فرخی یزدی

از ویکی‌گفتاورد

پرش به: ناوبری, جستجو

فرخی یزدی، (۱۳۰۶ هجری قمری در یزد - ۱۳۱۸ هجری شمسی در زندان تهران) به نام اصلی میرزا محمد فرزند محمدابراهیم یزدی، شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه ایرانی بود.

فهرست مندرجات

[ویرایش] دارای منبع

[ویرایش] دیوان غزلیات/ حسین مکی

  • «آن پابرهنه را که به دل حرص و آز نیست// سرمایه‌دار دهر چو او بی‌نیاز نیست»
  • «تا نشود جهل ما به علم مبدل// پیش ملل بندگی ماست مسجل// توده ما فاقد حقوق سیاسی است// تا نشود جهل ما به علم مبدل»
  • «داشت امروز گر اسلام نگهبانی چند// یا مسلمانی چون بوذر و سلمانی چند// یا که مانند زبیر اشجع شجعانی چند// کی شد پامال از دست غَرَض‌رانی چند»
  • «زندگی کردن من مردن تدریجی بود// آنچه جان کند تنم‚ عمر حسابش کردم»
  • «عشق در کوه‌کنی داد نشان قدرت خویش// ورنه این مایه هنر تیشهٔ فرهاد نداشت// جز به آزادی ملت نبود آبادی// آه اگر مملکتی ملت آزاد نداشت»
  • «قسم به عزت و قدر و مقام آزادی// که روح‌بخش جهانست نام آزادی// هزاربار بود به ز صبح استبداد// برای دسته پابسته، شام آزادی// به پیش اهل جهان محترم بود آن‌کس// که داشت از دل و جان احترام آزادی»
  • «مسکنت را ز دم داس، درو باید کرد// فقر را با چکش کارگران باید کشت»
  • «هرگز اسلام نبد خوار چنین پیش ملل// سیف سیف‌الله اگر داشت کنون حسن عمل»
  • «هرچه رأی از دل صندوق برون می‌آید// دادش از رأی‌خر و ناله‌اش از رأی خر است»

[ویرایش] روزنامه طوفان

  • «آقای خدایارخان میرپنج، با اخذ حقوق منصب خود، به چه دلیل ریاست کل مالیات غیرمستقیم و خالصجات را اشغال نموده و یک نفر نظامی را به این شغل مهم کشوری، چه صیغه میتوان نامید؟»
    • شماره دهم، سال دوم، خطاب به سردار سپه/ ۱۳۰۱ هجری شمسی
  • «...باز هم قوام‌السلطنه مانند جغد شومی در این ویرانه به تخت نشسته و منتظر است که اضمحلال و انهدام ایران باستانی را با چشم حریص و مرگبار خود مشاهده نماید.»
    • شماره ۳۱
  • «پَرَد ز افق بر چرخ، فوارهٔ خون هرروز// تا غوطه زند خورشید از خون خیابانی»
    • سال سوم، به مناسبت قتل محمد خیابانی
  • «دوش ایران را به هنگام سحر دیدم به خواب// وه چه ایرانی! سراسر چون دل عاشق خراب»
    • تهران - ۱۳۲۹ هجری قمری

[ویرایش] روزنامه ستاره شرق

  • «شد خرمن ما دست‌خوش برق، ببین// طوفان به خلاف رسم شد غرق، ببین// خواهی اگر آن نکات طوفانی را// در آتیه از ستارهٔ شرق ببین!»
    • شماره یک، سرمقاله
  • «هر خامه نگفت ناکسان را توصیف// هر نامه نکرد خائنان را تعریف// آن خامه ز پافشاری ظلم شکست// آن نامه به دست ظالمین شد توقیف»
    • شماره یک، ص. سوم

[ویرایش] به مناسبت دهمین سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی

  • «در جشن کارگر چو زدم فال انقلاب// دیدم به فال نیک بود حال انقلاب// من هم به نام خطه ایران سپاسگوی// بر قائیدن نامی و عمال انقلاب»

[ویرایش] راجع به تشکیل کابینه مستوفی‌الممالک

  • «اشراف عزیز نکته‌سنج من و تو// چون مار نشسته روی گنج من و تو// تا بی‌حس و جاهلیم یکسر تو و من// پامال کنند دسترنج من و تو»
  • «ای دوست کلاه خویش را قاضی کن// در آتیه کار بهتر از ماضی کن// فرصت مده از دست و به هر قیمت هست// افکار عموم را ز خود راضی کن»
  • «در اول وهله پا فشردیم همه// گوی سبق از زمانه بردیم همه// از تفرقه بگسیخته شد چون صف ما// از مرتجعین شکست خوردیم همه»
  • «ور دشمن یک‌رنگ ِتو چون شیر بود// با رشته دوستی به زنجیرش کن»
  • «یک عمر در این محیط گردیدم من// وین بوالهوسان را همه سنجیدم من// فهمیدنم این بود که از این مردم// در هیچ‌زمان هیچ نفهمیدم من»

[ویرایش] راجع به قرارداد وثوق‌الدوله/ ۱۹۱۹ میلادی

  • «داد! که دستور دیوخوی ز بیداد// کشور جم را به باد بی‌هنری داد// داد قراری که بی‌قراری ملت// زآن به فلک می‌رسد ز ولوله و داد»
  • «دیدی که باغبان جفاپیشه عاقبت// برباد، آشیانهٔ چندین هزار داد؟// می‌خواست خون ز کشور دارا رود چو جوی// دستی که تیغ کِید به جانوسیار داد»

[ویرایش] راجع به قوام‌السلطنه

  • «باز هم قوام‌السلطنه مانند جغد شومی در این ویرانه به تخت نشسته و منتظر است که اضمحلال و انهدام ایران باستانی را با چشم حریص و مرگبار خود مشاهده نماید.»
  • «کابینه قوام‌السلطنه بدون مدرک قانونی و برخلاف مواد قانون اساسی و مطبوعات، به صرف اراده شخصی، طوفان را توقیف نمود... قوه مجریهٔ مملکت به دست کسی بود که آن را سؤاستعمال می‌کرد و ما از انتشار طوفان معذور بودیم.»

[ویرایش] در تجلیل از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و گروه ۵۳ نفر در زندان قصر/ شهریور ۱۳۱۷ شمسی

  • «صد مرد چو شیر عهد و پیمان کردند// اعلان گرسنگی به زندان کردند// شیران گرسنه از پی حفظ مرام// با شور و شعف ترک سر و جان کردند»

[ویرایش] بدون منبع

  • «آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی // دست خود زجان شستم از برای آزادی // در محیط طوفان‌زا ماهرانه در جنگ است // ناخدای استبداد با خدای آزادی»
    • فرخی یزدی

[ویرایش] پیوند به بیرون

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ

Incomplete list.svg این نوشتار ناتمام است. با گسترش آن به ویکی‌گفتاورد کمک کنید.