خلفای راشدین

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

خلفای راشدین اصطلاحی‌ست که از سوی مسلمانان سنی در اشاره به چهار شخصی که پس از مرگ محمد(ص) به خلافت رسیدند، به کار می رود. اهل سنت با توجه به مرجعیت صحابه و اجماع آنان درباره خلفای راشدین، شرایط و شیوه استقرار خلفای چهارگانه را نمونه آرمانی و مشروع دولت اسلامی می‌دانند.

این چهار تن که همگی از صحابه و خویشاوندان (یاران) نزدیک پیامبر اسلام(ص) بودند و در میان مسلمانان محبوبیت و اعتبار زیادی داشتند، به ترتیب عبارت‌اند از: ابوبکر، عمر، عثمان و علی.


شعر[ویرایش]

جلال‌الدین محمد بلخی - مولوی[ویرایش]

چون محمد یافت آن ملک و نعیم      قرص مه را کرد او در دم دو نیم
چون ابوبکر آیت توفیق شد      با چنان شه صاحب و صدیق شد
چون عمر شیدای آن معشوق شد      حق و باطل را چو، فاروق شد

سعدی شیرازی[ویرایش]

چه نعمت پسندیده گویم ترا؟      علیک السلام ای نبی الورا
درود ملک بر روان تو باد      بر اصحاب و بر پیروان تو باد
نخستین ابوبکر پیر مرید      عمر پنجه بر پیچ دیو مرید

عبدالرحمن جامی[ویرایش]

امت احمد از میان امم      باشد از جمله افضل و اکرم
اولیایی کز امت اویند      پی رو شرع و سنت اویند
ره بران راه هدی باشند      بهتر از غیر انبیاء باشند


عطار نیشابوری[ویرایش]

خواجه اول که اول یار اوست      ثانی أثنین اذهما فی الغار اوست
صدر دین، صدیق اکبر، قطب حق      در همه چیز از همه برده سبق
خواجه شرع آفتاب جمع دین      ظل حق فاروق اعظم شمع دین

نظامی گنجوی[ویرایش]

صدیق به صدق پیشوا بود      فاروق ز فرق هم جدا بود
و آن پیر حیائی خدا ترس      با شیر خدای بود همدرس
به مهر علی گرچه محکم پیم      ز عشق عمر نیز خالی نیم

اقبال لاهوری[ویرایش]

ای تو را فطرت ضمیر پاک داد      از غم دین سینه ای صد چاک داد
تازه کن آئین صدیق و عمر      چون صبا بر لاله صحرا گذر
تا ز صدیقان این امت شوی      بهر دین سرمایه و قوت شوی

بیدل دهلوی[ویرایش]

ابوبکر شد سر خوش جام صدق      شراب وفا یافت در کام صدق
کدورت برون رفت ز آب و گلش      صفا یافت جام کمال از دلش
عمر یافت کام از می عدل و داد      بر آفاق چون استوا، خط نهاد

سنائی غزنوی[ویرایش]

جز به دستوری "قال‌الله" یا قال‌الرسول      ره مرو،فرمان مده،حاجت مگو،حجت میار
چارگوهر،چارپایه عرش و شرع مصطفی      صدق و علم وشرح ومردی کار این هرچار یار

خاقانی شروانی[ویرایش]

از دفتر عشق چار یارش      یک بود و ده و صد و هزارش
اصحابش بیش و کم نشاید      کاعداد مهین چهار باید
هر چار چهار رکن تمکین      بل چار حدود کعبه دین

عبید زاکانی[ویرایش]

خوش وقت آن که عاشق صدیق اکبرست      در راه دین موافق صدیق اکبرست
چون آفتاب روشن و چون صبح صادق است      هر کو محب صادق صدیق اکبرست
در معرضی که دم ز صفا و وفا زنند      آن کیست کو مطابق صدیق اکبرست

عبدالقادر مراغی[ویرایش]

بود صدیق تقی نزد محمد مقبول      کرده احکام خدا را از سر صدق قبول
یار ثانی پیر عمر خطابست      آمد منبر و محراب و سر اصحابست
سیمین یار و وفادار نبی عثمانست      مرغ باغ ملکوت و به جهان سلطانست
Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