِ قمری نویسندگانی بوده‌اند که در زمینهٔ عرفان و الاهیّات و تفسیر به این زبان کتاب نوشته‌اند و چه بسا هنوز نیز می‌نویسند.»
    • داریوش آشوریدر مقالهٔ زبانِ فارسی و کارکردهایِ تازهٔ آن، برگرفته از «بازاندیشی زبان فارسی»، نشر مرکز، ص ۱۴۹

ج، چ[ویرایش]

  • «جوانان ایرانی اکثراً دچار نوعی سردرگمی و گمگشتگی فلسفی هستند و به قول معروف نمی‌دانند کدام تخته شناوری را در این اقیانوس موّاج جهانی بچسبند و خود را از تلاطم امواج نجات ندهند، ولی به هر حال همهٔ آن‌ها چه در داخل و چه در خارج خود را ایرانی حس می‌کنند. البتّه یک ایرانی با هزار و یک مشکل. مشکلات روحی و روانی که نتیجهٔ آن را در طلاق‌های متعدّد میانِ جوانان ایرانی می‌بینیم، مشکلات اقتصادی که موجب شده است اکثراً به دنبال ارزش‌های مالی باشند و مشکلاتِ دینی و فلسفی که در نوعی نیهلیسم و بی اعتقادی خلاصه می‌شود...»
  • «جالب اینجاست که وقتی شما با هم وطنان ما صحبت می‌کنید می‌بینید که اکثراً نگرش مٌثله شده‌ای در موردِ هویّتِ ایرانی دارند و این امر در تاریخ معاصر ایران بسیار مشاهده می‌شود. اسلامی‌ها می‌گویند تاریخ و هویّتِ ایرانی یعنی تشیّع و بس. آن‌هایی که به ما قبلِ اسلام علاقه دارند می‌گویند اسلام را باید کنار گذاشت چون ما، قبل از اسلام زرتشتی بوده‌ایم و می‌بایستی به ایرانِ بزرگ و سلطنتی بازگشت. طرفداران بی چون و چرای غرب هم می‌گویند بیاییم غربی شویم و خود را از دردسرِ تاریخ ایران و اتّفاقاتِ آتی خلاص کنیم... انسان ایرانی کیست؟ به نظر من انسان ایرانی حاصلی از هر سه این گفتمان هاست. او هم به اسلامِ شیعه با تمامِ منضماتش اعتقاد دارد، حتّی اگر مدرن هم باشد روزه می‌گیرد ... ضمناً به ایران باستان هم علاقه دارد و برای کورش و داریوش احترام خاصّی دارد... پس انسان ایرانی لایه‌های فرهنگی یا تمدّنی یا بهتر بگویم انسان شناختی و متافیزیکی گوناگونی دارد که به این سادگی نمی‌توان یکی را به نام دیگری از بین برد. از جای دیگری بیرون می‌زند و قد علم می‌کند. انقلاب ایران نمونهٔ بارز آن است.»
  • «جامهٔ ما، جامعهٔ مدنی ناقص، نارس و نیم پخته‌ای است. جامعهٔ ما خصوصیّاتِ دورانِ گُذار را دارد. یعنی بعضی از خصوصیّاتِ سنتّی خودش را قویاً حفظ کرده و برخی نیز اجباراً در روندِ دگرگونی قرار گرفته و در برخی زمینه‌ها شاید به صورت مبالغه آمیز و بدون اینکه جایگاهی داشته باشد، رشد کرده است.»
    • داوود هرمیداس باوند برگرفته از «جامعهٔ مدنی، دوّم خرداد و خاتمی ،» به کوشش مسعود رضوی، نشر فرزان، ۱۳۷۹، ص۹
  • «چرا باید عمر ساختمان‌های ما زیر ۳۰ سال باشد. چرا باید آسفالتی که به صورت استاندارد عمر آن حدود ۱۲ سال است در کشور ما تنها دو سال دوام داشته باشد.»
  • چای در ایران نقش شراب را در فرانسه دارد. مثل فرانسه که شراب سرخ در مراسم مختلف از جشن ازدواج گرفته تا کنار میز غذا حضور دارد، چای هم در بیشتر لحظات زندگی ایرانی‌ها حاضر است...بسته به طبقه اجتماعی و سبک زندگی شکل نوشیدن چای هم متفاوت است. مثلاً خانواده‌های سنتی چای را در قوری دم می‌کنند و آن را در استکان می‌ریزند و در نعلبکی می‌گذارند و به مهمانشان تعارف می‌کنند. در حالی که طبقۀ متوسط شهری تمایل بیشتری به ریختن چای در فنجان دارد و به مهمان می‌گویند چای حاضر است و هر وقت خواست بگوید تا برایش بریزند یا اصلاً خودش برای خودش هروقت خواست، چای بریزد.»
    • رُزماری کیوی یروی (Rose-Marie Kivijärvi)

ح، خ[ویرایش]

  • «خیلی واضح بود که شاه گرفتار مصدق شده بود. مصدق کسی که قیام کرد تا کشورش را آزاد کند و انحصارهای که در آنجا بود حذف کند. مصدق کسی بود که قیام کرد که نفوذِ بیگانگان را حذف کند. مصدق کسی که یک انقلاب را در ایران برای ملّت ایران رهبری کرد، مصدق کسی که شاه توانست با همکاری استعمار، بر او و بر قیامش چیره شود. شبحِ او همواره در برابرِ شاه در هر زمان می‌ایستاد ... گرفتاری مصدّق این بود که شاهِ ایران را از اینکه همواره خود را درونِ نفوذِ بیگانه قرار دهد، دور کند. و اگر شاهِ ایران خود را به ثمنِ بخس فروخت، امّا ممکن نیست ملّتِ ایران خود را به طلا و یا به همهٔ گنج‌های دنیا بفروشد.»
  • «خدایا! با که می‌توان گفت که در این مملکت، هرکه محروم‌تر، به ایران و فرهنگ ایران دلبسته‌تر و آن‌که از نعمت‌های ایران برخوردارتر، از این هردو گریزنده‌تر.»

د، ذ[ویرایش]

در خون من غرور نیاکان نهفته است       خشم و ستیز رستم دستان نهفته است
در تنگنای سینهٔ حسرت کشیده‌ام       گهوارهٔ بصیرت مردان نهفته است
خاک مرا جزیرهٔ خشکی کمان مبر       دریای بی کران و خروشان نهفته است
خالی دل مرا تو ز تاب و توان مدان       شیر ژیان میان نیستان نهفته است
پنداشتی که ریشهٔ پیوند من گسست       در سینه‌ام هزار خراسان نهفته است.
      اسکندر ختلانی[۳۱]
  • «در عصری که سیاهان صحاری آفریقا از زیر یوغ اسارت بیرون می‌روند. در عصری که طفیلی‌های اجتماع برای رسیدن به امتیازات نامشروعی دیوانه وار تلاش می‌کنند، ما بنده و اسیر شویم؟ ما حقوق مشروع و قانونی خویش را نیز از دست بدهیم؟»
  • «دشمنان ما مادها و پارسیان اند، مردانی که سده‌ها زندگی پرزرق و برقی داشته‌اند؛ ما در مقدونیه نسل اندر نسل در مدرسهٔ سخت‌گیر خطر و جنگ آموزش دیده‌ایم.»
  • «دو ایرانی هرگز نمی‌توانند همکاری کنند، حتّی اگر این همکاری برای گرفتنِ پول از شخصِ سوّمی باشد.»
    • از نامهٔ کنسول بریتانیا در اصفهان، ۱۵ آپریل ۱۹۴۵، از اسناد وزرات امور خارجه بریتانیا«F.O.371/Persia 1945/34-45476:»
  • «دوچهرگی ایرانی از محیط ناامن سرچشمه گرفته است. یک رو را به ظاهر نشان دادن و در باطن چیز دیگری اندیشیدن، آن قدر طبیعی شناخته شده که کم کسی دربارهٔ آن تردید یا تعجّب می‌کند. تا زمانی که ایرانی دوچهرگی خود را تعدیل نکرده، دلیل بر آن است که در عدم امنیّت روانی به سر می‌برد. حافظ دوچهرگی را دردِ بزرگِ ایرانی خوانده و درست است. تا زمانی که چنین است، تکلیف هیچ کس با جامعه روشن نیست و می‌توان تصوّر کرد که در این وضع، کار چندانی از پیش نرود.»
  • «در کشور ما مظلوم تر از قاضی کسی نیست. وقتی در کشور یک داور فوتبال، پایان بازی را اعلام کند، همه چیز تمام می‌شود؛ اما وقتی یک قاضی با ۳۵ سال کار قضایی حکمی را صادر می‌کند، یک استاد علوم سیاسی که الفبای حقوق را نمی‌داند ادعا می‌کند که جرمی در آن پرونده صورت نگرفته است.»
  • «در تاریخِ پُرافتخارِ ما، اگر هیچ چیزی جز تعیینِ نقطهٔ تعادلِ بهاری به عنوانِ اوّل سال - که اختصاص به ما ایرانیان دارد - نبود، کافی بود که به هوشمندی، سلیقه، زیبایی شناسی و روحیهٔ متعادل و درست اندیش و درست جوی ایرانی پی ببریم.»

