بوسه

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

بوسه لمس لب جایی را است.

Kiss.JPG
Smooches (baby and child kiss).jpg
Boy Kissing His Girlfriend (8096546085).jpg
JulioHerrera.jpg
Sweet Baby Kisses Family Love.jpg
You may now kiss the bride.jpg

گفتاورد[ویرایش]

  • «اسلحه را با بوسه و گلوله را با گل نمی‌توان نابود کرد.»
  • «یک بوسه کافی است که گناهی محسوب شود.»
  • «برای یک زن نخستین بوسه پایان یا آغازی است و برای مرد نخستین بوسه آغاز پایانی است.»
    • هلن رولند بدون منبع

ضرب‌المثل[ویرایش]

شعر[ویرایش]

  • «آن‌که لبش مایهٔ حلاوت قند است// کاش بگوید که نرخ بوسه به چند است»
  • «آیی و گویی که بوسه خواهی؟ خواهم// کور چه‌خواهد بجز دو دیده روشن»
  • «از برای مصلحت، مرد حکیم// دمب خر را بوسه زد خواندش کریم»
  • «از بهر بوسه‌ای ز لبش جان همی دهم// اینم نمی‌ستاند و آنم نمی‌دهد»
  • «از لب شکرین او بوسه بجان خریده‌ام// ز آن‌که حلاوتی بود جنس گران‌خریده را»
  • «ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس// بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس»
  • «بگفتمش: به لبم بوسه‌ای حوالت کن// بهخنده گفت: کی‌ات با من این معامله بود؟»
  • «بوسه‌ای ز آن دهن تنگ بده یا بفروش// کاین متاعی است که بخشند و بها نیز کنند»
  • «به بوسه‌ای ز دهان تو آرزومندم// فغان که با همه حسرت به هیچ خرسندم»
  • «پی یک بوسه گرد پایه حوض// بسی گشتم تو دل دریا نکردی»
  • «تو بوسه ده که منت جان نثار خواهم کرد// کسی معامله بهتر از این دوتا نکند»
  • «جان به‌لب آمد و بوسید لب جانان را// طلب بوسه جانان به‌لب آرد جان را»
  • «خوش آن‌که ز می مست شوی بی‌خبر افتی// پنهان ز تو من بوسه زنم آن کف پا را»
  • «دزدی بوسه عجب دزدی پر منفعتی‌ست// که اگر باز ستانند دوچندان گردد»
  • «روی نگار در نظرم جلوه می‌نمود// وز دور بوسه بر رخ مهتاب می‌زدم»
  • «سرمست در قبای زرافشان چو بگذری// یک بوسه نذر حافظ پشمینه‌پوش کن»
  • «شاعر و آنگاه رد بوسه شیرین// کودک و آنگاه ترک دانه خرما»
  • «قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست// بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند»
  • «گفتم: ز لعل نوش‌لبان پیر را چه‌سود// گفتا: به بوسه شکرینش جوان کنند»
  • «گفتمش: بوسی از آن تُنگ شکر قسمت ماست// گفت: این نقطه دگر قابل قسمت نبود»
  • «گفت: مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو؟// مردم از این هوس ولی قدرت و اختیار کو»
  • «گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم// وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم نه یک»
  • «مرد گستاخی نی‌ام تا خوش در آغوشت کشم// بوسه بر پایت دهم چون دست بالاییم نیست»
  • «منِ خاکی که از این در نتوانم برخاست// از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلند»

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
بوسه
دارد.
Wiktionary-logo-fa.png
معنای واژهٔ
بوسه
را در ویکی‌واژه ببینید.