پرش به محتوا

راشد غنوشی

از ویکی‌گفتاورد

راشد الغَنوشی (۱۹۴۱) سیاستمدار تونسی و بنیانگذار جنبش النهضه.

گفتاوردها

[ویرایش]
  • «تونس یک کشور سکولار نیست. زبان کشور تونس عربی و دین آن اسلام است. اما ما برای تمام مردم تونس، چه سکولار باشند و چه اسلام گرا، تضمین می‌کنیم که دولت بر اساس موازین جامعه مدنی اداره شود. همه مردم اعم از زن و مرد و با هر گرایشی باید از حقوقشان در این کشور برخوردار باشند. آنها صرف نظر از اینکه سکولار یا اسلام گرا باشند، در مقابل قانون برابر خواهند بود.»[۱]
  • «دنیا به انقلاب تونس خوش آمد گفته و ما نیز به همه خوش آمد می‌گوییم.»[۲]
  • «بین ترکیه و تونس نیز شباهت‌های بسیاری وجود دارد. هر دو کشور در چارچوب توسعه تاریخی و نزدیکی به تجربه غرب و اصلاحات سده نوزدهم، شباهت‌های زیادی دارند و رابطه ما با حزب عدالت و توسعه و هر حزب اسلامی میانه روی دیگر بسیار عمیق است. ما به تجربه ترکیه به عنوان یک پیشرو باور داریم و به ویژه دست‌آوردهای آن در زمینه اقتصاد و حقوق بشر و دمکراسی برایمان قابل استفاده است و البته هر کشوری ویژگی‌ها و شرایط و موقعیت خاص خودش را دارد.»[۳]
  • «طبعاً در هر انقلاب گروه‌هایی هستند که زیان می‌بینند و از میان آن‌ها نیروهای ضد انقلاب شکل می‌گیرد؛ این نیروها نه نومید و نه به راحتی تسلیم می‌شوند. شیوهٔ گفت‌وگو و توافق ملی، نیروهای ضد انقلاب را محاصره می‌کند و کشور ما را به سمت ایمن‌سازی فرایند انتقال دموکراتیک پیش می‌برد.»[۴]
  • «مردم تونس به جهانیان ثابت کردند که دموکراسی رؤیایی نیست که تنها در خارج از جهان اسلام محقق شود بلکه در تمام نقاط آبادان دنیا قابل اجراست.»[۵]
  • «تونس امروز به جهانیان و دوست‌داران آزادی می‌گوید هیچ تعارضی بین اسلام و دموکراسی وجود ندارد و اسلام‌گراها در رأس نیروهای مدافع حق اختلاف، چندگانگی فرهنگی، تنوع سیاسی، آزادی بیان، حقوق زن و تمام ارزش‌های جهانی که آزادی و عدالت و توسعه را برای جامعه به ارمغان می‌آورد قرار دارند.»[۶]
  • «به گمان من، نظام اسلامی نظام شوراست و امروزه نزدیکترین نظام به آن، نظام دموکراتیک است که قدرت را در دست مردم قرار می‌دهد و حاکم به‌جز قدرتی که مردم به او می‌دهند قدرتی ندارد.»[۷]
  • «به نظر من نظام پارلمانی به نظام شورایی نزدیکتر است، چون دولت قدرت را مستقیماً از نمایندگان می‌گیرد و این نوع دموکراسی مانع از شکل‌گیری نظام فردگرا می‌شود.»[۸]
  • «شریعت خودش را به مردم تحمیل نمی‌کند بلکه این مردم هستند که باید شریعت را بخواهند. اگر مردم خواهان اجرای احکام شرع باشند، این احکام بر اساس فهم و درک مردم و از طریق علما و نمایندگان اجرا می‌شود؛ ابزارهای دموکراتیک هم نشان می‌دهد که آیا مردم خواهان اجرای این احکامند یا احکام دیگری.»[۹]
  • «یک مسلمان باید دین را تمام و کمال قبول کند اما چون شرایط زندگی و توانایی و آگاهی مردم با هم فرق می‌کند، مسلمان‌ها در حد امکان و توانایی شان دین را به اجرا درمی‌آورند، خدا هم به کسی تکلیفی فراتر از توانایی اش نمی‌دهد.»[۱۰]
  • «احکام شرع برای کسی که از آن بدش بیاید اجرا نمی‌شود، برای کسانی اجرا می‌شود که خواهانش باشند چون دین اسلام اصلاً بر اساس آزادی شروع می‌شود: «اشهد ان لا اله الله» یعنی اینکه من تصمیم می‌گیرم که خدا را بپرستم و دستوراتش را اجرا کنم، حالا اگر فرد دیگری چنین تصمیمی نگرفت ما فقط می‌توانیم با او بحث و گفتگو کنیم نه اینکه اجبارش بکنیم، اگر اکثریت مردم گفتند که چنین چیزی نمی‌خواهند باز هم ما فقط می‌توانیم با آنها بحث و گفتگو کنیم تا قانع بشوند یا نشوند؛ مردم به خواست خودشان به بهشت می‌روند کسی را با زنجیر به بهشت نمی‌برند.»[۱۱]