ر، ز، ژ[ویرایش]

  • «رسالت ایران و ترکیه اکنون ممانعت از انتشار تصویر نادرست از اسلام توسط گروه‌های افراط گرا و تندرو در جهان است.»
  • «ریاست جمهوری درنظام جمهوری اسلامی ایران، صرفا یک جایگاه یا موقعیت سیاسی ومحصولی برد و باخت در بازی حزبی و جناحی نیست ... این جایگاه در حقیقت، تجلی گاه اصول و آرمانها وارزشهای مردم مومن و نجیب و متدین ماست. این منصب و محراب، نماد مقدسی است که باید همه فضائل اخلاقی و ارزشهای معنوی و صفات عالیه انسانی و کمالات مردم ما را به نمایش بگذارد.
  • «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است‏. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس‏، در کنار زبان فارسی آزاد است‏
    • اصل پانزدهم قانون اساسی ایران
ز پوچِ جهان هیچ اگر دوست دارم       تو را ای کهن بوم و بر دوسَت دارم
تو را ای کهن پیرِ جاویدْ برنا       تو را دوست دارم، اگر دوست دارم
تو را ای گرانمایه، دیرینه ایران       تو را ای گرامی گهر دوست دارم
تو را ای کهن زادْ بومِ بزرگان       بزرگ آفرین نامور دوست دارم
هنروار اندیشه ات رخشد و من       هم اندیشه ات، هم هنر دوست دارم
اگر قولِ افسانه، یا متنِ تاریخ       وگر نقد-و-نقلِ سِیَر دوست دارم
اگر خامه تیشه ست و خط نقر در سنگ       بر اوراقِ کوه و کمر دوست دارم
وگر ضبطِ دفتر ز مشکین مرکّب       نئین خامه، یا کلکِ پَر دوست دارم
گمان‌های تو چون یقین می‌ستایم       عیانهای تو چون خبر دوست دارم
همه کشتزارانت، از دیم و فاراب       همه دشت و در، جوی و جر دوست دارم
کویرت چو دریا و کوهت چو جنگ       همه بوم و بر، خشک و تر دوست دارم
شهیدان جانباز و فرزانه ات را       که بودند فخر بشر دوست دارم
به لطف نسیم سحر روحشان را       چنانچون ز آهن جگر دوست دارم
هم افکار پرشورشان را که اعصار       از آن گشته زیر و زبر دوست دارم
هم آثارشان را، چه پند و چه پیغام       و گر چند سطری خبر دوست دارم
من آن جاودان یاد مردان که بودند       به هر قرن چندین نفر دوست دارم
همه شاعران تو وآثارشان را       به پاکی نسیم سحر دوست دارم
ز فردوسی، آن کاخ افسانه کافراخت       در آفاق فخر و ظفر دوست دارم
ز خیام، خشم و خروشی که جاوید       کند در دل و جان اثر دوست دارم
ز عطار، آن سوز و سودای پر درد       که انگیزد از جان شرر دوست دارم
وز آن شیفته شمس، شور و شراری       که جان را کند شعله‌ور دوست دارم
ز سعدی و از حافظ و از نظامی       همه شور و شعر و سمر دوست دارم
خوشا رشت و گرگان و مازندرانت       که شان همچو بحر خزر دوست دارم
خوشا حوزه شرب کارون و اهواز       که شیرین ترینش از شکر دوست دارم
فری آذرآبادگان بزرگت       من آن پیشگام خطر دوست دارم
صفاهان نصف جهان تو را من       فزونتر ز نصف دگر دوست دارم
خوشا خطّهٔ نخبه زای خراسان       ز جان و دل آن پهنه ور دوست دارم
زهی شهر شیراز جنت طرازت       من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم
بر و بوم کرد و بلوچ تو را چون       درخت نجابت ثمر دوست دارم
خوشا طرف کرمان و مرز جنوبت       که شان خشک و تر، بحر و بر دوست دارم
من افغان همریشه مان را که باغی ست       به چنگ بتر از تتر دوست دارم
کهن سُغد و خوارزم را با کویرش       که شان باخت دودهٔ قجر دوست دارم
عراق و خلیج تو را چون ورازورد       که دیوار چین راست در، دوست دارم
هم ارّان و قفقاز دیرینه مان را       چو پوری سرای پدر دوست دارم
چو دیروز افسانه، فردای رویات       به جان این یک و آن دگر دوست دارم
هم افسانه ات را، که خوشتر ز طفلان       برویاندم بال و پر، دوست دارم
هم آفاق رویایی ات را که جاوید       در آفاق رویا سفر دوست دارم
چو رویا و افسانه، دیروز و فردات       به جای خود این هر دو سر دوست دارم
تو در اوج بودی، به معنا و صورت       من آن اوج قدر و خطر دوست دارم
دگر باره برشو به اوج معانی       که ت این تازه رنگ و صور دوست دارم
نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را       برای تو، ای بوم و بر دوست دارم
جهان تا جهان است، پیروز باشی       برومند و بیدار و بهروز باشی
      مهدی اخوان ثالث[۳۷]

س، ش[ویرایش]

