پشه
از ویکیگفتاورد
«دشمن اگر پشه است، پیل بشمارش!»
پشه، از حشرات است.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] گفتاورد
- «ای رهنمایان كور كه پشه را صافی میكنید و شتر را فرو میبرید!»
- انجیل عهد جدید، متی- ۲۳، ۲۴
[ویرایش] ضربالمثل
- «اسبهای شاهی رانعل میکردند، کک و پشه هم پایشان را بلند کردند!»
- «پشه را در هوا نعل میكند!»
- «پشه لگدش زده!»
- «دشمن اگر پشه است فیل بشمارش»
- «مثل پشه و باد!»
[ویرایش] پشه در اشعار فارسی
- «اگر با تو یک پشه کین آورد// ز تختت به روی زمین آورد»
- «بدانگه که قیصر نباشد به روم// نسنجد به یک پشه اين مرز و بوم»
- «پشه کی داند که این باغ از کی است// در بهاران زاد و مرگش در دی است»
- «پیر در دست طفل گردد اسیر// پشه گیرد، چو باشه گردد پیر»
- «تا باد بجنبد نبود خود ز پشه باک»
- «خصم مسکین پیش خسرو کی تواند ایستاد// پشه کی جولان کند جایی که باد صرصر است»
- «دیگران کی به پایه تو رسند// پشه را کی بود مهابت پیل»
- «گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد// جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست»