ایرانی

از ویکی‌گفتاورد

پرش به: ناوبری, جستجو

ایرانی به معنی تبعهٔ کشور ایران و یا یک پدیدهٔ زادهٔ ایران زمین و پرورش‌یافتهٔ حوزهٔ فرهنگ ایرانی است.

[ویرایش] گفتاوردها

  • کمربند سلطنت، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده‌اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده‌است.
  • «با کمال تاسف و شهامت باید اذعان کرد، که در تمام ادوار از جمیع جهات و جمیع شئون ،ما ایرانی‌ها از کار فراری بوده و هستیم؛ و همیشه به جای عمل به حرف و تشریفات و حداکثر به بحث و نظر می‌پردازیم.»
  • حیات و عرض و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی میلیونها ایرانی و نسلهای متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آورده‌اند تأسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده‌ام.



Incomplete list.svg این نوشتار ناتمام است. با گسترش آن به ویکی‌گفتاورد کمک کنید.