  • «نهضت، حزب بزرگی است و حزب عده‌ای افراد نخبه و اندک نیست و رنگ‌ها و صداهای فراوانی در آن هست اما همهٔ اعضای حزب بر سر مسائل اصلی با هم اتفاق نظر دارند. هیچ‌کس در حزب نهضت نیست که در اسلام شکی داشته باشد، اسلام مرجع ماست و هیچ‌کس بر سرش اختلافی ندارد، هیچ‌کس در نهضت در دموکراسی و در برابری زن و مرد شکی ندارد، هیچ‌کس در نهضت نمی‌گوید فلان حزب کمونیستی است و با ما مخالف است و باید از میان برداشته شود اما درون این مجموعهٔ بزرگ رنگهای مختلفی هست و بر سر مسائل فرعی اختلافاتی هم هست؛ من که غنوشی باشم گاهی خودم را در اقلیت می‌بینم و گاهی در اکثریت، چون این حزب یک نهاد است و نه یک طریقت صوفیه که من پیر و مرشدش باشم.»[۱۲]
  • «[بین کشورهای اسلامی ،الگویی برای نظام اسلامی] هیچ الگوی ایده‌آلی وجود ندارد، این کرهٔ خاکی اساسش بر ایده‌آل‌ها نیست بلکه بر پایهٔ نقص بنا شده، بنابراین نظام کامل پیدا نمی‌شود و همه چیز نسبی است؛ می‌توانیم بگوییم این نظام از آن نظام به اسلام نزدیکتر است، این نظام عادلانه‌تر است، این نظام بدی‌هایش کمتر است اما نمی‌توانیم بگوییم فلان نظام، نظام آرمانی اسلامی است.»[۱۳]
  • «اساس شریعت، عدالت است و شریعت تمامش عدالت و رحمت است و هر نظامی که عدالت را اجرا کند نظامی مبنی بر شریعت است، حتی اگر اسم شریعت رویش نباشد و هر نظامی که عدالت را اجرا نکند مبنی بر شریعت نیست حتی اگر اسم شریعت رویش باشد. خداوند برای انسان کرامت قائل شده، هر نظامی بر این اساس که چقدر این کرامت را رعایت کند به اسلام نزدیک می‌شود.»[۱۴]
  • «همهٔ مسلمان‌ها آرزو دارند در جامعه‌ای نوگرا زندگی کنند که در آن پیشرفت اقتصادی و علمی باشد و در عین حال جایگاه اسلام هم حفظ شود در حالی که سکولارها در جهان عرب می‌گویند اگر نوگرایی و پیشرفت اقتصادی و علمی می‌خواهید دینتان را کنار بگذارید.»[۱۵]
  • «منافع آمریکا ربطی به سکولاریسم ندارد، آمریکا مثل کشورهای اروپایی نیست بلکه منطقی عملگرا دارد که ربطی به ایدئولوژی ندارد و می‌خواهد منافع خودش را تضمین کند، صرف نظر از اینکه چه ایدئولوژی در منطقه [خاورمیانه] حاکم باشد.»[۱۶]
  • «[می‌خواهم از نظرتان دربارهٔ ایران بپرسم به عنوان کشوری که الگو و نظام اسلامی خاص خودش را دارد.] ایران شیوه خودش را برای حکومت اسلامی دارد که از مذهب جعفری بیرون آمده که یکی از مذاهب اقلیت در جهان اسلام است... ایرانی‌ها هم در چیزهایی موفق بودن و در چیزهایی نه، ایران توانسته در برابر تحریم‌ها بایستد و فناوری‌اش را پیشرفت بدهد، بیش از ۳۰ سال پایداری در برابر تحریم پرفشار بین‌المللی چیز ساده‌ای نیست اما ایران ناکامیهایی هم داشته ... [و نمونه ناکامیهاش؟] مثلاً انتخابات قبلی اولین انتخابات در تاریخ ایران بود که بر سرش اجماع وجود نداشت، در حالی که همهٔ انتخابات قبلی از زمان پیروزی انقلاب بر سرشان اجماع و توافق وجود داشته، یکی از علامات سلامتی انتخابات این است که مخالفان، نتیجه‌اش را قبول داشته باشند وگرنه مشکلی وجود دارد.»[۱۷]
  • «ترویج دموکراسی به عنوان ابزار مقابله با تروریسم، خدمات مفید آموزشی، خدمات بهداشتی و معرفی نگرش صحیح به اسلام، بسیار لازم و ضروری است.»[۱۸]
  • «این گروه‌ها رادیکال [ داعش]، تا ظهور اسلام علمی و مدافعان راستین اسلام، خود را مدافع اسلام تلقی خواهند کرد. بر این اساس، اسلام علمی و دموکراتیک، چاره و پادزهر داعش و گروه‌های افراطی خواهد بود.»[۱۹]

منابع

[ویرایش]