خدا

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

خدا وجودی است که مورد پرستش قرار می‌گیرد و باور می‌رود که جهان را خلق کرده است.

Dcp7323-Edirne-Eski Camii Allah.jpg

گفتاوردها[ویرایش]

  • «بسیاری از مردم که خدا را یافته‌اند، از او خوششان نیامده و بقیه عمر را از اوگریزان بوده‌اند.»
  • «ای کاش خدا نشانه‌ای واضح به من می‌داد! مثلاً حسابی پر از پول در یک بانک سوئیسی.»
  • «خدا مرده. مارکس مرده؛ و من خودم حس خیلی خوبی ندارم.»
  • «من به خدا اعتقادی ندارم، وجود او توسط علم رد شده است. اما در اردوگاه‌های کار اجباری یاد گرفتم که به انسان‌ها اعتقاد پیدا کنم.»
  • «اینکه خدا وجود ندارد را نمی‌توانم انکار کنم، اینکه تمام وجودم برای خدا زاری می‌کند را نمی‌توانم فراموش کنم.»
  • «آن که وصف آفریده‌ای چون خود را نتواند، وصف کردن خدای خویش را چگونه داند؟»
  • «من مسیحی هستم و با فرهنگ مسیحی بزرگ شده‌ام، اما درمورد ادیان مختلف تحقیق کرده‌ام و متوجه شده‌ام که خداوند در همه ادیان مشترک است.»
  • «من از خداوند به خاطر موهبت‌های سخاوتمندانه‌اش متشکرم. او به من شهامت و ایمان به خودم را داد.»

منابع[ویرایش]

  1. http://www.sharghdaily.ir/News/55138/در-جست‌وجوی-معنای-نور
  2. http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/l/lorettayou195833.html