عقاب

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
«هلاک خویشتن می‌خواهد آن مور// که خواهد پنجه‌کردن با عقابی» سعدی

عقاب، پرنده‌ای است از راسته شکاریان و از دسته شکاریان روزانه که دارای جثه‌ای نسبتا بزرگ و پنجه و منقاری بسیار قوی است.

گفتاورد[ویرایش]

  • «عقاب از باز بزرگتر است ولیکن وی را آن حشمت نیستی که باز»
  • «مردان بزرگ مانند عقاب هستند و آشیانه خود را روی قله بلند تنهائی می‌سازند.»
  • «نهنگ مرگ دید دهن بازکرده و عقاب اجل پر و بال گشاده و چنگال تیز کرده.»

ضرب‌المثل[ویرایش]

  • «جایی که عقاب پر بریزد، از پشه لاغری چه خیزد.»
  • «پر عقاب آفت عقاب است.»

عقاب در شعر فارسی[ویرایش]

  • (( گشت غمناک دل و جان عقاب // چو ازو دور شد ایام شباب))
  • «از آن کردار کو مردم رباید// عقاب تیز نرباید خشین سار»
  • «ای عوض آفتاب روز و شبان تاب تاب// تو به مثل چون عقاب حاسد ملعونت خاد»
  • «با سینه من چه کینه گردون را// با پشه عقاب را چه ناورد است»
  • «بیابان نوردی چو کشتی بر آب// که بالای سیرش نپرد عقاب»
  • «بیش بین چون کرکس و جولان‌کننده چون عقاب// راهوار ایدون چو کبک و راسترو همچون کلنگ»
  • «به ذره آفتابی را که گیرد// به گنجشکی عقابی را که گیرد»
  • «تورگ دلاور نشد هیچ کند// عقاب نبردی برانگیخت تند»
  • «تو گفتی که دریا به موج اندراست// عقاب اجل سوی اوج اندراست»
  • «چشم من است واسطه چشم زخم من// بال عقاب شد سبب آفت عقاب»
  • «چنین گفت با گیو جنگی تژاو// که تو چون عقابی و من چون چکاو»
  • «چو طاووس عقابی باز بسته// تذروی بر لب کوثر نشسته»
  • «دل من نه مرد آنست که با غمش برآید// مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی»
  • «ز شاهین و از باز و پران عقاب// ز شیر و پلنگ و نهنگ اندر آب// همه برگزیدند فرمان اوی// چو خورشید، روشن شدی جان اوی»
  • «ز نوک رمح تو کندی گرفت چنگ هزبر// ز سم رخش تو کندی نمود پر عقاب»
  • «سیه شد ز گرد سپه آفتاب// ز پیکان پولاد و پرعقاب»
  • «عقابان تیزچنگالند و بازان آهنین پنجه// ترا باری چنین بهتر که با عصفور بنشینی»
  • «کار جهان وبال جهان دان که بر خدنگ// پر عقاب آفت جان عقاب شد»
  • «نپرید بر گرد ایشان عقاب// یکی را سر اندر نیامد به خواب»
  • «نرسم در خیال تو چه عجب// که مگس در عقاب می‌نرسد»
  • «نگاه کردم از دور من تلی دیدم// که چاه ژرف نماید از آن بلند عقاب»
  • «وین ناوک ضمیر مرا پر جبرئیل// کرده‌ست بی‌نیاز ز پر عقابشان»
  • «هلاک خویشتن می‌خواهد آن مور// که خواهد پنجه‌کردن با عقابی»

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
عقاب
دارد.