سَر زَد از اُفُق
مِهرِ خاوران
فروغِ دیدهٔ حق باوران
بهمن! فَرِّ ایمانِ ماست
پیامت ای امام!
«استقلال، آزادی»
نقشِ جانِ ماست
شهیدان پیچیده در گوش زمانْ، فریادتان
پاینده، مانی و جاودان
جمهوری اسلامی ایران
شُد جمهوری اسلامی به پا       که هم دین دهد هم دنیا به ما
از انقلاب ایران دِگر       کاخ ستم گشته زیر و زِبَر
تصویر آیندهٔ ما،       نقش مراد ماست
نیروی پایندهٔ ما،       ایمان و اتحاد ماست
یاریگر ما دست خداست       ما را در این نبرد او رهنماست
در سایهٔ قرآن جاودان
پاینده بادا ایران
آزادی چو گل‌ها در خاک ما       شکفته شد از خون پاک ما
ایران فرستد با این سرود       رزمندگان وطن را درود
آیین جمهوری ما       پشت و پناه ماست
سود سلحشوری ما       آزادی و رفاه ماست
شام سیاه سختی گذشت       خورشید بخت ما تابنده گشت
در سایهٔ قرآن جاودان
پاینده بادا ایران
  • «سوابقِ ملّی ما و عظمتِ گذشتهٔ ما و رشدِ باطنی و عمیق ما و شایستگی مردم این سرزمین و همچنین ثروت‌های طبیعی و خدادادِ ما در واقع ما را ملزم و محکوم می‌کند که در زمرهٔ مللِ زنده و بزرگِ دنیا قرار بگیریم. برای تأمینِ این منظور می‌بایستی ما از هر جهت دوشادوشِ پیشرفته ترین ممالک دنیا قدم برداریم.»
  • «سربازان انقلاب فقط کسانی نیستند که در هنگام بروز انقلاب حضور داشتند و می‌توانستند سربازی کنند. جوانان مؤمن و نواندیش و آزادفکر و پاک‌دامن امروز ما و نسلهای بعد هم سربازان انقلابند؛ چون انقلاب یک حقیقت همیشه جاوید است.»
  • «سرنوشت کشور ما فقر نیست و اگر مشکلی وجود دارد مشکل مدیریتی و سازمانی است.»
  • «سر در خانه‌های قدیمی برای آن است که آبِ باران روی سرِ مردم نریزد یا آفتاب روی سر کسی نتابد. جلوی در خانه یک هشتی وجود دارد که رهگذر خسته‌ای بنشیند. حتّی گاهی کوزه‌ای آب در آنجا می‌گذاشتند تا رهگذر از آن بنوشد و از این راه به او بگویند می‌توانی خانهٔ میرا پناهگاه خودت بدانی. همهٔ این‌ها در معماری خانه‌ها[ی ایرانی] معنا داشت.»
    • ایرج حسابی، منبع روزنامهٔ خراسان، ویژه نامهٔ روز مهندسی ص ۳، ۵ اسفند، ۱۳۹۲.
  • «شاه، یک نوع کلمهٔ جادویی برای مردم ایران است.»
  • «شما اگر ملایم‌ترین انتقاد را به میانگین ایرانی داشته باشید احتمالاً دوستی آن شخص را از دست می‌دهید. فکر کنم هر کسی این تجربه را در زندگی خود داشته است. عادت کرده‌ایم که همواره از ما تعریف بشود. حتی پدرها و مادرها نیز عموماً فرزندان خود را تأیید می‌کنند تا آن‌ها را تربیت کنند.»
  • «شاه هر کاری بخواهد می‌تواند انجام دهد. سخنش قانون است. این ضرب المثل که :«قانونِ مادها و پارس‌ها تغییر ناپذیر است.» صرفاً سخنان قدیمی زایدی دربارهٔ حکومت خودسرانه بوده است. شاه همهٔ وزیران را منصوب می‌کند و می‌تواند وزراء، صاحب منصبان، مأموران و قاضیان را برکنار کند. زندگی و مرگ همهٔ افرادِ خانوادهٔ شاه در دستِ اوست و هیچ کدام از مأموران لشکری و کشوری که در خدمتِ شاه‌اند، از این قانون مستثناء نیستند. افرادی که موردِ بی مهری واقع شده‌اند و یا معدوم می‌شوند، اموالشان به شاه می‌رسد و حقِّ سلب حیات در هر حال فقط در اختیار اوست. امّا وی می‌تواند این حق را به کارگزاران یا نایبان خود واگذار کند ... سه قوهٔ حکومت، یعنی مقنّنه، قضائیه و مجریه در وجودِ او متمرکز است و هیچ گونه قید و الزامی نمی‌تواند بر شاه تحمیل کرد. تنها رعایتِ صوری آدابِ مذهبِ ملّی بر او واجب است. وی محور زندگی عمومی در کشور است.»
    • جرج کرزن ، در «Persia and the Perisan question»، ج ۱، ص ۴۳۳
  • «شگفتی آور است که حتّی مردمِ آگاه نیز دربارهٔ علل و ریشهٔ اختلاف‌ها، توضیحِ درستی ندارند.»
    • جاستین شیل، وزیر مختار بریتانیا در ایران از سال‌های ۱۸۳۶ تا ۱۸۵۳ دربارهٔ تقسیم شهرهای ایران به دو گروه حیدری و نعمتی ، منبع:«J. Sheil. Glimpses of life and manners in Persia»، چاپ لندن، ۱۸۵۶ م، ص ۳۲۲ و ۳۲۳
  • «سپاه باید پشت مردم باشد. اصل مردمند. ارتش هم باید پشت مردم باشد. ارتش وسپاه باید بگویند: جانم فدای مردم. اگر بگوید جانم فدای رهبر انحراف است. اصل مردمند. رهبر هم جانش فدای مردم است. ما همه برای مردمیم. سپاه باید از حقوق مردم دفاع کند. پشتیبان مردم باشد. اگر بگوید جانم فدای رهبر که این می‌شود همان زمان شاه. پس مردم برای چی انقلاب کردند؟»

ص، ض[ویرایش]

ط، ظ[ویرایش]

ع، غ[ویرایش]

  • «عشق را آئین سلمانی نماند/خاک ایران ماند و ایرانی نماند.»
  • «عدهٔ زیادی از هموطنان ما خیال می‌کنند همین قدر که اولاد داریوش و سیروس شدند، دیگر نانشان تو روغن است. غافل از این که کسی را از فضل پدر حاصلی نیست و انسان باید مردِ کار و همّتِ خود باشد و آدم اصیل و شریفِ واقعی کسی است که بتواند به اطمینان بگوید که دارای فرزندِ نیک سرشت و خردمند خواهد بود نه آن کسی که تنها به افتخارِ آباء و اجدادِ خود سربلندی می‌کند.»
  • «علی‌رغم توسعه‌های روزافزون در تهران متأسفانه امروز میزان رضایت از زندگی کاهش پیدا کرده که یکی از دلایل عمده آن عدم مسئولیت‌پذیری اجتماعی است... متأسفانه ایران از حیث نیکوکاری در شاخص‌های جهانی رتبه خوبی ندارد و در این چند ساله عقب رفته است ... ».
  • «عزّت مردم در کشور ما، بر اثر روح استکبارستیزی است. این روحیۀ ملّی، هیچ انزوایی به دنبال ندارد.»

ف[ویرایش]

ق[ویرایش]

ک[ویرایش]

  • «کوه مصیبت‌ها در مقابل حیثیت اسلامی - ایرانی ما چون کاهی است.»
  • «کمتر کسی از اهالی ایران است که میر غضبی نداند یا ستم و تعدّی نداند و ظلم و بی انصافی نپرورد و تمامِ سکنهٔ آن ویران و خرابه از طبقهٔ حکماء و وزراء گرفته تا حمّال و بقّال همه سمتگر و بی مروّت و همه خونخوار و بی مرحمت و همه فریاد دارند که چرا ما میر غضب باشی نیستیم و همه می‌خواهند ظالم منفرد و حاکمِ مستبد و جلّادباشی باشند.»
  • «آن‌هایی را که کار نمی‌کنند دُمشان را می‌گیریم و مثلِ موش بیرون می‌اندازیم. کسی که کارش را به درستی انجام نمی‌دهد، نه تنها به وجدان بلکه به وظیفهٔ میهنی خود هم خیانت می‌کند.»
  • «کشور انقلابی ایران دارای مردمی سلحشور و شجاع است و موقعیت جغرافیایی آن در ثبات کل جهان تأثیر دارد. ایران یک سرزمین آماده برای عمران و آبادانی و برخوردار از منافع و برکات فراوانی است و نظام حاکم بر این کشور مبتنی بر یک تفکر مدرن مذهبی است. عدالت اجتماعی، حقوق بشر و آزادی‌های فردی در ایران به سبکی است که اسلام مطرح می‌کند و این از آنچه که در دنیای به اصطلاح سوسیالیزیم و یا دمکراسی مطرح می‌شود پیشرفته تر است. این واقعیت از خلال برخی اظهار نظرها آشکار می‌شود و متفکرین و سیاستمداران برجسته دنیا نظر کاملاً مثبتی نسبت به جمهوری اسلامی ایران ابراز داشته‌اند.»
    • سید علی خامنه‌ای جلسهٔ مشترک رؤسا و مدیران بخش‌های مختلف ستاد فرماندهی کل قوا، ۱۳۶۸/۱۲/۲۱

گ[ویرایش]

  • «گرچه همه دَم از ملّت می‌زنند و به نامِ ملّت سخن می‌گویند و خواست‌ها و گرایش‌های خود را به نامِ ملّت بیان می‌کنند، امّا خودِ ملّت چه می‌گوید؟ این ملّت برای بیان خواست‌های خود راه‌های مشخّصی دارد که برای شناخت خواستِ این ملّت باید به سخنِ خودِ ملّت و راه‌های بیان این سخن توجه کرد. حضورِ مردم، سخنِ مردم است. به خصوص حضورِ انتخابگر مردم، آنجا که مردن با حضورِ خود، روش و برنامه‌ای انتخاب می‌کنند.»[۴۷]

