مرگ خوش

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مرگ خوش (به فرانسوی: La Mort heureuse) رمانی از آلبر کامو که بین سال‌های ۱۹۳۶ و ۱۹۳۸ نوشته شده بود ولی بعد از درگذشت نویسنده آن در سال ۱۹۷۱ منتشر شد.

گفتاوردها[ویرایش]

  • «وقتی که به زندگی ام و رنگ‌های نهانش می‌نگرم، حس گریه ای شدید به من دست می‌دهد.»[۱]
  • «اما گاهی اوقات، زندگی کردن از شلیک به خود، شهامت بیشتری می‌طلبد.»
  • «آدم‌های هم سن و سال ما به هم عشق نمی‌ورزند، فقط یکدیگر را ارضا می‌کنند. بعدها، وقتی که پیر و ناتوان شدی، می‌توانی کسی را دوست داشته باشی.»
  • «پول روی همه حرومزادگی‌ها رو می پوشونه.»
  • «صندلی‌های درب و داغان، کمدی با آیینه ای رنگ و رو رفته و میز آرایش گوشه شکسته، برایش وجود خارجی نداشتند :عادت همه چیز را کدر کرده بود.»
  • «تو سن و سال ما، آدم‌ها عاشق هم نمی شن، بلکه به هم لذت می دن، فقط همین.»
  • «دوست ندارم جدی صحبت کنم. چون در این صورت فقط یک چیز می مونه که دربارهٔ اون حرف بزنم توجیهی که می تونی برای زندگی داشته باشی.»
  • «گفت: کسی که تو رو دوست داشته باشه دچار رنج زیاد می شه … و به خاطر حرکت ناگهانی مورسو دچار شگفتی شد و حرفش را برید. پاتریس که سرش را زیر سایه برده بود داد زد: احساسات دیگران روی من تأثیری نداره. زاگرو گفت: این واقعیته. من هم واقعیت را گفتم روزی تنها می مونی، همین.»
  • «شوق به خوشبختی با ارزش‌ترین چیزیه که تو قلب آدم نهفته‌س.»
  • «داشتن پول یعنی تصاحب زمان. این نظر اصلی منه. زمان را می شه خرید. پول‌دار بودن یا شدن داشتن زمان برای خوشبختیه، اگه عرضه شو داشته باشی.»
  • «همه بدبختی و بی رحمی تمدن را می شه با یه اصل بدیهی احمقانه سنجید: ملل خوشبخت تاریخی ندارن.»
  • «منتظر مردی نباش که باهات کنار بیاد. این اشتباهیه که خیلی از زن‌ها دچارش می شن. تو خودت خوشبختی را پیدا کن.»

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
مرگ خوش
دارد.
  1. آلبر کامو، مرگ خوش، ترجمهٔ احسان لامع، انتشارات نگاه، ۱۳۸۷.