گفتار

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

گفتار (سخن،کلام) و گفتگو (تکلّم،صحبت کردن) موضوع این نوشتار است.

گفتاوردها[ویرایش]

  • «سخن در بندِ توست تا بر زبانش نرانی و چون گفتی اش تو در بندِ آنی، پس زبانت را چنان نگهدار که دِرَم و دینارت را، چه بسا سخنی که نعمتی را رُبود و نقمتی را جلب نمود.»
  • «از زبانت همین اندازه برایت بس است که راهِ هدایت را از گمراهی آشکار سازد.»
  • «سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید .»
    • محمد باقر بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی، ج ۷۵، ص (۱۷۰)
  • «بهترین سخن آن است که جدّی اش به کارَت آید و شوخی اش سرگرمت سازد.»
  • «سخن گفتن یک نوع احتیاج است ولی گوش دادن هنر.»
کم گوی و جز از مصحلت خویش مگوی       وز هرچه نپرسدت کسی بیش مگوی
گوش تو دو دادند و زبان تو یکی       «یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی»[۱]
افضل‌الدین کاشانی [۱]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ هدایت، رضاقلی‌خان. «۱۷۰. افضل‌الدین کاشانی». در مجمع الفصحاء. ج. یکم. به کوشش مظاهر مصفا. تهران: انتشارات امیرکبیر، سال ۲۰۰۲م. ص ۳۵۷.