ل[ویرایش]

م[ویرایش]

  • «من فکر نمی کنم کسی در جمهوری اسلامی ایران و حتّی دوستداران جمهوری اسلامی در خارج از کشور معتقد باشند وضعیت کنونی بهترین وضعیت ممکن است. ما تا رسیدن به وضعیت مطلوب راه زیادی در پیش رو داریم ولی مدعی هستیم که ما گام در مسیر درست می گذاریم»
  • «ما ایرانی هستیم و همیشه ایران از قدیم امپراتوری بوده؛ همچنین همیشه بین تمدن‌های بزرگ بوده است، یعنی همواره یک نگاه به آسیای دور داشته و یک نگاه هم به بین‌النهرین و غرب. از این‌رو ایرانی‌ها همیشه بین دو دنیا قرار داشتند و پل ارتباطی بوده‌اند. این عجیب است که امپراتوری‌های ایران همه پل ارتباطی بوده‌اند. مثلا امپراتوری هخامنشی، از هند هست تا آسیای میانه و یونان و این نقش را امپراتوری‌های دیگر مثل اشکانیان و ساسانیان هم کم و بیش بازی کرده‌اند. پس رسالت تاریخی ایرانی‌ها این است که در ارتباط فرهنگ‌ها پیشقدم شوند.»
  • «من دایم در تحولم، فکرم ایستا نیست. البتّه در ایران پذیرشِ «تحوّل فکری» برای هموطن‌های ما بسیار مشکل است، برای همین هنوز حافظ و مولوی می‌خوانیم و هنوز بزرگ‌ترین متفکران ما مربوط به صدها سال پیش هستند. برای من خیلی عجیب است که هنوز بزرگ‌ترین متفکران ما، شاعران‌مان هستند و تازه جدیدترین‌شان که حافظ باشد هفتصد سال با ما فاصله دارد. البته نه اینکه اینها آدم‌های بزرگی نباشند، سوءتفاهم نشود.»
  • «مساله دیگر ما این است که ذهنیت ایرانی هنوز که هنوز است اسطوره‌ای است. برای همین هنوز بزرگ‌ترین متفکران ما فردوسی، حافظ، مولوی و سعدی‌اند. انگار همه جواب‌ها را قدما داده‌اند و انسان فرزانه امروز، تنها باید آن جواب‌ها را بیابد، پس ما آزادانه فکر نمی‌کنیم و مساله‌ای طرح نمی‌کنیم. من به این مسایل اندیشیده‌ام و پروژه من همیشه اپیستومولوژیک بوده است، یعنی طریقه شناخت، طریقه فکر کردن. اینکه ایرانی‌ها چطور فکر می‌کنند، آلمانی‌ها، انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها چطور. درست است که یک فرهنگ مشترک اروپایی وجود دارد اما تفاوت‌هایی در تفکر ملت‌های بزرگ اروپا هست. آلمانی‌ها جنبه متافیزیکی دارند، انگلیسی‌ها خیلی تجربی‌اند و فرانسوی‌ها خیلی دیالکتیسین هستند. به ایرانی‌ها که فکر می‌کردم، دیدم مسایل من، همه از خودم و از تناقضاتی که همه‌مان داریم بیرون آمده است.»
  • «متفکران ما همه نسخه می‌نویسند و به دست ما می‌دهند، پیش از آنکه بیماری را تشخیص و نشان دهند.»
  • «من حقیقتاً به پویایی و ظرفیّتِ عظیمِ فکری و معرفتی جوانان ایران اعتماد دارم. آنان با درایت و نشاطی که در هیچ یک از نسل‌های گذشته سابقه نداشته است، اقدام به دگرگونی و ساختنِ جامعه‌ای در خورِ نامِ ایران کرده‌اند.»
    • احسان نراقی از«جامعهٔ مدنی، دوّم خرداد و خاتمی» به کوشش مسعود رضوی، نشر فرزان، ۱۳۷۹، صفحهٔ آخر.
  • «ملّتِ ایران، ملّتِ با فرهنگی است و در فرهنگ هیچ کشوری به اندازه ما دربارهٔ انسانیّت حرف زده نشده است. اگرهر کشوری یک اسطوره دارد، ما هزاران اسطوره داریم و من در زندگی ام ابتدا از پهلوانان آموخته‌ام و سپس از اساتید.»
  • «ما در عرصهٔ ادارهٔ جامعه و استقرار یک نظامِ خوب و منسجم نیز نتوانسته‌ایم یکدیگر را یاری کنیم. ما آدم‌های بسیار کم تحمّلی هستیم و این کم تحمّلی ناشی از یک بیماری تاریخی است. مردمِ ما در سرنوشتِ خودشان نقشی نداشته‌اند و همیشه از بیرون و از بالا برایشان تعیین تکلیف می شده است. بنا بر این به نظام و حکومت دلبستگی نداشته‌اند و هر کسی می کوشیده گلیمِ خود را از آب بیرون بکشد. استقرارِ نظام‌های غیرِ مردمی، یعنی نظام‌هایی که از متنِ خواستِ مردم بر نمی‌آیند، سبب شده است که مردمِ ما به یک نوع انزوا دچار بشوند و همبستگی اجتماعی، که از مهمترین دستوراتِ اسلامی است، موردِ غفلت قرار بگیرد. امروز هم ما نمی‌توانیم همدیگر را تحمّل کنیم و خیال می‌کنیم مخالفِ همدگیر بودن یعنی با همدیگر دعوا کردن. ما نمی‌توانیم مثلِ آدم‌های منطقی رفتار کنیم و در عینِ مخالفت، با همدیگر کار کنیم. البتّه تقصیر نداریم، امّا این وضعیّت کارِ حکومت‌های مردمی را دشوار می‌کند.»
    • سید محمد خاتمی سخنرانی در دیدارِ با اعضای تیم ملّی فوتبال، ۱۳/۴/۱۳۷۷، برگرفته از کتاب«زنان و جوانان»نشر طرحِ نو، چاپ ۱۳۸۸، ص۱۸۶و۸۷
  • [ادامهٔ سخنِ بالا] «ما باید یاد بگیریم که انسانیّت حکم می‌کند برای رفعِ اختلافِ نظرهایمان با یکدیگر صحبت کنیم. ما باید برای حلِّ اختلافاتمان قاعدهٔ بازی داشته باشیم و چنین نباشد که هر کس بکوشید نظر و سلیقهٔ خود را به هر قیمتی بر جامعه و دیگران تحمیل کند. قانون، ضابطهٔ بازی ماست. اتفاقاً شما ببینید در سطحِ جامعهٔ ما چقدر بی حوصلگی و بی تحمّلی وجود دارد. ما انتقاد را با دشنام اشتباه گرفته‌ایم، مخالفت انسانی و حاکم کردنِ منطق بینِ خودمان را با تعارض و درگیری اشتباه گرفته‌ایم.»
    • سید محمد خاتمی سخنرانی در دیدارِ با اعضای تیم ملّی فوتبال، ۱۳/۴/۱۳۷۷، برگرفته از کتاب«زنان و جوانان»نشر طرحِ نو، چاپ ۱۳۸۸، ص۱۸۶و۸۷
  • «البتّه ملّتِ ما ملّتِ بزرگی است و در زمینهٔ حاکمیّت بر سرنوشتِ خویش تجربهٔ کمی دارد. من انقلابِ اسلامی را آغازِ دورانِ حاکمیّتِ مردم بر سرنوشتِ خویش می دانم. ممکن است کسانی، به دلیلِ مشکلاتِ تاریخی و ذهنی، نتوانند این حقیقت را درک کنند که مردم باید بر سرنوشتِ خودشان حاکم باشند.»
    • سید محمد خاتمی سخنرانی در دیدارِ با اعضای تیم ملّی فوتبال، ۱۳/۴/۱۳۷۷، برگرفته از کتاب«زنان و جوانان»نشر طرحِ نو، چاپ ۱۳۸۸، ص۱۸۶
  • «ما نیازمندِ وحدتِ ملّی هستیم. ما مشکلاتِ زیادی داریم و در همهٔ عرصه‌ها به همبستگی و همدلی نیازمندیم. معنای همبستگی و همدلی عدمِ اختلاف در جامعه نیست، بلکه یادگرفتنِ این نکته است که چه باید کرد تا اختلاف‌ها مانعِ رسیدن به هدف‌های بلند نشوند. همهٔ ما خواستارِ سربلندِ ایرانیم ... همهٔ ما خواستارِ پیشرفتیم ... این‌ها وجوهِ مشترکِ ماست. فقط بدخواهان و بددلانی که هیچ چیز جُز خودشان را نمی‌بینند، حاضرندِ مصالحِ ملّی را فدای منافعِ گروهی و منافعِ شخصی شان بکنند...»
