پشه

از ویکی‌گفتاورد

پرش به: ناوبری, جستجو
«دشمن اگر پشه است، پیل بشمارش!»
«دشمن اگر پشه است، پیل بشمارش!»

پشه، از حشرات است.

فهرست مندرجات

[ویرایش] گفتاورد

  • «ای رهنمایان كور كه پشه را صافی می‌كنید و شتر را فرو می‌برید!»


[ویرایش] ضرب‌المثل

  • «اسب‌های شاهی رانعل می‌کردند، کک و پشه هم پایشان را بلند کردند!»
  • «پشه را در هوا نعل می‌كند!»
  • «پشه لگدش زده!»
  • «دشمن اگر پشه است فیل بشمارش»
  • «مثل پشه و باد!»

[ویرایش] پشه در اشعار فارسی

  • «اگر با تو یک پشه کین آورد// ز تختت به روی زمین آورد»
  • «با سینه من چه کینه گردون را// با پشه، عقاب را چه ناورد است»
  • «بدانگه که قیصر نباشد به روم// نسنجد به یک پشه اين مرز و بوم»
  • «بیابان چنان شد ز هر دو سپاه// که بر مور و بر پشه شد تنگ راه»
  • «بیاورد از آن بوم چندان سپاه// که بر مور و بر پشه بربست راه»
  • «پشه از پیل کم زید بسیار// زانکه کوته‌بقا بود خونخوار»
  • «پشه چو پر شد بزند پیل را// با همه تندی و صلابت که اوست»
  • «پشه ز چه یک‌روز زید پیل به صدسال// زيرا ز پشه پیلان در رنج و عنایند»
  • «پشه کی داند که این باغ از کی است// در بهاران زاد و مرگش در دی است»
  • «پیر در دست طفل گردد اسیر// پشه گیرد، چو باشه گردد پیر»
  • «چنان گشت از انبوه درگاه شاه// که بستند بر مور و بر پشه راه»
  • «خصم مسکین پیش خسرو کی تواند ایستاد// پشه کی جولان کند جایی که باد صرصر است»
  • «سلیمانی افتاده در پای مور// همان پشه‌ای کرده بر پیل زور»
  • «گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد// جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست»

[ویرایش] پیوند به بیرون

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
پشه
دارد.

این نوشتار ناتمام است. با گسترش آن به ویکی‌گفتاورد کمک کنید.

زبان‌های دیگر