ویکیگفتاورد:نقلقول روز/سپتامبر
از ویکیگفتاورد
[ویرایش] سپتامبر ۲۰۰۷
- «هرکجا ظلم رخت افکنده است// مملکت را ز بیخ برکنده است» سنایی ۳۰
- «جز به آزادی ملت نبود آبادی// آه اگر مملکتی ملت آزاد نداشت» فرخی یزدی ۲۹
- «پریرو تاب مستوری ندارد// در ار بندی سر از روزن درآرد» جامی ۲۸
- «حکیمان گفتهاند اگر آب حیات فروشند فیالمثل به آبروی، دانا نخرد که مردن به علت به، که زندگانی به مذلت» سعدی ۲۶
- «مخالفان را یک روز روزگار مده// که اژدها شود، ار روزگار یابد مار» فرخی سیستانی ۲۵
- «دوکس دشمن ملک و دیناند یکی پادشاه بیحلم و دیگری زاهد بی علم.» سعدی ۲۴
- «روزه دار و به دیگران بخوران// نه مخور روز و شب شکم بدران» اوحدی ۲۳
- «هرچه داری شب نوروز به می ساز گرو// غم روزی چه خوری روز نو و روزی نو» صالح طوسی ۲۲
- «عشق در کوهکنی داد نشان قدرت خویش// ورنه این مایه هنر تیشه فرهاد نداشت» فرخی یزدی ۱۸
- «رندی که بخورد و بدهد به از عابدی که روزه دارد و بنهد.» سعدی ۱۷
- «بسان موج سراب است مردم نادان// بسان کوه بلند است مرد دانشمند// که هرچه پیش شوی بیش در نظرت آید// یکی عظیم حقیر و یکی عظیم بلند» رشید یاسمی ۱۶
- « سلام من بر کسانی که در دامان مام وطن رنج میبرند.» هاینریش هاینه ۱۵
- «به اخلاق با هرکه بینی بساز// اگر زیردست است و گر سرفراز» سعدی ۱۴
- «گاندی، فیل خاکستری بود که بر گرده موش کوچک و سفیدی نشست. کینگ، موش خاکستری و کوچکی است که بر صدر فیل بزرگ و سفیدی نشسته است.» مالکوم ایکس ۱۳
- «نه در هر سخن بحثکردن رواست// خطای بزرگان گرفتن خطاست» سعدی ۱۲
- «ما آموختیم تا همچون پرندگان در آسمان بال بگشائیم و پهنه اقیانوس را چون ماهیان درنوردیم، اما هنر سادهٔ زندگی برادرانه را یاد نگرفتیم.» مارتین لوتر کینگ جونیور ۱۱
- «بسیار بخوردند و نبردند گمانی// کز خوردن بسیار شود مردم بیمار» فرخی سیستانی ۱۰
- «یک روز خرج مطبخ تو قوت سال ماست// یک سال مردمی کن و یک روز روزه گیر» ناشناس ۹
- «من در آرزوی انجام خدمتی بزرگ و پرشکوه زندگی میکنم، اما مبرمترین وظیفه من انجام خدمات کوچکی است که در کسوتی بزرگ و شکوهمند ظاهر شوند.» هلن کلر ۸
- «کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود// که علم بیخبر افتاد و عقل بیحس شد» حافظ ۵
- « این ابتدای کار است. آنجاکه کتابها را میسوزانند، انسانها را نیز خواهند سوزاند.» هاینریش هاینه ۳
- «بر شعر من مخند به خشکی که خواجه گفت// کی شعر تر تراود از خاطر حزین» ایرجمیرزا ۲
- « نابینا بودن یعنی جداشدن از اشیاء، ناشنوا بودن یعنی جدایی از انسانها.» هلن کلر ۱