    • سید محمد خاتمی سخنرانی در دیدارِ با اعضای تیم ملّی فوتبال، ۱۳/۴/۱۳۷۷، برگرفته از کتاب«زنان و جوانان»نشر طرحِ نو، چاپ ۱۳۸۸، ص۱۸۸ و۸۹
  • «ما کشوری به نام اسرائیل نمی‌شناسیم و از آن به عنوان "رژیمِ اشغالگرِ قُدس" یاد می‌کنیم.»
  • «ما ایرانیان می‌بایستی به مفهوم فرهنگی و جغرافیایی «آسیا» بیشتر توّجه کنیم. ما در آسیا نه تنها با هند بلکه به دلایل دیگری با ژاپن - به خاطرِ مدرنیتهٔ خاصِّ آن کشور- و یا چین - به دلیلِ عظمتِ فرهنگی و سیاسی آن - در ارتباط باشیم... به نظر من چون ایران از وضعیّتِ اروپایی ترکیه برخوردار نیست و هیچگاه نمی‌تواند عضو اتحادیه اروپا شود و در مجموعه‌های دیگری مثل کشورهای خاور دور یا شبه قارهٔ هند یا دنیای عرب قرار نمی‌گیرد، بنابراین بهترین روش برای کشور تنهایی چون ایران نزدیک شدن به قدرت‌های چون چین و هند است.»
  • «ما ترس از آمریکایی شدن داریم، ولی سنّتی ترین افرادِ جامعهٔ ما آخرین مُدها را در کنارِ خواندنِ حافظ و مولانا دنبال می‌کنند. به نظرِ من می‌توان در جهانِ امروز مدرن بود و تفاوتِ فرهنگی خود را حفظ کرد. می‌توان مثلِ ایرانیان میراثی استثنایی داشت ولی مدرن هم بود. من جای نگرانی نمی‌بینیم.»
  • «من هیچگونه هراسی درباره هویّت ایرانی در دورهٔ جهانی شدن ندارم. هویّتِ ملّی حاصل استمرار حافظهٔ جمعی یک ملّتِ است و در تاریخ، زبان و احساس همبستگی میانِ آدم‌ها ظاهر می‌شود. فرهنگِ ایرانی فرهنگی قدیمی و غنی است و با تأثیرگذاری و تأثیرپذیری فرهنگ‌ها آشنایی دارد.»
  • «میراث فرهنگی که به صورتِ مادّی یا غیرِ مادّی به ما رسیده است، مجموعه‌ای است که در خاطرهٔ جمعی ملّتِ ما جای خاص دارد و عنصرِ حیاتی هویّتِ فرهنگی ماست و منشأ هر نوع خلاقیّتِ فکری و هنری در طولِ زمان. این میراث مجموعهٔ تجربه‌های نسل‌های پیشین است و برماست که آن را حفظ کنیم و به نسل‌های بعدی انتقال دهیم
  • «ما باید به بخشی از سنّت‌ها ارزش دهیم چرا که آنچه در آینده میراثِ فرهنگی بشری را تشکیل خواهد داد، همین سنّت‌ها هستند که موجبِ تنوعِ فرهنگی خلّاق خواهند بود. وقتی می‌شنویم که فلان مملکتِ غربی مدرن است، نباید فکر کنیم که هیچ توجّهی به میراث خود ندارد. اگر فرهنگِ ممالکِ غرب را از نزدیک مطالعه کنیم خواهیم دید که در عینِ مدرن بودن چه قدر با یکدیگر متفاوت اند واین به خاطر حفظِ بخشی از سنّت هایشان است که به آن‌ها هویّتِ خاص بخشیده است.
    • جمشید بهنام،، در «تمدّن و تجدّد» نشر مرکز، چاپ ۱۳۸۲، ص ۳۶ و ۳۷
  • «ما می‌توانیم با نوعی ارزیابی مستمر و دقیق و با توجّه به وضعِ زمانه، آن بخشی از میراثِ فرهنگی خود را که ریشهٔ آن در خاطرهٔ جمعی ملّتِ ایران دست نخورده است و با دنیای امروز هم سازگاری دارد، حفظ کنیم. انتقال هر نوعِ تجدّد از جوامعِ دیگر اگر با این خاظره‌ها و باورها و تجربه‌ها تلفیق نشود سودی نخواهد داشت و کارآیی لازم را برای پیشرفتِ مملکت فراهم نخواهد آورد.»
    • جمشید بهنام،، در «تمدّن و تجدّد» نشر مرکز، چاپ ۱۳۸۲، ص ۳۸
  • «مردمِ دنیا مجبور نیستند که تنها صفاتِ خوب و پسندیدهٔ مارا بستایند و در مقابلِ معایبمان لب فرو بندند.»
  • «من نه به مال عقیده دارم نه به مقام و هدف من در زندگی یکی است و آن استقلال و عظمت کشور است که به خاطر همین هدف زنده‌ام و کمال سربلندی است که در این راه از بین بروم.»
    • محمد مصدق بزرگمهر جلیل، مصدق در محکمه نظامی، کتاب اول ج۲، نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۳، ص۷۷۶ تا ۷۷۷
  • «ملّتِ ایران تسلیم را نمی‌پذیرند، حتّی اگر دشمن همهٔ خاکش را تسخیر کند و همهٔ مردمانش را بکشد.»
  • «من گاهی اوج هنر ایرانی را در حافظ می‌بینم، ... هنرمند ایرانی می‌تواند مقتدایش حافظ باشد، حافظ حافظه تاریخی ادبی و هنری ملت ایران است. حافظ، با سینه‌ای مالامال از آموزه‌های دینی و قرآنی اما از جهل، خرافه و ریا بیزار ... حافظ با همه نقد و انتقادی که بر حکومت و جامعه داشت در طول تاریخ کتابش قدر دیده و بر صدر نشسته و گاهی آن چنان تعالی یافته که جایکاهش در کنار کتاب حق و قرآن مجید قرار گرفته است... در عین ایمان و در عین انتقاد، هرگز از ایمانش دست برنداشت و هرگز از انتقادش پشیمان نشد.»
  • «ملّتِ ایران همواره ملّتی صلح‌دوست، متمّدن و با فرهنگ بودند که هرگز با هیچ کشوری دشمنی نداشته‌است.»
  • «ما که از قید وطن بیگانه‌ایم/چون نگه نور دو چشمیم و یکیم//از حجاز و چین و ایرانیم ما/شبنم یک صبح خندانیم ما.»
  • «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود
    • اصل ۱۹ - برابری قومی، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
  • «من هیچ‌گاه خودم را از اقلیت‌ها نمی‌دانم، هر کس تعریف ایران را بداند باید قبول کند که هیچ کس اقلیت نیست. نسل ما از کوروش بزرگ است و ایران هم اسم یک ملت نیست اسم یک سرزمین است. در تاریخ گاهی جنگ می‌شود و سرحدات مرزها تغییر می‌کند اما قرار نیست هویت ما از بین برود، ایران همیشه کشور من بوده است.»
    • لوریس چکناواریان[۵۸]
  • «ما قرن‌ها محکوم خودکامگی بوده‌ایم، که حتی گاه با دین و فلسفه نیز توجیه شده است. فرهٔ ایزدی -که ریشهٔ خود نشانهٔ هوشمند ی و حکمت و الای ایرانی است و معتقد است که حکومت از آن خرد و عدالت یا فضیلت است و آنکه برخوردار از فرهٔ ایزدی است، شایستهٔ حکمرانی -در فضای استبدادزده، دچار تحریف بزرگی شده و به این صورت در آمده است که هر کس و ناکس که با زور شمشیر و سرکوب بر جامعه مسلط شد، هم او صاحب فرهٔ ایزدی است. همین تحریف در فرهنگ اسلامی نیز بروز کرد، آنجا که سلطان را سایهٔ خدا می‌دانست و جامعه را خدایی می‌خواست. در نتیجه چنان شد که هر جبار خونخواری «ظل‌الله» نام گرفت و به نام خدا، بندگان خدا را به بردگی کشاند.»
  • «مردمِ ما همواره در انتظارِ قهرمان هستند امّا مردم باید باور کنند که قهرمان خودشان هستند و نیروی نجات‌بخش در درونِ خودشان نهفته است؛ باید قدرتِ خود را باور کنند و ابرازِ وجود کنند
    • سید محمد خاتمی سخنرانی در دیدار با اعضای شورای مرکزی حزب کارگران سازندگی، ۲۱/۵/۱۳۷۷، برگرفته از کتابِ «احزاب و شوراها، نشرِ طرحِ نو، ۱۳۸۸، ص ۲۵
  • «میانگین ایرانی، دامنه لذاتش خیلی محدود است. سبک زندگی ما لذّات ما را به موارد خاصی محدود می‌کند. قدم زدن در خزان، با دوستان فرهنگی بودن، کمک کردن به ایتام، پنج دقیقه به یک گل نگاه کردن، چهل صفحه در مورد خود نوشتن، احترام به عابر پیاده، نپریدن وسط حرف دیگران، سکوت فراوان، آشغال پرت نکردن از اتومبیل، جواب تلفن مردم را دادن، مؤدب بودن، تقدیر از کار خوب، ویژگیهای مثبت افراد را دیدن، گفتن ده بار در روز: من اشتباه کردم، زبان‌های خارجی آموختن ... در زندگی ما ایرانی‌ها بسیار محدود است.»
  • «ما به مراتب مادی‌تر هستیم حداقل از مردم اروپا. میانگین مردم اروپا یک زندگی بسیار معمولی دارند و از زندگی با ثبات و آرامی که دارند راضی هستند و تنوع عجیبی در دامنه لذاتشان دارند. از اینکه به جنگل یا دریا بروند یا به افراد کمک کنند و یا کتاب بخوانند و وقت برای خودشان بگذارند خیلی خرسند می‌‎شوند. ولی دامنه لذات ما خیلی محدود و مادی است. این تلقی ما از زندگی باعث می‌‎شود که دائماً در اضطراب باشیم و از آن ابعاد غیر مادی زندگی بهره نبریم.»
  • «ما همیشه دیر می‌رسیم. رسم داریم که دیر برسیم. ملتی دیری‌ایم. به ضیافت فرشتگان نیز اگر دعوت شویم، زمانی می‌رسیم که بقایای سرور را، بادهای مسموم شیاطین به این سو و آن سو می‌برند.»
  • «ما طوری رفتار می‌کنیم که انگار هیچ گذشته‌ای نداریم. هر روز متولد می‌شویم، هر شب می‌میریم».
  • «مَثَلِ افتخارِ اینگونه مردم به تاخ و تخت پادشاهان درست مثلِ آن کسی است که دیدند در مسابقهٔ اسب دوانی بسیار می‌خندد و شادی می‌کند و به خود می‌بالد. از وی پرسیدند:مگر اسبی که در مسابقه پیش افتاده از آن توست؟. گفت: نه، امّا لگامش از آنِ من است!.»
  • «من به هزاران دلیل معتقدم که ایرانی‌ها از هر جهت به همهٔ اهالی مغربِ آسیا امتیاز و برتری دارند و بنا به گفتهٔ رالیسنون که راجع به ایران و ایرانیان بررسی‌های عمیقی نموده است، یک فرد ایرانی بر هر آسیایی دیگر خواه هندی و خواه ترک و یا روسی امتیاز دارد و سطح فکرش بالاست.»
  • «ما دشمن همهٔ مستکبران عالَم و همهٔ چپاولگران و غارتگرانِ ملّت‌ها هستیم.»
  • «من دغدغه دارم که این روزها در سرزمینی زندگی می‌کنم که در آن دویدن سهم کسانی است که نمی‌رسند و رسیدن حق کسانی است که نمی‌دوند.»
  • «من ایران را دوست دارم، برای این‌که وطن منست،
خوزستان را دوست دارم، برای این‌که ولایت منست،
... و عاشق آبادان هستم، برای این‌که زادگاه منست.»
  • «متأسفانه، همه مسائل ما آمیخته به مسائل سیاسی شده است؛ از مدیران فرهنگی گرفته تا خود هنرمندان، همه در این خط‎کشی‌‎ها قرار گرفته‌اند. آدم‌‎ها سر جای خودشان نیستند. مدیران فرهنگی ما با وجود احترامی که به شخصیت آن‎‎ها می‌گذارم، فاقد توانایی هستند و به باور من، جایگاهی را غصب کرده‌اند و غصب این موقعیت، در واقع فرصت گرفتن از یک کشور و نسلی است که ممکن است به بیراهه برود.»
  • «من با مردم ایران برادر هستم و خود را خادم و سرباز آنان می‌دانم.»
  • «من هیچکس را فهمیده تر از ایرانی در هیچ جا ندیده‌ام. تنها مسئله‌ای که هست، تشکّلِ این افراد است، که چطور اجتماعِ آن‌ها همان درایت و فهمِ انفرادی را پیدا بکند. چیزی که باید آرزومند آن باشیم این است که همان فهمی که فرد فردِ مردمِ ایرانی دارند، همان را اجتماعِ آن‌ها هم باهم پیدا بکند. البتّه این مستلزم این است که غرض‌ها کمتر بشود، و اگر چنین شد و هر فردی فهمید که بقای او بسته به بقای اجتماع است، این مشکل حل می‌شود.»
  • «ما ملّتِ مستقلی هستیم که هیچگونه احساسِ حقارتی در مواجهه با خارجی نداریم، و چون خودمان را با هر کشور و ملّتِ دیگری از حیث حقوق مساوی می دانیم، برای ما همکاری با مللِ دیگر سهل و آسان است... ما احتیاج نداریم که از صبح تا شب به ملّتِ خودمان حسِّ کینه‌توزی و دشمنی با خارجی را تلقین کنیم، بلکه بالعکس احساسِ دوستی و همکاری را با دیگران، البتّه با حفظِ تمامِ منافعِ ملّی خودمان، تقویت کنی.»
  • «ما در لبنان نمی‌پذیریم که موردِ حمایتِ ایران قرار بگیریم. همانگونه که برای برادرانمان در بحرین نمی‌پذیریم و یا هر دولت عربی که بخواهد موردِ حمایت ایران قرار بگیرد.»[۶۵]
  • «ما امروز وقتی صحبت از وطن و مملکت می‌کنیم، منظورمان فقط یک اصلاحِ کتابی و یک چیزِ خشکی که تنها مربوط به گذشته و یا صرفاً عاملِ تحریکِ احساساتِ وطن پرستی و عِرقِ ملیّت ما باشد، نیستو وقتی صحبت از وطن و آینده می‌کنیم، نظرمان مملکتی است که در دنیای امروز بتواند همگامِ پیشرفته ترین ممالکِ دنیا به زندگیِ پُرافتخارِ خود ادامه دهد.»
  • «ما می دانیم که ملّت ایران به هر حال این [ اختلافاتِ شاه و مصر ] را نمی‌پذیرد، چرا که ملّتِ ایران همواره دستِ دوستی و برادری سوی ما داشته است... آنگاه که روابط را قطع کردیم، مطمئن بودیم که ملّتِ ایران ممکن نیست که این شاه یا آن حکّامی که این راه را می‌روند، بپذیرد؛ چرا که ملّتِ ایران آگاه شده و ملّتِ ایران نمی‌پذیرد که سواریِ استعمار یا سواریِ صهونیسم باشد.»
  • «من شخصاً فکر نمی‌کنم که ایران مورد حمله قرار بگیرد و امیدوار هستیم که نشود. افغانستان مخالف هر حمله روی همسایه‌هایش و دیگر کشورهاست. ما امیدوار هستیم که مشکلاتی که دنیا با جمهوری اسلامی ایران دارد، از راه صلح آمیز حل شود ... افغانستان طرفدار این است که تمام مسایل به صورت صلح آمیز حل شود. همان طوری که، برادران و خواهران عزیز، یک افغانستان بی‌ثبات به ضرر همسایه‌ها می‌شود، یک همسایه بی‌ثبات هم به ضرر افغانستان تمام می‌شود. به این ترتیب ما طرفدار حل صلح آمیز این مسایل هستیم و ما امیدوار هستیم که این مسئله هم به صورت صلح آمیز، و باز هم تکرار می‌کنم، هر شکلی که بگیرد، افغانستان خاکی نخواهد بود که از آن برای همسایه‌هایش تهدیدی باشد. این را ما تضمین می‌کنیم.»
  • «محیط زیست ایران را باید تمام شده دانست. من جز تسلیت چه می‌توانم بگویم؟.»
  • «مشکل دشمنان ما این است که هنوز هم ملّت ایران را نشناختند.»

ن[ویرایش]

نام جاوید وطن       صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان       همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من       شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان       همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم       که هم‌آواز تو منم
همهٔ جان و تنم       وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان       به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه‌زنان       ز صلابت ایران جوان
      سُرودِ ایران جوان
  • «نوکرهای من و مردم این مملکت باید جز از ایران و عوالم خودشان از جایی خبر نداشته باشند و بالمثل اگر اسم پاریس یا بروکسل نزد آن‌ها برده‌شود ندانند این دو خوردنی‌است یا پوشیدنی.»
  • «ناگهان صدایی از ژرفای خاطراتم شنیدم، صدای پیرمردی از قبایل کردهای شمال ایران، یک روز به من گفت: آب‌های راکد در برکه از گِل و لای اشباع و تر می‌شوند، اما آب‌های ساری و جاری، پاک می‌ماند ... این چنین است انسان در سکون و سیّار بودن.»
    • محمد اسد در «The Road to Mecca»
  • «نسل جوانی که ما اکنون در ایران شاهد آن هستیم یک نسل استثنایی با قابلیت‌های باور نکردنی برای به کرسی نشاندن حرف و سخن خود است. نسلی که هر دری را به رویش ببندند از دری دیگر وارد می‌شود. تیغ تحمیل و سانسور بر آن کارایی ندارد و طبیعی است هنری که از ذهن این نسل زاییده می‌شود هم هنری خاص باشد.»

و[ویرایش]

  • «واقعاً صحیح گفته‌اند که ایران کشور منفردین است، در این کشور هر فرد برای خودش سلطانی است و علّتِ ظهور صدها حزبِ نارسِ کوچک و به وجود نیامدن یکی دو حزب حسابی ملّی همین روحِ تفّرد و تشخّصِ بی لزوم است.»
  • «وقتی می‌گوییم " بازگشت به خویش " در واقع منظورمان "بازگشت به فرهنگِ خویش " است ... شاید این طور نتیجه بگیرد که ما ایرانیان باید به خویشتنِ نژادی [آریایی] برگردیم. ولی من قطعاً چنین نتیجه‌گیری را رد می‌کنم. اگر به خویشتن نژادی برگردیم، به راسیسم و فاشیسم و جاهلیّتِ قومی-نژادی دچار شده‌ایم و این یک بازگشتِ ارتجاعی است... خویشتنِ پیش از اسلام ما فقط به وسیلهٔ دانشمندان و متخصصین در موزه‌ها و کتابخانه‌ها قابلِ رؤیت و مطالعه است، تودهٔ ما هیچ چیز از آن‌ها یادش نیست. مردم ما هیچ ارتباطی با این سنگ نبشته‌ها و آثار تاریخی پیدا نمی‌کنند و قهرمانان، شخصیّت‌ها، نبوغ‌ها، و افتخارات و اساطیرِ آن دوره در میانِ مردم ما حیات و حرکت و تپش ندارند. مردم ما چیزی از از این گذشتهٔ دور به خاطر نمی‌آورند و علاقه‌ای هم ندارند چیزی دربارهٔ تمدّن‌های پیش از اسلام بیاموزند ... در نتیجه برای ما بازگشت به خویشتن نه به مفهوم بازیافتنِ ایرانِ پیش از اسلام، بلکه بازگشت به خویشتنِ فرهنگی اسلامی به ویژه شیعی مان است.»
  • «....و ایران! به چه کارش می‌آید اشک‌های مصدق و دفترهای من؟.»

هـ[ویرایش]

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد       هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب       بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان       بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام       بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز       این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد       بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت       این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست       گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت       هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت       ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن       تاثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید       نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان       بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم       تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی       این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد
آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه       این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع       این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست       هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف       یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
      سیف الدین محمّد فَرغانی[۷۴][۷۵]
  • «هر زمان دشمنان تاخته‌اند اخگرهای فرو نهفته در خوی و منش ما ایرانیان بیش از پیش پرشرار افروخته شده است. ما در خاکستر نمانده‌ایم مانند بسیاری از مردمان و کشورهای جهان که از پهنه تاریخ زدوده شده‌اند. من ایران را به ققنوس تشبیه کرده‌ام؛ چرا که چندین بار ایران از درون خاکستر خود برخاسته است و همچنان پرشور جهان را افروخته است.»
  • «همواره ایران را به‌نام دانشمندانی چون ابن سینا، خوارزمی، فارابی، ذکریای رازی و مشاهیری چون فردوسی، مولوی، حافظ و سعدی شناخته‌اند. همواره هنر ایرانی، عرفان اسلامی و دیوان سالاری ایرانی در تاریخ زبانزد بوده است. ملّت ایران در فراز و نشیب‌های فراوان تاریخی، هرگز زبان، تاریخ و فرهنگ و هویت خود را از دست نداده‌اند. در سالیان اولیه طلوع اسلام، فرهنگ اسلامی را به عنوان موهبتی بزرگ و الهی در آغوش کشیدند و بیشترین تلاش را در نشر و اعتلای فرهنگ اسلامی انجام داده‌اند.»
  • «هیچ کلمه‌ای که دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد.»
  • «هیچ جای دنیا تر و خشک را مثل ایران با هم نمی‌سوزانند.»
  • «هر فرد ایرانی امروز، با هر اندیشه و عقیده‌ای، چه دور باشدو چه نزدیک، چه کشور خود را بپسندد و چه نپسندد، می‌تواند این اطمینان و احیاناً احساس افتخار داشته باشد که شهروند کشوری است با سرنوشتی استثنائی.»
  • «همانطور که شاهد روند افزایش هزینه زندگی در تهران هستیم شاهد افزایش میزان جرایم و مشکلات اجتماعی هم هستیم ... »

ی[ویرایش]

  • «یکی از بزرگترین خصوصیّاتِ ایران همانا توجّهِ این کشور به صلح است. علاقه و تأکید به صلح از سطورِ منظومه‌های حماسی ما می چِکَد و ادبیّاتِ ما از آن لبریز است. این فکر که دنیا یکی است و حیاتِ هر فرد جزء ارجمندی در هستی مطلقِ کیهانِ بزرگ است، از فکرهای ویژهٔ سرزمین ماست.»
    • محمدرضا پهلوی در پاسخِ بیاناتِ وزیر امور خارجهٔ آمریکا، واشنگتن؛ ۲۶/۸/۱۳۲۸

نوشتارهای وابسته[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد ایران اطلاعات بیشتری پیدا کنید.

Search Wikipedia در میان مقاله‌ها از ویکی‌پدیا
Search Wiktionary در میان واژه‌ها از ویکی‌واژه
Search Wikibooks در میان کتاب‌ها از ویکی‌نسک
Search Wikisource در میان متون از ویکی‌نبشته
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار
Search Wikinews در میان خبرها از ویکی‌گزارش

منابع[ویرایش]

  1. http://www.persian.rfi.fr/ایران/20140109-«جامعه-ایران-از-روشنفکران-جلو-زده»؛-گفت‌وگو-با-داریوش-شایگان
  2. http://nashreney.com/content/شکاریم-یک-سر-همه-پیش-مرگ
  3. http://ganjoor.net/bahar/mostazadbk/sh7/
  4. http://ganjoor.net/bahar/robaeebk/sh66/
  5. http://ganjoor.net/bahar/tasnifbk/sh15/
  6. http://www.khatami.ir/fa/speech/32.html
  7. http://www.tabnak.ir/fa/news/303691/نقد-سبک-زندگی-ایرانی
  8. http://www.movafaghiat.com/مجله/مصاحبه/لطف-آبادی215
  9. http://rouhani.ir/event.php?event_id=246
  10. http://www.bazargan.info/la_persian/sokhanrooz/sr_880326_02.htm
  11. http://www.bbc.co.uk/persian/tajikistan/story/2006/09/060907_rm_ariya_civilisation.shtml
  12. http://www.khorasannews.com/News.aspx?id=5711920
  13. http://www.asriran.com/fa/news
  14. http://eslaminodushan.com/Index.aspx?name=Book&id=1
  15. http://www.eslaminodushan.com/Index.aspx?name=Book&id=6
  16. http://www.eslaminodushan.com/Index.aspx?name=Book&id=9
  17. http://farsi.alarabiya.net/fa/middle-east/2013/03/23/اوباما-به-تهدیدات-آیت-الله-خامنه-ای-علیه-اسرائیل-با-بی-اعتنایی-برخورد-کرد.html
  18. ترا ای کُهن بوم و بَر دوست دارم، مهدی اخوان ثالث، انتشارات مروارید، چاپ ۱۳۷۵، ص ۲۶۶؛ تاریخِ سرودن:اردیبشهت ۱۳۶۲، «شهیدان زنده‌اند»
  19. http://fa.wikisource.org/wiki/ملک_الشعرا_بهار_(مستزاد)/با_شه_ایران_ز_آزادی_سخن_گفتن_خطاست
  20. http://fa.wikisource.org/wiki/مذاکرات_مجلس_شورای_ملی_۲۸_آذر_۱۳۲۹_نشست_۹۴
  21. http://www.tabnak.ir/fa/news/303691/نقد-سبک-زندگی-ایرانی
  22. http://www.tabnak.ir/fa/news/303691/نقد-سبک-زندگی-ایرانی
  23. http://www.rouhani.ir/event.php?event_id=115
  24. [http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2007/10/071018_si-kiarostamiresponds.shtml
  25. http://nasser.bibalex.org/Speeches/browser.aspx?SID=1093&lang=ar
  26. http://khanekargar.com/fa/page/159/بیانیه%20روز%20«کارگران%20و%20امنیت%20شغلی»:%20تنگنای%20معیشتی%20امروز%20كارگران،%20شایسته%20مقام%20انسان%20نیست/
  27. http://www.tabnak.ir/fa/news/303691/نقد-سبک-زندگی-ایرانی
  28. http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(xb3prytaezw0xpmupoktmkgy))/detail/344134/society/urban
  29. http://nasser.bibalex.org/Speeches/browser.aspx?SID=914&lang=ar
  30. هفته‌نامه‌ی امرداد، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۱، سال سیزدهم، شماره‌ی ۲۸۹، ص ۳.
  31. http://fa.wikipedia.org/wiki/اسکندر_ختلانی
  32. http://www.rohani.ir/page-387.htm
  33. http://isna.ir/fa/news/92120301521/سراج-در-کشور-ما-مظلوم-تر-از-قاضی-کسی-نیست
  34. http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1379/790110/siasi.htm#siasi1
  35. http://mottaki.ir/fa/news/465/رسالت-ایران-و-ترکیه-ممانعت-از-انتشار-تصویر-نادرست-از-اسلام-توسط-گروه-های-افراط-گرا-در-جهان-است
  36. [۱] [۲]
  37. ترا ای کُهن بوم و بَر دوست دارم، مهدی اخوان ثالث، انتشارات مروارید، چاپ ۱۳۷۵، ص ۲۲۴
  38. سرود ملی قدیمی. تبیان.
  39. http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=985#1394
  40. http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/m/mohammedre116625.html
  41. http://www.tabnak.ir/fa/news/303691/نقد-سبک-زندگی-ایرانی
  42. http://ganjoor.net/iqbal/payam-mashregh/sh1/
  43. http://www.yjc.ir/fa/news/4746482/کاهش-رضایت-از-زندگی-در-تهران-معماری-مجلس-شورای-اسلامی-نمونه-مغایر-معماری-اسلامی-در-دولت
  44. http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=24297
  45. farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=14&tid=115&ghesar=163
  46. Historic Interview with His Imperial Majesty ". keyhan international , 26 October 1976
  47. http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1379/790303/siasi.htm#siasi1
  48. http://www.imam-khomeini.ir/fa/n21359/سرویس_های_اطلاع_رسانی/امام_خمینی_و_انقلاب_اسلامی/سیدحسن_خمینی_انقلاب_اسلامی_سرآغاز_نگاه_دینی_به_سیاست_است
  49. http://fararu.com/fa/news/111660/داریوش-شایگان-هنوز-اسطوره-ای-فکر-می-کنیم
  50. http://fararu.com/fa/news/111660/داریوش-شایگان-هنوز-اسطوره-ای-فکر-می-کنیم
  51. http://fararu.com/fa/news/111660/داریوش-شایگان-هنوز-اسطوره-ای-فکر-می-کنیم
  52. http://fararu.com/fa/news/111660/داریوش-شایگان-هنوز-اسطوره-ای-فکر-می-کنیم
  53. http://fararu.com/fa/news/180345/انتقاد-جمشيد-مشایخی-از-رضا-عطاران
  54. http://kermanshah.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=35006
  55. http://www.rouhani.ir/event.php?event_id=240
  56. http://rouhani.ir/event.php?event_id=166
  57. http://ganjoor.net/iqbal/asrar-khodi/sh5/
  58. http://www.mardomsalari.com/template1/Article.aspx?AID=23355#153968
  59. http://www.tabnak.ir/fa/news/303691/نقد-سبک-زندگی-ایرانی
  60. http://www.tabnak.ir/fa/news/303691/نقد-سبک-زندگی-ایرانی
  61. http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=22753
  62. http://dibache.com/text.asp?cat=42&id=2454&hkey=ایران
  63. http://www.tabnak.ir/fa/news/112764/در-کشور-ما-فرصت‌سوزی‌‎ها-به-شکل-وحشتناکی-رخ-می‌دهد
  64. http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=5&tid=88&ghesar=1833
  65. http://www.bna.bh/portal/news/451985?date=2011-04-11
  66. http://www.bna.bh/portal/news/451985?date=2011-04-11
  67. http://nasser.bibalex.org/Speeches/browser.aspx?SID=916&lang=ar
  68. http://mfa.gov.af/fa/page/3886/4207/6678
  69. www.phce.org/the-news/101-1388-06-26-06-02-08.html
  70. http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=5613
  71. http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&id=5613
  72. http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/11/121108_l41_theatre_hakak_antigone.shtml
  73. http://www.drshariati.org/دکتر-علی-شریعتی/نوشتارها/چه-شگفت-داستان-غم‌انگیزی/
  74. این قصیده، یکی از معروف‌ترین واکنش‌های اجتماعی اوست که در زمان حملهٔ مغول‌ها به ایران سروده شده است.
  75. http://ganjoor.net/seyf/divan-seyf/ghgh-seyf/sh12/
  76. http://www.rouhani.ir/event.php?event_id=296
  77. http://dibache.com/text.asp?cat=3&id=55&hkey=مادر
  78. http://www.eslaminodushan.com/Index.aspx?name=Book&id=7
  79. http://fararu.com/fa/news/182399/تهران-جای-زندگی-نیست